رشته حقوق

انعطاف پذیری شناختی

دانلود پایان نامه

شایعترین اختلالات خلقی در این بیماران افسردگی، بی عاطفگی و اضطراب هستند (جانکوویک،2008) میزان شیوع افسرگی در مبتلایان به پارکینسون بالای 50 تا 60 درصد گزارش شده است تخمین زده میشود(بورن ،2002؛ کیومینگ ،19929) در یک مرور سیستماتیک شیوع افسردگی شدید 17 درصد، افسردگی خفیف 22 درصد و افسرده خویی 13 درصد گزارش شده است(ریجندرس و همکاران،2008). شدت افسردگی معمولاً خفیف تا متوسط بوده و خودکشی در این بیماران به ندرت اتفاق میافتد(بورن،2002). اگر چه افسردگی شایعترین مشکل روانی عصبی بیماران مبتلا به پارکینسون است اما اغلب تشخیص داده نمیشود و بیشتر از 50 درصد بیماران درمانی برای افسردگی دریافت نمیکنند. یکی از دلایل این آمار قابل توجه بدین خاطر است که بسیاری از پزشکان افسردگی این گروه از بیماران را به عنوان پاسخی به اختلالات حرکتی در نظر می‌گیرند(شولمن و همکاران،2002). وجود افسردگی در مبتلایان به پارکینسون تشخیص و درمان دارویی این بیماران را مشکلتر میکند(پووه،2006؛ یوگینگر ،2008)رفتارهای برانگیزشی از قبیل مصرف و تمایل بیش از حد دارو، شرابخواری ، تمایل جنسی بیش از حد و قماربازی مرضی می‌تواند در بیماران مبتلا به پارکینسون دیده شود و با مصرف داروهایی که برای کنترل این بیماری مورد استفاده قرار میگیرند، ارتباط دارند(جانکوویک،2008). علائم سایکوتیک مانند توهم یا هذیان در 4 درصد بیماران رخ میدهد و فرض بر این است که شایعترین دلیل علائم سایکوتیک در این بیماران افزایش فعالیت دوپامینرژیک، ثانویه به درمان باشد. بنابراین، بروز این علائم با افزایش سن و مصرف لوودوپا شایعتر میشود(شرجیل و همکاران،1998؛ فریدمن ،2010).
علاوه بر علائم شناختی و حرکتی، پارکیسنون سایر عملکردهای بدن را نیز مختل میکند. مشکلات خواب یکی از ویژگیهای این بیماری است و با مصرف داروها ممکن است تشدید شود. علائم میتوانند به صورت خواب آلودگی در طی روز ، اختلال در خواب مرحله رم و یا بیخوابی بروز یابند. تغییر در سیستم عصبی اتونوم میتواند منجر به هیپوتانسیون وضعیتی (افت فشار خون در حالت ایستاده)، پوست چرب و تعریق بیش از حد، بیاختیاری ادرار و تغییر در عملکرد جنسی شود(جانکوویک،2008). یبوست و اختلال حرکت معدهای میتواند آنقدر شدید باشد که سبب احساس ناراحتی و حتی به خطر افتادن وضعیت سلامتی فرد گردد(بارچلا و همکاران،2009). بیماری پارکینسون با اختلالات چشمی و بینایی شدید از قبیل کاهش پلک زدن، خشکی چشم، اختلال در پیگیری اشیاء با چشم، اختلال در نگاه مستقیم به سمت بالا و دوبینی همراه است (جانکوویک،2008؛آرمسترانگ ،2008). تغییر در درک حسها شامل اختلال در حس بویایی، احساس درد، گزگز و سوزن سوزن شدن است. همه این علائم ممکن است در طی سالهای قبل از تشخیص این بیماری نیز وجود داشته باشند(جانکوویک،2008). در صورت عدم رعایت صحیح رژیم درمانی گاهی اوقات این علائم به قدری تشدید مییابد که منجر به ناتوانی کامل بیمار میشود. تشدید علائم حرکتی، عصبی و روانی میتواند سبب ناامیدی بیمار در خود مراقبتی شود. بنابراین در این بیماران علاوه بر مراقبتهای جسمانی، توجه به نیازهای شناختی و روانی اهمیت دارد. پیشرونده بودن اختلالات حرکتی به همراه اختلالات خلقی الگوی فعالیتهای روزانه زندگی فرد را مختل کرده و فرد را روز به روز ناتوانتر میکند. به نظر میرسد الگوهای رفتاری این بیماران در امر مراقبت از خود با سایر بیماران متفاوت باشد.
هزینههای بیماری پارکیسنون در جامعه بسیار بالا است اما برآورد دقیق آن بدلیل مشکلات متدولوژیک در تحقیقات و تفاوتهای میان کشورها بسیار دشوار است. هزینه سالیانه این بیماری در انگلستان بین 449 میلیون تا 3/3 میلیارد پوند برآورد شده است. در ایالات متحده هزینه درمانی هر بیمار در هر سال رقمی در حدود 10 هزار دلار و بار مالی این بیماری به طور کل 23 میلیارد دلار برآورد شده است. در حالیکه سهم دارو درمانی در این هزینهها بسیار کمتر است، سهم وسیعی از هزینه این بیماری مربوط به مراقبتهای سرپایی و پرستاران در منزل است. هزینههای غیر مستقیم این بیماری به علت کاهش عملکرد و بار این بیماری بر روی مراقبین بسیار بالاست. علاوه بر هزینههای اقتصادی، بیماری پارکیسنون کیفیت زندگی بیماران و همچنین مراقبین آنان را کاهش میدهد(فایندلی ،2007)
سرعت پیشرفت علائم از بیمار به بیمار دیگر متفاوت است. در صورت عدم درمان، علائم حرکتی در مراحل ابتدایی بیماری به سرعت پیشرفت خواهد کرد؛ اما سرعت پیشرفت علائم در مراحل انتهایی بیماری کمتر خواهد بود. افراد درمان نشده بطور میانگین پس از 8 سال استقلال حرکتی خود را از دست میدهند و پس از 10 سال بطور کامل ناتوان خواهند شد(پوو ،2006). معمولاً برای تخمین شدت این بیماری از شاخص Hoehn and Yahr استفاده میشود. این شاخص شدت بیماری را به 5 مرحله(از درگیری یک طرفه اندامها تا ناتوانی کامل و بستری در تخت) تقسیم بندی مینماید(هوان و یاهر ،1967).
مهمترین گروه دارویی برای کنترل علائم حرکتی شامل لوودوپا، آگونیستهای دوپامین و مهار کنندههای MAO-B هستند. مرحله بیماری تعیین میکند که استفاده از کدام یک از داروها میتواند مفید باشد. برای این بیماری معمولاً دو مرحله درمانی مشخص میشود: در مرحله اول که در بیمار مبتلا به پارکیسنون برخی از ناتوانیها ایجاد شده و وی نیازمند درمان دارویی میباشد و سپس در مرحله دوم که عوارض حرکتی در نتیجه استفاده از لوودوپا تظاهر پیدا میکند. هدف درمان در مرحله اول تعادل میان کنترل مناسب علائم بیماری و عوارض جانبی ناشی از افزایش عملکرد دوپامینرژیک است. شروع درمان با لوودوپا را میتوان با استفاده از سایر داروها از قبیل مهار کنندههای MAO-B و آگونیستهای دوپامین به تأخیر انداخت تا شاید شروع دیسکینزی در این بیماران به تعویق انداخته شود. در مرحله دوم، هدف کاهش علائم و در عین حال کنترل نوسانات پاسخ به داروها است. قطع ناگهانی دارو یا مصرف بیش از حد آن باید کنترل شود. هنگامیکه داروها برای کنترل علائم کافی نباشند جراحی و تحریک عمیق مغزی را میتوان مورد استفاده قرار داد. در مرحله نهایی این بیماری مراقبت تسکینی به منظور بهبود کیفیت زندگی فراهم میگردد. با وجود پیشرفتهای زیادی که در امر تشخیص، درمان و نوتوانی این گروه از بیماران رخ داده است اما تاکنون توجه کافی به ابعاد مختلف درمانهای غیردارویی و روانشناختی صورت نگرفته است(برونستین و همکاران،2011).
در وضعیت کنونی که بیماری پارکینسون هزینه‌های روانی و مالی سرسام آوری بر قربانیان و خانواد‌های آنها تحمیل میکند و از دیگرسو به رغم این مهم درمانگریهای مبتنی بر مداخله‌های پزشکی که عمدتا بر دارو درمانگری استوار است در کنار مراقبتهای خانگی به درمان اصلی این بیماری تبدیل شده است و از دیگرسو شناخت- رفتاردرمانگری در خلال دو دهه اخیر به درمانی موثر برای طیف مختلف بیماریهای روانی و نیز شرایط طبی در سالمندان تبدیل شده است مسئله اصلی این است که آیا میتوان این درمانگریهای مبتنی بر مداخله‌های روانشناختی را جایگزین درمانهای طبی این بیماری در سالمندان نمود؟ و یا حداقل به منزله بخش مهمی از مداخله گریها در کنار دارودرمانگریها از آن بهره مند شد؟ چه در مطالعات کون و تامسون(2002) و انگلز و ورنی(1984) مداخله گریهای شناختی و رفتاری بر طیف مختلف مشکلات روانشناختی بیماران مبتلا به شرایط طبی از جمله بیماریهای مزمن ریوی و نیز بر افزایش میزان فعالیت این بیماران موثر بوده است.
از دیگر سو در همین جبهه یافته‌های حاصل از مطالعه درایسیگ و همکاران(1999) در کاربرد شناخت- رفتاردرمانگری در کاهش و درمان افسردگی بیماران پارکینسون این خوش بینی را ایجاد کرده است که شناخت- رفتار درمانگری منجر به کاهش افسردگی و اضطراب در بیماران پارکینسون میشود.اگر چه در وضعیت کنونی پژوهشهای تصادفی کنترل شده در مورد کاربرد شناخت- رفتاردرمانگری در ائردرمان مشکلات روانشناختی حاصل از پارکینسون وجود ندارد اما اثربخشی این درمان در این گستره همچنان تحت بررسی است. اما رواندرمانگری افسردگی در این بیماری با یافته‌های بالینی هماهنگ است. چنانچه من یام(1997) اظهار میدارد هدف اساسی در تمام مراحل درمان دستیابی به بهبود کنش وری بیماران پارکینسون از طریق تجویز حداقل داروهای ممکن است.
لذا تا اینجا باید مشخص شده باشد که شواهد مربوط به اثربخشی شناخت رفتاردرمانگری در درمان افسردگی و اضطراب موجود در انواع بیماریها و شرایط طبی از جمله پارکینسون هنوز در آغاز راه است. اما بنظر میرسد که اثربخشی و فواید بالینی شناخت- رفتار درمانگری در این قلمرو امیدوار کننده باشد.با این حال اگر افسردگی در این بیماران درمان نشده رها شود به ویژه اگر سالمندان افسردگی را نوعی واکنش و بنابراین پدیده‌ای قطعی بدانند این موضوع سبب طولانی شدن دوره بیماری جسمانی می‌شود که افسردگی درمان نشده آن میتواند به مرگ زودرس منجر شود. با تاملی دوباره درباره آنچه از نظر گذشت پژوهش حاضر در قسمت مهمی از چشم اندازهای فرا روی خود به دنبال واکاوی بیشتر این مسئله است.
1-3 اهمیت و ضرورت انجام پژوهش:
برای توجیه ضرورت هر پژوهش علمی باید استدلال شود که پژوهش موردنظر آیا به ارتقاء دانش‌آدمیان در باب پدیده‌ای خاص از پدیده‌های هستی می‌انجامد (کاربرد شناسی)،‌یا به تغییر و گسترش اندیشه، منطق وشیوه استدلال منجر می‌شود (هدف فلسفی) و یا اینکه محیط مادی و فیزیکی را دگرگون ساخته، به ابزار سازی یا بهسازی محیط و رفع حوائج آدمیان یاری می‌رساند (هدف کاربردی) (جانمردی، 1378)
با توجه به مطالعات کمّی گوناگون و انجام برخی مطالعات کیفی در این زمینه، هنوز درمانهای روانشناختی در افراد مبتلا به پارکیسنون به خوبی و به صورت روشن و کامل تبیین نشده است. هر کدام از مطالعات عنوان شده به بررسی ابعادی از مشکلات و ناتوانیهای افراد مبتلا به پارکیسنون و وابستگان آنها پرداختهاند. بر اساس بررسیهای پژوهشگر، مطالعاتی که به جنبههای کنترل، پیگیری و بازتوانی و سازگاری این بیماران در کشورهای دیگر و کشور ما انجام شده باشد، یافت نشد. و از آنجائیکه شمار سالمندان مبتلا به پارکینسون در جهان رو به افزایش است، اجرا تحقیق حاضر توانسته است دانش مربوط به حوزه سالمندی را توسعه دهد در این پژوهش پژوهشگر به بررسی اثرات مدل درمان شناختی –رفتاری سالمندی (CBTO)بر بهبود نشانه‌های مرضی چون افسردگی، اضطراب، نقص‌های شناختی ،کیفیت زندگی، عملکرد اجتماعی،کیفیت زندگی وسرمایه‌های روانشناختی در افراد مبتلا به پارکیسنون پرداخته است.
1-4 اهداف پژوهش:
اگر هدف پژوهش را قله‌ای تصور کنیم که با انجام فعالیت‌های پژوهشی آن قله تسخیر می‌شود، اصلی‌ترین هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی شناخت_رفتار درمانگری سالمندی (CBTO) بربهبود نشانههای مرضی، همبستههای شناختی و رفتارهای مرتبط با سلامت در مبتلایان به بیماری پارکینسون(PD) در سال 1393 بوده است.
پژوهش حاضر بدنبال دستیابی به اهداف پژوهش در سه حیطه نشانههای مرضی، همبستههای شناختی و برخی رفتارهای مرتبط باسلامت شامل14 هدف فرعی میباشند که عبارتند از:
1-4-1. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در ادراک بیماری.
1-4-2. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در اختلال خواب.
1-4-3. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در افسردگی.
1-4-4. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در اضطراب.
1-4-5. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در اختلال عملکرد اجتماعی.
1-4-6. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در نشانههای جسمانی.
1-4-7. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در حافظه روزمره.
1-4-8. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در انواع توجه.
1-4-9. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در انعطاف پذیری شناختی.
1-4-10. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در خودکارآمدی.
1-4-11. تبیین اثربخشی شناخت- رفتار درمانگری بر بهبودی سالمندان مبتلا به پارکینسون در کیفیت زندگی.

مطلب مشابه :  نمونه پایان نامه حقوق :حقوق بشر

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید