رشته حقوق

امنیت ایران

دانلود پایان نامه

(همان:750،ب1382-1378)
در مجموع باید خاطر نشان کرد که ارتباطات رستم با خداوند، در شرایط ویژهای صورت میگیرد. او همیشه پیش از نبرد و پس از پاکیزگی کامل، با خداوند راز و نیاز میکند. رستم در سختترین شرایط، دست از نیایش و ستایش خداوند بر نمیدارد. او در لحظات پایانی مرگ خود، از خداوند به خاطر نیرویی که به واسطهی آن شغاد را از بین میبرد، سپاسگذاری میکند:
بـــــدو گفت رسـتم ز یــــزدان سپــاس کــــه بودم همــــه سالــــه یـــزدان شناس…
مـــرا زور دادی کــــه از مـــرگ پیـــش ازیـــن بی وفـــا خواستــم کیــن خـــویــش
(همان:764،ب208و210).
رستم در نبرد نخست در چند قدمی مرگ قرار میگیرد و درست در همین زمان است که نیروی مَن خودآگاهی ترسی را بر رستم وارد میکند و رستم نیز برای رهایی از این ترس و نابود کردن آن، سخنانی فریبنده بر زبان میآورد. زیرا که جنگیدن با سهراب برای رستم کانون خطر و مرگ محسوب میشود.
قهرمان برای وارد شدن به کام مرگ، (که همان مرگ نمادین و از نو زاده شدن است)، باید از آستانهای بگذرد(کمبل،85:1389). رستم با برگذشتن از آن آستانه، دشوار گزینی میکند. دشوار گزینی رستم با سخنان فریبنده آغاز میشود:
به سهــــراب گفــت ای یــل شیر گـیر کمــــند افگـــن و گـــرد و شمشیــر گــیـر
دگــــرگــونـــهتر باشـــد آییـــن مــا جــــزیــــن باشـــــد آرایـــش دیـــن مـا
کـــسی کــــو به کشـــتی نبــرد آورد ســـــر مهتــــری زیـــــــر گــــــرد آورد،
نخـــستین کـــه پشتش نهــد بر زمین نبـــرد ســـرش گــرچــه باشـــد به کیـــن
گــــرش بـــار دیگــــر به زیــــر آورد ز افــگنــــدنــــش نــــــام شــــیـــر آورد
بـــــدان چــــاره از چنــگ آن اژدهـا همــــی خــــواست کــایـــد ز کشـــتن رها
دلیـــر و جـــوان ســر به گفتــار پیــر بـــداد و بـــبود ایــــن سخــــن دلپـــذیــر
(فردوسی،196:1389،ب859-854)
سپس سهراب:
رهــــا کـــرد زو دست و آمــد به دشت چــــو شیـــــری که بر پیش آهـــو گـذشت
همـــی کـــرد نخچـــیر و یادش نبــود از آن کــــس کــــه بـــا او نبـــرد آزمـــود
(همان،ب862-861)
شاید بتوان گفت این فریب رستم در راستای سایهی اوست؛ زیرا نمادهای قهرمانی، زمانی بروز میکنند که من خویشتن نیاز به تقویت بیشتری داشته باشد.«خودآگاه برای کاری که خود به تنهایی، یا دست کم بدون یاری نیرویی که در ناخودآگاه است نمیتواند انجام دهد، به ناخودآگاه -سایه- نیاز پیدا میکند (یونگ،181:1386). بدین معنی که رستم از سایهی-ضحاک- خود در جهت مثبت سود میبرد.
پس برای بازگشت نظم پیش از تازش سهراب،- نمایندهی نادانستهی افراسیاب-، راهی جز از میان بردن او به دست رستم- نماد امنیت ایران-، وجود ندارد .و اینگونه است که رستم با فدا نمودن خود، ایران را از گزند در امان میدارد. رستم این راه را در جادهی میهندوستی به سرانجام میرساند و خویشکاری خود را همانگونه که ستاره شماران نیز پیش از زاده شدنش نوید داده بودند:
ازیــن دخــــت مـــهراب و از پــور سام گـــوی پــر منــش زایـــد و نیک نـــــام…
عــــقاب از بـــــر تــــرگ او نگـــذرد ســـران جــــهان را بکــــــس نــــشمرد…

مطلب مشابه :  مولفه های مدیریت دانش

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید