رشته حقوق

انعقاد قرارداد

دانلود پایان نامه

شیخ طوسی در کتاب مبسوط می نویسد « الکفار علی ثلاث اضرب ، أهل کتاب و هم یهود والنصرانی .. و من له شبهه کتاب و هم المجوس فحکمهم أهل الکتاب »2 کافران سه گروه اند : اهل کتاب و آنان یهویان و مسیحیان هستند … [ وگروه دیگر ] کسانی که شبهه کتابی بودن دارند و آنان زردتشتیان هستند امام خمینی نیز بر همین اساس اهل کتاب را شامل یهود و نصارا دانسته و زردشتیان را شبیه اهل کتاب معرفی نموده است3 . با این توصیف اهل کتاب عبارت اند از یهویان ، مسیحیان و زردشتیان .
در نتیجه کفار غیر کتابی عبارت اند از :
ملحدین و افرادیکه به هیچ نوع مذهب معتقد نبوده و نسبت به معتقدات مذهبی تردید یا انکار می ورزند .
مشرکین و کسانی که برای آفریدگار جهان شریک و همتا قائل هستند
پیروان مذاهب ساختگی و باطل که فاقد هرگونه اصل وریشه صحیح بوده و صرفا با ادعای نادرست و دعوت پیامبران دروغین بوجود آمده اند .
گروه هایی که خود را پیرو یکی از پیامبران منصوب به قران شمرده و از یهودیان و مسیحیان و آتش پرستان نیز محسوب نگردند از قبیل کسانی که خود را پیرو صحف ابراهیم و شیث و ادریس و زبور داود و یا صائبان (ستاره پرستان) که معتقد هستند دارای کتابی به نام « کنز ارباب به معنی گنج بزرگ» می باشند و آن را منصوب به یحیی می کنند .
علت این موضوع نیز این است که طبق آیه جزیه مشهور فقهای امامیه منظور از اهل کتاب را یهودیان مسیحیان دانسته اند و زردشتیان را نیز بر مبنای شبه اهل کتاب ملحق به اهل کتاب نموده اند اما یکی از فقهای معاصر دراین رابطه معتقد است « هرچند عنوان « اهل الکتاب » در قرآن بعید نیست که مراد از آن یهودو نصرانی باشد و چه بسا کاوش و تأمل هم چنان نتیجه دهد اما عنوان الکتاب از آیات قرآن ، اگر در چنان همایش و ترکیب قرار نگیرد و قـرینـه ای تعیین کننده هم در کـار نبـاشد نه تـورات ونه انجیـل و نه کتـاب دیـگر از کتـابهای پیامـبران پیشین را نمی رساند، بلکه هرچه از ملکوت بر پیامبری از پیامبران الهی وحی شده باشد ، مراد از آن خواهد بود بدون آنکه ویژه و با اشاره به کتاب خاص باشد این نکته چیزی است که کاوش و تأمل در آیات گوناگون ، گواه آن است .
بنابراین الکتاب در آیه جزیه فراگیرتر از تورات و انجیل است و گواهی بر تقیید به آن وجود ندارد بلکه شاید بتوان گفت واژه « الکتاب» کتاب زردشتیان را نیز در بر می گیرد علاوه برآن دلیلی بر «الکتاب » به کتابهای آسمانی که دین جدید ابلاغ کرده اند ، ندارد ، زیرا زردشتیان را در زمره ادیان شریعت آور ، و پیامبر ایشان در شمار پیامبران اولوالعزم نبود . بنابراین اهل کتاب در واژه « الکتاب» هرکتاب آسمانی را شامل می شود و ان را در بر خواهد گرفت»1
ثمره این بحث آن است که عقد ذمه تنها میان مسلمانان و کافر کتابی منعقد می شود در نتیجه چنانچه دایره و محدوده اهل کتاب را یهودیان و مسیحیان و زردشتیان بدانیم دیگر ادیان آسمانی هرچند صاحب کتاب نیز باشند اهل کتاب نبوده و در نتیجه مسلمانان نمی توانند با آنها عقد ذمه برقرار نمایند .
ب: کافر حربی و ذمی
در اسلام بحث تابعیت براساس خون وزبان و نژاد استوار نیست بلکه موضوع تابعیت یک امر اختیاری و مربوط به اعتقاد و طرز فکر می باشد که اساس تشکیل جامعه اسلامی است و هر فردی که به اسلام معتقد باشد جزئی از جامعه اسلامی محسوب می شود . درنتیجه مرزهای فرضی و اعتباری بین کشورها در این رابطه موثر نیست . به این ترتیب که افراد با یک پیمان اختیاری (ایمان به اسلام ) به عضویت جامعه اسلامی درمی آیند و از این جهت در بین مسلمانان هیچ گونه برتری وجود ندارد مگر به سبب تقوا .
قرآن کریم به جهت همین نکته مهم و اساسی یعنی بحث جامعه متحد اسلامی که در آن مرزهای فرضی و اعتباری بی تأثیر است و باعث جدایی مسلمین نمی شود ، به جای عنوان ملت کلمه « امت » را به کار برده است براین اساس در جامعه اسلامی مسلمانان در برابر یکدیگر هیچ گونه برتری ندارند و همگی در برابر یکدیگر یکسان هستند و هر فرد مسلمانی می تواند بدون هیچ گونه محدودیتی در هرجای جامعه اسلامی زندگی کند .
به هر فردی که دینی غیر از اسلام داشته باشد کافر گفته می شود . سیاست کلی اسلام به عنوان دینی جهانی این است که غیر مسلمانان نیز به این دین گرایش پیدا کنند در غیر این صورت متعهد به پرداخت جزیه شوند یا اینکه خود را برای جهاد آماده سازند .
مبنای این حکم نیز آیات قرآن می باشد . خداوند در آیه 5 سوره توبه می فرماید « پس از گذشت ماه های حرام (ذیقده ، دیحجه ، رجب و محرم ) هرجا مشرکان را بیابید به قتل برسانید و آنها را دستگیر کنید ومحاصره کنید و هرطرف د رکمین آنها باشید ، چنانچه از شرک توبه کرده و نماز بپا داشتند و زکوه دادند پس از آنها دست بردارید که خدا آمرزنده و مهربان است »
همچنین در آیه 4 سوره محمد(ص) می فرماید : « شمامومنان چون با کافران رو به رو شدید باید آنها را گردن بزنید، تا آنگاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پای در آورید پس از آن اسیران جنگ را محکم به بند کشید تا بعدا آنها را آزاد کنید .»
اما در این رابطه مقررات و عقودی در اسلام وجود دارد که باعث صلح بین مسلمین وکافران می شود . این عقود نیز به دو دسته عقد دائم و عقد موقت صلح بین مسلمین و کفارتقسیم می شوند.
عقد ذمه همان عقد دائم صلح بین حکومت اسلامی و کافران است . البته این عقد اختصاص به کافرانی دارد که از جمله اهل کتاب هستند و در قلمرو حکومت اسلامی زندگی می کنندو مراد از اهل کتاب نیز چنانچه بیان شد طبق نظر مشهور ، یهودیان ، مسیحیان و زردشتیان می باشند .
در نتیجه در یک تقسیم بندی کلی دیگر کافران به دو دسته کلی تقسیم می شوند . کافر حربی وکافر ذمی
مراد از کافر ذمی ، کسی است که با حکومت اسلامی قرارداد ذمه منعقد نموده است و در قبال زندگی کردن در جامعه اسلامی و مصونیت مال و جانش و حمایت حکومت اسلامی ، جزیه می پردازد .
عقد ذمه خصوصیت و فوایدی برای کافر ذمی ایجاد می کند از جمله اینکه این عقد یک عقد دائمی می باشد که بین مسلمانان و کافر ذمی منعقد می باشد واینکه پیمان ذمه ازجانب مسلمانان لازم و ازجانب کافران جایز می باشد.
خصوصیت دیگر این است که چنانچه پیشنهاد عقد ذمه از جانب هریک از پیروان ادیان (یهود ، مسیحیت و زردتشتی ) به مسلمانان شود ، برمسلمانان واجب است که این پیمان را با آنان منعقد نمایند.1
خصوصیت دیگری که عقد ذمه دارد این است که عقد ذمه تنها از جانب حاکم اسلامی با کافران قابل انعقاد است . به عبارت دیگر انعقاد قرارداد ذمه تنها در صلاحیت شخصی است که زمـامدار حکـومت و یا نائب ونمـاینده وی می باشد نه هر یک از افراد مسلمانان و اگر عقدی از جانب یکی از افراد عادی مسلمان با یکی از افراد اهل کتاب منعقد شود ، چنین پیمانی عقد ذمه نبوده و ارزش حقوقی آن درحد عقد(امان ) است . در نتیجه این عقد ، عقد دائمی نبوده و در صورتی که با فرد صاحب صلاحیت اقدام به انعقاد پیمان ذمه ننمایند به خارج از مرزهای اسلامی فرستاده می شوند 2.
علت اینکه عقد ذمه به عنوان یک پیمان صلح دائمی تنها قابل انعقاد با اهل کتاب می باشد ، برتری و امتیازی است که اسلام به پیروان کتابهای آسمانی داده است و تنها این گروه می توانند قرارداد ذمه با مسلمین منعقد نمایند و در صورت انعقاد قرارداد ذمه نتیجه آن این است که با پرداخت جزیه از جانب آنان به عنوان تبعه و جزئی از امت اسلام محسوب می شوند .
حضرت علی (ع) در رابطه با اهل ذمه می فرماید « اینان که با ما پیمان بسته اند بدان جهت بما جزیه می پردازند که تحت حمایت ما واموال آنان مانند اموال ما و خونهایشان مانند خون ما محترم و مصون است »
اما دسته دیگر از کفار در این تقسیم بندی کافران حربی به معنی عام می باشند . یعنی کافرانی که قرارداد ذمه با آنان منعقد نشده است .یا اینکه قرارداد ذمه را فسخ نمـوده اند و اینـکه جـزیه پـرداخت نمی کنند و شیخ صـدوق (ره) می فرماید : کافر حربی آن است که در ذمه مسلمین نباشد خواه معاهد باشد یا محارب ، خواه در دارالحرب باشد خواه در دارالاسلام.3

مطلب مشابه :  عوامل حیاتی موفقیت

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید