رشته حقوق

اهورامزدا

دانلود پایان نامه

«افراسیاب» پسر پشنگ است که نسبتش به فریدون می رسد. برادرانش «گرسیوز» و«اغریرث» بودند. فرزندان او «فرسپ چول» و «شان» و «شیده» هستند. کیخسرو از فرنگیس دختر افراسیاب بود. افراسیاب بزرگ تورانیان و از دیویسنان است. او از شجاعتی تحسین آمیز برخوردار بود. به موجب روایات کهن، افراسیاب در اعماق زمین درباره ای به نام «هن کن» یا «هنگ» می زیست. خانه ی او زیرزمینی آهنین و به جادویی ساخته شده است. به روشنی خانه در شب چون روز روشن بود. چهار رود در آن می تازد. یکی آب، یکی می، یکی شیر و یکی ماست زده (دوغ). بر سقف آن گاه خورشید و گاه ماه به روشنی در آراسته است. بلندی آن خانه به اندازه ی قد یک هزار مرد میانه بالا بود.
در آن جا فدیه به راه آناهید نثار کرد تا فرّه کیانی آریایی ها را به چنگ آورد و برای جستجوی آن برهنه به درّه ی فراخکرد رفت، فرّه کیانی گریخت و جویباری به نام دریچه ی «هئوسرو» (خسرو) از حرکت آب ها پدید آمد. افراسیاب بار دیگر به جستجوی فرّه کیانی شتافت، امّا هر بار دریاچه ی جدیدی پدید آمد و کوشش های او بی ثمر ماند.
او از زیانکاران و دیو خشکی است. افراسیاب بار اوّل در زمان منوچهر به ایران هجوم آورد و دوازده سال بر ایران حکومت کرد. رود «واتئنی» را در سیستان، لگدکوب کرده و از میان برد. آب را از ایرانشهر بازداشت. برای حلّ این مشکل «سپندارمذ» ایزد بانوی زمین به شکل دوشیزه ای با جامه ی پرشکوه به خانه ی منوچهر داخل شد. افراسیاب دلباخته ی سپندارمذ می شود و از او خواستگاری می کند. سپندارمذ نخست افراسیاب را وا می دارد که آب را به ایراشنهر باز آورد و چون از همه چیز مطمئن می شود، دوباره به زمین فرو می رود.(همان، صص 87 و 88)
درشاهنامه سخن از بازداشتن باران از ایرانشهر توسّطافراسیاب در میان نیست. ولی در داستان های زو تهماسب که برابر زاب تهماسبان است، سخن از تنگی و خشکسالی می رود تا آن جا که سپاهیان ایران و توران سر به فریاد و غوغا برمی دارند و میان صلح برقرار می گیرد. پس از مرگ منوچهر دوباره افراسیاب به ایران تاخت، نوذر را کشت و آشوب و ویرانی بسیار به بار آورد. باران را از ایرانشهر بازداشت. بزرگان ایران در بند می افتند و افراسیاب آنان را در ساری به زندان می دارد. اغریرث، برادر افراسیاب، بندیان را فراری می دهد. افراسیاب، اغریرث را به دلیل همراهی با ایرانیان از میان دو نیم می کند و این نشان بخت برگشتن ار افراسیاب است. تا این که زاب پسر تهماسب، افراسیاب مجدداً به ایران تاخت و تا زمان قباد شاهی کرد و بدی ها و فساد فراوان کرد و پس از این که پادشاه ایرانشهر شد،«آتشکده ی کرکوی» را در سیستان بناکرد.
پس از اسیر شدن کاووش در بند هاماوران شخصی به نام «زین گاو» از تازیان بر ایران حکومت کرد و فساد و تباهی بسیار کرد. ایرانیان از افراسیاب خواهش کردند که به ایران بازگردد. او بازگشت و زین گاو را بکشت و خود شاه ایرانشهر شد. پس مردم را از ایرانشهر به ترکستان تبعید کرد. ایرانشهر را ویران نمود و بیاشفت تا رستم از سیستان سپاه آراست و کاووس را از بند هاماوران نجات داد و با افراسیاب در ناحیه ی اصفهان نبرد کرد و او را شکست داد و در کارزار بعدی او را از ایران بیرون کرد.
بار دیگر افراسیاب کوشید. سیاوش پسر کاووس به نبرد با او روانه شد. به بهانه ی سودابه زن کاووس سیاوش به ایرانشهر بازنگشت. افراسیاب به سیاوش زینهار داد و سیاوش به ترکستان شد. دختر افراسیاب یعنی فرنگیس را به زنی گرفت و کیخسرو از او زاده شد و افراسیاب سیاوش را آن جا کشت. سرانجام به دست کیخسرو در کنار دریاچه«چیچست»هلاک شد. امّا این پادشاه ویرانگر سودهایی نیز برای ایران داشت. او در فنّ ایجاد جوی ها مهارت داشت و هزار چشمه آب و آب شطّ هیرمند و هفت رود قابل کشتی رانی را به دریاچه هامون جاری کرد و مردمان را بر کنار آن سکونت داد.
افراسیاب مانند ضحّاک و اسکندر به وسیله ی اهریمن فناناپذیر خلق شده بود لیکن هرمزد هر سه از این حال بگردانید یعنی بی مرگی را از ایشان سلب کرد. (همان، صص 88 و89).
آتشی فقط یک بار از این واژه استفاده شده است :
«امّا
تنها
در چشم خون فشان اسفندیار
یا پهلوی دریده ی سهراب
یا خندق برادر بدخواه
یا تشت لب به لب از خون در بارگاه افراسیابت توانم یافت.» (آتشی، 1386، ص 1200).
5-1-3-4- امشاسپندان :
دردین زردتشتی پس از اهورامزدا که به عنوان خدای برین پرستش و نیایش می شود، موجودات مقدّس دیگری نیز وجود دارند که اهورامزدا را در امر آفرینش یاری می دهند.
اینان درحکم مهین فرشتگان زردشتی هستندوبرروی هم باصفت «امشاسپندان» یعنی «بی مرگان مقدّس» یا «جاودانگان مقدس» خوانده می شوندو عبارتند از : «بهمن = منش واندیشه ی نیک»، «اردیبهشت = بهترین دادگری و نظم و حقیقت»، «شهریور = شهریاری و پادشاهی برگزیده»، «سپند آرمئیتی = پارسایی و خشوع مقدس»، «خرداد = کمال و رسایی»، « اَمرداد = بی مرگی و جاودانگی».
این شش جاوادانه ی مقدس به همراه «سپند مینو» که «مینوی فزاینده» است، مخلوقات اولیه اهورامزدا و دستیاران او در خلقت کیهانی هستند که در پیرامون و زیر دست اهورامزدا، اورا در اداره ی امور جهان و تعیین سرنوشت انسان یاری می کنند و هر یک وظیفه و نقشی در آفرینش کیهانی دارد.» (باقری، 1385، ص 43).
در فروردین یشت، هفت بودن تعداد آنان مشخص است و چنین آمده :
«فروهر های نیک توانای پاک مقدّسین را می ستاییم، آن فروهرهای امشاسپندان را از آن شهریاران تندنظر، بالانظر، بسیار زورمند، دلیر اهورایی را که مقدسین فناناپذیرند، که هر هفت یکسان اندیشند، هر هفت یکسان سخن گویند، هر هفت یکسان عمل نمایند». (عفیفی، 14383، ص 442).
یشتی ازکتاب یشتها مخصوص ستایش امشاسپندان است. در سایر بخش های اوستا و نیز در نوشته های دینی پهلوی، درباره ی موقع و مقام امشاسپندان مطالبی آمده است. در ادبیات زردشتیان و نیز در فرهنگ های فارسی واژه ی امشاسپند به صورت های «امشا سفند، امهرپسند، امهرسفند آمده و در فرهنگ جهانگیری معنی آن را «فرشته و سیاوش» یاد کرده است.» (همان، ص 442).

مطلب مشابه :  انرژی مصرفی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید