کالج، پارتیان، ص 104- 107.
در تحقیقاتی که پیرامون انواع خشت‌های به کار رفته در ارگ بم صورت گرفته است دو نوع خشت در آن شناسایی شده است: خشت‌های6×36×36 از دوره ساسانی و خشت‌های 6×32×32 از دوره‌های جدیدتر: محمدابراهیم باستانی پاریزی، «ارگ بم»، فصل‌نامه کرمان، ش 45، تابستان 1381، ص 126. اما برخی بر آنند که ارگ بم در دوره پارتیان اهمیت فراوانی بر سر راه تجاری جنوب شرق داشته و در تداوم شیوه ارگ‌سازی سلوکیان بنا شده است: نور بخش، ارگ بم ص 30.
تحقیق‌های چندی که پیرامون قلعه‌های دختر و برخی بناهای مرتبط با عنوان دختر از قبیل پل‌های دختر (مانند پل دختر میانه- قافلانکوه و پل‌های کدُو دختر در لرستان) و معابد دختر (آناهیتا- ناهید) انجام گرفته گواه از اهمیت این گونه بناها و نام آنها در پیوند با نام الهه آناهیتا- ایزد آب و باروری دارد برای آگاهی بیش‌تر از قلعه‌های دختر ر.ک: محمدابراهیم باستانی پاریزی، خاتون هفت قلعه (تهران: روز بهان، 1356).
از چنین نمونه‌هایی است ابرسام ارگبذ در زمان اردشیر بابکان و مهرشاپور ارگبذ در زمان یزدگرد یکم.
1منظور مرزهای فرهنگی ایران است و در این تحقیق نیز همه جا گستره جغرافیایی تاریخی- فرهنگی ایران در نظر است.
بهترین نمونه را می‌توان درباره شهر تازه تأسیس بغداد مثال زد که برای ساخت آن به دستور خلیفه عباسی، منصور، از مصالح تیسفون (مدائن) استفاده کردند و شهر جدید در 70 کیلومتری مداین و در واقع بر شالوده پایتخت‌های کهن تیسفون، سلوکیه و بابل بنا نهاده شد.
ستوده، منوچهر «ارگ، دوره اسلامی»، دائرهالمعارف بزرگ اسلامی (تهران: مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی، 1375)، ج7، ص 657. چنان که ارگ‌های مرو، بم، سمرقند و… در درون شارستان و ارگ‌های بخارا و نیشابور بیرون از آن بودند. اگرچه، همۀ این ارگ‌ها ریشه پیش از اسلام داشتند.
کلایس، ولفرام ، «قلاع، معماری»، ترجمه علیرضا میهنی، معماری ایران دوره اسلامی، به کوشش محمد یوسف کیانی (تهران: چاپخانه ارشاد اسلامی، 1366)، ص109.
مانند قلعه‌های بسیاری که در منطقۀ الموت در شمال قزوین بوده و به قول حمدا… مستوفی تعداد آنها به «پنجاه قلعه حصین مستحکم» می‌رسیده است که قلعه‌های میمون‌دز و لمبسر از بهترین آنها بوده‌اند، حمدا… مستوفی، نزهه القلوب، تصحیح گای لسترنج (تهران: دنیای کتاب، 1362)، ص 60.
جیهانی، اشکال العالم، ص 162.
چنان که ارگ بم در دوره های گوناگون به عنوان زندان سیاسی نقش مهمی ایفا می‌کرده است: در دوره یعقوب لیث صفاری این ارگ زندان دودمان طاهری بود. امیر طاهری، محمد بن طاهر، به همراه هفتاد تن و به روایتی با «صد و شصت تن از اقارب و عشایر» به دستور یعقوب لیث دربند و در قلعه بم زندانی شدند. یعقوبی، البلدان، ص69؛ باستانی پاریزی، یعقوب لیث، 212؛ (اگرچه روایت مخالف این است که محمدبن طاهر را «به سیستان فرستاد به زندان بزرگ به در مسجد آدینه محبوس کردند»: تاریخ سیستان، ص221). ارگ بم در طی تاریخ میانۀ ایران به صورت زندان سیاسی مورد استفاده قرار گرفت، چنان که امیر مبارزالدین محمد مظفر توسط فرزندانش در این ارگ زندانی شد: کتبی، تاریخ آل مظفر، ص 80؛ شاید به دلیل کاهش اعتبار حکومتی ارگ باشد که منابع در این دوره از ارگ بم به قلعه یاد کرده اند: برای آگاهی بیشتر؛ ر.ک:
Lockhert, “Bam” in Encyclopadia of Islam, Vol. I, p. 1008; Perry, “Arg”, in Encyclopaedia Iranica, p. 395.
آن گونه که برمی‌آید شهر سمرقند چندین مرتبه بازسازی شد و ارگ آن از نو بنا شد. آثار تل افراسیاب در واقع یکی از خاستگاه‌های کهن‌شهر است. همچنین شهر بم در تاریخ خود 4 بار جابجایی داشته است (تل آتشی، گزاران، ارگ و شهر کهنه بم، شهر جدید کنونی) ضمن آن که درست در نزدیکی ارگ خرابه‌های قلعه دختر نیز گواه از آن دارد که زمانی پیش از بنای ارگ، قلعه دختر عظمتی از نوع ارگ داشته استبرای آگاهی بیشتر، ر.ک: باستانی راد، بم، ص 24- 26 و 86 – 87.
برای آگاهی بیشتر درباره این مسئله ر. ک: شهر بخارا دورۀ سامانیان، نرشخی، تاریخ بخارا، ص 36- 40؛ در شهرهای دوره سلجوقیان، یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد سیاسی در دوره سلجوقیان، ص345-346؛ در شهر تبریز و سلطانیه دوره ایلخانان، عبدالرحمن وهاب‌زاده، «تاریخچۀ برج و باروی شهر تبریز»، مجموعه مقالات کنگرۀ تاریخ معماری و شهرسازی ایران، ارگ بم (تهران: سازمان میراث فرهنگی، 1385)، ج3، ص 71- 88؛ در شهرهای دوره تیموریان، پیندر، «معماری دوره تیموری» در تاریخ ایران دوره تیموریان پژوهش دانشگاه کمبریج، به کوشش ه. ر. رویمر، ترجمه آژند، یعقوب (تهران: جامی، 1379)، ص 328-330.
Afshar, “Arg – e Alishah”, Encyclopaedia Iranica, Vol 1. P 396.
Afshar, “Arg – e Karim khan”, Encyclopaedio Iranica, Vol 1. P 398.
برای آگاهی بیشتر ر.ک: یحیی ذکاء، تاریخچه ساختمان های ارگ سلطنتی تهران و راهنمای کاخ گلستان (تهران: انجمن آثار ملی، 1349).
– برای آگاهی درباره ساختار حکومتی ارگ بم ر.ک: سالار بهزادی، ارگ بم، ص25-35؛ نوربخش, ارگ بم به همراه مختصری از تاریخ شهرسازی ایران، ص 43- 60. برای آگاهی درباره ساختار حکومتی ارگ بخارا ر.ک: نرشخی، تاریخ بخارا، ص32-40 و 67-70.
واژه‌های گوناگونی در منابع تاریخی و جغرافیایی برای کهندژ به کار رفته است: ارگ، ارک و حصار برای کهندژ بخارا (نرشخی، تاریخ بخارا، ص 32- 36): در حالی که جیهانی در اشکال العالم از ارگ بخارا به قلعه یاد کرده است، (ص 186): کندز برای کهندژ شهرهایی در پیرامون بخارا مانند اسکجکث، شرغ، زندنه، رامیتن (ر.ک: نرشخی، تاریخ بخارا، ص 18، 20،21،23). مقدسی گاه واژۀ دز (معرب دژ) را و گاه واژۀ کهندز را حتی در یک جا به کار برده است (برای نمونه ر.ک: احسن التقاسیم، ص 446- 447). در حالی که قهندز و کهندز مشهورترین واژه‌های به کار رفته در منابع هستند، در ترجمۀ محمد بن اسعد بن عبدالله تستری از مسالک و ممالک اصطخری که استاد ایرج افشار آن را با نام «ممالک و مسالک» تصحیح کرده است، واژۀ فهندز هم به عنوان صورتی از معرب کهندز به کار رفته است (اصطخری، ممالک و مسالک، ص 102). همچنین استاد ایرج افشار، کاربرد آن را در موارد دیگری نیز یادآور شده است. (ر.ک: اصطخری، ممالک و مسالک، مقدمه، ص چهل و یکم). از این گذشته در بیش‌تر منابع از واژۀ قلعه نیز به جای ارگ استفاده شده است: برای نمونه ر.ک: مقدسی، احسن التقاسیم، ص 442 که دربارۀ غزنین، بیان می‌کند: «قلعه‌ای در میان شهر است و جای سلطان در آن است». در زمان یاقوت حموی (574- 626 ق)، گویی تنها ارگ زرنگ سیستان به این نام (ارگ- ارک) خوانده می‌شده است. چنان که وی، در ذیل «ارک» می‌گوید: «نام ساختمان‌هایی بزرگ در زَرَنج مرکز سگستان میان دو دروازۀ کَرْکویه و نِیْشَک است . انباری بود که عمرو لیث آن را ساخت، سپس حکومت‌نشین و دژ آنها شد و امروز بدین نام خوانده می‌شود» (معجم البلدان، ج1، بخش نخست، ص 193). همین نام را جیهانی در اشکال العالم، آورده است (ص 162). برای آگاهی بیش‌تر دربارۀ ارگ سیستان، ر.ک: تاریخ سیستان، ص 10- 11.
نرشخی، تاریخ بخارا، ص 36- 38.
اصطخری، مسالک و ممالک، ص 240.
توضیح کلی این بحث در بازشناسی تاریخی شارستان و ربض در سده‌های نخستین اسلامی، ارائه شده است. برای آگاهی از تحلیل کلی این مسئله، ر.ک: یوسفی‌فر، ساختار اقتصاد شهری در ایران دورۀ سلجوقیان، ص 165- 166. همچنین طرح مسئلۀ انتقال در شهر از کهندژ و شارستان به ربض را اشرف در «ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران»، (ص 22) و حبیبی در از شار تا شهر (ص 50)، بیان کرده‌اند.

                                                    .