رشته حقوق

انسان کامل

دانلود پایان نامه

ب) انسان به جهت محدودیت و خطاپذیری عقلِ خود قادر به شناسایی راههای نیل به کمال خود نیست.
ج) خداوند حکیم باید راه رشد و کمال را به انسان نشان دهد تا جهان خلقت به هدف خود برسد. در غیر این صورت، خداوند حکیم نخواهد بود.
د) خدا برای نشان دادن راه به انسان و ارائهی برنامههای تکاملی، افراد خاصی را به عنوان پیامبر برگزیده، و به وسیلهی وحی پیامهای خود را به انسانها عرضه میکند.
ه) برای آنکه پیام الهی بدون هیچگونه تحریف و اعوجاجی به انسانها برسد، باید پیامبر در دریافت، حفظ و ابلاغ وحی مرتکب خطا نشود.
و) چون بناست که پیام خداوند به انسانها برسد، باید وحی کلام خدا باشد، نه سخنان پیامبر. از همین جاست که گفته میشود منشأ وحی، مشخص و آن خداست.
ز) در وحی، خدا با انسان سخن میگوید، نه پیامبر با مردم. وحی وسیلهای برای سخن گفتن خداوند با انسانهاست. به بیان دیگر، وحی کلام خداست.
ح) هرچند پیامبر پیامرسان الهی است، نیل به این مقام کار سادهای نیست. پیامبری نامهرسانی نیست. پیامبر باید از چنان مقام والا و شخصیت تکاملیافتهای برخوردار باشد که قدرت دریافت پیام الهی و حفظ و ارائهی آن را داشته باشد. به علاوه، برای تحقق عینی آموزههای وحیانی باید پیامبر یک الگوی تمامعیار و یک انسان کامل باشد. به بیان دیگر، پیامبر نه تنها دریافتکنندهی وحی، که الگوی مجسم آموزههای وحیانی است. رسالت پیامبران تنها در ارائهی پیامهای وحیانی نیست، بلکه در ارائهی الگو و تحقق عینی آن آموزهها نیز هست.
ط) پیامبر برای آنکه اثبات کند از جانب خدا مبعوث شده، یعنی مأموریت او الهی و پیام او پیام خداست، نه آنکه خود احساس مأموریت کرده و پیامهای خود را ارائه میدهد، دارای معجزه است. معجزه دلیلی برای اثبات حقانیت اوست؛ یعنی هم برگزیدهی خداست و هم وحی کلام خداست.
5-1-2-7-2. پیشفرضهای تجربهی نبوی
در مقابل نظریهی فوق، نظریه «تجربهی نبوی» پیامبر(ص) را شخصیتی تلقی میکند که دارای تجربهها و مواجهههای فردی و اجتماعی است، و چون برای خود مأموریت احساس میکند، دستاوردهای بشری خود را به مردم ارائه میدهد. مطابق این تفسیر از نبوت و وحی، باید گزارههای زیر را پذیرفت:
الف) پیامبر فرستادهی خدا نیست. مأموریت او هم الهی نیست، بلکه خود احساس مأموریت میکند.
ب) پیامبر با سایر عرفا تفاوت چندانی ندارد. حتی نمیتوان ثابت کرد که مقام و مرتبهی وی برتر از عرفایی چون ابن عربی و مولوی است.
ج) قرآن یک کتاب الهی نیست، چرا که حاصل تجربههای شخصی انسانی است که ادعای پیامبری میکند.
د) میان سخنان قرآنی و غیرقرآنی پیامبر تفاوتی نیست، چرا که هر دو حاصل تجربههای اوست.
ه) پیامبر یک انسان خطاناپذیر و معصوم نیست.
و) قرآن یک کتاب بشری خطاپذیر، و به بیان دیگر، واجد گزارههای کاذب است.
ز) پیامهای الهی به بشر نرسیده است. خدا نخواسته تا دستورات خود را بیخطا به بشر ارائه دهد، و پیامبر فقط پیامهای شخصی خود را ارائه کرده است.
ح) هرکس میتواند ادعای نبوت کند. هرکس میتواند با تجربههای خود احساس مأموریت کند؛ هرچند در فضای جامعهی اسلامی، صلاح نیست که چنین افرادی ادعای خود را مطرح کنند.
ط) ختم نبوت بیمعناست. اصلاً نبوت بیمعناست؛ چه رسد به ختم نبوت.
ی) مفاهیمی مانند عصمت و اعجاز بیمعنا هستند.
در نظریهی «تجربهی نبوی» تصویری که از انسان، خدا و رابطهی انسان با خدا ارائه میشود، غیر از تحلیل وحی به عنوان کلام خداوند است. پذیرش نبوت با تحلیل اول سازگار است؛ چون نبوت به عنوان گزینش افراد معصوم از جانب خداوند به عنوان پیامبر است که آموزههای الهی را از او دریافت کرده، و بیکم و کاست به انسانها ابلاغ میکنند. در تحلیل مدرن از وحی، دیگر نمیتوان نبوت را اینگونه تعریف کرد. پیشفرضها و نتایج تجربهی نبوی در تعارض با پذیرش نبوت، و لازمهی تجربهی نبوی، انکار نبوت است. کسانی هم که در غرب وحی را «انفسی» تفسیر کردهاند، اصلاً به نبوت اعتقاد نداشتند. آنها برای نفی الهی بودن وحی و نشان دادن آنکه پیامبر یک شخص متعارف و حداکثر نابغه است، چنین تفسیری ارائه کردند.
به دو گزاره زیر توجه کنید: الف) پیامبر(ص) در مضمون وحی و صورتدهی به آن دخالت دارد (نظریهی تجربهی نبوی)؛ ب) پیامبر(ص) نه در مضمون وحی و نه در صورتدهی به آن دخالت ندارد (نظریهی قدسی بودن وحی). این دو گزاره با توجه به پیشفرضهای خود با یکدیگر در تعارض هستند؛ یکی از آنها را باید «تبیین نبوت» و دیگری را «انکار نبوت» تلقی کرد. در نظریهی سنتی از وحی، پیامبر(ص) نه در مضمون وحی دخالت دارد و نه در صورتدهی به آن دخل و تصرف میکند. تعداد کمی از اندیشمندان اسلامی هم که ادعا کردهاند که پیامبر(ص) در صورتدهی به وحی نقش داشته، مرادشان این بوده که خداوند اراده کرده است تا پیامبر(ص) بدون هیچگونه دخل و تصرف، به حقایق وحیانی لباسِ الفاظ انسانی را بپوشاند. در این فرض نیز پیامبر(ص) عین پیامهای الهی را به انسان رها ابلاغ میکند. صرف نظر از اینکه این فرض درست است یا نه، پیشفرض اصلی این بوده که پیام الهی دستنخورده و عاری از خطا به انسانها برسد. در نظریهی تجربهی نبوی، پیامبر(ص) به گونهای دیگر تعریف میشود؛ یعنی به معنای «پیامرسان خطاناپذیر کلام خدا» نیست، بلکه فردی خطاپذیر است که به جهت احساس مأموریت شخصی، کلام خود را به دیگران ارائه میدهد. پس با دو تعریف از پیامبر و پیامبری مواجه هستیم: الف) شخصیت معصوم یا خطاناپذیر و برگزیده از جانب خدا که به امر وی کلام الهی را دریافت کرده و به مردم ابلاغ میکند؛ ب) شخصیت رشدیافته و خطاپذیر که دارای تجربیات فردی و اجتماعی است، و چون احساس مأموریت میکند، مطالب خود را به مردم عرضه میکند.
آیا این دو تعریف از پیامبر را میتوان دو قرائت از یک واقعیت، یعنی نبوت دانست؟ آیا به جهت ناسازگاری و تعارض ویژگیهای آنها با یکدیگر نباید یکی را تعریف نبوت و دیگری را انکار نبوت به شمار آورد؟ طرفداران تجربهی نبوی نباید ادعای قرائتی دیگر از نبوت را داشته باشند، چرا که از یک واقعیت نمیتوان دو تعریف متعارض و ناسازگار با یکدیگر ارائه داد. حداکثر یکی از این دو تعریف را باید تعریف نبوت دانست. پیروان نظریهی تجربهی نبوی یا باید بپذیرند که نبوت را باور ندارند، یا باید ثابت کنند که طرفداران تحلیل سنتی از وحی به انکار نبوت پرداختهاند و فقط فرو کاستن وحی به تجربهی نبوی موجب پذیرش نبوت میشود. برای نیل به این مقصود نیز باید استدلالها و پیشفرضهای متفکران اسلامی را که به تعریف «الف» معتقدند نقد کرده، پیشفرضهای خود را ثابت کنند تا تعریف «ب» به عنوان تعریف نبوت پذیرفته شود. در اینجا این سؤال مطرح است که آیا متفکران اسلامی هیچگونه اختلاف نظری در تفسیر وحی نداشتند. پاسخ این است که هر اختلاف نظری هم که داشتند، موجب نشد تا تعریف نبوت (تعریف الف) دگرگون شود؛ زیرا اولاً به تعریف مشترکی (وحی قدسی) از نبوت اعتقاد داشتند؛ ثانیاً به ضرورت وحی باور داشتند؛ ثالثاً اختلاف نظر برخی از آنها در مورد کیفیت نزول وحی بود و اینکه پیامبر(ص) چگونه کلام خدا را دریافت میکند، نه اینکه وحی را کلام خطاپذیر پیامبر بدانند.
نتیجه:
از مجموعه مطالبی که در این نوشتار بیان شد، نتایج زیر به دست میآید:
1. وحی و قرآن ناشی از باطن و ضمیر ناخودآگاه، و تراوشات فکر و ذهن پیامبر(ص) یا به طور کلی مخلوقِ تخیل خلّاقِ پیامبر(ص) نیست؛ بلکه منشأ و خاستگاه وحی و قرآن، فقط خداوند تبارک و تعالی است.

مطلب مشابه :  منابع مقاله درباره امنیت بین المللی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید