مجموعه تدابیر و روشهای کاهش یا حذف فرصتهای ارتکاب جرم و سود حاصل از ارتکاب جرم که انسان متعارف ممکن است با توجه به آن مرتکب بزه گردد، که پیشگیری اجتماعی و پیشگیری وضعی از انواع آن میباش
بنداول: مفهوم پیشگیری از جرم
یکصد سال از عمر جرم شناسی میگذرد. عمدهترین دلیل پیدایش جرم شناسی در اوایل قرن نوزدهم به شیوه جدید ناشی از ناکارآمدی دانش حقوق کیفری و مبارزه با جرم و تأمین نیازهائی در جهت تحول در حقوق کیفری و فراهم کردن زمینه پیشگیری از وقوع جرم و دفاع جامعه در مقابل مخاطرات ناشی از جرائم، اصلاح و درمان مجرمین بوده است.
سالیان متمادی تصوّر میشد تنها شیوههای سنجیده کنترل جرم در قالب سیستم عدالت کیفری شکل میگیرد و از رهگذر مجازات اعمال میشود. اما امروزه میتوان گفت نوعی همگرایی بر سر این مفهوم وجود دارد که فرآیند جرمانگاری یک پیش شرط ضروری برای پیوستگی اجتماعی و کنترل اجتماعی نیست و به عبارت دیگر کنترل، تنها در اشکال رسمی ظاهر نمیشود. از سوی دیگر بر پیوستگی جرم با زمینههای بروز و ظهورآن تأکید میشود. از این منظر جرم نمیتواند به منزلهی یک امر انتزاعی و جدای از بستری که در آن شکل گرفته است، بررسی و کنترل شود. این رویکرد در نهایت به غنی سازی جرم شناسی و پدید آمدن جرم شناسی پیش گیرانه میانجامد که به مفهومی مضیّق از پیشگیری قائل است.
واژه پیشگیری، امروزه در معنی جاری و متداول آن دارای دو بُعد است: پیشگیری یا جلوگیری کردن، «هم به معنی پیش دستی کردن، پیشی گرفتن و جلوی چیزی رفتن است و هم به معنی آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن» اما در جرم شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنی اول آن مورد استفاده واقع میشود، یعنی با کاربرد فنون مختلف به منظور جلوگیری از وقوع بزهکاری، هدف به جلوی جرم رفتن و پیشی گرفتن از بزهکاری است. پیشگیری از لحاظ لغوی به مفهوم جلوگیری، مانع شدن، جلو بستن و اقدامات احتیاطی برای جلوگیری از اتفاقات بد و ناخواسته است. در جرم شناسی پیشگیرانه مقصود از پیشگیری ازجرم، کلیه اقدامات و تدابیری است که هدف آن، کاهش فرصتها و موقعیتهای ارتکاب جرم و یا به حداقل رسانیدن وسعت و شدت ارتکاب جرم است. به عبارت روشن تر، اول شناخت اوضاع و شرایط جرمزا و زمینههایی که وجود فقدان آن سبب تسهیل ارتکاب بزه میشود. دوم تلاش برای حذف و یا از بین بردن شرایط جرم زا پیشگیری در این مفهوم به منزلهی وسایل و ابزاری است که دولت برای مهار کردن بهتر بزهکاری از دو طریق مورد استفاده قرار می دهد:
نخست- از طریق حذف یا محدود کردن عوامل جرم زا.
دوم- از راه مدیریت مناسب نسبت به عوامل محیطی، (چه فیزیکی و چه اجتماعی) که به نوبه خود فرصتهای مناسبی را برای ارتکاب جرم ایجاد می کند در این تعریف، پیشگیری از تکرار جرم منظور نیست، بلکه اقداماتی مورد توجه قرار میگیرد که ناظر به قبل از ارتکاب جرم است. در این معنا، پیشگیری یکی از وسایل و امکانات سیاست جنایی است. رسالتهای کیفر، بازپروری اجتماعی مجرم، کیفرزدایی، اصلاح بزهکاران و جایگزینهای مجازات سالب آزادی، جملگی در چهارچوب نظام قضایی و خارج از معنای مضیّق پیشگیری هستند.
تفکیک پیشگیری از اقدامات رفاه اجتماعی؛ زیرا این اقدامات شامل تدابیری است با هدف بهبود زندگی در جامعه؛ این بهبود از طریق ایجاد گشایشهای مادی و تامین نیازهای برخی گروههای خاص، صورت میپذیرد و گرنه ممکن است به گونهای غیر مستقیم اثر پیشگیرانه داشته باشد، اما فاقد خصایص پیشگیری است به نحوی که بدان اشاره خواهد شد.
ریمون گسن پیشگیری را از ریشه کلمه تا معنای علمی، چنین تعریف مینماید: «از نظر ریشه شناسی، کلمه پیشگیری دارای بعد مضاعف است: پیشگیری کردن در عین حال جلو رفتن و آگهی دادن است. در جرم شناسی، پیشگیری به معنای اوّل کلمه گرفته شده و عبارت است از: جلوی تبهکاری رفتن با استفاده از فنون گوناگون مداخله، به منظور ممانعت از وقوع بزهکاری است. از دیدگاه علمی، مراد از پیشگیری، هر گونه فعّالیت سیاست جنایی است برای محدود کردن امکان پیش آمدن مجموعه اعمال مجرمان، از راه غیر ممکن یا دشوار ساختن و پایین آوردن احتمال وقوع آن، بدون این که به کیفر یا جزای آن متوسل شوند.».
اوصاف خاص تدابیر پیشگیرانه را میتوان به شرح ذیل بیان کرد:
1- تدابیر یا اقدامی پیشگیری از بزهکاری محسوب میشود که هدف انحصاری آن تضمین جلوگیری از جرم باشد، یعنی این اقدامات بر عوامل یا فرآیندهای منجر به جرم تاثیر قاطع بگذارد.
2- تدابیر باید خطاب به جمعی از مردم باشد. بنابراین اقداماتی پیشگرانه محسوب میشود که فردی نباشد. این گونه برنامهها در بحث اصلاح و درمان در حوزهی جرم شناسی بالینی قرار میگیرد.
3- این اقدامات به قبل از ارتکاب جرم و قطعیت یافتن عمل مجرمانه مورد استفاده قرار گیرد.
4- این تدابیر به دلیل آن که قبل از وقوع جرم مورد بهره گیری واقع میشوند فاقد خصیصهی قهرآمیز و الزام آور است لذا میتوانیم تعریف دقیق تری از پیشگیری ارائه دهیم: «مجموعهای اقدامات سیاست جنایی به استثنای اقدامهای کیفری، غایت وهدف انحصاری آن و یا دست کم هدف جزئی آن محدود کردن ارتکاب و وقوع مجموعه جرائم میباشد.

الف- تعریف عام.
قانونگذار با وضع قوانین جزایی شکلی و ماهوی افراد جامعه را از انجام و عدم انجام اقدامات و رفتارهایی باز میدارد که برای متخلفین از آن، قوانین و مجازاتهایی را در نظر میگیرد که بر اساس قوانین جزایی میتوان مرتکبین را تعقیب کرد. در این مرحله قانونگذار از طریق تهدید به کیفر، عامه مردم را از سر پیچی و تخطی از قانون باز میدارد و به این ترتیب از وقوع جرم جلوگیری میکند و افرادی که خلاف قانون عمل میکنند مجازات میشوند.
منظور از پیشگیری عام، استفاده از جنبه‌های ارعاب‌آمیز حقوق کیفری و مخصوصاٌ مجازات است.
بازدارندگی [پیشگیری] عام، مرعوب ساختن کل جامعه است. با این استدلال که ترس ازدستگیری و مجازات، افراد را از ارتکاب جرم منصرف می‌نماید لذا قانونگذار با جرم انگاری برخی رفتارها همچون سرقت و قاچاق و… وتعیین مجازات برای مرتکبین اینگونه اعمال و ترساندن افرادی که در صورت نبودن مجازات ممکن است برای ارتکاب جرم وسوسه شوند از وقوع جرم پیشگیری می‌کند. در پیشگیری عام، مرعوب ساختن کل جامعه، مد نظر قرار میگیرد؛ این مرعوب ساختن با تهدید بالقوه بزهکاران به مجازات در قالب وضع و تصویب قوانین صورت میگیرد؛ چرا که این قوانین، هشداری برای بزهکاران بالقوه خواهند بود.
ب- تعریف خاص
در این نوع مبارزه سعی میشود با اصلاح و بازپروری محکومین از روی آوردن دوبارهی آنها به ارتکاب جرم جلوگیری شود. این مرحله را پیشگیری ثانویه از جرم نیز میگویند. کما این که مادهی 3 آیین نامهی اجرایی سازمان زندانها در تعریف زندان این گونه بیان داشته است: « زندان محلی است که درآن محکومین قطعی با معرفی مقامات ذی صلاح و قانونی برای مدت معین یا به طور دائم به منظور اصلاح، تربیت و تحمل کیفر نگهداری میشوند. پیشگیری از تکرار بزه توسط بزهکار است، که با اصلاح مجرمین که طبق قسمت دوم بند 5 اصل 156 قانون اساسی از وظائف قوه قضائیه است محقق می‌شود، همچنان که ماده 3 آئین نامه سازمان زندان‌ها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشور مصوب 20/9/84 از نگهداری محکومان در زندان، حرفه‌آموزی، بازپروری و بازسازگارسازی آنهاست.
اقدامهایی که پس از ارتکاب جرم نسبت به بزهکاران اعمال میشوند ، جنبهی اخلاقی و اصلاحی دارند. مجرم از یک سو به دلیل ارتکاب خطای کیفری باید مکافات عمل خود را دیده و همزمان متنبه شود و از سوی دیگر، برای تقویت پیشگیری از تکرر جرم باید اجرای مجازات به ویژه حبس فرصتی جهت اصلاح و درمان و در نهایت نجات بزهکار از دنیای تبهکاری باشد به طور خلاصه میتوان گفت بازدارندگی [پیشگیری] خاص، ترمیم روانی مجرم و جلوگیری از تکرار جرم توسط وی است.

بند دوم: انواع پیشگیری از جرم در مفهوم خاص
پیشگیری از جرم به پیشگیری وضعی و اجتماعی تقسیم میشود که در این بند به آن پرداخته شده است.
الف- پیشگیری اجتماعی

                                                    .