رشته حقوق

انتخابات ریاست جمهوری

دانلود پایان نامه

تحلیل گفتمان در واقع تحلیل پیوندها و روابط متن و مکان اجتماعی است که متن در آن تولید شده است. بررسی و مطالعه متن در بافت خود همراه با عوامل تولید کننده و در یافت کننده‌ی آن است. مطالعه زبان در موقعیت و شرایط تولید است که انجام می گیرد. (شعیری، 1388 :44).
در این مکتب و در این نگرش دیگر چینش عوامل یا نشانه‌ها در کنار یکدیگر نیست که قدرت معنا را به نمایش می گذارد بلکه آنچه اهمیت می یابد، حضور نه تنها بازنمودی بلکه زیبایی شناختی ، حساس و عاطفی، حس- ادراکی و در یک کلمه توهمی، تخیلی، و تفننی نشانه – معناهاست. (همان)
برخورد هژمونیک گفتمانها باعث به وجود آمدن نزاع بین گفتمانها برای اعمال نفوذ در سطح اجتماع می شود. بنابر این «این تخاصم باعث شکل گیری هویت یک هنرمند نیز میشود و در کلیه رفتار و گفتارش ظهور پیدا میکند و باعث میشود همواره در آثاری که خلق میکند به دنبال حفظ معنایی خاص و حاشیه راندن معنایی دیگر باشد. در کلیه فیلمها، یک وجه مثبت وجود دارد که نشان دهنده نظام معنایی خودی هنرمند است و یک وجه نفی که نشان دهنده نظام معنایی غیر خودی یا دیگر هنرمند است (سلطانی،77:1384).
در این بخش سعی خواهد شد بر اساس نظریه فوق چگونگی تعامل میان افراد گفتمان تجددگرا با گفتمان بقیه افراد جامعه از سالهای 89-75 مورد بررسی قرار گیرد تا مشخص شود فضای اجتماعی سیاسی که فیلمسازان تحت تاثیر آن، این دو فیلم را ساختهاند، چگونه بوده است، چه دال های معنا بخشی بر این فضا حاکم بوده است. تاثیر این دال های معنا بخش بر نظام معنایی بازنمایی شده در این فیلمها چه بوده است؟
هر گفتمانی برای بر طرف کردن آفتها و آسیبهای گفتمان قبل از خود به وجود آمده است. گفتمان اصلاح طلبی، که طی دورهای هشت ساله (1384-1376.ش) ظهور یافت و قدرت اجرایی کشور را به دست گرفت، در حقیقت بر اثر کم توجهیهای گفتمان قبل از خود (سازندگی) به موضوعهای فرهنگی و اجتماعی و توسعۀ سیاسی به وجود آمد. بی توجهی به آرمانها و ارزشهای انقلابی و دوری از عدالت اجتماعی در گفتمان اصلاح طلبی نیز شکاف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی عمیقی در جامعه ایجاد کرد که پیدایش گفتمان مقابل آن، یعنی «اصولگرایی عدالتخواه» در 3 تیر 1384 را سبب شد. در انتخابات سال 88 این دو گفتمان به مصاف هم رفتند و چون قدرت در مقابل خواست مردم قرار گرفت، هژمونیک بودن خود را برای اولین بار بعد از انقلاب 57 به نمایش گذاشت. «”هژمونی” شبیه “گفتمان” است چون هر دو اصطلاح به تثبیت عناصر در ابعاد اشاره دارند. اما تفاوتشان در این است که مداخلۀ هژمونیک عمل تثبیت را مابین گفتمانهایی انجام می دهد که تصادم خصومتآمیز با یکدیگر دارند، گفتمانی که در میدان گفتمان حاکم است از طریق مفصل بندی مجدد عناصر آن میدان، گفتمانهای دیگر را تضعیف یا حتی نابود می کند. (یورگنسن و فیلیپس،91:1391).» حال باید ببینیم این دو گفتمان چگونه به وجود آمده اند و چه تأثیری بر ساختار فیلم و همچنین پذیرش آن از سوی جشنوارهها داشته است.
4-7-1 تحلیل منازعات گفتمانی جامعه در دوران ساخت فیلم
برای بررسی چگونگی شکل گیری گفتمان اصلاح طلب و اصول گرا باید ریشههای آن را در پیش از انقلاب جستجو کنیم. «مقابلۀ دولت پهلوی با نیروهای سنتی از جمله روحانیت، عشایر و بازار و حمایت از فرایندهایی که به پیدایش نیروهای مدرن انجامید، جامعه ایران را دو پاره کرد و طبقات و نیروهای سنتی و مدرن را در مقابل هم قرار داد (بشیریه،12:1381)» این امر باعث به وجود آمدن شکاف عمیق و اساسی میان تجددگرایی و سنت گرایی شد که منجر به دو پارگی جامعۀ ایران شده است.
حضور تجددگرایی و سنت گرایی را می توان در مفصلبندی دو دال «اسلامی» و «جمهوری» در کنار هم در ترکیب «جمهوری اسلامی» یافت؛ اما سؤال این است که چگونه این دالهای متضاد در کنار هم جای گرفتند. پاسح این در یک دال دیگر است: «امام». امام خمینی (ره) تنها شخصیتی بود که به دلیل داشتن ویژگیهای کاریزماتیک توانست دو دال متضاد را در کنار هم مفصل بندی کند (سلطانی،1386) برخی از صاحبنظران همانند عماد افروغ، بر این باورند که مبحث اصلاحات مطروحه در دوم خرداد، به طور عمده ناظر بر اصلاح ویژگیهای ساختاری قبل از انقلاب اسلامی است؛ زیرا بخشی از این ساختارهای معیوب به دوران پس از انقلاب منتقل شد. انقلاب اسلامی یک انقلاب فرهنگی و یک فرایند اصلاخی در ابعاد فرهنگی، سیاسی و افتصادی بر مبنای هستۀ مرکزی تئوری فقه امام خمینی بوده و هست (افروغ،235:1380). در مقابل این دیدگاه، عدهای دیگر از صاحبنظران که بیشتر دارای تمایلات سکولاریستی هستند، این جنش را به دلیل پاسخ به بحرانهای عمیق ایجاد شده در نظام جمهوری اسلامی در دور، یاد شده به شمار میآورند. حسین بشیریه، از معتقدان به این دیدگاه، نظام سیاسی در ایران پس از انقلاب را ترکیبی از بخشهای ذیل میداند: 1- بخش تئوکراتیک در قالب رهبری کاریزماتیک با مشارکت با مشارکت تودهای و بسیج شده، از اول تا پایان جنگ (1368)؛
2- بخش الیگارشیک با لحاظ امتیازات خاص برای روحانیان، همراه با مشارکت نفوذی، غیررسمی، شخصی، مبتنی بر روابط، و موجد پیدایش گروههای فشار؛ 3- بخش دموکراتیک که در نهاد مجلس و انتخابات ریاست جمهوری، تجلی یافت و نیازمند جایگزینی مشارکت سیاسی در قالب جامعۀ مدنی به جای مشارکت تودهای و نفوذی بود. وی انتخابات دوم خرداد را سرآغاز، یا جزئی از دوران سوم به شمار می آورد و آن را ادامۀ انقلاب 1357 و واکنشی علیه گرایشهای غیر دموکراتیک می داند.
«مردم» و به تبع آن مردمسالاری دینی را میتوان دال و مرکز گفتمان اصلاحات، دانست که با تأکید بر آزادی، حاکمیت قانون، شایسته سالاری، انتقادپذیری، حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی، اجتماعی و امنیت اجتماعی در مفاهیم و ارزشهای خود، درصدد است تا ارتقای زمینههای مشروعیت جمهوری اسلامی ایران را در دو عرصۀ داخلی و خارجی فراهم آورد. این گفتمان خواستار بهرهگیری از مباحثی همچون تصمیم گیری جمعی، نظارت همگانی، آزادی بیان، آزادی اجتماعی، قانونگرایی و بسط جامعۀ مدنی بود و بر حاکمیت عالیۀ خداوند بر سرنوشت انسانی، تأکید می کرد (اشرفنظری و سازمند، 330:1387) و هدف اصلی را توسعۀ سیاسی قرار داد.
«آلموند» و «جیمز کلمن» توسعه سیاسی را فرآیندی می دانند که به موجب آن نظامهای سنتی غیر غربی ویژگیهای جوامع توسعه یافتهتر را پیدا می کنند. این ویژگیها از نظر آنان عبارتند از:
درجۀ بالای شهرگرایی، گسترش سواد، درآمد سرانه بالا، تحرک مبسوط جغرافیایی و اجتماعی، میزان نسبتاً بالای صنعتی شدن اقتصاد، شبکه وسیع رسانههای ارتباط جمعی و به طور کلی مشارکت گستردۀ اعضای جامعه در فعالیتهای سیاسی و غیرسیاسی (قوام،19:1379). البته باید توجه داشت اصلاحات اسلامی با توجه به محتوا و اصولش نمی تواند به نتایجی منتهی شود که ویژۀ فرایند غربی شدن است. غرب بسیار تمایل دارد که اصلاحات را همچون توسعه در قالب و الگوی «غربی» طرح و بسط دهد؛ اما بدیهی است که انقلاب اسلامی، اصول، خطمشی و الگوی خاص خود را برای اصلاحات دارد که تابع الگوی غربی نیست.
در ریشهیابی چگونگی به وجود آمدن گفتمان اصلاحات، میتوان به یک سری عوامل ذهنی نظیر معنویتگرایی، آزادی، حاکمیت قانون، دفاع از نهادهای مدنی، نفی خشونت، تأکید بر اجماع و وفاق دربارۀ قانون اساسی، اشاره کرد که با استقبال وسیع طبقۀ متوسط جدید و شهری، روشنفکران و دانشگاهیان، زنان و جوانان روبهرو شد (اخوان کاظمی،63:1388).
شایان ذکر است در نیمۀ دوم سال 1375 و اوایل 1376، به علت فشارهای بینالمللی، ایران با یکی از دورههای بحرانی پس از انقلاب اسلامی روبهرو شده بود. دنیای غرب به شدت میکوشید نظام برآمده از انقلاب اسلامی را افراطی، خطرناک، حامی تروریسم، مخالف صلح و حقوق بشر و نامطمئن در اعتماد به آن، معرفی کند. در این دوره، تحریمهای جهانی به رهبری آمریکا علیه ایران، گسترش بیسابقهای یافته بود؛ حتی دولتهای اروپایی سطح روابط خود را با ایران کاهش دادند… در چنین وضعیتی گفتمان اصلاحطلبی، سیاست تنشزدایی، طرح گفتوگوی تمدنها و منطق گفتوگو را مبنای اصلی گفتمان سیاست و اقدامات خارجی خود قرار داد. شعار اصلاحات همچون آزادی، حقوق بشر، حقوق زن، دموکراسی و … نیز در این دوران شکل گرفت.
تجربۀ هشت سالۀ حکومت اصلاحطلبان و حاکمیت گفتمان اصلاحات در بین سالهای 1384-1376، بینصیب از آفات و آسیبهای مختلف نبود. همین امر موجب شکست گفتمان مزبور و روی کار آمدن گفتمان اصولگرایی شد. هر گفتمان جدید، به محض اینکه موضع غالب پیدا کرد با تولد خود یک گفتمان فرهنگی و سیاسی مخالف را به منصۀ ظهور خواهد رساند. گفتمان اصولگرایی هم زادۀ کنار رفتن یا ضعف گفتمان اصلاحطلبی نبود بلکه با تولد این گفتمان متولد شده بود.
«گفتمان سنتگرای محافظهکار، که پیشتر از این حول دال «ولایت» شکل گرفته بود، نیز به مفصلبندی عناصر جدیدی پرداخت که تقریباً در نقطۀ مقابل مفصلبندیهای اصلاحطلب قرار دارند. برعکس گفتمان اصلاحطلب که عمدتاً بر تقدم توسعۀ سیاسی تأکید می گذاشت، گفتمان محافظهکار بر توسعۀ اقتصادی و دالهای مرتبط با آن متمرکز گشت. و به دنبال آن دالهایی چون «عدالت»، «نظارت» و «امنیت ملی» حول «ولایت» گرد آمدند. (سلطانی،1386).»
«یک گفتمان هرگز قادر نیست خود را چنان مستقر کند که تنها گفتمانی باشد که امر اجتماعی را ساختار بندی کند. همواره گفتمانهای متعدد متعارضی حضور دارند (یورگنس و فیلیپس،79:1391).» گفتمان اصلاحطلب اگر چه در طی چهار سال حکومت اصولگرایان به حاشیه رانده شد، ولی موازی با این گفتمان به حیات خود ادامه داد تا اینکه در انتخابات سال 88 دوباره فرصتی برای حضور علنی در عرصۀ سیاسی پیدا کرد. گفتمان اصولگرا به این دلیل که مردم را از محوریت خارج و در حاشیه رانده بود و از دید مردم باعث اصلی مشکلاتی شده بود که در این دوره گریبان آنها را گرفته بود، از سوی اکثریت مردم طرد و فرصت بازگشت دوبارۀ آنها به سوی گفتمان اصلاحطلب را فراهم آورد. ولی از آنجایی که قدرت اجرایی هنوز دست گفتمان رقیب بود، این تمایل به بازگشت آنها به عرصۀ سیاسی به استقرار این گفتمان نیانجامید. در نتیجه این دو گفتمان که از ابتدای انقلاب در کنار هم به حیات مسالمتآمیز خود ادامه داده بودند، رودروی یکدیگر قرار گرفتند و به تخاصم با هم پرداختند.
«تخاصم اجتماعی زمانی رخ می دهد که هویتهای مختلف متقابلاً یکدیگر را طرد کنند. اگر چه یک سوژه هویتهای مختلفی دارد. اما لزوماً این هویتها رابطهای خصمانه با یکدیگر ندارند… هر یک از دو هویت در قلمروی واحد انتظار دارند کنشگر عملی را انجام دهد که با انتظارات هویت دیگر در تضاد است، و به ناگزیر نیز یکی از این هویتها مانع دیگری می شود. (یورگنس و فیلیپس،72:1390).»
در فضای جمهوری اسلامی نیز هیچگاه هویتهای مختلف برخورد خصمانه با هم نداشتند، ولی فشارهای تحریمهای اقتصادی و بیتوجهی به توسعۀ جامعه باعث به وجود آمدند بسترهای مناسب برای این تنشها شد. «در چارچوب کثرت گرایی لیبرال، نابسامانی سیاسی زمانی به وقوع می پیوندد که میزان تقاضایی را که مردم از حکومت می کنند، بیش از تواناییها و امکانات حکومت برای پاسخگویی به آنها باشد. اگر بخواهیم این مطلب را بر اساس بر اساس تحلیل سیستمی بیان نماییم، باید خاطر نشان سازیم که در عمل دادههای نظام کمتر از نهادههایی است که وارد آن می شوند و همین امر رفته رفته باعث افزایش بازخورهای منفی گردیده، در نتیجه نظام را از حالت تعادل خارج می کند (قوام،72:1379).
از سوی دیگر چون باب گفتگوی خارجی و داخلی برای حل این مشکلات هم بسته یا محدود شده بود، گفتمان رقیب اعتراض خود را به سطح خیابانها کشاند. در مقابل گفتمان اصولگرا که ابزار قدرت را در دست داشت به استفاده از قابلیتهای سختافزاری خود روی آورد. در نتیجۀ این امر حوادث پس از انتخابات 88 حول کشمکش این دو گفتمان شکل گرفت.
براساس نظامهای معناییای که به این صورت در دو گفتمان اصلاحطلب و اصولگرای محافظهکار شکل گرفت، هر دوی آنها با استفاده از قابلیتهای سختافزاری و نرمافزاری خود به مقابله با دیگری پرداختند. منظور از روشهای مقابلۀ سختافزاری به کار گرفتن روشهایی است که مبتنی بر نظامهای زور و برخوردهای فیزیکی هستند. نمونههایی از این روشهای سختافزاری برای حذف و طرد رقیب عبارتند از: رد صلاحیت نامزدها، تعطیل کردن مطبوعات، حبس، توقیف، ضرب و جرح و به راه انداختن جنبشهای خیابانی و مانند آن.
تحلیل‌گر انتقادی بر آنست تا ساز و کار عدم مساوات اجتماعی نهفته در لایه‌های زیرین گفتمان را کشف کرده و نشان دهد و آگاهی لازم و کافی برای افراد جامعه مورد نظر را فراهم آورد؛ تا با فراهم آمدن زمینه و ساز و کار توزیع عادلانه بهره‌گیری مطلوب از ساختارهای گفتمان‌مدار، توسط آحاد افراد جامعه در جهت تحقّق عدالت اجتماعی گام‌هایی برداشته شود (یارمحمدی،4:1383).

مطلب مشابه :  قراردادهای مشارکتی یکی از قراردادهای سرمایه گذاری در بخش انرژِی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید