رشته حقوق

استفاده از تلویزیون

دانلود پایان نامه

دوم این که زمانی که ما مورد آزمون قرار دادیم یعنی دهه 1990 ممکن است برای تشخیص فرایند فردی شدن زمان کمی باشد . هرچند ما موافقیم که دوره زمانی ده ساله برای سنجش فردی شدن کوتاه است ما حتی برای جریان مخالف فردی شدن یعنی جمعی شدن هم در این برهه زمانی شواهدی پیدا نکردیم . علاوه بر آن ما برای کشوری مثل هلند تحلیل های بیشتری به دست آوردیم که اطلاعات 20 تا 50 سال را در اختیار ما می گذاشت ولی برای فرایند فردی شدن با انتظار این که لااقل سنت زدایی اتفاق افتاده باشد شواهد کمی در دست داریم .
سوم این که داده هایی که ما تحلیل کردیم ممکن است غیر واقع باشند . این حقیقت که ، ما سطوح بالاتری از فردی شدن را برای کشورهایی مثل ترکیه و پرتقال به دست آوردیم ممکن است به خاطر عدم پایایی داده های برای این کشور ها باشد . افت نرخ همه چیز خوارگی در طول دهه 1990 ممکن است ناشی از این حقیقت باشد که موج چهارم سنجش عقاید (EVS & WVS) خیلی دقیق تر از داده های موج دوم مورد سنجش قرار گرفته . به خاطر این که ما اطلاعات مستقلی از کشور های مختلف نداریم ما نمی توانیم در مورد این توضیحات قضاوت کنیم . (همان 63)
در نهایت ، نتایج ما ممکن است ناشی از این حقیقت باشد که به سادگی روند فردی شدن ساده ای وجود ندارد . بیشتر مردم خودشان را فردی شده تصور می کنند یا باور دارند که آن ها آزادی انتخاب بیشتری دارند و نسبت به گذشته کمتر مغلوب شرایط اجتماعی می شوند . اما چیزی که واضح است این است که ، ادراک مردم از انگیزه ها و رفتارهایشان از آن چه دانشمندان( اگر رفتارهای آن ها را دقیق تر مورد ملاحظه قرار دهند ) در مورد رفتارهایشان مورد توجه قرار می دهند متفاوت است . (همان 63)
نتیجه نهایی ، این حقیقت که ما درنمونه 25 کشور در طی دهه 1990 شواهدی مبنی بر فردی شدن افراد آن کشور ها به دست نیاوردیم ، بیانگر این امر نیست که فرایند فردی شدن یک توهم است . شاید اگر ما دوره زمانی طولانی تری را مورد بررسی قرار دهیم شواهد روشن تری از فردی شدن وجود داشته باشد برای مثال کل قرن بیستم . شاید ما هنوز در شروع فریند فردی شدن قرار گرفته ایم که با گذشت دهه ها خود را آشکار تر می کند .و شاید فردی شدن خودرا در پدیده های دیگری نشان می دهد . پدیده هایی که متفاوت از آن ابعادی هستن که ما مورد سنجش قرار دادیم . بنابراین نتیجه ما این نیست که فردی شدن یک خیال واهی است . بلکه ما می خواهیم بیان کنیم که فردی شدن پدیده ای بسیار مبهم و غیر قابل درک تر از آن چیزی است که تاکنون تصور می شد . (همان 63)
2-9 چهارچوب نظری
از نگاه گیدنز فرض مسلم این است که گسستگی از ایده ها ، ارزشها ، هنجارها و باورها و ایدئولوژیهای سنتی خودمختاری شخصی بالاتر و آزادی انتخاب برای اشخاص برای شکل دادن به زندگی شان را موجب می شود . افول سنت موضوع متداول در طی قرن های جامعه شناسی است . چیزی که موجب می شود محققان فردی شدن را به عنوان فرایندی ببینند که جدید نیست اما پدیده ای نسبتا چرخه ای است که شکل های مختلف را به خود می گیرد .
برای بک تحصیلات و اشتغال از عواملی بودند که می توانستند در رشد فردیت افراد اثر گذار باشند به عقیده وی کسب دانش به معنای انتخاب و طرح ریزی فرد برای زندگی آموزشی خود است . فرد تحصیل کرده تولید کننده موقعیت کاری خودش است و از همین روی تولید کننده زندگی نامه اجتماعی خودش . فرد تحصیل کرده دانش بازتابی از موقعیت ها و چشم انداز های مدرنیته دارد و به همین خاطر عامل مدرنیزاسیون انعکاسی است.
در مورد اشتغال نیز او بر این عقیده است که وابستگی به دیگران برای نیازهای مادی ،خودمختاری شخصی را پایین می آورد و توانایی اشخاص برای پذیرفتن تجربیات زندگی خود را محدود می کند . یک درآمد اصلی بدان معناست که اشخاص مجبور نیستند که در ارتباطی باقی بمانند که به آن ها اجازه نمی دهد اهداف زندگی شان را درک کنند یا هویت های شخصی وشخصی را در خود رشد دهند . این امر بیانگر آن است که فردی شدن اساسا فرایند رهایی اشخاص ذاتا توانا از پیوند های خانوادگی و وابستگی های مادی است.
باومن بر نقش مراکز خرید با هویت های ساخته شده و کالایی تاکید دارداو معتقد است :بازار مصرف ، به ویژه به علت کارکرد آن در تایید هویت ، فرد را در طیف وسیعی از هویت هایی قرار می دهد که فرد می تواند از میان آن ها انتخاب کند .بازار ابزاری برای هویت سازی در اختیار فرد قرار می دهد که می تواند به منظور تولید نتایجی که تا حدودی با هم متتفاوتند و از این لحاظ کاملا شخصی است ، به کار گرفته شود . مزیت هویت های به کار گرفته شده توسط بازار این است که عناصر تایید اجتماعی هم آن را تکمیل می کنند ،طوری معرفی می شوند که گویی از ابزار تبلیغاتی ای استفاده می کنند که ظاهرا مردم آن را تایید می کنند . در نتیجه از تلاش و تقلای فرد در پی کسب تایید ، چشم پوشی می شود . به تعبیری ضرورتی ندارد که بر کسب تایید اجتماعی جدل شود ،چون از همان ابتدا از طریق محصول عرضه شده بازار شکل گرفته است . (باومن، 1390: 138)
علاوه بر آن باومن به نقش رسانه ها هم در فراهم کردن شرایط مناسب برای رشد فردیت تاکید می کند باومن می پذیرد که نهاد ها در فردی شدن نقش ایفا می کنند . او در درجه اول به تاثیر نهاد های فرهنگی مثل نقش رسانه درتمرکز بازاندشانه تجاربمان و جهت گیری دوباره بر روی خودمان تاکید دارد برای مثال رسانه توجه افراد را با گزینه های زندگی چند گانه جلب می کند وبنابراین کثرت گرایی جهان زندگی را تقویت می کند .
.از این رو میزان دینداری ،تحصیلات ، اشتغال ، استفاده گسترده از رسانه های ملی و فراملی ( ماهواره ، اینترنت و تلویزیون ) و میزان گذران اوقات فراغت در مراکز فراغتی از جمله متغیر های مستقل تحقیق هستند . که بر ابعاد مختلف متغیر وابسته یعنی فردی شدن ( رهایی ، ست زدایی) اثر می گذارند .
شکل 2-1مدل نظری تحقیق
فردی شدن
(سنت زدایی ، رهایی)
میزان حضور در فضاهای فراغتی
میزان دینداری
استفاده از اینترنت
استفاده از تلویزیون
استفاده از ماهواره
وضعیت تاهل
سن

مطلب مشابه :  ادبیات فارسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید