واقعیت انکارناشدنی آن است که دانشگاه الازهر با آن سابقه طولانی و نفوذی که بر جهان سنی داشته و نیز نجف با همه نفوذش بر جهان تشیع، در تحولات فکری جهانی مشارکتی نداشتند. البته در تحولات اجتماعی خود جهان اسلام، نجف تا حدی در مواقعی موضعگیری کرد، اما الازهر بیشتر در لاک خود بود.
همان ص 64، به نقل از مستقبل الثقافه، ص 15 به بعد
الگار، دین و دولت، ص 295
امین، زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث، ص 105
زندگی و حیات علمی رنان داستانی است خواندنی. وی در میانه عمر کتاب معروف زندگی مسیح (1863) را نوشت که شاهکاری است در نوع خود که بسیار مورد استقبال قرار گرفت. قسمتی ازآن، تحت تأثیر شور و احساسات بود ولی در این اثر عالی، آن قدر مطالب مخالف میل و سلیقه مردمان خشک و متعصب بود که اینان نمیتوانستند آن را نادیده بگیرند. از آن پس رنان چنان به نویسندگی معروف شد که تقریباً معاشش از راه نویسندگی بود ( سارتن، سرگذشت علم، صص133-154).
ارنست، اقتدا به محمد، ص 37
حورانی، همان، ص 133
اسدآبادی، العروه الوثقی،1 ص 89 و 161
اسدآبادی، حقیقت مذهب نیچری و بیان حال نیچریان، ص 61
همان، ص 132
حائری، نخستین رویاروییها، ص 97
الگار، ص 300 به نقل از مهدوی و افشار، مجموعه اسناد و مدارک چاپ نشده درباره سیدجمال الدین مشهور به افغانی، ص 63
عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، ص 79-80
امین، زعماء الاصلاح فی العصر الحدیث، صص 247-298؛ عماره، محمد، الاعمال الکامله للامام الشیخ محمد عبده (در این مجموعه مفصل پنج جلدی، زندگی و آثار ایشان به طور کامل نقل شده است، از جمله در جلد سوم، ص 293 نقد عبده بر اصلاحی بودن جریان پروتستانی دکر شده است)؛ عماره، المنهج الاصلاحی للامام محمد عبده؛ تاریخ الاستاذ الامام الشیخ محمد عبده ( منتشرشده در سه جلد توسط جامعه السید محمد رشید رضا، در جلد دوم ص 312 به مناسبت نشر بعضی از افکار ایشان در نشریهای ایرانی، مقالهای خواندنی از ایشان در مورد اصلاحطلبی ایرانیان منتشر شده است)؛ امین، رائد الفکر المصری، صص 141-202؛ مطهری، مجموعه آثار جلد 24، ص 47.
مطهری، بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صد سال اخیر، ص 45
متن کامل این کتاب و کتاب طبایع الاستبداد در نوشتنه محققانه دکتر محمد عماره زیر عنوان عبدالرحمن الکواکبی آمده است.
عماره، عبدالرحمن الکواکبی؛ امین، زعماء الاصلاح، ص 220-247؛ مطهری، مجموعه آثار، ج 24 ص 50
جنبش اخوان المسلمین. تنها گرایش و جنبش دینی و سیاسی است که در سال 1928-1936 در مصر تاسیس شد و پیروان و شاخههایی نیز در سوریه، پاکستان، ایران، اندونزی و مالزی دارد. گفتمان حاکم بر این جریان را در سه چیز میتوان خلاصه کرد: اسلام نظام جامع وکاملی است؛ اسلام بر دو منبع اصلی قرآن و سنت استوار است؛ اسلام قابل انطباق بر همه زمانها و مکانهاست. تلاش برای تاسیس وطن اسلامی و رهایی از سلطه خارجی و تاسیس حکومت اسلامی مجری اصول اسلام و احکام آن با بازگشت به اسلام نخستین نام برد. این جنبش، تاسیس مدارس و تعلیم اعتقادات اسلامی و مبارزه با بیسوادی و فقر را با تأسیس درمانگاهها ومدارس در سرلوحه کارهای خود قرار داد و منادی حمایت از فلسطین در مصر بود و هوادارانش از جمله سپاهیان عرب بود که به جنگ با اسرائیل روی آوردند. از دیگر رهبرانش سید قطب بود که در سال 1961 اعدام شد. از مهمترین اندیشههای آنان میتوان از برتری اسلام بر سایر ادیان به لحاظ بهرهمندی از وحی آسمانی، بازگشت به سنت و سیره سلف صالح، مخالفت با علم کلام از آن جهت که به فکر یونانی آلوده شده و مایه تفرقه مسلمان گشته است، مخالفت با هجوم غربیان به جهان اسلام. این جنبش به تاسیس دولتی کاملاً مسلمان به رهبری یک خلیفه و نیز اهمیت شورا و نظارت آن بر فرمانروایان تاکید داشت. در مجموع، بیشترین تاکید در فکر و اندیشه ایشان، موضوع بازگشت به سلف بود که رفتهرفته جانشین اندیشه وحدتی شد که کسانی مثل سید جمال و عبده آن را تبلیغ میکردند. البته در این جنبش نیز دو طیف وجود داشتهاند که یکی طیف سنتی بوده و دیگری طیف روشنفکر مانند محمد غزالی (1917-1996)، عضو اخراجی این جنبش، که دیدگاهش در مورد مسئله خلافت جالب توجه است. وی بر این باور است که الغای خلافت اسلامی ( که حکومت عثمانی نماد آن بود) تسلیم زبونانهای در برابر مطامع غرب امپریالیست بود و خصومتهای کنونی غرب در ادامه جنگهای صلیبی است. به اعتقاد وی، بعضی گول خوردهاند و تصور میکنند که اروپاییها دین را کنار گذاشتهاند و از این رو تردید دارند که ایستادن اروپاییها در برابر اسلام به انگیزه احساسات صلیبی باشد ولی حقیقت غیر از این است، زیرا عنوان رسمی حکومت انگلیس «حامی حریم ایمان» است و نخستین برنامه حزب محافظهکار، استقرار تمدن مسیحی است و حزب حاکم کنونی ایتالیا…حزب دموکرات مسیحی است. وی با تحسین و اعجاب میگوید که اسرائیلیها میتوانستند کشورشان را جمهوری یهود یا اتحاد سوسیالیستی یهود بنامند، همان طور که همسایگان عربشان کشورها را به نام خاندانهای حاکم بر آن «مملکت متوکلی یمن»، «اردن هاشمی» و «عربستان سعودی» نامیدهاند، ولی آن را اسرائیل نامیدهاند که نمودگار تعلق آنان به دین و مواریثشان و احترامشان به ارزشهای مقدسشان است. یهودیانی که این کار را کردهاند، خداوند علم و ثروت و رهبران سیاست و اقتصاد، و از میان کسانی بودهاند که در شکاف هسته اتم و بسیاری اختراعات دست داشتهاند، مع الوصف در انتساب خود به دینشان خجالت نکشیدهاند و از واجبات آن تن نزدهاند (رک به عنایت، اندیشه سیاسی در اسلام معاصر، صص 150- 160 نیز کتاب من هنا نعلم غزالی و الاخوان بیومی). جنبش اخوان به رغم همه تلاشها و سوابق تاکنون نتوانسته است مستقلاَ حکومتی تاسیس کند، اما تاثیرگذاریش بر جریانهای اسلامی، حتی در ایران بر جنبش فدائیان اسلام، انکارناپذیر است (رک عنایت، همان150-170 و حکیمی، تفسیر آفتاب).
خالدی، الشهید سید قطب من المیلاد الی الاستشهاد (این کتاب با عنوان سید قطب از ولادت تا شهادت به قلم جلیل بهرامینیا به فارسی ترجمه شده است؛ بهنساوی، فکر سید قطب فی میزان الشرع؛ احمدی، شهید سید قطب.
جوادی، قاسم، مقاله «قاضی سعید نورسی» در حال انتشار.
عنایت، سیری در اندیشه سیاسی عرب، ص سیزده
ناسیونالیسم در ترکیه بعد از فروپاشی امپراتوری عثمانی، گر چه به قصد کنار زدن جریانی است که پیشتر بر این کشور فرمان میراند ولی در نهایت، موجب از دست رفتن و اقتدار و اعتبار منطقهای و فرامنطقهای ترکیه شد و کشورهای همجوار به خصوص مصر نیز توانستند منفذی برای نفس کشیدن به طور مستقل بیابیند. به نظر میرسد که دولتمردان اسلامگرای ترکیه هم اکنون به سرعت و با جدیت در حال احیا و بازیابی اقتدار گذشته خود به شکل دیگری در دو منطقه اروپا و آسیا و به طور کلی در جهان اسلام هستند. ظاهراً شکلگیری ملیگرایی و حتی اصطلاح آن نیز به همین دوره متقدم بر میگردد که توضیح آن خالی از فایده نیست. کلمه nation در دو سده اخیر به معنای رایج ملتها به کار میرود، همچنان که کلمه ملت در فارسی نیز حدود یک سده است که به این معنا به کار میرود. نیشن از ریشه لاتینی nation به معنای زادهشدن است. واژه ملت در اصل واژهای قرآنی است که در آیات مختلفی به کار رفته است. از نیمه دوم قرن نوزدهم در ترکی عثمانی و سپس در فارسی به این معنای تازه به کار رفته است که سرآغاز تشکیل ملتهای نوین ترک و ایرانی است (آشوری، ص 175-177). در اصطلاح قرآن به معنای راه و روش و طریقه یا مجموعهای فکری و علمی است که مردم باید طبق آن عمل کنند و با دین تقریباً یک معنا دارد و از این جهت، با کلمه مکتب در اصطلاح جدید نزدیک است اما در اصطلاح فارسی امروز، به یک واحد اجتماعی گفته میشود که دارای سابقه تاریخی واحد و قانون و حکومت واحد است و البته این یک غلط است؛ چه اینکه در در زبان فارسی هرگز به این معنای غلط استعمال نشده است و گمان میکنم که از زمان مشروطیت به بعد پیدا شده است (نقل با تلخیص از مطهری، مجموعه آثار، ج 14،‌ ص 59). اصطلاح پربسامد ناسیونالیزم یا ملیگرایی/قومگرایی نیز از این کلمه گرفته شده است. این اصطلاح گاهی به جنبشی اطلاق میشود که از استقلال ملتی در برابر متجاوز حمایت میکند، گاه به باوری روشنفکرانه به تافته جدابافته بودن یک ملت بر سایر ملل. در قرن بیستم با انحطاط امپراتوری عثمانی مناقشهای ایدئولوژیک میان روشنفکران مسلمان بود که محورش تناقض میان ناسیونالیسم به عنوان یک سلسله اصول مقطعی و اسلام به عنوان پیامی ابدی و جهانی پا گرفت و این مسئله به ویژه در مورد ناسیونالیسم عربی بعد از جنگ جهانی اول حاد شد (عنایت، اندیشه سیاسی، ص 154 به بعد).

                                                    .