رشته حقوق

اندیشه سیاسى

دانلود پایان نامه

ابوحامد محمد غزالی، یکی از بزرگترین و اصیل‏ترین متفکران، نه در جهان اسلام بلکه در تاریخ تفکر بشر است. وی از مشهورترین و موءثرترین متفکران عالم اسلام است که به حجت‏السلام شهرت یافته است. او در سال 450 هجری در طوس به‏دنیا آمد و پس از طی مقدمات تحصیلی، برای استفاده از درس امام‏الحرمین (جوینی) به نیشابور رفت. پس از مرگ جوینی، که هنوز سنش به بیست سالگی نرسیده بود، شیوه اهل تقلید را رها کرد و درپی اجتهاد برخاست. وی پس از نیشابور، عازم بغداد شد و درآنجا، خواجه نظام‏الملک وزیر مقتدر سلجوقی، وی را به مقام استادی در مدرسه نظامیه منصوب کرد. پس ازآن‏که خواجه نظام‏الملک توسط اسماعیلیان به قتل رسید. غزالی جنگ فکری و عقیدتی را با قاتلان او آغاز کرد. وی در مدت اقامتش در بغداد، بیش از پیش به شکاکیت گرایید و از آن پس، به رد عقاید اهل فلسفه و استدلال پرداخت و پس از مدتی اقامت در شام و مکه و گوشه‏نشینی، کتاب معروف خود به نام «احیاء علوم‏الدین» را نوشت و پس از 55سال عمر پرفراز و نشیب، در سال 505هجری در زادگاه خویش چشم از جهان فروبست.
اخلاق و سیاست در آراى غزالى
یکى از ویژگى‏هاى ممتاز در اندیشه سیاسى غزالى، آمیختگى اخلاق و سیاست است. غزالى از دریچه مذهب و اخلاق به سیاست مى‏نگرد؛ از این رو از نظر وى سیاست، علم قدرت و کسب قدرت به تعریف مصطلح نیست، بلکه وسیله اصلاح خلق و هدایت آنان در طریقى است که براى دنیا و آخرت منجى است. در تمام آثار و تألیفات غزالى این وحدت رویه و نگرش به چشم مى‏خورد و تنها استثنایى که در این راستا وجود دارد، بخشى از گفته‏هاى وى در بخش دوم کتاب نصیحه‏الملوک است که بر اساس تحقیقات انجام شده، انتساب بخش مذکور به غزالى را مستبعد مى‏نماید.
غزالى بر اساس نگرش اخلاقى به سیاست و با استناد به منابع دینى، دنیا را مزرعه آخرت معرفى مى‏کند و سیاست را نیز وسیله تربیت و هدایت مردم و رستگار کردن آنان مى‏داند. غزالى سیاست را به ترتیب نقش آن در تربیت نفوس در چهار مرتبه طبقه بندى مى‏کند: اولین و کامل‏ترین شکل سیاست، «سیاست انبیا» است که ناظر به ظاهر و باطن خواص و عوام است؛ مرتبه دوم سیاست، سیاست خلفا و ملوک است که به عقیده غزالى صرفا ناظر و حاکم به روابط ظاهرى عوام و خواص در جامعه است؛ مرتبه سوم، سیاست علماى دینى است که باطن خواص را مخاطب قرار مى‏دهد؛ مرتبه چهارم، سیاست وعاظ است که براى اصلاح باطن عوام و توده مردم کارآمد است (احمدی طباطبایی، 1380، ص32).
غزالى پس از ذکر مراتب چهارگانه سیاست به صورت متفاضل، مى‏گوید که پس از سیاست پیامبران که جامع‏ترین و کامل‏ترین مرتبه سیاست است، شریف‏ترین مرتبه سیاست، سیاستى است که هدف آن آگاهى دادن و تعلیم مردم و تطهیر و تهذیب نفوس آنان از اخلاق و عادات مذموم و مهلک و هدایت آنان به اخلاق ممدوح و پسندیده باشد. با این نگرش غزالى پیوندى ناگسستنى میان اخلاق و سیاست برقرار مى‏کند. آثار این پیوند در دیگر آرا و رهنمودهاى سیاسى غزالى خصوصا خطاب به ملوک و اربابان قدرت قابل مشاهده و ردیابى است (احمدی طباطبایی، 1380، ص33).
آرا و اندیشه‏هاى سیاسى غزالى
آرا و اندیشه‏هاى سیاسى غزالى را مى‏توان به دو بخش تقسیم کرد (احمدی طباطبایی، 1380، ص34-37).: بخش اول، مربوط به آراى وى درباره خلافت و امامت است و مباحثى چون ضرورت انعقاد نهاد خلافت، شروط خلیفه، چگونگى انعقاد خلافت و خلع خلیفه را شامل مى‏شود؛ بخش دوم، مربوط به سلاطین و ملوک و ارائه رهنمود به آنان جهت عدم تفکیک اخلاق از سیاست و همچنین توجه به معاد و روز بازپسین است. پرداختن غزالى به بخش دوم، مبین واقعیت‏هاى سیاسى حاکم در زمان اوست که قدرت خلفاى بغداد رو به ضعف و انحطاط بود و در مقابل، قدرت سلاطین سلجوقى تثبیت شده و رو به افزایش بود. حکومت مطلوب و آرمانى غزالى در پرتو استقرار نهاد خلافت تحقق مى‏یافت، اما واقعیت آن بود که قدرت واقعى در اختیار سلاطین بود؛ از این رو غزالى مى‏کوشید میان دیدگاه آرمانى خویش درباره خلافت و واقعیت موجود زمان خویش همزیستى و سازش مستمر ایجاد کند. بر همین اساس، مشروعیت قدرت ملوک و سلاطین را ناشى از نهاد خلافت و تایید دستگاه خلافت بغداد مى‏شمرد و تلاش مى‏کرد سلاطین را به عنوان بازوان اجرایى خلیفه به اطاعت هر چه بیشتر از دستگاه خلافت ترغیب کند. غزالى درباره وجوب خلافت و امامت متذکر مى‏گردد که وجوب برپایى نهاد خلافت متخذ از شرع است (غزالی، 1403ق، ص147).
و ما در اثبات امامت و خلافت صرفا به دلیل اجماع بسنده نمى‏کنیم، بلکه مستند اجماع را مورد ملاحظه قرار مى‏دهیم؛ سپس دلایلى را در اثبات ضرورت استقرار نهاد امامت و خلافت در جامعه اسلامى بیان مى‏دارد:
دلیل اول غزالى از دو مقدمه و صغرا و کبرا تشکیل شده است. مقدمه اول، بر پایى نظام دینى و مبتنى بر احکام شریعت قطعا مورد نظر و مقصود شارع مقدس بوده است. مقدمه مذکور قطعى و یقینى است و اختلافى در آن راه ندارد؛ مقدمه دوم، نظام دینى بر پا نمى‏شود مگر این که در رأس جامعه امامى مطاع وجود داشته باشد که پاسدار احکام شریعت باشد. غزالى از این دو مقدمه ضرورت وجود امام و خلیفه و استقرار نهاد خلافت را استنباط مى‏کند.
غزالى دلایل دیگرى نیز در ضرورت وجود خلیفه و امام بیان مى‏کند که از آن جمله است: اوّلاً، وجود امام و خلیفه را منبع مشروعیت مناصب دولتمردان خصوصا قضات مى‏داند و فقدان خلیفه و امام را عامل مخدوش شدن مشروعیت آنان بر مى‏شمرد؛ ثانیا، اقامه حدود شرعى و اجراى احکام را منوط به حضور و نظارت خلیفه مى‏داند؛ ثالثا، وجود خلیفه را جهت ایجاد نظم و امنیت در جامعه و جلوگیرى از تعدى انسان‏ها به حقوق یکدیگر ضرورى مى‏شمارد. براساس چنین نگرشى، غزالى فقدان خلیفه و امام را مسبب تعطیلى احکام و تشتّت آرا و بروز هرج و مرج و ناامنى و تضییع حقوق مردم مى‏داند (غزالی، 1383، ص60).
غزالى بر اساس نگرش عامه، این ده شرط را براى احراز مقام خلافت و امامت ضرورى مى‏شمارد: بلوغ، عقل، حریت، ذکوریت، قریشى بودن، داشتن قدرت، کفایت، ورع، علم و سلامت جسمانى است. سلامت جسمانى شامل سلامت حواس، شنوایى و بینایى است.
غزالى در مورد چگونگى انعقاد خلافت، ضمن آن که بر اساس دیدگاه اهل تسنن بر مسأله بیعت مردم تأکید مى‏ورزد، معتقد است اگر یک فرد صاحب قدرت و شوکت که مردم از او تبعیت مى‏کنند با خلیفه بیعت کند، خلافت منعقد مى‏شود. در این مورد غزالى به واقعیات حاکم بر زمان خویش و قدرت سلاطین نظر دارد. غزالى معتقد بود اگر شروط امامت بعضا مخدوش شود باز هم خلافت از باب ضرورت و دفع افسد به فاسد استمرار مى‏یابد و تا زمانى که خلع وى باعث فتنه مى‏شود باید از وى پیروى کرد. غزالى یاد آور مى‏شود در صورت حکم به عدم اطاعت، مسأله از دو صورت خارج نیست: یا باید خلیفه را خلع و فرد دیگرى را جایگزین وى کرد و یا این که حکم کنیم به عدم انعقاد خلافت و خالى بودن بلاد اسلامى از نهاد خلافت. فرض اول که جایز نیست، چون باعث فتنه و آشوب مى‏گردد و ضرر آن بیش از فقدان برخى شروط مانند علم یا ورع در خلیفه است. فرض دوم هم ممکن نیست، چون باعث تعطیل شدن احکام دین مى‏شود و این کار مانند آن است که کسى شهرى را خراب کند تا خانه‏اى را آباد سازد (غزالی، 1412ق، ص115).
شایان ذکر است که غزالى فتواى مذکور را در جایى بیان مى‏کند که خلع خلیفه باعث فتنه و آشوب شود و در صورت عدم بروز و عدم احتمال فتنه، خلع خلیفه‏اى که شروط خلافت را از دست داده امکان‏پذیر است؛ البته واقعیت آن است که در جهان اسلام، حکام و زمامداران جائر و نالایق از این گونه فتاوى براى تحکیم پایه‏هاى قدرت بسیار سوء استفاده کرده‏اند.
آمیختگى اخلاق و سیاست در رهنمودهاى غزالى
غزالى در کتاب التِبرُالمَسبوک فى نصیحه الملوک از اصول اعتقادى که سلطان باید به آن معتقد باشد سخن به میان مى‏آورد و اصول مزبور را که عمدتا درباره توحید، نبوت و معاد است ریشه درخت ایمان مى‏شمارد و مى‏گوید اگر ریشه اعتقادات ضعیف وسست گردد، آثار نابهنجار آن در شاخ و برگ‏هاى درخت وجود آدمى که همان رفتار و کردار اوست ظاهر مى‏گردد. آن گاه غزالى ضرورت رعایت عدل و انصاف در حکمرانى را براى سلطان با ذکر روایاتى متذکر مى‏شود. غزالى لازمه اقامه عدل و انصاف را تحقق ده اصل مهم زیر مى‏داند:
اصل اول، سلطان قدرت ولایت و حکومت خود و مخاطرات و مهالک آن را بداند: ولایت نعمتى است که هر کس به حق و عادلانه به آن پردازد به سعادتى سترگ نایل گردد و اگر تقصیر کند در شقاوتى افتد که پس از کفر هیچ شقاوت چنان نبود (غزالی، 1351، ص14).
اصل دوم، سلطان همواره به شنیدن نصایح علماى دین حریص باشد و همچنین پرهیز کند از دیدار علماى حریص بر دنیا که او را ثنا گویند و خشنودى او طلب کنند.
اصل سوم، سلطان نباید به این امر بسنده کند و قانع باشد که خود ظالم نیست، بلکه باید غلامان و گماشتگان و کارگزاران خود را نیز مهذب و تأدیب کند که آنان نیز از ظلم و ستم به مردم خوددارى کنند، زیرا وى مسؤول ظلم و ستم آنان است.
اصل چهارم، از کبر و نخوت پرهیز کند، زیرا باعث خشم گرفتن و انتقام مى‏گردد.
اصل پنجم، خود را همچون یکى از رعایا بداند و آنچه بر خود نمى‏پسندد بر آنان روا ندارد و اگر بپسندد غش و خیانت کرده باشد در ولایت.
اصل ششم، ترجیح دهد رفع نیاز مسلمانان را بر انجام نوافل و عبادات مستحب. غزالى مى‏گوید: گزاردن حاجات از همه نوافل افضل است.
اصل هفتم، نفس خویش را به قناعت عادت دهد و از شهوات و لذاید دنیوى حتى المقدور دورى کند.
اصل هشتم، همه کارها را تا مى‏تواند به رفق و ملاطفت انجام دهد نه به درشتى. در این‏باره از رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله روایت مى‏کند که هر والى با رعیت خویش رفق و مدارا نکند در قیامت با وى مدارا نکنند.
اصل نهم، تلاش کند با رعایت اصول و تکالیف شرعى، مردم را از خود راضى نگاه دارد.

مطلب مشابه :  مصادیق قانونی پرداخت خسارات توسط دولت

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید