بنابراین هرگاه متعهد از انجام تعهداتی که برابر قرارداد بعهده گرفته امتناع کند در آن صورت بایستی از حکم مندرج در مواد یاد شده استفاده نمود و متعهد را ملزم به انجام تعهد نمود.
اما سئوالی که به ذهن خطور می کند این است که آیا الزام متعهد به انجام عین تعهد در تمامی موارد نقض تعهد مصداق پیدا می کند؟ بعبارت بهتر، آیا در تمامی تعهدات می توان الزام متعهد را درخواست کرد؟
با عنایت به منطوق ماده 239 قانون مدنی که در قسمت آخر آمده « فعل مشروط از جمله افعالی نباشد که دیگری بتواند از جانب او واقع سازد » در مرحله اول الزام بایستی در خصوص تمامی تعهدات موضوع قرارداد صورت گیرد، امّا قانونگذار در مورد تعهداتی که خصوصیّت قائم به شخص ندارد راه حل دیگری را نیز پیش بینی کرده است و آن انجام موضوع تعهد توسط دیگری به هزینه متعهد است. امّا الزام به انجام عین تعهد بیشتر در مورد تعهداتی صدق می کند که حالت قائم به فرد دارند و انجام تعهد جز از ناحیه متعهد امکان پذیر نیست. بعنوان مثال انجام یک کار هنری فنی و تخصصی مثل نقاشی، خطاطی، مینیاتوری توسط اساتید برجسته و یا عمل جراحی توسط پزشکان حاذق و متخصص و غیره به نحوی که انجام چنین کارهایی صرفاً توسط شخص متعهد منظور طرف بوده است و یا دیگران قادر به انجام آن نباشند، در چنین مواردی دادگاه بایستی حکم به انجام عین تعهد صادر کند. زیرا در حالات متصوره فوق جایگزین و بدلی برای انجام تعهد وجود ندارد.
اما در تعهداتی که جنبه مالی صرف دارند و یا مواردی که تعهد موضوع قرارداد قائم به شخص نیست در این حالات لازم نیست تعهد حتماً توسط متعهد انجام گیرد، چون شخصیّت متعهد در آنها علت اصلی نیست. لذا از بحث ما موضوعاً خارج می گردد. چون تسلیم مال، انتقال ملک، ساختن بنا و انجام کارهای معمولی به حکم مقامات ذیصلاح توسط اشخاص ثالث و با هزینه متعهد امکانپذیر است. بنابراین ایفای تعهد محسوب می گردد، لکن در آنجایی که انجام عین تعهد توسط شخص متعهد رکن کار و علت اصلی ایفای تعهد است موضوع تفاوت پیدا می کند، چون راه حل دیگری اعم از جبران خسارت به نحو غرامت و غیره بعنوان جایگزین وجود ندارد. زیرا آنچه مهم و مطلوب است، اصل تعهد است. بنابراین در چنین مواردی که جنبه حصری نیز ندارد، متعهدله می تواند با مراجعه به مقامات صالحه اعم از دادگاهها و دوایر اجرای ثبت، الزام متعهد را به انجام عین تعهد مطالبه کند.
در بوته عمل الزام به انجام عین تعهد با محدودیت ها و نقایص قانونی و اجرایی همراه است. الزام به انجام عین تعهد چون مرتبط با شخصیت متعهد است باعث اکراه و فشار مادی و روحی بر مدیون و متعهدعلیه می شود. بعنوان مثال اجرای حکم تمکین نمونه بارز اینگونه مصادیق است. فرض کنید که حکم به تمکین زوجه صادر شده و مأمورین اجرا، زنی را به حالت قهر و غلبه به خانه شوهرش برای تمکین می برند، هر چند به لحاظ قانونی صدور حکم و اجرای آن در چنین مواردی منعی ندارد. ولی آیا اخلاقاً اجرای چنین حکمی پسندیده است و آیا الزام به انجام عین تعهد ممکن است.
گذشته از اینکه انجام عین تعهد معمولاً با محدودیت همراه است، چنانچه متعهدله اصرار به اجرای حکم داشته باشد، چون انجام تعهد وابسته به شخصیت متعهد است در آن صورت نتیجه حاصله همواره مطلوب نخواهد بود. به عنوان نمونه، جراحی متعهد شده است که بیماری را تحت عمل جراحی قرار داده و متعاقباً از انجام عمل مذکور خودداری می کند در اینجا اگر متعهدله از دادگاه حکم الزام به انجام عین تعهد هم بگیرد و مأمورین اجرا به زور پزشک را به اتاق عمل بیاورند، آیا می توان امید بهبودی برای چنین بیماری داشت؟ ملاحظه می شود هر چند تنها ضمانت اجرا در چنین مواردی الزام به انجام عین تعهد است، اما همین ضمانت اجرا نیز با محدودیت های بیشماری در عمل روبرو است. لذا در چنین مواردی فسخ قرارداد به علاوه جبران خسارت، جایگزین مناسبی می باشد.
در مقابل چنانچه تعهد نقض شده فعل منفی باشد متعهدله می تواند الزام متعهد را به ترک فعل انجام شده را از دادگاه درخواست کند. بعنوان مثال چنانچه خریدار ملکی متعهد شود در ملک مورد قرارداد مواد آتش زا انبار نکند ولی برخلاف این التزام محل را به پمپ بنزین تبدیل کند در این حالت متعهدله می تواند قلع پمپ و انبار بنزین را از مرجع قضایی درخواست کند.
بنا به مراتب فوق، یک از ضمانت های اجرایی که در صورت نقض قرارداد بکار گرفته می شود اجرای اجباری قرارداد است که می تواند شامل اجرای عین تعهد، درخواست کالای جانشین و درخواست اصلاح یا تعمیر کالا باشد. این سه مورد از مصادیق اجرای اجباری قرارداد به معنای عامند، اگر چه اجرای اجباری به معنای اخص فقط به اجرای عین تعهد گفته می شود و اجرای عین قرارداد ، یعنی اجرای خود مورد تعهد قراردادی، بی آنکه هیچ چیز دیگری جایگزین آن گردد. تحقیق حاضر تنها اجرای عین تعهد را شامل می شود با وجود این، در فصل شیوه های مربوط به اجرای عین تعهد، مصادق عام آن نیز توصیف می گردد.
2- انجام تعهد به هزینه متعهد توسط شخص ثالث
این موضوع یعنی انجام تعهد توسط شخص ثالث و به هزینه متعهد در ماده 239 قانون مدنی (مبحث شروط ضمن عقد) ذکر گردیده است. در واقع مقنن ایرانی با وضع ماده یاد شده، اعتباری بیش از حد به اصل لزوم قراردادی بخشیده است و در واقع نخواسته متعهدله بتواند به صرف نقض قرارداد و خودداری متعهد از انجام تعهد به حق فسخ متوسل شود و قرارداد ایجاد شده را از بین ببرد. بلکه بر خلاف سایر سیستمهای حقوقی قانونگذار ایران یک مرحله دیگری را نیز جهت حفظ قرارداد وضع نموده است، که اصولاً چنین شرطی لازم نبود. وقتی متعهد به تعهدش عمل نمی کند و قصور می کند در مقابل متعهدله بایستی حق فسخ قرارداد و رهایی از قید تعهدات را داشته باشد، نه اینکه در پیچ و خم دادگاه گرفتار شود و دنبال شخص ثالث باشد تا او به هزینه متعهد، تعهد را انجام دهد که معلوم نیست اصولاً متعهد هزینه ای جهت پرداخت داشته باشد.
ماده 238 قانون مدنی در اینخصوص مقرر می دارد: « هرگاه فعلی در ضمن عقد شرط شود و اجبار ملتزم به انجام آن غیر مقدور ولی انجام آن بوسیله شخص دیگری مقدور باشد حاکم می تواند به خرج ملتزم موجبات انجام آن فعل را فراهم کند». همانطور که در بالا نیز عنوان شد، قاعده مندرج در این ماده درباره تعهداتی اعمال می شود که جنبه قائم به شخص نداشته باشد و انجام آن نیز بوسیله افرادی غیر از متعهد امکانپذیر باشد. همانند تعهدات مالی و غیره. در این خصوص ماده 47 قانون اجرای احکام مدنی مصوب آبان ماه 1356 مقرر می دارد: « هرگاه محکوم به، انجام عمل معینی باشد و محکوم علیه از انجام آن امتناع ورزد و انجام عمل به توسط شخص دیگری ممکن باشد، محکوم له می تواند تحت نظر دادورز (مأمور اجرا) آن عمل را به وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آن را مطالبه کند و یا بدون انجام عمل هزینه را به وسیله قسمت اجراء از محکوم علیه مطالبه نماید. در هر یک از موارد مذکور دادگاه با تحقیقات لازم و در صورت ضرورت با جلب نظر کارشناسی میزان هزینه را معین می نماید. وصول هزینه مذکور و حق الزحمه کارشناس از محکوم، به ترتیبی است که برای وصول محکوم به نقدی مقرر است ». بنابراین در مواردی که کار مشروط تنها جنبه مالی دارد و لازم نیست که بوسیله شخص متعهد انجام شود مانند انتقال ملک، تسلیم مال که مأمور اجرا به آن دسترسی دارد (مواد 42 و 43 قانون اجرای احکام مدنی) و ساختن بناهای معمولی، اجرای دادگاه می تواند به هزینه محکوم علیه وسیله انجام شرط را فراهم نماید.
ب- حقوق انگلستان
در حقوق انگلستان در لغت نامه های حقوق «اجبار به انجام عین تعهد» چنین تعریف شده است؛
« ضمانت اجرای قرارداد در شکل خاص آن که ایجاد شده یا بر اساس شرایطی که بموجب آن توافق شده است، اجرای عملی یک قرارداد توسط طرفی که ملزم به اجرای آن است . نظریه اجبار به انجام عین تعهد آنست که در هنگامی که خسارات برای نقض یک توافق غیرکافی می باشد، طرف قرارداد یا فروشنده مجبور به اجرای خاص آنچه که توافق نموده اند می گردند».
در تعریف دیگر چنین آمده است:
« حکم یا قراری است که از دادگاه صادر می شود برای اینکه یک طرف قرارداد، تعهدات قراردادی خود را انجام دهد.»
« در جایی که جبران خسارت پولی برای نقض قرارداد ناکافی تلقی شود، متعهد با صدور حکم بر اجبار به انجام عین تعهد به اجرای آنچه که تعهد نموده است اجبار می شود. برای مثال در قرارداد فروش یا خرید یا اجاره زمین یا در خصوص اموال منقول منحصر به فردی که در بازار یافت نشود. اجبار به انجام عین تعهد در خصوص قراردادهای مربوط به ارائه خدمات شخصی صادر نمی شود، اما در موارد تعهدات بر ترک فعل، خوانده با صدور قراری از نقض عهد منع می شود. صدور چنین حکمی جزء اختیارات دادگاه محسوب می شود. طرح دعوا برای اجبار به انجام عین تعهد در خصوص اموال منقول باید در دادگاه انصاف بعمل آید.»
اجبار به انجام عین تعهد در واقع چاره ای برای به اجرا در آمدن مفاد قراردادهاست و راهی برای حمایت از نظم اجتماعی و به ثمر رسیدن اهداف افراد می باشد. این ضمانت اجرای نقض عهد در واقع آنچه را که متعاقدین از انجام قرارداد مورد نظرشان بوده، در دسترس آنها قرار می دهد.
البته این ضمانت اجرا در کلیه نظامهای حقوقی مورد پذیرش قرار نگرفته است، از جمله در نظام حقوقی کامن لا و به ویژه حقوق انگلستان، تعهداتی که بر اساس قرارداد بعهده گرفته می شود ، همیشه با ضمانت اجرای مستقیم و الزام به اجرای قرارداد همراه نیست و اصل بر قابلیت جبران خسارت و بدل تعهد است و در مواردی که خسارت به عنوان ضمانت اجرای نقض عهد کافی و موثر تشخیص داده می شود و یا امکان اجبار وجود ندارد، از صدور حکم اجبار به انجام عین تعهد خودداری می شود، بدین لحاظ که بنظر غالب حقوقدانان این ضمانت اجرا به عنوان ضمانت اجرایی مبتنی بر قواعد انصاف دانسته شده است که نه به صورت اصل بلکه به صورت استثناء در مواردی که شرایط آن فراهم باشد بدان استناد می شود، چرا که حکم به اجرای عین تعهد، متعهد را به انجام واقعی تعهدات قراردادی خویش وادار می نماید. همین امر مهمترین ویژگی و یا مزیت استفاده از شیوه اجبار به عنوان ضمانت اجرای نقض تعهدات قراردادی است چرا که این شیوه اصل ثبات قراردادها را محفوظ داشته و کاملاً مبتنی بر اصل لزوم قراردادها می باشد که نقش اساسی در ثبات و امنیت قراردادها داشته و ملاحظات اقتصادی و اجتماعی را نیز در قراردادها مورد نظر قرار می دهد.
بنابراین، ضمانت اجرا یاد شده در مورد هر قراردادی اعمال نمی شود و در مواردی که راه حل قانونی ناکافی یا ناقص باشد در آن صورت دادگاه اقدام به صدور حکم الزام به انجام عین تعهد خواهد نمود. مضاف بر موارد گفته شده، دعوی فوق را می توان همراه دعوی جبران خسارت و یا مستقل از آن طرح نمود. معمولاً در قراردادهای مرتبط با زمین، ساختمانها، اشیای کمیاب و کالاهای نادری که دارای ارزش خاصی برای مدعی می باشند حکم الزام به انجام عین تعهد صادر خواهد شد و در جاهایی که غرامت پولی، جبران کافی و مناسبی را برای متعهدله فراهم کند، چنین حکمی داده نخواهد شد.
گفتار دوم- جایگاه اجرای عین تعهد
در حقوق هر کشور ضمانت های اجرایی بر اساس قواعدی بکار گرفته می شوند بعبارتی هیچ یک از طرفین قرارداد اختیار مطلق بر اعمال این واکنشها ندارند بطوریکه در هر کشور یکی از ضمانت های اجرا بعنوان قاعده شناخته می شود و در کنار این قاعده معمولاً استثنائاتی نیز متصور است که باید بدانیم دلایل پذیرش این ترتب در هر نظام حقوقی چیست فلذا اجرای عین تعهد را در حقوق ایران و انگلستان بطور جداگانه مورد بررسی قرار خواهیم داد:
الف- حقوق ایران
فقه امامیه

                                                    .