برچسب‌زنی(فردمحوری جمعی)
سیستم‌های رده بندی
الگوریتم معنایی
دریافت مطالب بدون بازدید سایت
اتصال و پیوند مطالب
منبع: (مطالعات محقق)
4-1-2. جهانی شدن
پدیده جهانی شدن از جهتی بسیار قدیمی و ریشه و ماهیت آن به بیش از پنج قرن قبل باز می گردد و از جهت دیگر پدیده نوینی است که حساسیت نسبت به آن به بیش از یک دهه باز نمی گردد. طی سال های اخیر به عنوان نظریه ای جهانی و یکی از مهم ترین ویژگی های حیات بین المللی که به جهان آینده شکل می دهد و تاثیر آن بر ابعاد متنوع زندگی بشر مشهود است بیش از پیش مورد توجه نظریه پردازان مختلف قرار گرفته است. سرچشمه، ماهیت، شاخص ها، نیروها، پیامدها و آثار آن ذهن بسیاری از پژوهشگران را به خود مشغول نموده و پاسخ های متفاوت و بعضا متضادی را چه در تبیین عوامل جهانی شدن و چه در توصیف سرچشمه و ماهیت آن به همراه داشته است.
گروهی آغاز و مبدا آن را توام با دوران مدرنیسم و مدرنیته می دانند و معتقدند با تجدد معنا می یابد و بواسطه جدایی فضا و زمان شتاب گرفت. دسته ای دیگر تاریخ جهانی شدن را مقرون با تاریخ سرمایه داری می پندارند و تصریح می کنند که نظام سرمایه داری پس از پیدایش درصدد ادغام و یکپارچه سازی نظام اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جهان بود. از سوی دیگر عده ای آن را محصول دوران جنگ سرد و نتایج شکست رقابت شوروی و غرب و پیروزی لیبرال دموکراسی برمی شمارند. از این منظر جهانی شدن چیزی جز غربی سازی یا امریکایی سازی جهان نیست. در این رویکرد غرض اصلی جهانی شدن، تقویت و استحکام بخشیدن تسلط غرب و هژمونی ایالات متحده می باشد (پورحسن درزی، 1388: 48).
به دنبال این تفاوت دیدگاه ها اردوگاه های موافقان و مخالفان جهانی شدن شکل گرفته اند. موافقان جهانی شدن آن را فرصتی می دانند برای توسعه و تنوع فرهنگی و تجلی ارزشهای محلی در برابر دیگر سنت ها به نحوی که ارتباطات جهانی، بازارهای جهانی و غیره با بافت های محلی تعدیل خواهند شد(شولت، 1382: 18). اما مارکسیست ها و نئو مارکسیست ها در قالب الگوی مرکز پیرامون با اعتقاد به اینکه جهانی شدن ابزار رشد ایدئولوژی و منعکس کننده اراده سلطه جویی بر جهان است در جرگه مخالفان جهانی شدن قرار دارند و با تعابیری چون چپاول جهانی، تبعیض نژادی و دام جهانی روند مزبور را تهدیدی برای کشورهای ضعیف و پیرامونی می دانند. به تعبیر آنها در فرایند جهانی شدن آداب سنن ملی و بومی و باورهای دینی بواسطه امپریالیسم رسانه ای و ابزارهای ارتباطی چون ماهواره مورد تهاجم قرار می گیرد. لذا به مفهوم واقعی، امریکایی سازی، غربی سازی، سکولاریسم و ترجمان نوینی از استعمار کهن است و روابط جهانی موجب تضعیف امنیت، عدالت و دموکراسی می شود(همان: 21) از این منظر رویکردی سلبی را در برابر جهانی شدن پیش گرفتند. این رویکرد ابتدا در میان متفکران غرب همچون والرشتاین، اسکلیر و نئومارکسیست ها مطرح شد و بعدها در میان متفکران شرق و اسلامی نیز ریشه دوانید.
اما صرف نظر از دیدگاههای منتقد و طرفدار، پژوهشگران در خصوص چهار محور زیر اتفاق نظر دارند:
آنچه بیش از هر چیز جهانی می شود اقتصاد سرمایه داری است؛
تحولات تکنولوژیکی به نحوی هستند که در سطح جهانی قابل استفاده می باشند و همزمان عامل محرکه ای را برای جهانی شدن فراهم نموده اند؛
پدیده های اجتماعی و فرهنگی به طور روزافزونی جهانی می شوند با این شرایط که آنها از حد و مرزهای جغرافیایی – سیاسی فراتر می روند و در عمل مرزها را نامفهوم می کنند.
تکنولوژی های ارتباطاتی برای اولین بار جهان را به یک نظام کاملا جهانی مبدل ساخته که بخش های آن بر یکدیگر اثر می گذارند(اخوان زنجانی،1386: 9).
در مجموع محور اصلی دیدگاه های علوم سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … در دهه اخیر این سوالات است که بواسطه این گسترش مقیاس، رشد اندازه، سرعت یافتن و تعمیق تاثیر فراقاره‌ای جریانات، قدرت فزاینده فضاهای رسانه ای و الگوهای تعامل اجتماعی در نهایت آیا جهانی همگون شکل می گیرد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، ابزارها و الزامات آن چگونه است؟ این موارد در فصل دوم به منظور ورود به بحث جامعه شبکه ای در حد نیاز این پژوهش تشریح می شوند.
5-1-2.جامعه شبکه ای
در ربع آخر قرن بیستم، ساختار جدید اجتماعی از طریق تعامل میان سه فرایند مستقل که همزمان رخ دادند به‌وجود آمد: اول انقلاب در فناوری اطلاعات، دوم بازسازی اجتماعی ـ اقتصادی سرمایه‌داری و دولت‌گرایی (که البته این دو شکل متفاوت تولید سرنوشت‌های متفاوتی داشتند) و سوم جنبش‌های فرهنگی و اجتماعی که در دهه 1960 در ایالات متحده و اروپای غربی سر برآوردند. در حالیکه این تغییرات اجتماعی چند بعدی، موجب بیان‌های اجتماعی و فرهنگی مختلف در هر بافت نهادی علمی می‌شوند، کستلز، استاد دانشگاه برکلی معتقد است از لحاظ برون داد وجه اشتراکاتی دارند که اگر در خود فرایند نباشد در سطح شکل‌گیری فرم‌های اجتماعی جدید و ساختار اجتماعی خواهد بود. در ریشه‌های جامعه جدید ـ با همه تکثری که دارد ـ یک ساختار اجتماعی جدید با نام جامعه شبکه‌ای وجود دارد(Castells, 1996: 694). در این راستا گستره وسیع اینترنت با امکانات شبکه‌سازی بسیط خود بستر تعامل و تقویت روابط اجتماعی را گسترانده طوری که قبلا هرگز تصویر نمی‌شد و در واقع ترکیب شبکه‌سازی اجتماعی با تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی (ICT) منجر به حالات جدید برقراری ارتباط شده است. این نظریه‌پرداز جامعه شبکه‌ای؛ جامعه شبکه‌ای را محصول جهانی‌شدن اطلاعات و ارتباطات می‌‌‌داند. به تعبیر وی در تعامل بین انقلاب تکنولوژی اطلاعات، بحران در سیستم اقتصاد سرمایه‌داری و دولت‌سالاری و شکوفایی جنبش‌های اجتماعی فرهنگی، ساختار جدید اجتماعی یعنی جامعه شبکه‌ای و همچنین ساختار جدید اقتصادی، یعنی اقتصاد اطلاعاتی- جهانی و یک فرهنگ نوین یعنی فرهنگ مجاز واقعی متولد شده ودر حال رشد است(Castells, 1996:694) که منطق شبکه‌ای آن را پشتیبانی می کند این منطق عزمی اجتماعی ایجاد می‌کند که مرتبه‌ آن از سطح منافع اجتماعی به خصوصی که از طریق شبکه‌ها بیان شده‌اند فراتر است: قدرت جریان‌ها از جریان‌های قدرت پیشی می‌گیرد. غیبت یا حضور در شبکه و پویایی هر شبکه در برابر دیگر شبکه‌ها، منابع حیاتی سلطه و تغییر در جامعه‌ ما هستند: جامعه‌ای که به این ترتیب می‌توان آن را به درستی جامعه‌ شبکه‌ای نامید که ویژگی آن برتری ریخت اجتماعی بر کنش اجتماعی است (کستلز،544:1380).
این اندیشمند اسپانیایی تبار مهمترین ویژگی‌های جامعه شبکه‌ای را موارد زیر می‌‌‌داند: اقتصاد اطلاعاتی – جهانی، فعالیت‌های شبکه‌ای، تغییرات در ساختار مشاغل و چگونگی انجام کار‌ها (از مشاغل رسمی و طولانی به مشاغل پاره وقت)، ظهور قطب‌های متقابل (بین آنانی که صاحب اطلاعات هستند و آنانی که این توانایی را ندارند، فرهنگ واقعیت مجازی (فضای مجازی با اطلاعات درونی خودش به جزئی از واقعیت اجتماعی مبدل می‌‌‌شود) سیاست بر بال رسانه است (سیاست مداران برای بقا مجبورند از رسانه‌ها سود جویند) زمان‌بی‌زمان و فضای جریان‌ها(تغییر در مفهوم زمان و مکان بواسطه توسعه رسانه‌ها، از بین رفتن فواصل زمانی و مکانی)، تمایز بین رسانه‌ها برای جلب مخاطبان خاص‌تر و بیشتر، تولید جهانی مصرف محلی، تعامل بین مخاطبان و فرستندگان پیام به جای ارتباط یک سویه، هویت‌های سیال و …(همان)
6-1-2. شبکه‌ اجتماعی و شبکه‌سازی در فضای مجازی
«شبکه‌های ارتباطات، الگوهای تماسی هستند که به واسطه جریانات پیام‌ها در میان ارتباط‌گران در زمان و مکان ایجاد می‌شوند» (Monge & Contractor, 2003:). لذا شبکه‌ها جریانات را پردازش می‌کنند. جریانات، اطلاعات جاری میان گره‌ها هستند که از طریق کانال های ارتباطی میان گره‌ها منتقل می‌شوند. یک شبکه، مجموعه‌ای از گره‌های به هم مرتبط است. شبکه‌ها ساختارهایی انعطاف‌پذیر و قابل سازگاری هستند که با فناوری اطلاعات تقویت می‌شوند و می‌توانند هرکاری که برایشان برنامه‌ریزی شده انجام دهند. آنها قادرند به شکل نامحدود گسترش یابند و فقط با تغییر تنظیمات خود هر گره جدیدی را به خود اضافه کنند به این شرط که این گره‌های جدید نقش مانع را در تحقق دستورات مهم برنامه شبکه ایفا نکنند (Castells, 1996:695). تعریفی که در این پژوهش مورد استفاده قرار می‌‌‌گیرد، تعریفی است که بوید و الیسون ارائه داد‌ه‌اند: شبکه‌های اجتماعی مجازی خدمات مبتنی بر وبی هستند که اجازه می‌‌‌دهند افراد 1- در چارچوب یک سیستم مشخص پروفایل‌های عمومی و نیمه خصوصی بسازند. 2- با سایر کاربرانی که در آن سیستم حضور دارند به تبادل نظر و اطلاعات بپردازند و 3- لیست پیوندهای خود و دیگرانی را که در آن سیستم هستند را مشاهده نمایند(Ellison & Boyd, 2007:211).

                                                    .