(همان:728،ب582-579).
خارقالعادگی رستم در میخواری نیز شگفتآور است:
چـــو بنـــــهاد رســتم بــه خوردن گرفت بمانـــد انــــــدر آن خـــوردن انـدر شگفت
یـــل اسفنـــدیار و گـــــــوان یکســــره ز هــــر ســــو نهادنــــد پیــشش بــــــره
بفرمـــود مـــــهتر کـــه جـــام آوریــــد بــــه جـــای مـــی پختـــه خـــام آوریــد
(همان:734،ب793-791).
یکی دیگر از ویژگیهای کهنالگوی قهرمان، داشتن استقلال فردی و آرامش خاطر دادن به خود و دیگران است. رستم پیش از شنیدن پیغام اسفندیار از زبان بهمن؛ نخست بهمن را به خوردن خوراک و می، فرا میخواند:
خـــوریم آنـــــچ داریــم چیــزی نخـست پــس آنگـــــه جهـــــان زیـر فرمـان تست
بـــگسترد بـــر سفـــره بــر نـــــان نــرم یکـــی گــــور بریـــــان بیـــــاورد گــــرم
(همان:722،ب351-350).
همچنین:
یکــی جـــام زریـــن پـــر از بــاده کــرد وزو یــــــاد مــــــــردان آزاده کـــــــــرد
دگـــر جـــام بـــر دســـت بهـــمن نـهاد کــــــه برگـــــیر ازان کس که خواهی تو یاد
(همان،ب364-363).
در باور “مزلو”، برتری و توانایی خواستاران تحقق “خود” برای داشتن کنش مستقل از محیط و اجتماعی که در آن به سر میبرند، با نیاز به خلوت گزینی و استقلال، رابطهی نزدیک دارد. رشد و تکامل این افراد به استعدادهای بالقوه و منابع درونی‌شان بستگی دارد. این‌گونه افراد، شخصیتهایی سالم و خودکفا هستند و استقلال شدیدشان، آنها را در برابر بحرانها و محرومیتها مقاوم میسازد. خواستاران تحقق خود بد اقبالیها را تقریباً حس نمیکنند(شولتس،107:1386). رستم نیز در زمرهی چنین افرادی قرار میگیرد. همانگونه که گفته شده او از استقلال ویژهای برخوردار است. و تنها به خود و نیروی خود متکی است. بداقبالیها و حوادث بر او اثر منفی نمیگذارد و در هر زمان و موقعیتی وقار ذاتی خویش را حفظ میکند. به عنوان مثال زمانی که بهمن از بالای کوه صخرهای را به سمت رستم پرتاب میکند؛ رستم با اعتماد به نفس کامل و بدون ترس و بی هیچ ناراحتی آن را از خود دور میسازد و حتی این اتفاق را از بدشانسی و بداقبالی نمیداند.
رستم علاوه بر بهمن، از اسفندیار نیز دعوت به میهمانی و خوشگذرانی میکند:
یکـــــــی آرزو دارم از شهــــــــــــریـار کــــه باشـــــم بـــــــران آرزو کــامــــگار
خــــرامان بیایـــــی ســـوی خـــان مـن بــــه دیـــــدار روشــن کنـــی جــام مــن
ســـزای تــو گــر نیســت چیزی که هست بکـــوشیم و بـــــا آن بساییــــم دســـــت
(فردوسی،726:1389،ب491-489).
از دیگر کارکردهای آرکیتایپ قهرمان میتوان به حس مسئولیتپذیری اشاره کرد که این ویژگی در شخصیت رستم نمود بالایی دارد. رستم در پاسخ به پیغام اسفندیار، مسئولیت و خدمت گذاری‌های خود را با گفتن جملات مفاخره آمیز بیان میکند:
بیـــــارم بــــــرت عهـــــــد شاهان داد ز کیــــخسرو آغــــــــاز تــــــا کـــیقبـاد
کنــون شهـــــریارا تــــو در کــار مـــن نگـــه کـــن بـــه کــــردار و آزار مــــــن
گـــر آن نیکویی‌ها کـــه مــن کــــردهام همــــــان رنجهایــــی کـــه مــن بــردهام

                                                    .