رشته حقوق

انقلاب اسلامی ایران

دانلود پایان نامه

بحث حول الولایه: ولایت از نظر عقل و فطرت که این کتاب را سید مهدی آیت اللهی به فارسی ترجمه کرده است.
الاسلام یقودالاحیاه (اسلام راهنمای زندگی است) این کتاب به مناسبت پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1358 نوشته شده و شامل بخش هایی نظیر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اقتصاد جامعه اسلامی، منابع قدرت اسلامی است، برخی از قسمت های این کتاب به فارسی ترجمه شده است. آیت الله صدر بر بسیاری از کتب علمای اخیر اسلام حاشیه های عالمانه نوشته است که همهْ آنها مورد توجه خاص اهل علم است که برای احتراز از تفصیل از ذکر آنها خودداری گردید (سلیم، 1375، صص126-128).
شهید صدر و اجتهاد مبتنی بر زندگی
شهید صدر در کتاب «همراه با تحول اجتهاد» هدف از حرکت اجتهاد را «ایجاد توانایی برای مسلمان تا خود را با نظریه اسلام درباره زندگی منطبق گرداند» معرفی می کند و در همانجا می گوید این هدف (منطبق شدن بر نظریه اسلام) دو بُعد متفاوت دارد: یکی انطباق در صحنه زندگی فردی و دیگری صحنه اجتماعی. پس از این بخش مطالبی را عنوان می کند که به نوعی ناظر به بحث حاضر است، البته بیشتر با مباحث «جامعه شناسی علم» همخوانی دارد. وی می گوید: حرکت اجتهاد از لحاظ اصل و مبدأ و از دیدگاه نظری هر چند هر دو صحنه انطباق را هدف خود می گیرد… با این همه در مسیر تاریخی خود که در دامن تشییع در آن زیسته، بیشترین هدف خود را همان عرصه نخستین قرار می دهد و بس. بنابراین مجتهد- در لابه لای فعالیت برای استنباط احکام ـ در ذهن خود چهره فرد مسلمانی را مجسم می نماید که می خواهد روش و رفتار خود را بر نظریه اسلام درباره زندگی منطبق گرداند، نه این که چهره جامعه مسلمانانی را مجسم نماید که می­خواهد زندگی و روابط خود را بر بنیاد اسلام پرورش دهد. این یک بعدی اندیشیدن و تنها نیمی از هدف را گرفتن به خاطر شرایط عینی و پیشامدهای تاریخی بوده؛ زیرا حرکت اجتهاد در نزد شیعیان از هنگامی پدید آمد که تقریباً از سیاست برکنار بودند و به خاطر وابستگی حکومت در روزگاران اسلامی و در بیشتر جاها با حرکت اجتهاد نزد سنیان،‌ شیعه فقه اسلامی خود را از صحنه های اجتماعی به دور داشت و این برکناری از سیاست به تدریج موجب شد دامنه هدفی که حرکت اجتهاد را پدید می آورد در میان امامیه محدودتر گردد و این اندیشه را پیش بیاورد که یگانه جولانگاه آن… انطباق فرد است و نه جامعه با نظریه اسلام. (صدر، 1359، صص8)
همان طور که پیدا است، شهید صدر نقش تاریخ و جریانات اجتماعی ـ تاریخی را در نوع نگرش و غلبه یافتن نوعی گرایش در اجتهاد فقهای شیعه پراهمیت می خواند و همان را از عوامل جهت گیری های فردگرایانه آنان می داند. بنابراین از نظر ایشان تاریخ و بسترهای تاریخی در غلبه یک گرایش و در اجتهاد فقهای شیعه پراهمیت می خواند و همان را از عوامل جهت گیری های فردگرایانه آنان می داند. بنابراین از نظر ایشان تاریخ و بسترهای تاریخی در غلبه یک گرایش و حتی برخی موضوعات در اندیشه عالم اثرگذار است (کلوری، 1385، صص 109).
شهید صدر برای اثبات ادعای این نوع ذهنیت فردگرایانه مثال هایی نیز از مسائل مطرح شده نزد فقیهان و اصولیان می آورد. وی بخشی از گفت وگوی اصولیان درباره دلیل انسداد(انسداد باب علم) را شاهدی بر ادعای خود می گیرد: ما تا هنگامی که می دانیم در شرع تکالیفی داریم و نمی توانیم به صورت قطعی آنها را بشناسیم، بایستی در مقام شناسایی آنها از ظن یاری بجوییم. این اندیشه را اصولی ها مورد مناقشه قرار داده و گفته اند: «چرا نتوانیم فرض کنیم که آنچه بر مکلف واجب است این است که در هر موردی به جای اینکه گمان را میزان قرار دهد، عمل به احتیاط کند و اگر دامن­زدن به احتیاط کار را دشوار می سازد هر مکلفی می تواند به اندازه ای که دشواری کار بر او کاسته گردد از احتیاطات خود بکاهد». اکنون روحی را که در این فرضیه نهفته است بنگرید تا بدانید چگونه دیدگاه فردگرایی درباره شریعت و قانون ]که خود متأثر از شرایط اجتماعی و تاریخی خاصی بوده[ بر صاحبان آن تسلط یافته. زیرا شریعت و قانون وقتی می تواند دستور به این گونه احتیاط کاری ها بدهد که قانون و شریعت را برای فرد صادر کرده باشد و بس، ولی اگر بخواهد برای جامعه قانونگذاری نماید چنین روشی را نمی تواند در پیش بگیرد، زیرا این فرد یا آن یکی می توانند همه برنامه های خود را براساس احتیاط به انجام رسانند، ولی واحد مجموع و مرکبی که جامعه باشد نمی تواند زندگی اجتماعی و اقتصادی و بازرگانی و سیاسی خود را بر پایه احتیاط بنهد (صدر 1359، صص12- 13).
در قسمتی از بیانات صدر درباره نگرش فردگرایانه فقیهان شیعی مطالبی آمده که حایز اهمیت است:
تأثیر یک سونگری و رسوخ فردگرایی در تفسیر شریعت بر روش فهم نصوص شرعی نیز قابل توجه است. چنانکه از یک سو می بینیم در روشنگری نصوصی، شخصیت پیامبر یا امام را به عنوان فرمانروا و سرپرست دولت ندیده می گیرند و در هر جا که از ناحیه پیامبر منعی صادر شده باشد ـ مثلاً منع مردم مدینه از اینکه از رسیدن زیادتی آب متعلق به خود به دیگران جلوگیری نمایند ـ آن را حمل بر ناروا بودن یا ناخوشایند بودن (حرمت یا کراهت) کاری در نزد پیامبر می نمایند، با آنکه گاهی هیچ یک از این دو نبوده و بلکه پیامبر تنها به این اعتبار که سرپرست دولت بوده از کاری نهی کرده و از منع او حکم دینی عامی به دست نمی آید. از سوی دیگر نیز نصوص دینی را با روح تطبیق بر واقعیت خارجی مورد تفسیر قرار نمی دهند تا قاعده ای از آن به دست آید و از این رو بسیاری به خود اجازه می دهند تا موضوع واحدی را تجزیه نمایند، برای آن احکام گوناگون قایل شوند (صدر، 1359، صص15- 16).
این سخنان به روشنی گواه بر این است که شرایط تاریخی ـ اجتماعی می تواند پارادایمی غالب در نزد اندیشمندان ایجاد کند چنانکه به گفته شهید صدر پارادایم فردگرایی بر ذهنیت فقهای شیعه غلبه یافته بود.
اصولاً شهید صدر از جمله فقیهانی است که عنصر زمان و مکان را بسیار پراهمیت و صاحب نقش می داند. وی کاملاً به موضوع جامعه و پیوند موضوعات فقهی با جامعه و اجتماع توجه می کند. وی چنان برای وجهه اجتماعی موضوعات، نقش قایل است که حتی فهم نصوص دینی را نیز در ربط با زمینه های اجتماعی آن می داند: در آینده درک ما از نصوص دینی دگرگون خواهد شد و در آن همه جوانب شخصیت پیامبر و امام مورد توجه قرار خواهد گرفت و تجزیه ای که بدان اشاره کردیم به دور افکنده خواهد شد و آن هم نه بربنیاد قیاس بلکه بر بنیاد فهم و شناخت پایگاه و زمینه اجتماعی نصوص… زیرا هر نصی همراه با مفهوم اجتماعی خود معنایی دارد که در بسیاری مواقع از معنای لغوی آن وسیع تر است (صدر، 1359، صص18).
طبق این بیان اخیر، مفاهیمی که در نصوص می آید علاوه بر مفهوم لغوی (ظهور ابتدایی) برخوردار از مفاهیم دیگری هم هستند که در بیشتر اوقات وسیع تر از معنای لغوی و سطحی است و طبیعی است که با فهم و تصور این مفاهیم ثانوی(اجتماعی) بالتبع جهت گیری فقیه درباره حکم نیز تغیر خواهد یافت. بنابراین موقعیت های اجتماعی نقش مفهوم سازی نیز برای عالم خواهند داشت (کلوری، 1385، صص110).
شهید صدر در ادامه به زمینه های دگرگونی یا گسترش دادن به هدف اجتهاد اشاره می کند. وی می گوید پس از آنکه حاکمیت اسلام بر اثر جنگ های نامسلمانان استعمارگر با مردم کشورهای اسلامی از میان رفت، این برکناری از صحنه سیاست و اجتماع (که پیش از این دامنگیر اجتهاد شیعی شده بود) دیگر در انحصار حرکت اجتهاد در میان شیعه نماند بلکه به کل اسلام و همه مذاهب فقه اسلامی سرایت کرد و به جای اسلام بنیادهای فکری دیگری را برپا داشت تا زندگی اجتماعی را بر پایه آنها استوار کند. این دگرگونی بنیادی در موقعیت مسلمانان اثری بزرگ بر حرکت اجتهاد در میان امامیه نهاد زیرا این حرکت به روشنی احساس کرد که خطری حقیقی از سوی استعمارگران و بنیادهای فکری آنان اسلام را تهدید می کند. و همین احساس خطر چنان تکانی به آن داد تا هوشیار گردید و توانست کیان اجتماعی مسلمانان را برای خود مجسم نماید. و به این آگاهی رسید که اسلام یک کل است و تجزیه پذیر نیست ]شئون فردی آن از شئون اجتماعی اش[ .و ما مقدمات این امر را در روزگار خود در حرکت اجتهاد امامیه می بینیم. بررسی هایی که برای آگاهی از نظریه اسلام درباره نظام حکومتی یا شیوه اقتصادی و مانند اینها درباره مسائل اجتماعی از دید اسلام می بینیم همگی نشانه هایی از تحول فکری یاد شده است (صدر، 1359، صص9- 10).
در واقع در این بخش نیز شهید صدر با عطف توجه به اهمیت و جایگاه خاص شرایط اجتماعی و تاریخ نشان می دهد که چگونه موقعیت های خاص سیاسی و فرهنگی دوران فقیهان توانسته نگرش و هدف آنان و بالتبع موضوعات بررسی و مسائل علم آنان یعنی فقه را تحت الشعاع قرار دهد. بنابراین موضع گیری ذهنی فقیه و اثربخشی در اندیشه ها و اجتهاد او ناشی از شرایط تاریخی و اوضاع اجتماعی خاص بوده و این همان تأثیر جامعه در علم و حتی معرفت است. البته در اینجا ذکر نکته ای لازم است و آن اینکه با توجه به مبانی فلسفی پذیرفته شده از سوی شهید صدر همچون پذیرش حقیقت مطلق، کلیت، نفس الامر و نفی نسبیت گرایی، برای آشنایان به مبانی فلسفی صدر این تصور پدید نمی آید که این سخن، مستلزم باور به نوعی نسبیت گرایی در فقه شیعی باشد (کلوری، 1385، صص112).
نظریه شهید صدر درباره هویت اقتصاد اسلامی
برای تبیین نظریه شهید صدر درباره هویت اقتصاد اسلامی، باید مذهب اقتصادی، نظام اجتماعی، نظام اقتصادی اسلام و علم اقتصاد اسلامی را از دیدگاه او تعریف و ارتباط بین آن‌ها را بیان کنیم .
3-5-20-7-الف- مذهب اقتصادی اسلام
شهید صدر در چند جا مذهب اقتصادی را با تعبیرهای گوناگونی تعریف کرده است:
مذهب اقتصادی روشی است که جامعه ترجیح می دهد در حیات اقتصادی و حلّ مشکلات عملی‌اش از آن روش پیروی کند (صدر، 1408ق، صص 29 و 377؛ به نقل از میرمعزی، 1385، صص123-146).
مذهب اقتصادی مجموعه ای از نظریات اساسی است که مشکلات حیات اقتصادی را حلّ می کند (همان، ص 384).
مذهب اقتصادی شامل هر قاعده اساسی است که با اندیشه عدالت اجتماعی ارتباط دارد (همان، ص 381)؛
مذهب اقتصادی، روش تنظیم حیات اقتصادی است .
گرچه عبارات شهید صدر متفاوت است، با توجه به توضیحاتی که ذیل این تعاریف آمده و برخی شواهد و قراین دیگر و با نگاه جمع بین تعابیر پیشین به این نتیجه می رسیم که از دیدگاه شهید صدر تعریف مذهب اقتصادی چنین است:
مذهب اقتصادی عبارت است از قواعد کلّی روش تنظیم حیات اقتصادی در جهت حلّ مشکلات اقتصادی؛ قواعدی که با مفهوم معینی از عدالت اجتماعی در ارتباطند .

مطلب مشابه :  منابع پایان نامه ارشد با موضوع قوانین موضوعه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید