رشته حقوق

افزایش سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

مقدمه: با توجه به اینکه مرحله اول هر کار کمی، یک مرحلهای اکتشافی است در این پژوهش هم ابتدا مصاحبهای با زنان سرپرست خانوار در مورد مفهوم شادمانی و عوامل ایجاد کنندهای آن صورت گرفت تا از این طریق بتوانیم در پژوهش حاضر بهترین تئوریها را به کار ببریم. بنابراین با توجه به واکاوی نظریات موجود و بر اساس مقولات و مفاهیم استخراج شده از مصاحبههای صورت گرفته و ارتباط آنها با هم به نظر میرسد چارچوب نظری در ادامه مدل تحلیلی حاضر جوابگوی تجزیه و تحلیلهای اطلاعات در بخش کمی این پژوهش باشد:
ـ بعد از مرور تعاریف و دیدگاههای متعدد نظریات احساس شادمانی، اصلیترین عواملی را که با این احساس در ارتباط بود شناسایی شد که عبارتاند از: برابری و همپایگی بین قابلیتها و پاداشها و در نتیجه رعایت شدن انصاف( نظریه برابری)، مقایسه خود با دیگران و در نتیجه احساس وجود عدالت(نظریه محرومیت نسبی)، ارضاء نیازهای معنوی نظیر( ازدواج، ارتباط با دوستان و …) و ارضاء نیازهای مادی نظیر (درآمد، شغل، مسکن و …)( خشنودی از تأمین نیازها) کنش جمعی(احساسات مشترکی) در نتیجه انسجام اجتماعی(نظریه همبستگی)، بیگانگی فرد از جنبههای اصلی وجود اجتماعیاش و در نتیجه انزوا (نظریه بیگانگی اجتماعی)، پیشرفت علمی، تکنولوژی و آزادی( کنت)، آنومی زیاد، تقسیم کار، گروهها، دین( امیل دورکیم )، تسلط روابط حسابگرانه و فردیت(زیمل)، تأمین نیازها و تحقق اهداف(پارسونز)، فرهنگ رقابتی(وبلن)، ترویج اهداف اجتماعی فراتر از امکانات لازم و در نتیجه انزوای اجتماعی(مرتون)، مدرنیته متأخر(تهدیدهای خشونت آمیز، احساس ناامنی و اضطراب، اعتماد، رابطه ناب)(گیدنز)، افزایش سرمایه اجتماعی و احقاق حقوق شهروندی(هالر و هادلر)، پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی (چلبی) میباشد.
ـ از آنجا که با بررسیها و مصاحبههای صورت گرفته با جمعیت هدف و جستجو در منابع نظری به نظر میرسد که عامل تأثیرگذار بر شادمانی زنان سرپرست خانوار، طرد اجتماعی و به صورت دقیقتر منابع ایجاد کنندۀ طرد میباشد. لذا به سراغ مباحث نظری طرد رفتیم و اصلیترین عواملی که منجر به طرد اجتماعی میشود را شناسایی کردیم که عبارتاند از: گسیختگی روابط اجتماعی بین فرد و جامعه(رویکرد همبستگی)، عدم مشارکت آزادانه فرد(رویکرد تخصصی سازی)، جاودانه شدن نابرابری(رویکرد انحصار)، عدم ادغام فرد به درون جامعه (دیدگاه دورکیم)، جدایی از ابزارهای تولید(کارل مارکس)، جدایی از ابزارهای بوروکراتیک(ماکس وبر)، نابرابری در توزیع فرصتها(گیدنز )، فشارهای ساختاری محدود کننده قابلیتها(آمارتیاسن)، نابرابری اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در میان اعضای جامعه (جیرون و همکاران)، شکست در دستیابی به هنجارهای جامعه مدرن(مارتین زیبرا)، فقدان سرمایه اجتماعی(پاتنام)، محرومیت فرودستان از دستیابی به فرصتها(بوردیو)، سه محرک کلان جمعیت(افزایش والدین مجرد)، بازار کار(عدم اشتغال) و سیاست اجتماعی(مالیات)( بردشا ودیگران)، تعلق داشتن(چندپارگی اجتماعی…)، اعتماد(عدم اعتماد به سازمانها…) و دسترسی به منابع(مشکلات معیشتی.. )( وسلز و میدما)، عدم شرکت در فعالیت های کلیدی(بورچاردت)، عدم مشارکت (رابرت کاستل)، عدم پذیرش و چشم پوشی زنان در محیط کاری(هیتلان)، کاهش سرمایه اجتماعی(پتریک)، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی(چلبی) میباشد.
ـ با توجه ادبیات نظری نتیجه گرفتیم که میتوان بیشتر متغیرهای مطرح شده در نظریات شادمانی که تأثیر منفی بر آن میگذارد را تحت عنوان مفهومی با نام «طرد اجتماعی» جمعبندی کرد. طبق نظریات شادمانی و طرد اجتماعی مشخص شد که نبود سرمایه اجتماعی، عدم مشارکت در اجتماع، انزوای اجتماعی، نبود عدالت و انصاف، نداشتن حقوق شهروندی، گسیختگی روابط اجتماعی بین فرد و جامعه، نابرابری، عدم اشتغال و عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها و … بر احساس شادمانی افراد تأثیر منفی میگذارد و از طرفی هم تمام این متغیرها ساختار، عوامل و ابعاد طرد اجتماعی را میسازند. از آنجا که طبق مرور ادبیات تجربی و اشارهای کوتاه در ادبیات طرد و نتیجۀ مصاحبههای انجام گرفته در مرحلۀ اکتشافی تحقیق مشخص شد که جمعیت هدف از جمله گروههای اجتماعی و اقشاری است که دچار وضعیت طردشدگی شده و از مسائل و مشکلاتی مانند افسردگی، استرس، اضطراب، افت کیفیت زندگی و سایر اختلالات روحی – روانی در رنج هستند بنابراین میتوان اینگونه برداشت کرد که طرد اجتماعی و عوامل تأثیرگذار بر آن از مهمترین عواملی هستند که با احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار در ارتباط میباشد.
ـ همانطور که ذکر شد قبل از وارد شدن به کار کمی مصاحبهای با زنان سرپرست خانوار در مورد مفهوم شادمانی و عوامل ایجاد کنندهای آن صورت گرفت با توجه به نتایج این مصاحبه مشخص شد که بهترین تئوری که میتواند شادمانی زنان سرپرست خانوار تبیین کند تئوری چلبی است. بر این اساس اکنون ما برآنیم تا با مورد توجه قرار دادن آنچه که در مرور ادبیات نظری بدست آمده و همچنین نتایج مصاحبههای اکتشافی چارچوب مناسب را به تناسب موضوع مورد نظر و جامعه آماری آن مورد بررسی قرار دهیم و از آنجا که نظریۀ چلبی در مورد احساس شادمانی و هم در مورد عوامل تأثیرگذار بر طرد اجتماعی با نتایج مصاحبههای این پژوهش هم خوانی داشت در نتیجه چارچوب پژوهش حاضر بر اساس نظریۀ چلبی بدین صورت قابل طرح است: در واقع چلبی از یک طرف پاسخگویی مؤثر به نیازها را عامل اصلی شادمانی میداند(چلبی، 1389: 4) و نیازها(علایق افضل) را در چهار نوع کلی مادی، امنیتی، شناختی و اجتماعی از هم متمایز میکند به طور خلاصه چلبی شادی و خرسندی کنشگران فردی را در شبکه مبادلات میان نظام جامعهای و نظام شخصیت جست و جو کرده است و با بهرهگیری از چهارچوب مفهومی چندبعدی که از انسان، شخصیت و جامعه در اختیار میگذارد، کم کیف شادمانی افراد را مرتبط با احساس رضایت و خشنودی آنها از حوزههای چهارگانه در سطوح فردی و جامعهای میداند. به بیان دقیقتر، این نظریه را میتوان بدین صورت خلاصه کرد که منبع تأمین علقههای چهارگانه انسان(علقهی مادی(A)، امنیتی(G)، ارتباطی(I) و شناختی(L)) در ارتباط تنگاتنگ با امر اجتماعی و به عبارتی حوزههای چهارگانه نظام جامعهای است طبق این دیدگاه چنانچه هر کدام از چهار نظام اصلی جامعه بتواند پاسخگوی مؤثر علقههای برتر(معشیتی، امنیتی، معاشرتی و شناختی) فرد و جامعه باشد، در این صورت هر کدام میتوانند موجبات نوعی(احساس مثبت) که هر کدام زمینهساز شادمانی افراد است را فراهم نمایند: یعنی کارکرد صحیح حوزه اقتصادی تولید احساس بهبودی و آسایش است. همین طور حوزههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هر کدام به ترتیب منشأ بروز احساس عدالت و امنیت، احساس همبستگی اجتماعی و احساس عزت و احترام میشوند. از طرفی دیگر چلبی عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها( امنیتی، شناختی، اجتماعی، اجتماعی) را زمینهساز دسترسی نابرابر آحاد جمعیت(اعم از فردی و جمعی) به منابع ارزشمند چهارگانه، یعنی منابع اقتصادی(مثل ثروت و درآمد)، منابع سیاسی(مثل اقتدار و قدرت سازمان یافته)، منابع اجتماعی(مثل آبرو، حیثیت و منزلت اجتماعی) و منابع معرفتی (مثل انواع معارف و مهارتها) میداند و تشدید هریک از چهار نوع نابرابری عمده میتواند با ساز و کارهای اصلی مختص خود، موجب طرد و ظهور انواع محرومیت جدی برای اکثریت آحاد جامعه شود در مقابل، اگر نابرابری اجتماعی منجر به نابرابر ی اسمی (بیرونی) شود و یا حتی نابرابری درونی به طور بی رویه افزایش یابد، این می تواند باعث “نوعی انحصار” شود پیامد هر نوع انحصاری سبب طرد و محرومیت می شود.
با نگاهی به دو جدول زیر رابطه بین احساس شادمانی و منابع مطرودساز اجتماعی از دید چلبی قابل مشاهده است.
پاسخگویی مؤثر به نیازها
حوزه اقتصادی
احساس بهبودی و آسایش
ارضاء نیازهای مادی(A)
حوزه سیاسی
احساس عدالت وامنیت
ارضاء نیازهای امنیتی(G)
شادمانی
حوزه اجتماعی
احساس هم بستگی اجتماعی
ارضاء نیازهای ارتباطی(I)
حوزه فرهنگی
احساس عزت واحترام
ارضاء نیازهای شناختی(L)
منابع مطرودساز اجتماعی
عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها
( امنیتی، شناختی، اجتماعی، اجتماعی )

مطلب مشابه :  دانلود پایان نامه روانشناسی با موضوع سواد رسانه ای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید