اصول بهداشت روانی

اصول بهداشت روانی

تعارض میان انتظارات مختلف افراد یک گروه از نقش معلم.
تعارض میان علاقه و وظیفه. یعنی تعارض میان انتظار از نقش خود و نیازهای شخصیتی، مادی رفاهی ، معنوی که احراز این نقش مرتفع می سازد.
ب) محرکهای فشار زای تغییرات زندگی و شغلی:
در بسیاری موارد سختی ناشی از فشارهای روانی که فرد احساس می کند، تابعی از تغییرات زندگی است. دو تن از پژوهشگران برجسته در زمینه روانی بنام (هولمز) و (راهه) معتقدند که رخدادهای خاص زندگی در شدت فشار های روانی که افراد تجربه می کنند مهم هستند.
آنها در پژوهش خود با نرخ سازگاری مجددد اجتماع احتمالی مبتلا شدن افراد به امراضی مرتبط با فشار روانی را در آینده ای نزدیک تعیین می کنند. افرادی که امتیاز بالایی در این مقیاس کسب می کنند. احتمالا نسبت به موقعیتهای همراه با فشار روانی واکنش معکوس نشان می دهند، در حالیکه افرادی با امتیازهای پایین تر در srrs آمادگی بیشتری درب تحمل رخدادهایی با فشار روانی را دارا هستند. این مقیاس توسط (هولمز) و (راهه) به منظور اندازه گیری احتمال پیدایش بیماریهای قلبی، زخم معده، کولیت معده در افراد بالنده گردیده است.
ج) ویژگیهای فردی با نضمام ابعاد و تیپهای شخصیتی و الگوهای رفتاری؛
مشخصات و ویزگیهای افرراد باعث واکنش های متفاوت آنها نسبت به رخدادها می شود که باعث ایجاد فشار روانی می گردد.
ارتباط عواملی مانند سن، جنسیت، وضعیت سلامتی ورزش و نوع تغذیه در ایجاد فار روانی مطالعه و بررسی شده است. معروفترین نظریه ویژگیهای فردی درباره ی انواع شخصیت توسط فرید من و رزتمن در دهه ی 1950 بنام شخصیت A و B مطرح گردیده است.
« بهداشت روانی»:
بهداشت روانی یک زمینه تخصصی در محدوده روانپزشکی است و هدف آن ایجاد سلامت روان، بوسیله
پیشگیری از ابتلا به بیماریهای روانی، کنترل عوامل موثر در بروز بیماریهای روانی، تشخیص زودرس بیماریهای روانی، پیشگیری از عوارض ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم برای برقراری روابط صحیح انسانی است.
واقعیتهای موجود در بحث آسیب شناسی روانی و بهداشتی در محیط کار نشان می دهد که درصد قابل توجهی از علل و موجبات بیماریهای روانی و کسالتهای ناشی از خستگی کار، بین کارکنان سازمانها را می توان در شیوه های رفتاری و شخصیت مدیران و رابطه آن ها با کارکنان به همین علت آشنایی کارکنان و مدیران با مفاهیم اساسی بهداشت و نقش عظیم آن در تامین سلامت روانی یا پریشان حالی نیروی انسانی هر سازمانی ضروری به نظر می رسد.
کینز برگ بهداشت روانی را اینطور تعریف می کند:
تسلط و مهارت در ارتباط صحیح با محیط بخصوص در سه فضای مهم زندگی عشق- کار- تفریح روان شناسان فردی را از نظر روانی سالم می دانند که تعادلی بین رفتار ها و کنترل او در مواجه با مشکلات اجتماعی وجود داشته باشد از این دیدگاه انسان و رفتار های او در مجموع یک سیستم در نظر گرفته می شود که براساس کیفیات تاثیر و تاثر متقابل عمل می کنند و در این دید سیستمیک ملاحظه می شود که عوامل متنوع زیستی انسان می تواند بر عوامل روانی و اجتماعی او اثر بگذارد و بالعکس از آن تاثیر بگیرد و به عبارت دیگر بهداشت و تعادل روانی، انسان به تنهایی مطرح نیست بلکه آنچه مورد بحث قرار می گیرد پدیده هایی است که در اطراف او وجود دارند و بر جمع سیستم و نظام او تاثیر می گذارند و از آن متاثر می شود پس از دیدروان شناسان سلامتی عبارت است از تعادل در فعالیتهای زیستی، روانی، اجتماعی افراد که انسان از این تعادل سیستمیک و ساختارهای سالم خود برای سرکوب کردن و تحت کنترل درآوردن بیماری استفاده می کند.
لونسیون و همکارانش در 1962 سلامتی روان را اینطور تعریف کرده اند: ( سلامتی روان عبارت است از اینکه فرد چه احساسی نسبت به خود، دنیای اطررافف محل زندگی ، اطرافیان مخصوصا با توجه به مسئولیتی که در مقابل دیگران دارد، چگونگی سازش وی با درآمد خود و شناخت موقعیت مکانی و زمانی خویش).
اصول اساسی بهداشت روانی:
اصول اساسی بهداشت روانی عبارتند از:
– احترام فرد به شخصیت خود و دیگران
-شناختن محدودیتها در خود و افراد دیگر
– دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است.
– آشنایی با اینکه رفتار هر فرد تابع تمامیت وجود اوست.
– شناسایی احتیاجات و محرکهایی که سبب ایجاد رفتار واعمال انسان می گردند.
«احترام به شخصیت»:
یکی از شرایط اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خوددیگران احترام بگذارد و خود و افراد دیگر را دوست بدارد و بالعکس یکی از علائم بارز غیر عادی بودن، تنفر از خود و اطرافیان است. فرد سالم احساس می کند که افراد اجتماع او را می پسندند و نیز به نظر موافق به انسان می نگرد و به خود احترام می گذارد، شخص غیر عادی ف معمولا بدین است و اذعان می کند هیچ وقت دوست واقعی در زندگی نداشته و خود او نیز به کسی اعتماد ندارد. به علاوه برای خودش ارزش قائل نیست. اصول بهداشت روانی مبتنی بر تقویت افراد است نه تخریب شخصیت آنها.

Share