رشته حقوق

انسان موجودی اجتماعی است

دانلود پایان نامه

تعاون در اندیشه خواجه نصیرالدین
تاکنون دانستیم که به نظر خواجه، انسان موجودی اجتماعی است و برای برآوردن نیازهای طبیعی خود- اعم از مادی و معنوی- ناچار از زندگی اجتماعی است. به نظر خواجه، وصول به این غرض در سایه وجود تعاون در اجتماع امکانپذیر است. خواجه علاوه بر تاکید بر لزوم وجود تعاون برای نیل به غرض از تشکیل اجتماع، مشخص می کند که مقصود او از تعاون، معنای دقیقی است و شامل هرگونه همکاری و مبادله ای نمی شود، بلکه تعاون آن نوع رابطه ای است که در آن مساوات و تناسب بین آنچه دو طرف رد و بدل می کنند، برقرار باشد.
خواجه ، تعاون (همکاری متین برمساوات و عدالت) را تنها ضامن نظم و اعتدال در جامعه و تامین نیازهای طبیعی انسان می داند، به نحوی که عدم تحقق آن به بی نظمی و اختلال در جاعه و حتی نابودی انسان منجر می شود.
توجه خواجه به امر نظم، تعاون و همبستگی اجتماعی، تا حدی است که بقا و استمرار هر گروه ملت، حکومت و مدنیتی را در گرو آن می داند و زوال و فروپاشی آنها را با توجه به این عامل مهم، تحلیل می کند. به نظر وی، نظم، تعاون و همبستگی از راه تقسیم کار میسر می شود و رعایت عدالت، ضمن استمرار آن درجامعه است؛ از این رو، خواجه در بسیاری موارد این مفاهیم را درکنار هم یا ناظر به یکدیگر مورد استفاده قرار می دهد (رجبی، 1382، صص154-155).
تقسم کار اجتماعی در اندیشه خواجه نصیرالدین
به نظر خواجه تنها راه تحقق تعاون در جامعه تقسیم کار میان افراد جامعه است. او می گوید: مدینه موضع اجتماع اشخاصی که به انواع حرفتها و صناعتها تعاونی که سبب تعیش بود، می کنند (طوسی، 1369، ص251).
البته این تقسیم کار باید به نحوی باشد که همگان به یک صناعت مشغول نشوند، بلکه هر یک شغل و حرفه ای جداگانه به عهده گیرند؛ چون در غیر اینصورت، محصول کار همه یکسان می شود و زمینه مبادله و تعاون از بین میرود و غرض انسانها از تشکیل اجتماع، یعنی تامین نیازمندیها از طریق تعاون محقق نمی گردد. پس نه فقط هرکس باید به حرفه و صناعتی مشغول شود و از چند پیشگی احتراز کند، بلکه متولیان اداره جامعه باید بر این امر نظات کنند تا از بروز اختلال در نظام جامعه جلوگیری شود. به طور خلاصه، خواجه بر این عقیده است که کارکرد تقسیم کار و تخصص، ایجاد امکان تعاون و همکاری بین آحاد جامعه و در نتیجه، تحقق نظم و تعادل در امور جامعه است (رجبی، 1382، ص157).
کنترل اجتماعی در اندیشه خواجه نصیرالدین
با توجه به دو ویژگی مدنیت (اجتماعی بودن) و منفعت طلبی که از خصلت های ذاتی انسان است، نیاز جامعه به قانون روشن می شود؛ چرا که منافع شخصی در جامعه، همواره ایجاد تزاحم و اصطکاک می کند و بدین ترتیب، جنگ و کشمکش در جامعه اجتناب ناپذیر است. در این میان، قانون مشخص کننده حقوق افراد در جامعه و قید وبندی به حس سود جویی و منفعت طلبی اوست. از این رو نظام اجتماعی قانون مند قابل بقا و دوام است. (ممدوحی، 1382، ص58)
خواجه در ضمن بیان نیاز زندگی اجتماعی، به قانون و دولت به عنوان مجری قانون، و به مساله انحرافات اجتماعی و علت بروز آن و نیز به لزوم نظارت بر رفتار اجتماعی و تنظیم و کنترل آن اشاره می کند. به نظر وی، گرچه انسانها بالطبع به زندگی اجتماعی محتاجند و برای ادامه حیات خود در فراید تعاون و همکاری شرکت می کنند، در اعمال و رفتارهای خود انگیزه متفاوتی دارند و مقاصد و اهداف گوناگونی را مد نظر قرار می دهند که بیشتر جنبه فردگرایانه دارد. اگر این فردگرایی مجال بروز کامل یابد، جامعه به سوی ظلم و تجاوز، کشمکش بین افراد و از هم گسختگی پیش می رود و نظام معیشت به مخاطره می افتد. بنابراین، برای پیشگیری یا کنترل چنین مساله ای، به قانون و مجری آن نیاز می افتد. البته به نظر وی قانون باید از جوانب خداوند وضع شده باشد و پیامبر یا امام معصوم حامل و مجری آن باشد (طوسی، 1369، ص253؛ رجبی، 1382، ص165).
تقی‏الدین احمد‏بن عبد‏الحلیم ابن‏تیمیه (661-728ق)
تقی‏الدین احمد‏بن عبد‏الحلیم ابن‏تیمیه به عنوان پدر مدیریت اسلامی شناخته شده است. مهمترین دستاورد او در عرصه اداره امور، رساله خواندنی وی تحت عنوان‏ السیاسه‌الشرعیه است. این کتاب کوچک، که شش قرن پیش از زمان تیلور و هنری‏فایول نگاشته شده است اولین روش علمی را در باب تعیین اصول مدیریت در قالب و چارچوب اسلامی مورد استفاده قرار می‏دهد.» (ال‌بورایی، 1380، ص283).
«دو کتاب مهم سیاسی ابن‏تیمیه عبارت است از: السیاسه‌الشرعیه فی‏اصلاح‏الراعی والرعیه» و«منهاج‏السنه». نظر ابن‏تیمیه براساس این دیدگاه استوار است که خداوند، جهان را خلق کرد تا او را اطاعت کنند. پیامبران از طرف خداوند مبعوث به رسالت شوند و همگی معصوم بودند که آخرین آنها حضرت محمد (ص) بود. قانونگذار ایده‏آل، پیامبر بود که وظیفه او حفظ وحدت و صلح در جامعه بود.
در سراسر کتاب الساسیه‌‏الشرعیه، مسأله نیاز به قدرت قاهره به منظور حفظ آیین و برقراری نظم، همچون رشته‏‏ای سریان دارد. (لمبتون، 1380، ص249).
«ابن‏تیمیه این سخن را از حضرت علی‏بن ابی‏طالب (علیه‏السلام) نقل می‏کند:
«النّاس لابد من امیرٍِ برٍ او فاجر» مردم نیاز به امیر دارد چه عادل و چه فاجر. توجیه ولایت امام ظالم این است که به وسیله او اجرای حدود می‏شود؛ راه‏ها امن، و خراج تقسیم می‏شود.
ابن‏تیمیه می‏پذیرد که دین و سیاست جدایی‏‏ناپذیرند. به این دلیل معتقد است که «شریعت» محتاج «سلطان» و صرف اموال حکومتی در راه خداست و این موجب صلاح دین و دنیا خواهد شد.
در کتاب السیاسه‌الشرعیه، ابن‏تیمیه بیشتر مایل است که حاکم را «ولی‏امر» بنامد تا «امام» و شاید به این دلیل باشد که او با اینکه به دنبال اساس شرعی برای حکومت توصیفی خود است از خلافت تاریخی کمتر سخن می‏گوید. نظریه او از نظریه‏ای که سابقاً معیار عقیده اهل سنت بود در سه جهت متفاوت است:
اولاً او معتقد است که خلافت واجب نیست.
ثانیاً با معتبر دانستن چند حدیث همانند خوارج، نظر می‏دهد که تعداد ائمه هر زمان نامحدود است و بر آن است که در یک زمان بیش از یک امام می‏تواند حکومت کنند.
ثالثاً او نظریه اهل سنت را در زمینه انتخابی بودن امام نمی‏پذیرد. او توضیح می‏دهد که حتی در آغاز، انتخاب درستی انجام نگرفته، بلکه فقط مردم، رهبر، اجتماع را، که یا منصوب بود، یا تحمیلی و مورد حمایت قرار دادند.» (لمبتون، 1380، ص252).
ابوعبدالله ابن‏جماعه کنانی (639-733ق)
بدرالدین ابوعبدالله محمدبن ابراهیم کنانی فقید معروف به ابن‏جماعه در «حماه» به دنیا آمد و در دمشق تحصیل کرد و پیرو مذهب شافعی بود؛ در سال 687 قاضی مسجد‏الاقصی در بیت‏المقدس، و در سال 690 قاضی‏القضات مصر شد (دهخدا، 1370، ص299).

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درموردکارکنان نظامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید