رشته حقوق

اسکندر مقدونی

دانلود پایان نامه

برونوفسکی، سنت روشنفکری در غرب، ص 119
Barth, The Theology of john Calvin, p. 264
تأسیس «مجمع روحانیان» برای آموزشهای دین و «مجلس اعلای کاردینالها» شامل شش روحانی و دوازه تن از مشایخ برای بررسی مسائل اخلاقی از جمله تکفیر، از جمله اقدامات وی است. مجمع روحانیان از روحانیون تعلیم یافتهای تشکیل میشد که هوادار برنامه زندگی مشخصی بودند و توسط روحانیانی چون خودش و شورای شهر و بعد از آزمونی سخت انتخاب میشدند و انتصاب نهایی نیز با مردم بود و با آن که تشریفاتی بود، مایهای دموکراتیک به حکومت دین سالار داشت. مقرراتی که کالون بر ژنو تحمیل کرد، به مقررات آرمانشهر مور نزدیک بود که بر اساس آن شهروندان باید صبح زود از خواب برخیزند و سخت کار کنند و پیوسته به اخلاق نیکو و خواندن مطالب سودمند و صرفهجویی و امساک توجه داشته باشند (سنت روشنفکری در غرب، ص 142).
بومر، جریانهای بزرگ در تاریخ اندیشه غربی، ص 227
برونوفسکی، سنت روشنفکری در غرب، ص 135-137
راسل، تاریخ فلسفه غرب، ج 2، ص723
هر شخص مطیع قدرتهای برتر بشود، زیرا که قدرتی جز از خدا نیست و آنهایی که هست، از جانب خدا مترتب شده است. حتی هر که با قدرت مقاومت نماید، مقاومت با ترتیب خدا نموده باشد و هر که مقاومت کند، حکم بر خود آورد…پس حق هر کس را به او ادا کنید: باج را به مستحق باج و جزیه را به مستحق جزیه و ترس را به مستحق ترس، و عزت را به مستحق ترس، و عزت را به مستحق عزت.
مقدمه کتاب فوق
temporal
spiritual
Cf. Sea, Thomas F., “Imperial Cities and the Peasants War in Germany,” in Petterger (ed.), The Reformation, pp. 106-133.
برونوفسکی، سنت روشنفکری در غرب، ص 134
Bainton, The Age of the Reformation, p. 170.
بلاشر، تاریخ ادبیات عرب، ص 35
مراکز علم به هنگام به قدرت رسیدن اسلام چین، هندوستان، ایران، بیزانس و شمال بین النهرین و حوزه اسکندریه مصر بود. در حوزه اسکندریه فلسفه و ریاضیات و در ایران طب و کشاورزی و در هندوستان نجوم و ستارهشناسی بیشتر رواج داشت.
………
. بغداد در سال 762 میلادی پایتخت و مقر خلفای عباسی و کلاً جهان اسلام شد و در مقیاسی جهانی، مرکز داد و ستدهای علمی که از نتایج آن، ترجمههای عربی متون مهم فلسفی یونان بود. این شهر به علت خراج و مالیات و جزیه فراوانی که از سراسر امپراتوری اسلام جذب میکرد،‌ با رونق اقتصادی روبرو بود و همین رونق تجاری که در نتیجه ثبات سیاسی و حذف مخالفان حکومت به دست آمده بود، بغداد را به مرکز تجارت و داد وستد میان شرق و غرب تبدیل کرده بود. رابرتز، مورخ سرشناس انگلیسی، این شهر را شهری کاملاً چندفرهنگی یا کارماپولیتن نامید و معتقد است که در مشرق زمین تنها قسطنطنیه، مرکز امپراتوری و تمدن بیزانس، به پای مدنیت و تمدن بغداد میرسد. به علاوه، بغداد قرن نهم میلادی نه تنها درون خود ملیتهای مختلف همچون ایرانیان اعراب و سریانیان و ترکان را جای داده بود بلکه مهمتر از آن اندیشهها، دانشمندان و متفکران مختلفی از چهار گوشه امپراتوری گسترده اسلام در آن جمع شده بودند؛ عالمانی یهودی، مسیحی، زرتشتی و حتی دهری. در چنین فضایی بود که رنسانس یا عصر طلایی اسلام شروع به تبلور کرد.
نویسنده کتاب کارنامه اسلام (ص 32) معتقد است: «شوق و علاقهای که مسلمین در دوران عظمت امپراتوری خویش به کسب و توسعه فرهنگ نشان دادند، و توفیقی که در این راه پیدا کردند، بیشک عظیم است و کمتر از نبوغ قوم یونانی خیرهکننده نیست. این تمدن نه عربی است نه هندی نه ترکی است و نه ایرانی. اسلامی است و در عین حال جامع همه اینها. طول بقای آن هم قابل ملاحظه است، زیرا عمر آن در دوره کمال و شکفتگی خویش هم از حیات تمدن بالنسبه اصیل یونان قدیم درازتر است و هم از طول تمام عمر تمدن مستعار امریکای جدید. از این گذشته، هم ادامهدهنده مواریث و سنن قدیم بوده است، هم مایهبخش ابداعات جدید و این دو نکته نشان میدهد که این فرهنگ در جای خود و در زمان خود از بزرگترین فرهنگهای انسانی بوده است.» البته اعراب در دورههای نخست بیشتر به جنگاوری و فتوحات می اندیشیدند و کمتر اقبالی به علم داشتند و آن را محنه موالی و شغل بردگان میدانستند، اما با سقوط امویان و برآمدن عباسیان، نفوذ مردمانی از سایراقوام غیرعرب در دستگاه حکومت رو به فزونی نهاد تا جایی که ابنخلدون با تعجب میگوید: «از امور غریب یکی این است که حاملان علم در اسلام غالباً از عجم بودند، خواه در علوم شرعی و خواه در علوم عقلی» (رک به صفا، تاریخ ادبیات ایران، ص 34 و زیباکلام، ما چگونه ما شدیم؟ ص 230). این در حالی است که به هنگامی که هارون الرشید و مامون در بغداد دست اندرکار نشر و بسط علوم و فلسفه بودند، حداکثر هنر معاصرین آنان در غرب همچون شارلمانی و شوالیههایش این بود که میتوانستند نام خود را بنویسند (فیلیپ حتی به نقل از زیباکلام، همان، ص21). جورج سارتون معتقد است که بزرگترین موفقیت علمی باستانی، مدیون یونانیان یعنی نژاد غربی بود و بزرگترین موفقیتها در قرون وسطی مرهون مسلمانان یعنی نژاد شرق بود (رک مقدمه بر علم تاریخ، ص 41).
. در دوران بنای بغداد کوششی که مسلمین در نقل علوم و معارف یونانی سریانی پهلوی و هلند و نیز در ایجاد اصطلاحات مناسب عربی بریا آن معارف انجام دادند به قدری شگرف بود که انسان از مشاهده آن به حیرت میافتد و مورخ هر قدر نسبت به پیشرفتهای عصر خویش مغرور باشد، ناچار تصدیق میکند که این کوشش هر چند در آن دوران حاصل بسیار نداشته است، اما به قدری عظیم بوده است که هیچ قومی نمیتوانسته است مدت زیادی آن را تحمل کند؛ بلکه فقط در یک هیجان جوانی و شوق خوشبینانه انجام دادن چنین کوششی ممکن بوده است (زرین کوب، کارنامه اسلام، ص 20). موج عظیم توجه به علم و نهضت ترجمه در زمان مامون با جمعآوری کتابهای علمی در روم شروع شد و سپس ترجمه آن و آنگاه ترغیب مردم به خواندن و استفاده از آنها، و لذا نهضت ایجادشده، ‌کتب متعددی در منطق، فلسفه، طب، ادبیات و سیاست از یونانی و یهلوی و هندی و سریانی و نبطی به زبان عربی نقل، و مبدا تمام تحقیقات درعلوم مختلف شد. علاقۀ مامون به ترجمه و نقل علوم به درجهای بود که مثلاً به حنین بناسحاق در ازای هر کتابی که از یونانی ترجمه میکرد، هموزن آن زر میداد (صفا، تاریخ ادبیات ایران، 40- 45).
. ایران هم در زمان اسکندر مقدونی در معرض هجوم خارجی قرار گرفت و هم در زمان حمله سپاهیان مسلمان عرب. جالب این که در هجوم اول، ایرانیان چندان اقبالی به فلسفه نشان ندادند اما در نوبت دوم و پس از گذشت اندک زمانی، تب فلسفه سراسر دارالخلافه اسلامی از جمله ایران را گرفت و این تب و عطش چندان شدید بود که آنان به صرف یادگیری قناعت نکردند بلکه به رغم همه مشکلات، عزم سفر به مناطق دور دست کردند و همه دستاوردهای علمی شرق و غرب را یکجا به سوی خود کشیدند. فلسفه زمانی در ایران و در جهان اسلام چون غنیمتی بس دوستداشتنی مورد توجه قرار گرفت که هیچ کانون سیاسی یا علمی در سراسر جهان آن روز از آن حمایت نمیکرد و بحرانها چندان فراگیر بود که این میراث در حال انقراض بود و در حقیقت، هنر مسلمانان و نقش بیبدیلشان در تمدن بشری را از همین منظر باید نگریست. حال این نگرش عمیق را باید مقایسه بکنیم با نگرشی کوتاه و سطحی که از مدرنیته به رخت و لباس و مد و رقص و آواز و در بهترین شکلش توپ و تفنگ چیزی نمیفهمید یا حتی نمیخواست بفهمد و خواهان آن بود که میوه را بدون ساقه و ریشه داشته باشد (رک به زیبا کلام سعید، مقاله علوم انسانی…).
هرش، عقلانیت و تساهل در اسلام از دیدگاه لسینگ، ص 27
کندی، رسائل الکندی الفلسفیه، ج1، ص 33 (و ینبغی لنا ان لا نستحیی من استحسان الحق و اقتناء الحق من این اتی، و ان اتی من الاجناس القاصیه عنا و الامم المباینه لنا، فانه لا شیی اولی بطالب الحق من الحق….)

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درموردرادیو و تلویزیون

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید