رشته حقوق

اضطراب اجتماعی

دانلود پایان نامه

بپـــرهیز و بـــا جـــان ستـیــزه مـــکن نـیوشـــنده بــــاش از بــــــرادر سخـــــن
شـــنیدم همـــه هـــرچه رستـــم بگفت بــــزرگـــیش بـا مردمــــی بـود جــــــفت
(همان:727،ب551-548).
زمانی اسفندیار در حال جان دادن است میگوید:
به مـــردی مـــرا پور دســتان نــــــکشت نگـــه کــن بدیـــن گـــز کـــه دارم بـمشت
بدیــــن چــــوب شــد روزگـــارم بـه سر زسیمــــرغ و ز رستـــــــم چارهگــــــــــر
فســـــــونها و نیرنــــگها زال ساخــت کــــه ارونـــــد و بنــد جهــــان، او شناخت
(همان:751،ب1440-1438).
وقتی که اسفندیار این سخنان را میگوید رستم با حالت گریان میگوید:
چـــنین گــفت کـــــز دیــو نـــاسازگـار تــرا بــــهره رنـــج مــــن آمــــد بــکـــار
(همان،ب1442)
و آنگاه که اسفندیار میداند دارد لحظههای واپسین عمرش را سپری میکند، چشم واقع بینش بینا میشود و یا به گفته یونگ “خود” واقعی خود را مییابد؛ از پشوتن میخواهد که پیغامش را به گشتاسپ برساند و در لابهلای سخنان خود به جنبه تاریک پدرش اشاره میکند:
زماـــنه سراســـر بــــه کــــام تــو گشت هــمه مــــرزها پـــــر ز نــــام تــو گــشت
امیـــدم نــــه این بــود نــــزدیک تـــــو ســزا این بــــــد از جـــــان تاریـک تـــــو
(همان:753،ب1490-1489)
در حقیقت این نیروی اهریمنی که در این داستان پیوسته گشتاسپ را به سوی شر میکشاند، چیزی جز بخش تاریک روان ناهشیار او نمیباشد.
پس از مرگ اسفندیار، پشوتن گشتاسپ را به خاطر عمل نادرست و تصمیم پلیدش – فرستادن اسفندیار به زابل – در ملأ عام مورد سرزنش و شماتت قرار میدهد و او را گناهکار میخواند. و همین امر باعث میشود گشتاسپ، دچار نوعی اضطراب به نام اضطراب اخلاقی گردد. در باور فروید «اضطراب اخلاقی نگرانی نسبت به تنبیه “خود” به وسیلهی “فراخود” است. زمانی که نهاد کوشش میکند تا تمایلات و افکار غیر اخلاقی خود را نشان دهد، در مقابل فراخود، با احساس گناه، شرم و سرزنش واکنش نشان میدهد و در شخص اضطراب اخلاقی پدید میآید. یعنی”فراخود” سعی میکند تا “خود” را برای عمل زشت نهاد سرزنش کند. این اضطراب در حقیقت اضطراب اجتماعی است و فرد از آن هراس دارد که مبادا فکر و احساس کند و یا دست به عملی بزند که مورد پسند اخلاق جامعه و به ویژه خانوادهاش نباشد»(شاملو،40:1374). در واقع پشوتن در نقش فراخود، گشتاسپ را از خواب غفلت بیدار میکند و او را به خاطر اقدام نابخردانهاش با تحقیر کردن او در ملأ عام، تنبیه میکند. زیرا هر گاه «عملِ خلافِ اخلاقی از شخص سر بزند، وجدان- فراخود-، او را تنبیه میکند»(همان:30). گشتاسپ به دلیل ظلم و ستمی که در حق اسفندیار روا داشته بود؛ در میان درباریان و به ویژه خانوادهاش چهرهی خوبی نداشت. بنابراین میبایست راهی را بیابد که هم در بین مردم محبوبیت بیابد و هم مایهی جبران عمل شومش شود. به همین دلیل طی مشورتی با جاماسپ- و البته به درخواست جاماسپ- تصمیم میگیرد با فرا خواندن بهمن به دربار او را به پادشاهی برساند تا به عهدی که میبایست پیش‌تر در حق اسفندیار کند، جامهی عمل بپوشاند. این اقدام گشتاسپ در راستای مکانیسم دفاعی جبران، برای رهایی از اضطرابهای درونی شکل میگیرد. «این نوع مکانیسم دفاعی رویهی سازشی است که زیر بنای این مکانیسم، احساس حقارت و بیکفایتی، و در واقع کوشش برای پوشش دادن به نقاظ ضعف و عدم کفایت است»(ایزدی،42:1356).
4-9-7. بررسی کهنالگوی آنیما در شخصیت گشتاسپ:
بر اساس نظرات یونگ نقش حیاتی “آنیما” این است که به ذهن امکان میدهد تا خود را با ارزشهای واقعی درونی همساز کند و به ژرفترین نقشهای وجودی راه برد. آنیما با این دریافت ویژهی خود نقش راهنما و میانجی را میان “من” و دنیای درونی “خود” به عهده دارد(هال و نوردبای،62:1375). آنیمای وجودی گشتاسپ که در واقع آنیمای مثبت او به حساب میآید. کتایون همسر او است، که همیشه و همواره جانب نیکی را میگیرد اما گشتاسپ بیخردی میکند و با فاصله گرفتن از کتایون از این موهبت بهره نمیگیرد.
گشتاسپ زمانی که از پدرش آزرده خاطر میشود؛ به روم میرود و در آنجا کتایون دختر قیصر روم، گشتاسپ را به همسری برمیگزیند:
همـــی گشـــت بــر گـــرد ایوان خویش پســــش بــــخردان و پــــــرستار پـیـــش
چـــو از دور گــشتاسپ را دیـــد گفـــت کـــه آن خـــواب ســر بـــرکشید از نهـــفت
بــــدان مـایـــهور نــامــدار افســـــرش هـــمآنگــه بـیـــاراست خــــــرم ســـرش…
کــــه مــــردی گــــزین کــرد از انجمن بـــــبالای ســـــرو ســــهی در چــــــمن

مطلب مشابه :  قدرتمندی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید