رشته حقوق

انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه

وقتی که در تاریخ وهابیت سیر می‌کنیم، به شباهت‌های خاصی بین آن دو می‌رسیم. به طور مثال مغیره بن شعبه در یکی از ملاقات‌های خود با معاویه، به او گفت: بنی هاشم اقتدار خود را از دست داده‌اند و خطری از ناحیه‌ی آنان حکومت تو را تهدید نمی‌کند. چه بهتر که بر آنان سخت نگیری و آنان را مورد مهر و محبت قرار دهی. معاویه در پاسخ، گستاخانه گفت: پس از مرگ ابوبکر، عمر و عثمان، هیچ اثری از آنان نمانده و نامی از آنان برده نمی‌شود اما هر روز 5 مرتبه فریاد اشهد أنَّ محمداً رسولُ الله به گوش می‌رسد. با این وضع، دیگر چه چیزی برای ما بنی امیه باقی مانده است؟ به خدا سوگند تا نام پیامبر را دفن نکنم و از زبان‌ها نیاندازم، آرام نخواهم گرفت.
روزی معاویه هنگام شنیدن صدای مؤذن که به رسالت پیامبر اکرم شهادت و گواهی می‌داد، به اعتراض گفت ای فرزند عبدالله! همت بلندی داشتی به کم‌تر از این نامت کنار نام خدا برده شود، رضایت ندادی.** وقتی این طرز فکر و رفتار معاویه را جهت محو یاد پیامبر و تلاش وهابیت جهت از یاد بردن نام نبی مکرم اسلام و جلوگیری از ایجاد ارتباط مسلمانان با مقبره‌ی مبارک ایشان را نگاه می‌کنیم، به اشتراکات فراوانی بین معاویه و وهابیت پی می‌بریم. همچنین احمد بن حنبل به نقل از داوود بن ابی صالح چنین گزارش می‌کند: روزی مروان، مردی را دید که صورتش را روی قبر پیامبر گذاشته بود. مروان در حالی که گردن او را گرفته بود، گفت: می‌دانی چه می‌کنی؟ هنگامی که زائر قبر پیامبر اکرم صورتش را به سمت مروان برگرداند، ناگهان مروان با ابو ایوب انصاری، صحابی پیامبر اکرم مواجه شد. ابو ایوب انصاری در پاسخ به مروان گفت: بله، به دیدار پیامبر خدا آمده‌ام، نه دیدار سنگ. از رسول خدا شنیدم که فرمود: زمانی که دین‌داران، امور دینی مردم را به عهده دارند، بر حال دین نگریید. زمانی باید بر دین گریست که نا اهلان، عهده‌دار امور دینی مردم باشند. ابن حیان بستی شافعی به ماجرای دیگری از ممانعت مروان از نماز خواندن اسامه بن زید در کنار قبر پیامبر اکرم اشاره می‌کند و به نقل از عبیدالله بن عبدالله می‌نویسد: روزی اسامه بن زید را در حال نماز خواندن کنار قبر پیامبر اکرم مشاهده کردم و او را به خاطر این عمل مورد سرزنش قرار داد و گفت: چرا به سوی قبر پیامبر نماز می‌خوانی؟
اسامه بدون این‌که جسارتی به مروان کرده باشد، فقط پاسخ داد: پیامبر را دوست دارم. مروان با الفاظی زشت به اسامه توهین کرد و به او فحش داد. اسامه خطاب به مروان گفت: ای مروان! با الفاظی که به کار بردی، مرا اذیت و ناراحت کردی. از رسول خدا شنیدم که فرمودند: خداوند افراد بد زبان را دوست ندارد و گواهی می‌دهم که تو انسان بد زبان و ناسزاگویی هستی. حال مروان کسی است که به گفته‌ی عایشه: پیامبر اکرم پدر مروان و خود مروان را که در صلب پدرش بود، لعن کردند.
عبدالرحمن بن عوف نیز می‌گوید: هر کسی صاحب فرزند می‌شد، فرزندش را نزد پیامبر می‌آورد تا آن حضرت در حق او دعا کند. هنگام تولد مروان، وقتی او را نزد حضرت آوردند، پیامبر با قورباغه خواندن مروان و پدرش، هر دوی آنان را لعن کردند و فرمودند: «الوزغ بن الوزغ، المعلون بن المعلون». این جریان آن‌قدر شهرت داشت که مردم مدینه در جریان واقعه‌ی حره به خاطر خیانت و نقش وی در جریانات واقعی حره، وی را وزغ بن وزغ صدا می‌زدند. و در آخرین مثال، گفته‌های حجاج بن یوسف که گستاخانه‌تر و بی شرمانه‌تر از مروان است؛ زیرا وی پیامبر اکرم و قبر آن حضرت را مشتی چوب و استخوان پوسیده خوانده و با برتر دانستن عبدالملک بن مروان از پیامبر اکرم به زائرین قبر شریف آن حضرت دستور داد به جای زیارت قبر پیامبر اکرم عبدالله بن مروان را زیارت کنند. در گزارش‌های تاریخی چنین آمده است: روزی حجاج بن یوسف در توبیخ زائرین قیر پیامبر اکرم خطاب به آنان گفت: ای زیان‌کاران! به زیارت قبر پیامبر اکرم رفته، چوب‌ها و استخوان‌های پوسیده را طواف می‌کنید؟! چرا به طواف قصر امیرالمؤمنین عبدالملک بن مروان نمی‌روید؟ آیا نمی‌دانید که خلیفه‌ی خدا، عبدالملک بن مروان بهتر از رسول خداست؟
متأسفانه تفکر امویان در اسلام‌ستیزی و دشمنی با پیامبر اکرم در آثار و عملکرد ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب کاملاً مشهود است. ابن تیمیه حرانی حنبلی با تحریم زیارت قبر پیامبر اکرم و فتوی دادن به قتل کسانی که به قبور پیامبران و صالحان متوسل می‌شوند، تفکرات بنی‌امیه را قرن هفتم هجری رواج داد. سخن پیروان محمد بن عبدالوهاب در حضور وی که می‌گفتند: عصای من بهتر از محمد است. زیرا من از عصای خود در کشتن مار و عقرب و غیره استفاده می‌کنم. در حالی که محمد مرده و هیچ نفعی در او نیست. او فقط پیام‌رسان بود. بار دیگر احیا کننده‌ی تفکر بنی‌امیه در جزیره العرب در قرن دوازدهم هجری بود.
نقش استعمار در پیدایش وهابیت
طی دو قرن هیجده و نوزده میلادی، زمانی که اروپاییان استعمارگر عملاً بر تمامی کشورهای اسلامی سلطه یافته بودند، در ادامه و استمرار سلطه‌ی خود، فرقه‌هایی در جهان اسلام ایجاد کردند. تا بدین وسیله بتوانند یکپارچگی و هم‌بستگی مسلمانان جهان را از بین برده، توان دفاعی آن‌ها را سرکوب کنند و نگذارند که آنان با استفاده از حقایق و معارف اصیل قدرت اتحاد خود را بشناسند و به مقابله با استعمارگران بپردازند. برای دست‌یابی به این هدف، سه فرقه‌ی انحرافی در سه منطقه‌ی اسلامی تأسیس شد: وهابیت در جهان: بهائیت در ایران و قادیانیت در شبه قاره‌ی هند. گرچه فرهنگ علوی مردم ایران و همچنین وقوع انقلاب اسلامی توانست ریشه‌ی بهائیت را از ایران برکند و قادیانیت نیز نتوانست به اهداف خود در شبه قاره‌ی هند دست یابد، اما وهابیت در حجاز با کمک پادشاهی بریتانیا و به رهبری توماس ادوارد لارنس، رایزن نظامی این کشور در دولت عثمانی براین منطقه سلطه پیدا کرد در واقع، بریتانیا در این راه گزینه‌ها و توطئه‌های متعددی را آزمایش کرد، هزینه‌ها و سرمایه‌های کلانی را صرف کرد تا این‌که جاسوس کهنه‌کار این کشور در خاورمیانه به تکاپو افتاد و پس از سال‌ها نفوذ در بین مسلمانان، در حوزه‌های علمیه‌ی کشورهای اسلامی و عربی مشغول درس شد و درصدد یافتن گزینه‌ای مناسب بود که استعداد قداست شکنی و ایجاد شکاف در جهان اسلام و اختراع مذهب جدیدی داشته باشد. در این میان همان‌گونه که بسیاری از مورخان و وهابی پژوهان معتقدند، جرقه‌ی اصلی ایجاد تشکیلات وهابی‌گری و رشد اندیشه‌های ارتجاعی عبدالوهاب در جهان اسلام و ترغیب وی به بسط آن‌ها، توسط مستر همفر، جاسوس انگلیس در امپراطوری عثمانی زده شده و تاکنون نیز امرای وهابی عربستان سعودی پیوسته از پشتیبانی استعمارگران قدیم و جدید برخوردار بوده و هستند. در این خصوص، مستر همفر که خود در میان کشورهای اسلامی با نام محمد معرفی کرده بود در خاطرات خود می‌نویسد: محمد بن عبدالوهاب جوانی مغرور بود که خود را مجتهدی به مراتب آگاه‌تر از امامان چهارگانه‌ی اهل سنت همچون ابوحنیفه می‌دانست و تنها منبع شناخت اسلام را کتاب و سنت پیامبر معرفی می‌کرد. وی برای هیچ یک از مذاهب اهل سنت اصالتی قائل نبود و حتی گاهی دیدگاه‌های خلفای اولیه را نیز تختطئه و رد می‌کرد. بدین‌سان زمینه مناسبی برای ایجاد مکتبی جدید داشت و من هم او را برای این کار بسیار تشویق کرده، مرتب به او می‌گفتم: من امید بسیاری دارم که روزی اسلام به دست تو تجدید شود، زیرا تو تنها نجات دهنده‌ای هستی که امید است اسلام را از این سقوط رهایی بخشی.
گفتار سوم: تشکیلات وهابیت
تشکیلات وهابیت از سال 1950م. پایه‌ریزی شد. آمریکا بعد از انگلیس، به مدت 20 سال، حامی پیروان این فرقه بود. برخی از اقدامات وهابیان در تشکیلات و سازمان‌های خاص به شرح زیر است.
1) ایجاد مساجد بزرگ و مدارس علمیه در اغلب کشورهای جهان برای آموزش نیروهایی که آشنایی اندکی از اسلام دارند و ضمناً به فراگیری اسلام علاقه دارند.
2) اعزام مبلغان به مراکز اسلامی
3) کمک به احزاب و گروه‌های مذهبی و سیاسی
4) دعوت از استادان، روزنامه‌نگاران و شخصیت‌های مذهبی برای مسافرت به عربستان و اعطای کمک مالی به آنان
5) اختصاص بورس تحصیل به دانشجویانی که مایل به تحصیل علوم اسلامی در عبستان هستند.
6) استفاده تبلیغاتی از مراسم حج
7) توزیع کتب و نشریات مذهبی – تبلیغی علیه تشیع و انقلاب اسلامی ایران
مؤسسات و مراکز وهابی
وهابیت معاصر برای گسترش خود، اقدام به تأسیس تشکیلات و مراکزی خاص کرده است که در ادامه بررسی خواهد شد.
رابطه العالم الإسلامی

مطلب مشابه :  مدیریت ریسک اعتباری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید