رشته حقوق

اقدامات تروریستی

دانلود پایان نامه

4-6 پیامدهای بالقوه نیروگاه های هسته ای
در این فصل ، تمام پیامدهای مهمی را که از پروژه های نیروگاهی هسته ای ناشی می شوند ، مشخص می گردد .
4-6-1 حساسیت نسبت به خطرات
اگر در دراز مدت نگاه کنیم، می‌توانیم بگوییم که گسترش صنعتی شدن، همواره موجب بروز مخاطرات زیست ‌محیطی جدی‌تر یا اثرات جانبی می‌شود که می‌بایست مورد توجه قرار گیرد. هزینه‌های فزاینده و دامنه‌ی گسترده‌تر چنین مسایلی موجب شد تا سؤالات مهمی درباره‌ی جوامع صنعتی و فرهنگ مصرفی مطرح شود و برخی از جامعه‌شناسان معتقدند که جهان صنعتی ظاهراً همان‌ اندازه که وقت، تلاش و هزینه برای تولید واقعی محصولات صنعتی صرف‌ می‌کند، می‌بایست به‌همان‌ اندازه جهت اجتناب از مخاطرات زیست ‌محیطی نیز تلاش کند. جامعه شناس آلمانی، الریک بک(- 1944) پیشگام‌ترین صاحب‌نظر این ایده است که به زعم وی، چیزی که ما شاهد آن هستیم، ظهور جامعه‌ی جدیدی است که در آن خطر- آگاهی و خطر- گریزی جزء ویژگی های اصلی آن تبدیل شده است. بک(1992؛ 1999) معتقد است که ما عملاً، در حال انتقال به’جامعه‌ی جهانی‘ هستیم.
در قرون نوزدهم و بیستم، نظام های سیاسی جوامع سرمایه‌دار صنعتی تحت‌ تسلط تضاد منافع میان کارگران و کارفرمایان یا به‌اصطلاح مارکس تضاد میان طبقه‌ی کارگر غیرمالک و طبقه‌ی سرمایه‌دار مالک‌ قرار داشت. این تضاد گسترده‌ی اجتماعی موجب شکل‌گیری سیاست‌های حزبی شد و احزاب کارگری ظاهر شدند که می‌توانستند نماینده‌ی نیروی اجتماعی جدیدی از کارگران علیه احزاب محافظه کار باشند که معرف تجارت و اقتصاد بودند. این تضاد حول مسایل توزیع رفاه متمرکز شد، کما این‌که اتحادیه های تجاری و احزاب کارگری در جستجوی توزیع عادلانه‌تر ثروت تولیدی جامعه بودند. البته، هنوز هم این چنین تلاش‌ها ادامه دارد. با این وجود، بک معتقد است که در نتیجه افزایش مسایل آلودگی زیست ‌محیطی، این تضاد توزیعی، به‌تدریج، اهمیت خود را از دست می‌دهد. همان‌طورکه او می‌گوید بیش‌تر افراد دارند به این نتیجه می‌رسند که اگرچه آن‌ها شدیداً برای گرفتن سهم خود از به اصطلاح کیک ثروت، جنگیده‌اند، اما در واقع، خود کیک ممکن است مسموم باشد(بک، 2002: 128). جوامع صنعتی به آرامی و دز اثر تأثیرات ناخواسته‌ی شتاب رشد اقتصادی و شکوفایی مادی در حال اضمحلال هستند. ازآن‌جاکه این فرایند، از قبل برنامه‌ریزی شده‌یا پیش‌بینی شده نبود، مشکلات زیست ‌محیطی جامعه‌ی پرمخاطره‌ی در حال ظهور به علم و تکنولوژی برتر وابسته باقی خواهد ماند، زیرا، تنها از طریق مدیریت‌ علمی و تکنیکی است که می‌توان فرایندهای صنعتی را مؤثرتر و سالم‌تر مدیریت کرد.
صرف‌ نظر از این‌ که تولید صنعتی در کجای جهان انجام می‌شود، تأثیرات جانبی آن می‌تواند در مناطق دوردست برجای بماند. هیچ یک از جوامع فراصنعتی واقع در نیمکره‌ی شمالی از آلودگی صنعتی و آسیب های زیست ‌محیطی جهانی در امان نیستند. مرزهای سیاسی نیز نمی‌تواند از آلودگی جلوگیری کند. به موازات این‌که سرمایه‌داری صنعتی در جهان گسترش می‌یابد، انسان‌ها نیز به تعداد بیش‌تری از هم نوعان خود وابسته تر می‌شوند، مضافا این‌که الگوهای جهانی تجارت، ظاهراً موجب کوچک تر شدن دنیای انسان‌ها بیش از گذشته می‌شود(فصل9). البته، صنعتی شدن همواره باعث تولید آلودگی شده و از این لحاظ، جوامع پرمخاطره هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند. مع‌الوصف، تغییر عمده‌ در دوره‌های اخیر، این واقعیّت است که بسیاری از مخاطرات جزء’مخاطرات با پیامدهای بالا‌تر‘ هستند که می‌توانند افرادی که دور از مکان تولیدشان قرار دارند را تحت‌تأثیر قرار دهند.
آنتونی گیدنز(1999) تولید چنین مخاطرات با پیامدهای بالا را شاهدی بر وجود جهان فرّار می‌داند که به نظر می‌رسد تحت‌کنترل کسی قرار نداشته و افراد نسبت به آینده نامطمئن‌ بوده و از آن بیم دارند. این جهان فرّار مانند مسیر بسیار پر پیچ ‌و خم در اتوبان است‌که اگر حرکت در آن با یک سرعت سرسام آور انجام ‌شود، ممکن است از جاده‌ منحرف شود و ما را به‌یک مسیر ناشناخته ببرد، اما از این‌ بدتر، گرچه‌ راننده واقعاً تحت‌کنترل حوادث بیرونی نیست ولی در ید آن است. گیدنز و به ویژه بک می خواهند به ما نشان دهند که مسایل زیست ‌محیطی از حواشی مسایل سیاسی به مرکز و کانون آن انتقال می‌یابد. لازم است یک نکته‌ی دیگر در مورد جامعه‌ی مخاطره‌آمیز بیان شود و آن این‌که: اکثر مخاطراتی که جامعه با آن مواجه می‌شود، نتیجه‌ی فعالیت انسانی است: آن‌ها شباهتی با حوادث طبیعی که در فصل1 مورد بحث قرار گرفتند، ندارند. این بدین‌معنی است‌که محیط طبیعی به‌یک مسأله‌ برای مباحث سیاسی و تصمیم گیری تبدیل شده و به‌‌عنوان اولین قدم در واردنمودن مباحث زیست ‌محیطی در نظام‌های سیاسی اصلی، می‌توان شکل‌گیری احزاب سیاسی سبز در دهه‌ی1970 را مطمح نظر قرار داد .
امکان وقوع حوادث و اشتباهات همواره در جامعه‌ی مخاطره‌ای وجود داشته و می‌تواند نتایج هشداردهنده‌ای به‌بار آورد. انرژی هسته‌ای مثال نوعی است(پررو1984) حوادث داخل نیروگاه های هسته‌ای، نشان‌دهنده‌ی ویژگی‌ بالقوه‌ی اساسی چنین خطرات با پیامدهای جدی است و باعث می‌شوند شک شدید مردم نسبت به تکنولوژی هسته‌ای شده، به‌‌طوری‌که تغییر آن بسیار مشکل شده است. این حوادث، اعتماد عمومی به تضمین‌های دانشمندان را نیز تحلیل‌‌ برده‌اند. به‌محض این‌که طبقه‌ی متخصّصان جامعه‌ تضعیف شوند، احساس تردید و ناامنی تقویت می‌گردد. به‌دنبال بروز حادثه‌ی هسته‌ای چرنوبیل در سال 1986، نگرانی‌هایی در بریتانیا مبنی بر امکان این امر که انتشار رادیواکتیو بر پرورش گوسفند در کام‌بریا تأثیر بگذارد ایجاد کرد. پرورش دهندگان گوسفند که حقاً مدعی بودند شناخت بهتری نسبت به شرایط محلی و فعالیت‌‌های دامداری دارند، به منازعه با متخصّصان و توصیه‌ دانشمندان جهت برخورد با این مشکل پرداختند(وین، 1996) همین طور، شیوع بیماری جنون گاوی در گله‌های انگلستان و گسترش بیماری‌های پا و دهان در گوسفندان نشان داد که چگونه اعتماد مردم به سیاستمداران دانشمندان به‌سرعت رخت بربست.
4-6-2 خطرات انرژی هسته‌ای
از دهه‌ی 1960 به بعد، نگرش نسبت به کاربرد تکنولوژی هسته‌ای مانند یک آونگ، نوسان داشته است. از نگرش خوشبینانه نسبت به حرارت سفید تکنولوژی و ظرفیت آن برای تولید انرژی ارزان و فراوان در دهه‌ی 60 و 70 میلادی گرفته تا یک نگاه بدبینانه در مورد حوادث، تسلیحات و ضایعات هسته‌ای در دهه‌ی 80 و امروزه، شاهد ظهور نخستین علائم خوشبینی مجدد نسبت به ظرفیت های انرژی هسته‌ای می‌باشیم . فنّاوری هسته‌ای نسبتاً نوین بوده و عمده‌ی نیروگاه‌های هسته‌ای در دهه های 60 و70 میلادی ساخته شده‌اند. البته، ایالات متحده در سال 1945، تسلیحات هسته‌ای خود را علیه مردم ژاپن به کار گرفت و بسیاری از کشورها نیز چه در زیر دریا و چه در روی زمین و همین‌طور در زیر زمین‌ اقدام‌ به آزمایش تسلیحات هسته‌ای نموده‌اند. پیوند بین استفاده‌ی صلح آمیز از انرژی هسته‌ای و کاربرد نظامی آن یکی از دلایل عمده ای است که چرا مردم چندان مشتاق نیستند گزینه‌ی هسته‌ای را برای تولید انرژی انتخاب کنند. انرژی هسته‌ای نسبت به سایر منابع انرژی مزایای منحصر به فردی دارد. ساخت نیروگاه های هسته‌ای پرهزینه است اما با آغاز به‌کار، دایر نگه ‌داشتن آن نسبتاً ارزان‌‌ است. با ساخت آن می‌توان به انرژی ارزانی دست یافت. انرژی هسته‌ای، گاز دی اکسید کربن تولید نمی‌کند؛ یعنی اصلی‌ترین گاز گلخانه ای که در گرم‌شدن جهانیِ کره‌ی زمین نقش دارد. همین امر موجب جذابیت آن‌ها در نزد فعالان محیط‌ زیست و نیز دولتمردانی می‌شوند که در صددند عرضه‌ی انرژی را حفظ کنند چرا که سوخت های فسیلی تمام می‌شود. با این حال، انرژی هسته‌ای معایب منحصر به ‌فردی نیز دارد. انرژی هسته‌ای ضایعات رادیواکتیویته تولید می‌کند که صدها سال زیان بار باقی می مانند، مضافا این‌که با ایمنی کامل نمی‌توان آن را از بین برد. کارخانجات هسته‌ای، به ‌صورت بالقوه اهداف کلیدی برای حملات تروریستی محسوب می‌شوند و اگر تعداد زیادی ساخته شود، نیازمند محافظت و درصورت لزوم، محافظت گسترده‌ی نظامی می‌باشد. برخی از افراد تصور می‌کنند این کار احتمالاً به معنای اعمال محدودیت اضافی بر آزادی مدنی افراد جامعه خواهد بود. ایجاد نیروگاه هسته‌ای، مواردی را نیز برای استفاده در ساخت تسهیلات هسته‌ای فراهم می‌کند و منجر به نقض توافق نامه‌های بین‌المللی در باب تولید انرژی هسته‌ای می‌گردد که ممکن است منجر به تکثیر سلاح‌های هسته‌‌ای گردد، چیزی که تاکنون در برابر آن مقاومت شده‌ است. نهایتاً، اگرچه حوادثی که در گذشته و در معادن زغال سنگ و سایر مکان‌های تولید انرژی رخ می داد دارای برخی پیامدهای مخرب بوده و یا باعث از بین رفتن زندگی فرد می‌شد، اما حوادث نیروگاه‌های هسته‌ای از این پتانسیل برخوردار است‌که اگر ماده‌ی رادیواکتیو آزاد شود روی افرادی که دور از منبع قرار دارند نیز تأثیر می‌گذارد. بنا بر این، سیاستمداران با ارزیابی دشوار طرفداران و مخالفان انرژی هسته‌ای مواجه هستند که و با افزایش اقدامات تروریستی مشکل‌تر نیز شده است.
بیش از 60 مورد’حادثه‘ از سال 1945 تا کنون در نیروگاه های هسته‌ای ثبت شده که اکثریت قریب به اتفاق آن‌ها به ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی سابق مربوط است. برخی از حوادثی که تبلیغات گسترده‌ای در مورد آن‌ها صورت گرفت، سبب شد تا انرژی هسته‌ای با صفات مخاطره آمیز بودن و خطرپذیری تداعی شود. سه مورد از بدترین حوادث در ویندزکیل(اکنون مجدداً سلافیلد نامیده می‌شود) در انگلستان(1957)، تری‌مایل‌آیلند در پنسیلوانیای آمریکا(1979) و مهیب ترین آن در نیروگاه چرنوبیل’اوکراین ‘(1986) اتفاق افتاد. وقوع آتش سوزی در نیروگاه ویندزکیل موجب انتشار رادیواکتیویته‌ای شد که مقامات را وادار ساخت تا دستور تخریب کلیه‌ی محصولات مزارع اطراف را صادر کنند. گدازش جزئی از مرکز هسته‌ای در نیروگاه تری‌مایل‌آیلند، در اذهان عمومی باقی است، گرچه فقط مقدار بسیار کمی از رادیواکتیویته به بیرون نشر پیدا کرد و تلفات یا جراحاتی در پی نداشت. امکان فاجعه و نیز پایین بودن استانداردهای حفظ ایمنی در صنعت هسته‌ای، با خود احساس خطر نسبت به تولید انرژی هسته‌ای را به وجود آورده است.
حادثه‌ی چرنوبیل، گرچه مسأله‌ی متفاوتی بود ولی به‌یک نقطه ارجاع کلید‌ی در مباحث مربوط به آینده‌ی انرژی هسته‌ای مدنی تبدیل شد و عامل نمادین مهمی بود که در شکست نظام کمونیسم اروپای شرقی نقش داشت. افزایش غیرقابل انتظار انرژی، موجب انفجار در نیروگاه چروبیل در 25 ماه آوریل 1986 شد. راکتور هسته‌ای تخریب شد و مقادیر زیادی رادیواکتیویته بیرون ریخت که در منطقه وسیعی منتشر شد. اگرچه تلفات مستقیم این واقعه فقط 31 نفر بودند. اما تصور می‌شود تولدهای ناقص و مرگ‌ و میر‌های زودرس، تعداد افرادی که از این حادثه تأثیر پذیرفتند را به‌‌طور چشم‌گیری افزایش داد. بسیاری از شهرهای کوچک مجاور نیروگاه به شدت آلوده شدند و بعضی دیگر مانند پریپ‌یاتبه دلیل خطرات ناشی از آلودگی رادیو اکتیو مجبور به تخلیه و ترک جدی شدند. ماده‌ی رادیواکتیویته ناشی از انفجار سال 1986 به سرعت گسترش یافت و شهرک هایی که در اطراف نیروگاه بودند به‌شدت آسیب دیدند، به‌‌طوری که بسیاری از افراد، بی‌پناه و بی‌سرپنا شدند. منطقه‌ی ویژه‌ای به شعاع 30 کیلومتر در اطراف نیروگاه ایجاد شد.
با توجّه به مدت‌زمانی که لازم است تا تأثیر ماده‌ی رادیواکتیویته محو شود، هیچ امیدی وجود ندارد که در آینده قابل پیش‌بینی، مجدداً شهرهای نزدیک سکونت پیدا کنند. مبالغه نخواهد بود اگر بگوییم حادثه‌ی چرنوبیل، بزرگترین تأثیر را در بین هر گونه آلودگی انفرادی داشته است. این واقعه، تصویر منفی موجود در مورد کاربرد انرژی هسته‌ای را تقویت‌‌ کرد و فی‌الواقع‌، تقریباً به‌مدت دو دهه است که استدلال های طرفداران هسته‌ای را بی‌اثر ساخت. هم‌چنین، این حادثه سبب آگاهی فزاینده‌ای نسبت به مسایل زیست ‌محیطی شد که حمایت از سازمان‌های مدافع محیط‌ زیست را تقویت کرد.
در آمریکا، بعد از حادثه‌ی تری‌مایل‌آیلند، دیگر هیچ گونه راکتور هسته‌ای ساخته نشد و در انگلیس نیز تا20 سال پیش، تولید انرژی هسته‌ای متوقف شده بود. مع‌الوصف، آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای گزارش داد که در 31 مه 2006، در حدود 441 راکتور هسته‌ای فعال وجود داشت که 27 مورد دیگر نیز در دست ساخت بود(یکی در آمریکا) و برای ساخت بیش از 37 راکتور نیز برنامه‌ریزی شده. در سال 2001، دولت آمریکا برنامه های خود را برای گسترش ظرفیت هسته‌ای اعلام کرد و در سال 2005 نیز، کابینه‌ی دولت انگلیس ارزیابی مجدد دلایل مربوط به منابع انرژی هسته‌ای را آغاز کرد. نکته‌ی جالب‌ توجّه اینکه استدلالات آن‌ها حول محور نقشی که انرژی هسته‌ای می‌توانست در کاهش آلودگی گاز دی‌اکسیدکربن داشته باشد، بوده و لذا می‌تواند به دولت کمک کند تا تعهداتش را نسبت به پروتکل توکیو جهت کاهش گاز دی اکسید کربن پایین‌تر از سطوح‌1990 برساند . این رویداد نشان می‌دهد که چقدر برخی از انتخاب ها نه فقط برای دولت ها، بلکه برای فعالان محیط‌ زیست و هر شخص دیگری در آینده، مشکل خواهد بود. آیا می‌توان برنامه‌ی تولید انرژی هسته‌ای را توجیه کرد، چنان‌چه بتواند به حل مشکل گرم‌شدن زمین در قرن بیست و یکم کمک کند؟ اگر این‌طور باشد، آیا باید همه‌ی کشورها تشویق شوند که آن‌را دنبال نمایند؟ آیا باید به ایران که قصد دارد برنامه‌ی انرژی هسته‌ای خود را آغاز کند، اجازه‌ داد چنین کاری انجام دهد؟ آیا گسترش، انرژی هسته‌ای را که با محصولات فرعی نظامی، ضایعات و افزایش نگرانی‌های مسایل امنیتی‌اش همراه است بهایی است که برای حل مشکل گرم‌شدن جهان پرداخت می‌شود؟ این‌ها انواع مسایلی هستند که همه‌ی ما در مرحله‌ی بعدی داستان انرژی هسته‌ای با آن مواجه می شویم و نتیجه‌ی آن، پیامدهای دوردستی را برای تولید انرژی در جهان خواهد داشت.
4-6-3 اثرات زیست محیطی نیروگاه ها
به دلایل گوناگون در کشورهای در حال توسعه و به ویژه جوامعی که براساس توانائیهای بالقوه خویش از رشد سریعی برخوردار می گردند، در بسیاری از موارد اولویتهای توسعه راه را بر اولویتهای زیست محیطی می بندند . بنابراین در چنین شرایطی بروز برخی موانع و عوارض ناشی از ورود آلاینده های جامد، مایع و گاز به آب و هوا و خاک در مقیاس محلی، منطقه ای، ملی و حتی فراملی امری اجتناب ناپذیر می گردد. اثرات زیست محیطی نیروگاه ها را می توان به دو مرحله ساخت و بهره برداری تقسیم بندی نمود. اثرات مرحله ساخت و ساز در مرحله اول با انجام فعالیتهای آماده سازی زمین بروز می کند، از جمله این فعالیتها می توان به پاکسازی محل، گودبرداری، خاکبرداری، زهکشی، لایروبی، نهرکشی و غیره اشاره کرد . اثرات جهانی چنین پروژه هایی کاملا آشکار است. آلاینده های خروجی می تواند بعنوان عوامل پدیده آورنده ی بارانهای اسیدی مورد توجه قرار گیرد. بارانهای اسیدی، تخریب ساختمانها و بناهای تاریخی را تسریع کرده و اکوسیستمهای آبی برخی دریاچه را دچار تغییر نموده و به اکوسیستمهای جنگلی لطمات زیادی وارد می سازد. احتراق _سوختهای فسیلی در نیروگاههای ترموالکتریک تولید اکسیدهای ازت، دی اکسیدگوگرد و سایر آلاینده ها را می کند و افزایش آنها منجر به بروز گرمایش جهانی می گردد
4-6-3-1 مسایل زیست محیطی نیروگاه ها در مرحله ساخت
نیروگاهها در مرحله ساختمانی دارای اثرات بالقوه منفی تدریجی می باشند که نخست با اجرای فعالیت های آماده سازی اراضی ایجاد می شود. پاکتراشی محل احداث، گود برداری، خاک برداری، زهکشی و لایروبی از عمده ترین اقدامات در این مرحله بشمار می آید. علاوه بر این ، استخدام و بکارگیری تعداد زیادی ازکارگران در مرحله ساختمانی می تواند، اثرات قابل توجه فرهنگی و اجتماعی در منطقه ایجاد نماید.
یکی از اثرات عمده نیروگاهها عبارت از ورود کارگران به منطقه در طی مراحل ساختمانی واحد است .حتی تا چند هزار کارگر ممکن است در طی سالهای اجرای کارهای ساختمانی یک نیروگاه بزرگ به کار اشتغال یابند و این تعداد در جریان بهره برداری به چند صد کارگر تقلیل می یابد. هنگامی که جامعه پذیرنده، کوچک باشد فشار وارده بیشتر و ملمو ستر خواهد شد. در چنین مرحله ای وضعیتی تحت عنوان شهر سریع الرشد پدید می آید که بالطبع این امر تاثیر منفی و قابل توجهی به تاسیسات زیربنایی جامعه ( مدرسه، پلیس ،آتش نشانی ، امکانات و خدمات بهداشتی و درمانی ) خواهد گذاشت. جابجایی جمعیت های محلی بدلیل نیازمندیهای پروژه و امکانات جانبی آن در اراضی پیرامون پدید خواهد آمد و آشفتگی های عمده ای در حمل ونقل و ترافیک محلی در نتیجه ساخت وساز و بهر هبرداری از نیروگاه بروز خواهد کرد. فعالیتهای ساختمانی یک نیروگاه ممکن است شامل موارد زیر باشد:
1 . پاک کردن زمین بمنظور فراهم سازی فضای لازم جهت تخلیه وسایل و تجهیزات
2 . برپاسازی دستگاه تولید بتن
3 . گسترش و احداث جاده های دسترسی
4 . گود برداری برای ساختن سازه های عمده یک نیروگاه

مطلب مشابه :  جعل در حقوق موضوعه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید