رشته حقوق

انواع پرخاشگری

دانلود پایان نامه

4-1-6-3-8. مکانیسم جبران:
در این مرحله هنگامی که شخص در یک زمینه با ناکامی روبهرو میشود تغییر مسیر داده و به حوزهی دیگر وارد میشود(کریمی،84:1373). استیلای سرنوشت، شوم بختی و تیرهروزی، گریزناپذیری و زبونی در برابر سرنوشت محتوم، مهمترین عواملی هستند که رستم را به بنبست میکشانند.
در این تراژدی، رستم بسیار کوردل و کوتهبین است و سایه روشنهای شک و تردید در مورد شناسایی فرزند را مرتب در خود انکار میکند تا آنگاه که در فرجام تراژدی، دشنه را در جگرگاه پور خویش فرود میآورد. اکنون، او دستانش را به خون فرزند آلوده است و دیگر نمیتواند ننگ پسرکشی را برتابد. پس، به بنبست در زندگی میرسد و به خودکشی دست میزند. خودکشی، یکی دیگر از ویژگیهای تراژدی است. هنگامیکه، فاجعه به اوج میرسد، قهرمان داستان خود را زیانکار میبیند. پس، به خودکشی پناه میبرد. در تراژدی رستم و سهراب، رستم برای فرار از موج سرزنشها به خودکشی دست میزند. او دیگر نمیتواند، ننگ این فاجعه را برتابد، شانههای او تحمل این مصیبت بزرگ را ندارد و در پی آن است که جان خویش را از قید جسم برهاند. بنابراین، دشنه را به گردن خویش نزدیک میسازد تا به زندگی خود خاتمه دهد:
یکــی دشنــه بگـــرفت رســتم بــه دست کــــه از تــن ببــرد ســـر خـــویش پـــست
(فردوسی،198:1389،ب953).
صناعی در مقالهای به نام ناکامی و پرخاشگری، از غریزهی مرگ و انواع پرخاشگری در روانکاوی فروید سخن میگوید. و به این نکته اشاره میکند که خودکشی شدیدترین نوع پرخاشگریِ درونی است. که در آن پرخاشگری به جای جهان خارج به خود فرد برمیگردد(یاوری،36:1374) برخی از قهرمانان داستانهای تراژیک شاهنامه، پس از کشته شدن فرزندانشان به بنبست در زندگی میرسند و ادامهی زندگی، بدون فرزندانشان را امری عبث میشمارند و چون در این حوادث ناگوار و تلخ، پای عقل و خرد میلنگد و تمام چراهای آنها، بدون پاسخ میماند یا به خودکشی دست میزنند مانند: جریره:
بیامــــد بــبــالیــن فـــــــرخ فــــرود یکـــی دشنــــه بـــا او چــــو آب کــبــــود
دو رخ را بـــــروی پـــسر بـــــر نهـــاد تشکـــم بــــردرید و بــــــرش جـــــان بـداد
(فردوسی،328:1389،ب893-892)
همچنین برای تسکین ناهشیار و هشیارش، با پذیرش وصیت سهراب:
همـــه مهربانـــی بـــدان کـــن کـه شاه ســـوی جـــنگ تــــوران نــــراند سپـــــــاه
(همان:198،ب935)
دست به جبران میزند. به این معنی که برای دلخوشی روان خود از مکانیسم دفاعی جبران بهره میجوید و از سپاه خود میخواهد با ترکان جنگی نکنند:
شــمــا جنــگ تـــوران نجـــــویید کس همــین بـــد کـــه مــن کـــردم امـــروز بس
(همان،ب948).
رستم برای جبران از کاووس میخواهد آسیبی به سپاه توران نرساند:
ز تــوران ســرانند و چنــــدی ز چــــین از ایشـــان بــــه دل در مــــــدار ایــــچ کـین
(همان:200،ب1027).
با مرگ سهراب، رستم نخستین و آخرین خواهش فرزند را برآورده میسازد و از کاووس میخواهد تا با تورانیان کاری نداشته باشد و بگذارد ایشان به سرزمین خویش بازگردند و به اینگونه نظم پیشین دوباره برقرار میشود. و در ادامه برای جبران مافات، ترجیح میدهد؛ که خود نزد سهراب بماند و بهترین رابط بین خود و کاووس را برای گرفتن نوشدارو نزد کاووس میفرستد و به او سفارش میکند که در رفتن شتاب کند:
بـــه گـــودرز گفـــت آن زمــان پهـــلوان کــــز ایــــــــدر بـــــــرو زود روشــــنروان
پیـــامی ز مــــن پیـــش کــــاووس بــر بگـــویش کـــه مـــا را چــــه آمــــــد به سر
(همان:198،ب961-960).

مطلب مشابه :  حوزه علمیه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید