رشته حقوق

انسان موجودی ذو ابعاد

دانلود پایان نامه

«و شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در این امور براى مردمى که تعقل مى‏کنند نشانه‏هاست» (قرآن کریم، نحل:12).
«وَسَخَّر لَکُمُ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ دَآئِبَینَ وَ سَخَّرَ لَکُمُ اللَّیْلَ وَالنَّهَارَ»
«و خورشید و ماه را که پیوسته روانند و نیز شب و روز را مسخر شما ساخت» (قرآن کریم، ابراهیم:13).
2- انسان موجودی ذو ابعاد
در نگاه دینی به انسان، انسان دارای دو بعد و وجه شخصیتی است که هر کدام از این دو بعد دارای شئون متفاوت از شخصیت و خلقت انسان می باشند. بعد اول که در ظاهر قابل مشاهده و محسوس است بعد جسمانی و فیزیکی اوست. در این وجه شخصیتی انسان فردی تفاوت ویژه ای با سایر موجودات زنده اعم از حیوانات و گیاهان ندارد و مانند آنها دارای فعالیت هایی چون خوردن، آشامیدن، خوابیدن، تولید مثل و… است و به عبارت دیگر این انسان صرفا در ساحت غریزه تعریف می گردد. اما بعد دوم شخصیت انسان که در آموزه های دینی دارای اصالت و برتری نسبت به بعد اول است، وجه روحانی و باطنی شخصیت انسان است که با حواس ظاهری قابل لمس و محسوس نیست. در این بعد از شخصیت انسان، او دارای رفتارهایی چون تفکر و تعقل، عشق و محبت، عدالت خواهی و ظلم ستیزی، کمال خواهی و خداپرستی و… است (مطهری،65:1380).
دیدگاه های متفاوتی در باب ارتباط میان روح و جسم انسان در میان فلاسفه وجود دارد. اما در دیدگاه اسلامی یکی از مبانی و پیش فرض هایی که از آموزه های برخاسته از آن بارها مورد توجه و تاکید قرار گرفته است، ارتباط مستقیم روح و جسم انسان و تاثیر و تاثر متقابل میان آنها است. در دیدگاه اسلامی ابعاد وجودی انسان دو وجه مجزا و بی ارتباط با یکدیگر نیستند و میان آنها ارتباط مستقیم و موثری وجود دارد (مصباح یزدی،89:1386). به طوری که ایجاد اثر و تغییر در جسم به تغییرات روحی انجامیده و برعکس این موضوع نیز متصور است. در واقع ارتباط میان روح و جسم انسان به شکلی است که تغییرات روحی انسان در مناسبات مربوط به جسم و تاثرات جسمی او در ابعاد روحی وی تاثیر جدی در بردارد. از ابتدایی ترین مثال ها و مصادیق مرتبط بودن روح و جسم می توان به تاثیر خجالت و شرمندگی به عنوان یک امر فراجسمی و روحی در سرخ شدن گونه ها و صورت و مواردی از این قبیل دانست.
ارتباط میان روح و جسم بدین صورت است که هر چقدر جسم انسان تحت فشار و ریاضت قرار گیرد، روح او به مراتب بالاتری از تعالی و قدرت معنوی رسیده و بدن را تحت تسخیر و اراده خود در می آورد و برعکس هر چقدر جسم مورد توجه و پرورش باشد و نیازهای جسمانی انسان بدون اندکی تعلیق، برآورده گردند و حتی مورد افراط نیز واقع شوند، روح انسان از رشد کمتری برخوردار خواهد بود. نمونه این ادعا را می توان در رفتار مرتاض ها و افرادی که بر جسم خود بیش از حد فشار آورده و متحمل ریاضت میشوند ملاحظه کرد که چگونه با قدرت روحی خود بدن را تحت تسخیر خود در می آورند.
در آموزه های دینی روح انسان بر جسم او برتری دارد و از آنجا که جسم او یک وجود فانی داشته و روح وی بعد از زندگی دنیایی نیز در دنیای آخرت زندگی جاویدان خواهد داشت، اصالت با روح است. در واقع از دیدگاه حکمای اسلامی انسان جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء است. طبق دیدگاه اسلامی روح از آن جهت جاویدان بوده و اصیل تلقی می شود که نفخه ای از روح خداوند در کالبد وجود انسان است و خداوند پس از خلقت جسم انسان، از روح خود در جسم او دمیده است (جوادی آملی:1388).
«فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ»
«پس وقتى آن را درست کردم و از روح خود در آن دمیدم پیش او به سجده درافتید» (قرآن کریم، حجر:29).
«ثُمَّ سَوَّاهُ وَنَفَخَ فِیهِ مِن رُّوحِهِ..»
«آنگاه او را درست‏اندام کرد و از روح خویش در او دمید..» (قرآن کریم، سجده:9).
همچنین حضرت امام صادق(ع) می‌فرمایند:
«ارواح با بدن آمیخته نمی‌شوند و به آن متکی نیستند، بلکه بدن را در میان گرفته و بر آن احاطه دارند» (میزان الحکمه: ج5، ص2155).
3- فطرت انسان
فطرت به معنی سرشت و خلقت خاص بوده و منظور از فطرت انسان، همان نحوه خاص آفرینش انسان است. در دیدگاه اسلامی اعتقاد بر این است که انسان در بدو آفرینش به صورت یک آیینه خام و لوح سفید که هیچ گرایشی نسبت به مقولاتی چون خوبی و بدی و خیر و شر ندارد، آفریده نمی شود بلکه از آغاز بینش‏ها و گرایش‏های خدادادی خاصی را به همراه دارد که انتخاب‏ها و افعال او را در طول زندگی جهت می‏دهد. نگرش انسان شناسانه دینی به خلقت انسان اینگونه است که انسان فطرتا کمال جو و خداپرست است و نسبت به تعالیم انبیاء و ادیان الهی حالت خنثی ندارد. در این دیدگاه وجود فطرت در خلقت تمامی افراد بشر امری قطعی است و دلیل تفاوت های رفتاری و نگرشی انسان ها با یکدیگر عدم وجود فطرت در آنها نیست بلکه عدم پاسخگویی و پرورش این موهبت الهی در درون آنها است. به عبارت دیگر دلیل اینکه در میان افراد بشر با وجود فطرتی که خداوند در خلقت تک تک آنها قرار داده است، گرایش به شر و بدی به وفور یافت می شود این است که صرف وجود فطرت در انسان ها باعث هدایت تامه آنان نیست بلکه گوش فرا دادن به ندای درونی فطرت و پرورش دادن این استعداد درونی موجب هدایت انسان است (مطهری:1375).
دو آیه در قرآن کریم وجود دارند که به آیه فطرت و آیه ی میثاق معروفند و بر وجود فطرت انسانی دلالت دارند:
«فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَهَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ..»
«پس روى خود را با گرایش تمام به حق به سوى این دین کن با همان سرشتى که خدا مردم را بر آن سرشته است آفرینش خداى تغییرپذیر نیست این است همان دین پایدار..» (قرآن کریم، روم:30).
«وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلی‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلین»
«هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم گفتند چرا گواهى دادیم تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این امر غافل بودیم» (قرآن کریم، اعراف:171).
4- انسان موجودی محدود

مطلب مشابه :  قانون مجازات اسلامی مصوب سال

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید