بافت نهادی و کلان اجتماعی – سیاسی (بافت اجتماعی کلان)
در واقع آنچه هالر و هادلر در بافت اجتماعی خرد برآنها تأکید میکنند شامل پیوندها و تعاملات اجتماعی، تعهد و مسئولیتپذیری اجتماعی، وابستگیها و تعلقهای اجتماعی، نوعدوستی و به طور کلی سرمایه اجتماعی اشخاص است و آنچه که آن را بافت اجتماعی کلان می دانند، شامل نهادهایی است که وظایف ایفای نقشهای توزیعی خدمات و سرویسهای رفاهی در جامعه، اعطای آزادی و دموکراسی سیاسی و مهیا نمودن شرایط لازم جهت دستیابی افراد به حقوق اجتماعی و سیاسی و یا به طور کلی، احقاق حقوق شهروندی را به عهده دارند که هر کدام به نوعی در بروز و ظهور هیجانات خاص و به ویژه شادی نقش مؤثری را ایفا میکنند(هالر و هادلر، ۲۰۰۶).
جمعبندی دیدگاه هالر و هادلر عوامل مرتبط با شادمانی: بافت اجتماعی خرد(پیوندها و تعاملات اجتماعی، تعهد و مسئولیتپذیری اجتماعی، وابستگیها و تعلقهای اجتماعی، نوعدوستی) با افزایش سرمایه اجتماعی اشخاص و بافت اجتماعی کلان(اعطای آزادی و دموکراسی سیاسی و مهیا نمودن شرایط لازم جهت دستیابی افراد به حقوق اجتماعی و سیاسی) با احقاق حقوق شهروندی در بروز و ظهور هیجانات خاص به ویژه شادی نقش مؤثری را ایفا میکنند.
بافت اجتماعی خرد
پیوندها و تعاملات اجتماعی، تعهد و مسئولیتپذیری اجتماعی، وابستگیها و تعلقهای اجتماعی، نوعدوستی
افزایش سرمایه اجتماعی
شادمانی
بافت اجتماعی کلان
اعطای آزادی و دموکراسی سیاسی و مهیا نمودن شرایط لازم جهت دستیابی افراد به حقوق اجتماعی و سیاسی
احقاق حقوق شهروندی
جدول شماره(2-15): دیدگاه نظریه هالر و هادلر عوامل مرتبط با شادمانی
2-1-1-1-5-14. نظریه نظام شخصیت مسعود چلبی
چلبی پاسخگویی مؤثر به نیازها را عامل اصلی شادمانی میداند او نیازها(علایق افضل) را در چهار نوع کلی از هم متمایز کرده است: «نیازهای مادی، امنیتی،شناختی و اجتماعی»(چلبی، 1389: 4). در واقع نظریه چلبی را در ارتباطی با احساس شادمانی و خرسندی، باید به عنوان بخشی از نظریه کلیتری بازشناخت که به الگوی مفهومی انسان و شخصیت از یک سو و از سویی دیگر به بده بستانهایی که میان نظام جامعهای و نظام شخصیت اتفاق می افتد، مرتبط است.
الف) الگوی مفهومی انسان
در ادبیات علوم انسانی دو رویکرد کلی وجود دارد که تدوین الگوی مفهومی از ماهیت انسان بر اساس یکی از این دو استوار است ؛ یکی رویکرد انسان در مقام انسان و دیگری رویکرد انسان در جامعه. در فلسفه، حکمت سیاسی و روانشناسی فردی معمولاً از رویکرد اول استفاده میشود. در علوم اجتماعی از جمله جامعهشناسی، مردم شناسی و روانشناسی اجتماعی معمولاً از رویکرد دوم استفاده میشود. چلبی بر اساس رویکرد دوم به تدوین الگوی مفهومی انسان میپردازد و فرض اساسی حداقلی که در مورد انسان باید پذیرفته شود را این میداند که انسان یک «واحد زیستی_ روانی _ اجتماعی» است با «ظرفیت اجرای» بینظیر که او را از سایر موجودات جدا میسازد. دومین فرض اساسی که در چارچوب مفهوم انسانی پذیرفته شده این است که «انسان در محیط» دارای حداقل چهار «علقه افضل» است که شامل : علقۀ مادی، علقۀ امنیتی، علقۀ اجتماعی(ارتباطی) و علقۀ شناختی میباشد. اگر این چهار علقه را در قالب اجیل پارسنز ببینیم، علقه مادی مربوط به بعد A است. در این بعد هر واحد اجتماعی در هر سطحی از جمله انسان که موجود نیازمند(انسان اقتصادی) است، جهت کسب انرژی دست به ارتباط با محیط اثباتی خود می زند. علقۀ امنیتی مربوط به بعد G است. در این بعد انسان موجودی هدفمند و بالقوه مضطرب (انسان سیاسی) است که جهت حفظ آرامش و نگاه داشتن خود در ارتباط با محیط اثباتی و اجتماعی (در ارتباط با دیگران) در صدد تحقق اهداف خود بر میآید. علقۀ ارتباطی (اجتماعی) مربوط به بعد I است. در این بعد انسان موجودی اجتماعی (انسان اجتماعی یا انسان گروه) است که در ارتباط با محیط اجتماعی خود با دیگران رابطه اظهاری (عاطفی) متقابل برقرار میکند. پایه انسانی تشکیل «ما» و اجتماع همین علقه ارتباطی انسان است. علقه شناختی مربوط به بعد L است. در این بعد، انسان موجودی ذی شعور و خلاق (انسان شناختی یا انسان نمادی) است که در ارتباط با محیط فرهنگی خود با اعیان اجتماعی و فرهنگی رابطه گفتمانی و نمادین برقرار میکند. در واقع، این نفع معرفتی است که پایه فرهنگی معین، نظامهای نمادی، اندیشههای منظم و متنوع بشری را در خلال زمان تشکیل میدهد(همان).
به این ترتیب، الگوی مفهومی چلبی از انسان مبتنی بر مفهومی چند بعدی است. در این الگوی مفهومی، انسان حداقل چهار چهره دارد؛ یعنی: انسان اقتصادی، انسان سیاسی، انسان اجتماعی و انسان شناختی. نمودار زیر چهار چهره انسان را در قالب اجیل نشان میدهد. در این الگوی مفهومی، هر چهره انسان با علقهای(نفع) ماهوی درآمیخته است.

جدول شماره(2-16): ابعاد چهارگانه الگوی مفهومی انسان(چلبی،1381: 85)
انسان اقتصادی(علقۀ مادی)A
انسان سیاسی(علقۀ امنیتی) G
انسان فرهنگی(علقۀ شناختی)L
انسان اجتماعی(علقۀ ارتباطی) I

                                                    .