رشته حقوق

ایران باستان

دانلود پایان نامه

بنابراین سام، چون به این نتیجه رسیده بود که تسخیر کابلستان و دستگیری یا قتل مهراب، وقتی ممکن خواهد بود که پسرش را بکشد، ناچار به خاطر مهر فرزندی، دست از جنگ و جدال برداشت و نام های خطاب به منوچهر شاه نوشت و ضمن آن خواسته بود با وصلت زال و روادبه موافقت کند و نامه را نیز به دست زال سپرد که آنرا به ایران ببرد و به دست پادشاه برساند.
سام می خواست با این کار، فرزندش را از میدان حوادث دور گرداند اما چون خبر ماجرا را به مهراب رسید، همسرش سیندخت را مورد عقاب قرار داد و تصمیم گرفت هم او و هم رودابه را از میان بردارد تا خشم شهریار فرو نشیند و کابلستان را از نابودی رها کند.
سیندخت نظر داد که سام را می توان با مال و ثروت فراوان فریب داد و تا بازگشت زال، بدین سان خرسند نگهداشت. مهراب کابلی نظر همسرش را ستود و کلید در گنجینه ها را به او داد.
فردوسی، برای بزرگداشت هر چه بیشتر زنان، آورده است که سیندخت شخصاً، نزد سام رفت و گنجینه های سرشاری را به سام نریمان، پیشکش کرد. سام گرچه از خشم منوچهر شاه در اندیشه بود، هدایا را پذیرفت و شرط گذاشت که تنها در صورتی از حمله به کابلستان چشم خواهد پوشید که بداندفرزندش زال، کجا و چگونه با رودابه آشنا شده و دل در زخم گیسوانش بسته است؟ سیندخت، سام را از آن چه گذشته بود آگاه ساخت و گفت : اگر بین دو پادشاه، دشمنی و ناسازگاری، پیش آمده است. مردم کابلستان چه گناهی دارند که باید در این ماجرا فنا شوند ؟ سام از سخنان سیندخت به رقت آمد و به مهراب پیغام فرستاد که بیمی از ایرانیان در دل نپرورد و آسوده خیال به سلطنت خود ادامه دهد.
روز بعد سیندخت همراه دویست مرد جنگی به کابلستان بازگشت و مهراب، بشارت ها داد و از بابت وصلت خرخنده ای که در حال وقوع بود، شاد باش ها گفت.
از سوی دیگر زال، در بازگشت از بارگاه منوچهر شاه، بیرون شهر، خیمه و خرگاه زد و در انتظار سرنوشت، به شکار پرندگان و تاختن در دشت ها خود را سرگرم ساخت. یک روز زال در مرغزار با پنج جوان که سرگرم گل چیدن بودند، روبه رو شد. آنان، کنیزان رودابه بودند و برای خبرجویی از خرگاه زال، در یک صبح بهاری به گلزار رفته بودند. دخترکان از بانوی خود به عنوان دختر روشن رایی که چون شکوفه های بهاری زیبا است، یاد کردند و زال را بیش از پیش شیفته و شیدا کردند. از طرف دیگر، وقتی نزد بانوی خویش بازگشتند چندان از نیرومندی و برو بالای زال یاد کردند که رودابه فریفته تر از همیشه و بیناتر از پیش گشت و تصمیم گرفت با همدستی آنان زال را به داخل قصر بکشاند و از نظر نهایی او، سام و منوچهر شاه آگاه گردند.
نیمه شبی زال، به پای دژ رسید و کمند بر بالای قصر انداخت و دلاورانه خود را به بالا کشید و شبی تا بامداد در کنار رودابه به روز رسانید. روز بعد در حالی که نالان و دردمند از محبوب نازنین جدا می شد، تصمیم گرفت چگونگی را با پدرش در میان گذارد و بی توجه به آن که مهراب از گوهر ضحّاک پلید و رودابه از آن دودمان است، از روی ملتمسانه بخواهد که نظر شاه ایران را به این وصلت، جلب کند. سام سخن پسرش را پذیرفت و با خود اندیشید که نظر ستاره شناسان و موبدان را جویا شود وآنان رای زدند که از این وصلت،پیلتنی زاده خواهدشدکه جهان را زیر پای خواهد نهاد و آوازه ی پهلوانی او از مرزها خواهد گذشت. پس سام بار دیگر زال را به درگاه منوچهر روانه ساخت و آنچه از ستاره شناسان و موبدان شنیده بود با او در میان گذاشت. (مجیدی کرایی، 1387، صص 42-65).
داستان موافقت منوچهر شاه با ازدواج زال و رودابه، از بحث این گفتار بیرون است و همان گونه که گفته شد، «رستم» نتیجه ی این ازدواج بود. که علاوه بر کتاب ارزشمند شاهنامه دیگر نویسندگان پیش و پس از اسلام از آن پهلوان یاد کرده اند. این پهلوان نامی که مادرش یکی از زنان تاریخ ساز ایران باستان به انگیزه ی پیشامده های که دچار آن شده بود، نامی جاودان و همیشگی در تاریخ ایران دارد.
نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
چه شکل های گوناگونی دارد و عشق !
این آبشار بلند آویخته
طرّه ی رودابه اگر باشد
نهر خروشان کف آلود
زال تواند بود
-کام یافته-
که فرود آمده از بلندا» (آتشی، 1386، ص 709).
همان گونه که گفته شد، رودابه چون دلباخته ی زال می شود و منوچهر شاه، و پدر و مادرش با این وصلت مخالف هستند، رودابه تصمیم میگیرد زال را به خوابگاه خود ببرد و با انداختن موهای خود از بالای قصر به پایین، زال را به بالا می برد و آتشی در اینجا به این داستان اشاره کرده است و منظور از آبشار بلند آویخته، استعاره از موهای رودابه است که در بلندی به آبشار تشبیه شده است.
«و صبح
سیمرغ های تازه
با زال های تازه فراز بال
رو با نشیب البرز می بالند

مطلب مشابه :  سیستم های اطلاعاتی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید