رشته حقوق

انتظارات و خواسته ها

دانلود پایان نامه

۳- اکثریت قریب به اتفاق پاسخگویان ضمن موافقت با مسأله بدحجابی به عنوان یک پدیده فرهنگی، تأکید کرده‌اند که کنترل آن نیز باید به شیوه‌های فرهنگی انجام شود.
۴- ۱/۹۵درصدمسئولین قضایی، ۵/۹۲ درصدروحانیون،۱/۸۷ درصد فرماندهان انتظامی و ۵/۷۶ درصد دانشگاهیان مورد مطالعه معتقدند که ناجا می‌بایست از طریق روش‌های ارشادی و آگاهی دهنده اقدام نماید.
۵- بالاخره این که اکثر پاسخگویان، اعتقاد خود را به عدم وحدت نظر میان مسئولین و متولّیان جامعه در رابطه با کنترل بدحجابی، ابراز داشته‌اند.
پلیس به عنوان بخشی از دولت، باید نقش نظارت و کنترل بیرونی و رسمی در مدیریت امنیت عمومی جامعه‌ داشته باشد و لذا نقش و کارکرد پلیس، ویژگی‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی و مشکلات پلیس در برخورد با انحرافات اجتماعی و چالش‌های پلیس در به کارگیری شیوه‌های تصمیم‌گیری در اجرای قوانین از موضوعات تحقیقات جامعه‌شناسی است.
درهمین رابطه بایستی افزود که برخورد با بد حجابی یکی از موارد سیاست طرح امنیت اجتماعی بود. طبق نظریه لمرت برخورد قهرآمیزنیروهای پلیس با منحرفان اجتماعی به اصطلاح «بدحجابان» یک واکنش اجتماعی است. این واکنش نشان می دهد که آن شخص، بد حجاب است پس انگیزه جرم و انحرافات دیگر در آن شخص تقویت می گردد. ساترلند انگیزه برای ارتکاب جرم را آموختنی می داند. نوع رفتارها با توجه به نوع الگو صورت می گیرد. رفتارهای جنایی آشکار نیازها و ارزش هاست. علت بزهکاری از نظر ساترلند نوع تعامل شهروندان با یکدیگر و فرهنگ غالب بر جامعه است. از همین رو اصلاح بزهکاران را در جایگزینی رفتار مطلوب و مطابق قانون بجای رفتار نامطلوب می داند.پوشش مناسب را باید به افراد آموخت. نه با برخوردهای تند، انتظار بهبود آنرا داشت. این آموزش از طریق رسانه های جمعی چون تلوزیون و در رسانه ها باید شکل بگیرد.بخاطر نبود معیار در تشخیص بد حجابی، امنیت روانی از بین خواهد رفت چون هر کس می تواند واهمه ی این را داشته باشد که بدحجاب معرفی شود. برخورد با بدحجابی (برخورد صوری و انتظامی) افراد را ریا پرور می کند. افراد جلوی نیروهای ارشاد محجبه شده و دور از چشم آنها بد حجاب خواهند شد. از دیگر انحرافات موجود در این زمینه، می توان به زیر زمینی شدن انگیزه های ناسالم و جذب افراد به گروههای فاسد و تبهکار اشاره کرد. محدودیت های شدید باعث انحرافاتی چون مصرف مواد مخدر، روابط ناسالم اخلاقی، ایجاد زمینه های فرار از خانه، ایجاد زمینه های خشونت خانوادگی و … اشاره کرد.
بندسوم:نظریه برچسب زنی وآسیب شناسی آن در ترویج عدم رعایت حجاب شرعی
ساترلنددررابطه با برخورد غیرمسالمت جویانه دولت درقبال گروههای مخالف معتقد است، دولت عدم مدارا را به جامعه آموزش می دهد. این برخورد ها موجب از بین رفتن الگوهای فکری شناخته شده می شود و الگوهای فکری غیر شناسنامه دار را که بیشتر محافل زیر زمینی و بسته هستند را رواج می دهد. همین امر موجب می شود زمینه برای جرایم سیاسی سنگین ایجاد شود.
طبق نظر لمرت(نظریه برچسب زنی ): وقتی به یک دانشجو یا یک فعال زنان می گویند تو بدحجابی وبا بد حجابیت ضد نظام هستی و مخربی و … شخص طبق آن برچسب فعالیت می کند. این برخورد زمینه را برای فعالیت سالم افراد در چارچوب قانون می بندد و آنها را در ورطه جرم و انحراف می اندازد.
واضع این گرایش آقای لمرت می‌باشد. وی می‌گوید فرق منحرف و غیر منحرف آن است که منحرف به واسطه حکم دادگاه منحرف (مجرم) شناخته شده و دیگری در این حالت قرار نگرفته است. فلذا بر وی برچسب انحراف زده شده و همین امر موجب می‌شود که او دیگر نتواند و یا به سختی قادر باشد که به حالت و موقعیت قبلی خود برگردد. به خصوص اگر این برچسب بر فرد بیگناهی زده شده و سپس او را با نهاد زندان و پلیس آشنا نمایند. لذا اشخاص با وجود این برچسب به سمت تکرار جرم و انحراف سوق داده می‌شوند.نظریه بر چسب زنی با رویکردی تقریباً تضادی به مسائل آسیب شناسی و انحرافات می نگرد . از طرفداران بر جسته این دیدگاه می توان هوارد بکر و ادوین لمرت را ذکر کرد . نظریه بر چسب معتقد است هیچ عملی ذاتاً انحراف نیست بلکه آن به فضا ومکان و زمان بستگی دارد . یعنی رفتار انحرافی در اثر عکس العمل افراد و مردم صاحب قدرت ، انحراف نامیده می شود . در حقیقت انحراف حاصل برداشت و واکنش مردم (واکنش اجتماعی ) نسبت به یک رفتار است . در این فرآیند است که جریان رفتار شکل می گیرد . وبه نوعی ناهنجاری و انحراف تبدیل می گردد.
در این نظریه اشاره می شود که کوشش برای ممانعت از وقوع کجرفتاری یا مجازات آن خود باعث پیدایش کجرفتاری می شود ومنظور این است که خود جریان مبارزه با کجرفتاری باعث پیدایش گروهی از افراد می شود که حتی اگر در ابتدا تعهد جدی به کجرفتاری نداشته اند پس از برچسب خوردن ومشخص شدن به شکل تدریجی بیشتر به این نوع رفتار متعهد و وابسته می شوند یعنی جریان نظارت وکنترل اجتماعی خود باعث پیدایش تصویر از خود منفی در افراد کجرو می شودو این برچسب خوردن خواه ناخواه فرد را به سوی کجرفتاری بیشتر سوق می دهد .
کسی که رفتار انحرافی بد حجابی وعدم رعایت حجاب و عفاف را پی می گیرد حتی اگر در درون یک خرده فرهنگ کجرو قرار داشته باشد با توجه به این که کجرفتاری بدحجابی در جامعه از بازخوردهای مشخصی برخوردار است انتخابی انجام می دهد وبه تعبیری دیگر این نوع رفتار را آگاهانه و با اراده خود انجام می دهد. حال اگر پس ازاین انتخاب برخوردهای شدیدی هم با این فرد شود،ممکن است تمایل او به این انتخاب تقویت شود پس چاره کار دراین خواهد بود که با تغییرنگرش فرد انتخاب های او را بصورت ارادی وآگاهانه در جهت مسیر جریان های هنجارجامعه همچون حفظ حریم حجاب و عفاف وخویشتن داری به موقع حضور در اجتماع وآثار مثبت حفظ این حریمها برای او و جامعه اش تغییر داد. تا با نهادینه شدن این رفتار در فرد فرد افراد کجروشاهد تغییر نگرش افراد بسیاری در این زمینه باشیم.
هیرشی معتقداست:« رفتار منحرفانه به عنوان مسئله ای اجتماعی باید به همان گونه که در اجتماع رخ می دهد یعنی در عرصه خانواده، محله، مدرسه، همسالان و سایر ارگان ها یا مؤسسات اجتماعی که نوجوان به نوعی در آنها عضویت دارد، بررسی شود» . از دید جامعه شناختی این بررسی باید به مجموعه ای از اصول و تعاریف متکی باشد. برخلاف دیگر نظریه های بزهکاری که تأکید فراوان براین موضوع دارند که فرد منحرف می خواهد خود را تطبیق دهد ولی براساس فشارهای اجتماعی و اضطرارهای ساختاری برای رسیدن به موقعیت های اجتماعی ناچار می شود به کارهای خلاف و نامشروع دست بزند، هیرشی معتقد است که بزهکاری وقتی اتفاق می افتد که قیود فرد نسبت به اجتماع ضعیف شود یا به کلی از بین برود.
درادامه باتبیین نظریه نوین کنترل بیان میدارد، هرچه همبستگی بین اعضای یک جامعه بیشتر باشد، افراد تمایل بیشتری به تبعیت از مقررات آن جامعه دارند؛ کج رفتاری زمانی بروز می کند که پیوند و تعلق میان فرد و جامعه ضعیف باشد یا گسسته شود و هرچه افراد کمتر وابسته، متعهد، درگیر و معتقد باشند، پیوند آنها با جامعه سست تر است و احتمال کج رفتاری بیشتر خواهد بود. در واقع وابستگی به دیگران این احساس را در فرد به وجود می آورد که باید به انتظارات و خواسته های دیگران پاسخ دهد. به همین دلیل است که بیشتر افراد سعی می کنند رفتار آنها باعث ناراحتی و شرمندگی اقوام و آشنایانشان نشود. هیرشی همچنین معتقد است بین خود کنترلی ضعیف و کج رفتاری ارتباط وجود دارد و منشأ آن را در خانواده، دوران کودکی و جامعه پذیری ناکارآمد می داند.
یک نوع پوشش وقتی صورت بهنجار به خود می گیرد که جامعه آن را مجاز و عادی بشمارد و با تشویق ها و توبیخ های خود دوام آن را تضمین کند. بخش وسیعی از آموزش ها و مراقبت های مربوط به پوشش از طریق نهادهای جامعه پذیری به ویژه خانواده صورت می پذیرد و خانواده نقش بی بدیلی در این زمینه دارد. به طور کلی باید بر روی کنترل های غیررسمی تاکید بیشتری صورت پذیرد و نهادهای مختلف جامعه پذیری روی یادگیری و درونی سازی ارزش عفاف و پاکدامنی و نقشی که حجاب می تواند در این زمینه داشته باشد تاکید مستمر داشته باشند. درونی سازی حجاب و مراقبت باطنی از آن، مهم ترین ضمانت برای حفظ آن است و این امر مستلزم متقاعد کردن افراد به اهمیت حیاتی ارزش عفاف است. این یادگیری عمدتا باید در دوره های اولیه جامعه پذیری و در سنین پایین صورت پذیرد. اجباری کردن پوشش، هیچ تضمینی را برای دوام آن ایجاد نمی کند و در هر فرصتی ممکن است نادیده گرفته شود. البته این بدان معنا نیست که هیچ کنترل رسمی و اجبارآمیزی نباید در این زمینه وجود داشته باشد. بلکه مقصود این است تاکید اساسی در این زمینه بر روی کنترل های غیررسمی باشد و کنترل های رسمی محدود به کنترل گونه های نابه هنجار پوشش و خارج از آستانه تحمل جامعه شود. این گونه نباشد که مثل شرایط فعلی، نهادهای عمده جامعه پذیری، مسئولیت اساسی خود را در زمینه یادگیری و کنترل حجاب به درستی انجام ندهند و از نیروی انتظامی انتظار داشته باشند، حجاب را کنترل کند و یا سازمان های دولتی بخواهند با اهرم های توبیخی، چنین کنندلذا برخورد انتظامی با پدیده فرهنگی ناهنجاری پوششی زنان بدون اتخاذ استراتژی و تاکتیک‌های عقلانی و همه‌جانبه وفقدان مشارکت عمومی، مشارکت مدنی ومشارکت دولتی، کارآمدی، اقتدار، مقبولیت ومحبوبیت پلیس را علی‌رغم تلاش‌ها وفداکاری‌های آن درجامعه تحت شعاع قرار می‌دهد .
بنابراین، به نظر می‌رسد برای اینکه حجاب که یکی از ضرورت‌های دین اسلام است به عنوان یک باور و ارزش اجتماعی در جامعه تثبیت و در شخصیت دختران و زنان مسلمان درونی شود، بایستی از رویکرد قهری و اجباری پرهیز نمود.
از اشتباهات بزرگ مسوولان اجتماعی فرهنگی کشور درطول سالهای اخیر، تعیین شکل پوشش و حجاب زنان به جای مشخص ساختن«حدود و چارچوب» آن است .اگر بتوانیم این اتهام را بپذیریم که بسیاری از کج روی ها و کج رفتاری هایی که در قالب جلوه های ویژه و ناپسند رفتاری که امروز در میان جوانان و نوجوانان شاهد هستیم ، واکنشی است در برابر کنش های ناسالمی که از سوی مسوولان ظاهر شده است ، آنگاه فرصت بروز هیجانات و زمینه تخلیه تنش ها و فشارهای روانی نوجوان به گونه یی مثبت فراهم می آید.
درپایان بایستی اظهارداشت که حجاب بهنجار باید در فرآیندهای اجتماعی غیراجبارآمیز، آموخته شود و درونی شود. نتیجه درونی کردن ارزش عفاف این خواهد بود که با رعایت نکردن حجاب، احساس گناه و تقصیر به افراد دست دهد. واین احساس گناه عامل اجبار درونی ای خواهدبودکه مانع از هرگونه انحرافات ونابهنجاری هادرجامعه خواهدبود.
همانطور که مشاهده می شود، بر اساس نظریه های مختلف جرمشناسی وروانشناختی و جامعه شناختی، عوامل خانوادگی واجتماعی و روانشناختی در عدم رعایت حجاب وشئونات شرعی نقش بسزایی دارند..پس امید است مسولان با نگاهی همه جانبه وعلمی به بررسی و ارائه راه حل آن بپردازند .تا شاهد کاهش چشمگیر مسئله های اجتماعی باشیم تا ظهور وبروز پدیده ها ومسائل اجتماعی دیگر.
فصل دوم:راهکارهای پیش گیری ودرمان بی حجابی و ترویج فرهنگ عفاف و حجاب
مبحث اول: پیش گیری فرهنگی وترویج فرهنگ عفاف وحجاب
در این گفتار ما در دو گفتار خانواده و نهادهای آموزشی به بررسی پیش گیری فرهنگی وترویج فرهنگ عفاف و حجاب می پردازیم چرا که قطعا وتحقیقا این دو نهاد در شکل گیری یک فرد و ایفای نقش آن در جامعه تاثیر بسیاری داشته و ترویج فرهنگ عفت وحیا و سم زد ایی این نهادها از معضلات پیش آمده می تواند به ترویج فرهنگ عفاف و حجاب ومقابله با معضل بد حجابی بسیار موثر باشد.
گفتار اول:آموزش پدران و مادران
نظر به اینکه نهاد خانواده به عنوان اولین مدرسه و پدر و مادر به عنوان اولین معلمان انسان تلقی
می شوند، لذا در این نهاد اجتماعی بسیار مهم و حیاتی، معلمان می بایست آموزش لازم برای تربیت و تزکیه و القای خود ارزشمندی (که در برابر عقده ی حقارت قرار دارد) به فرزندان خود را فرا گیرند تا از همان آغاز ارتباط با کودکان و نوجوانان در جهت حفظ حرمت و مقام و منزلت فرزندان دختر تلاش نمایند.
سیراب نمودن فرزندان به ویژه دختران از محبت و عشق و عاطفه و ایجاد روابط احترام آمیز بر اساس آموزه های دین مبین اسلام، اختصاص عادلانه فضا و فرصت و امکانات زندگی به فرزندان ، تقسیم کارهای مربوط به خانواده با توجه به توان و استعداد اعضای خانواده، شرکت دادن دختران در تفریحات سالم و گذران اوقات فراغت، مقابله با عادات و رسوم خرافی وتبعیض آمیز، از جمله محورهای مهم و لازمی است که باید در کانون خانواده مورد تأکید و توجّه جدی اولیاء قرار گیرد.
بدیهی است” آموزش اولیا”، اگر از طریق نشریات و جزوات آموزشی و ایجاد و گسترش نهادهای مشاوره ای قابل دسترس، تهیّه و پخش سی دی های آموزشی وبرنامه های مستمر و جذاب از طریق صدا و سیما و … صورت گیرد از تأثیر گذاری بالاتری برخوردار خواهد بود

مطلب مشابه :  ضمانت اجرای نقض تعهد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید