استفاده از اینترنت

استفاده از اینترنت

نمایش مکرر تصاویر گرافیکی خشونت آمیز ممکن است مشاهده کنندگان/بازیگران را به تطبیق واکنشهای احساسی‌اشان با آن سوق دهد.این نوع قضاوتهای تغییریافته و واکنشهای احساسی ممکن است در قضاوتهای اتخاذ گردیده نسبت به قربانیان خشونت در محیط‌های واقعی‌تر نیز انتقال داده شود.(Gunter and McAleer 1997).
ممکن است درخصوص بازیهای اینترنتی خشونت آمیز این مسئله حقیقت داشته باشد که در مرحله اول تنها یک شخصیت زن وجود دارد که اساساً مطیع شخصیتهای اصلی مرد بوده و در مرحله دوم شخصیت زن از خشونت جنسی برای جنگیدن و مبارزه با این شخصیت ها استفاده می‌نماید.
راه‌کارهای مداخله ی ممکن و احتمالی
روشهای موجود متفاوتی برای والدین و معلمین در راستای محدود نمودن زمان کاربرد کودکان از اینترنت و برنامه های کامپیوتری حاوی محتوی خشونت آمیز که کودکان ممکن است در معرض آن قرار گیرند،وجود دارد.
اولاً کودکان باید درخصوص سوءاستفاده،نقاشی محرک احساس جنسی،ادبیات نفرت و بیزاری و خشونت افراطی آموزش داده شوند تا در زمانی که آنها با این موارد مواجه گردیدند،بدانند که چگونه از خود واکنش نشان دهند. (Cybersafe Kids: A Parents Guide).
دوماً،کامپیوتر را می توان در مکان قابل رؤیتی از خانه قرارداد که کنترل زمان و محتوی برنامه های اینترنتی آسانتر باشد.
در مصاحبه‌ به عمل آمده با کودکان،عکس العمل و پاسخ کلی آنان این بود که این مسؤولیت و وظیفه والدین است که استفاده از اینترنت را کنترل و تنظیم نمایند.والدین باید نسبت به علائم ذیل آگاه گردند که ممکن است آنها را در تصمیم‌گیری نسبت به این موضوع که آیا دسترسی به اینترنت باید ممنوع گردد یا آزادانه به آن پرداخته شود،کمک ‌نماید:
• این که کودک در بدو ورود والدین به اتاق یا هنگامی که ماندن آنها در اتاق به طول می‌انجامد معذب گردیده یاحالت دفاعی به خود می گیرد،می تواند علامتی باشد که کودک در حال دیدن یا انجام دادن برنامه ایی نامناسب است.
• هنگامیکه کودک بطور وسواس برانگیزی به انجام بازیهای اینترنتی مبادرت می نماید و این روند اتفاق نمی‌افتد مگر انجام بازی توسط کودکان در 24 ساعت از روز
• هنگامی که انجام بازیهای اینترنتی زمان انجام فعالیتهای دیگر را از آنها صلب می‌نماید
سوماً،‌به علت دسترسی آسان به اینترنت،کودکان می توانند به هر نوع بازی که می‌خواهند بدون اینکه والدینشان متوجه گردند،دست یابند.در این خصوص والدین می توانند از ویژگیهای کنترلی به منظور بلوکه نمودن دسترسی کودکان به بازیهای خشونت آمیز یا دسترسی به جنبه‌های خشونت آمیزتری از یک بازی استفاده نمایند.
با این وجود،بزرگترین مسئله و مشکل این نوع ویژگیهای کنترلی این است که کودکان می‌توانند با بهانه قرار دادن آن،از دستاویز اعتصاب و در تنگنا قرار دادن والدینشان استفاده نمایند.از این رو والدین بدین موضوع پی نمی‌برند که کودکان چه نوع بازی را انجام می‌دهند.
چهارماً،و مهمتر اینکه کودکان باید مهارتهای ادبی رسانه‌ها را فراگیرند.
در این زمینه والدین می توانند به کودکان خود در راستای تمییز میان تخیل و واقعیت کمک نموده،و به آنان آموزش دهند که خشونت در زندگی حقیقی پیامدهایی را به دنبال دارد.آنان در واقع باید به کودکان این باور را القا نمایند که آنها توسط شرکتهای تولید کننده بازیهای اینترنتی مورد هدف قرار گرفته‌اند،و از این رو از آنان بخواهند تا احساس‌ خود را پس از انجام یک بازی خشونت آمیز،توصیف نمایند.
بازی های کامپیوتری نیز در دنیای امروز ، با وجود پیامدهای متفاوتی که از آن ناشی می شود ، وسیله ای برای سرگرم کردن بچه ها به مدت طولانی شده است و هیچ سن خاصی هم نمی شناسد . در حالی که « راجرز » روانشناس معتقد است که یک سری از بازی ها ، باید در سن خاص خودش صورت گیرد ؛ و این یک نیاز است . یک سری بازی های سنتی در فرآیند رشد کودک به شکل مثبت آن مؤثر است و فرایند رشد را تسهیل می کند ، در بعد هیجانی و احساسی کودک مؤثر است و حتی در بعد فیزیکی و جسمانی او تأثیر می گذارد که بعدها به شکل ورزش در می آید .
* پس چرا در مورد بازی های کامپیوتری ، چنین قانونی تصویب می شود ؟
– ملاحظه می کنید که در بازی ، کودک فرصت آشکار کردن خودش را پیدا می کند ، در واقع بازی زمینه ای را مهیا می کند که کودک به شکل دلخواه خودش را آشکار کند . از طرف دیگر آزادسازی انرژی است که در نفس بازی صورت می گیرد . ولی بدین معنا که انرژی آزاد شده در حین بازی ، دوباره به شکل بهینه ، وارد ارگانیسم شده ، انرژی روانی را مضاعف می کند و شور و شوق و هیجان به محیط اطراف را به فرد درگیر بازی می بخشد . همچنین باید به تخلیه هیجانی اشاره کرد که مجال آن در بازی فراهم می شود . کودک ، هیجانات فشرده و تراکم و حتی فشارهایی را که به هر دلیل در او جمع شده در حین بازی ، بر روی ابزار یا خود بازی تخلیه می کند و عواطف و احساسات و هیجانات دیگری بروز می یابد . ولی در بازی های کامپیوتری ، برانگیختگی هیجانات به نوع دیگری اتفاق می افتد ، تا آنجا که استفاده کنندگان از این بازی ها ، گاهی ، به علت استفاده بیش از حد ، خود را در دنیای واقعی ، جای قهرمانان این بازی ها می گذارند و دست به اعمال پرخاشگرانه و حتی جنایتکارانه می زنند . به همین دلیل است که چنین حکمی در یکی از ایالات آمریکا برای فروش بازی های کامپیوتری خشن ، تصویب می شود .
* همانطور که شما اشاره کردید امکان بروز هیجانات و احساسات می تواند عامل مثبتی در رشد محسوب شود ، ولی حالا منظورتان از برانگیختگی هیجانات که به نوع دیگری در بازی های کامپیوتری اتفاق می افتد چیست ؟
– تخلیه هیجانی یکی از اثرات مثبت هر بازی است ولی بازی های کامپیوتری که به برانگیختگی هیجانی فرد دامن می زند می تواند خطرناک باشد . بدین ترتیب که بازی های کامپیوتری ، بر اثر هیجاناتی که در فرد ایجاد می کند ، ارگانیسم محرکات زیر آستانه ای را تحریک می کند . اغلب اوقات فرد آن چنان در بازی حل می شود و مسائل جاری حاکم در بازی را دریافت می کند که همگی در بخش ارگانیسم زیر آستانه ای روانی او تلنبار می شود و بعد بر اثر کوچکترین محرکی ، همه آنچه در زیر آگاهی ارگانیسم جمع شده را به سطح آگاهی می آورد و آنجاست که ممکن است دست به اعمال خشونت آمیز بزند . از طرف دیگر ، در بازی کامپیوتری ، از آنچه که عینی ، تجربی و واقعی نیست ، فاصله دارد ، لذا درگیری او نیز در حین بازی درگیری واقعی نیست ، در حالی که در بازی گروهی ، مثلاً قایم موشک ، خود بچه ها نقش دارند و می توانند سطح ارتباطاتشان را با دوستانشان تشخیص دهند ، اما در بازی های کامپیوتری ، خود فرد تنهاست و تسلط تام به بازی دارد و می تواند یک قسمت را بارها و بارها تکرار کند تا برطرف مقابل غلبه کند و پیروز شود و نتیجه بازی را آنگونه که خودش می خواهد رقم بزند ، لذا سطح هیجانی او به حد بالای خود رسیده که همان دامن زدن به برانگیختگی هیجانات است . البته که هیجانات نقش تعیین کننده ای در بهداشت و سلامت روان دارند ولی در بازی های کامپیوتری و بالاخره خشن ، به شکل دیگری است .
فرد در بازی های کامپیوتری ، مهار بازی را به دست می گیرد و در عین آنکه با واقعیت ها فاصله گرفته ، خودش را جایگزین شخصیت های مهار ناپذیر و قوی می کند که این خود باعث برانگیخته شدن هیجاناتش می شود . این برانگیختگی بعد از اتمام بازی در او می ماند و در عالم واقع ، وقتی بخواهد به حالت تعادل برگردد ، بین آنچه از خودش به عنوان یک موجود مهارناپذیر و قوی در بازی ساخته و آنچه واقعاً هست ، تضادی می بیند و همین تضاد نقطه شروع مشکلات رفتاری بعدی را به دنبال می آورد . زیرا تضاد احساس گناه روانی را در فرد دامن می زند و پیامد این احساس ، اضطراب را شکل داده و اضطراب هم ، رفتارهای اضطراب آمیز چون فحاشی ، درگیر شدن ، آزار رساندن و حتی منزوی شدن و افسردگی و ترک تحصیل و … را به دنبال می آورد . تصویری که از خودش به عنوان فردی قوی و دور از دسترسی دیگران در ذهنش ساخته ، وقتی در عالم واقع قرار می گیرد و در مقطعی که باید به نظم و قانون کلی تن در دهد دیگر زیر بار نمی رود چون هنوز آن برانگیختگی هیجانی و تصورات ذهنی از خودش ، در ذهنش باقی است . لذا از قوانین سرباز می زند . تبعات چنین احساسی ، هم متوجه خود فرد است و هم متوجه محیط پیرامون او .
* فکر نمی کنید همه تحلیل هایی که ارائه شد ، بستگی به نوع بازی کامپیوتری دارد که فرد درگیر آن است ؟
– بی شک همین طور است . بسیاری از بازی های کامپیوتری مثل بازی شطرنج طرف مقابل را به فکر کردن ، اندیشیدن و حتی تفکر خلاق سوق می دهند . به عبارتی تبعات مثبت این بازی ها را در شکل موجه آن نباید فراموش کرد . بازی های کامپیوتری ، مهارت های چشم و گوش را بالا می برند ، تا آنجا که بتوانند کاملاً هماهنگ با هم کار کنند . از طرف دیگر عکس العمل های سریع بموقع را در او تقویت می کند و تصمیم گیری عقلانی و آنی را به او یاد می دهند . همچنین تخلیه هیجانی ولی در حد مطلوب نیز می تواند یکی دیگر از اثرات مثبت اینگونه بازی های کامپیوتری باشد .
* کدام یک از بازی ها در کل ، می توانند نتایج مثبتی را که ذکر کردید به نحو مطلوب تری برای فرآیند رشد برآورده کنند ؟
– یکی از مفاهیم بسیار مهم در روانشناسی که به مقوله بازی مربوط می شود ، تجربه دست اول است . منظور از این تجارب این است که بچه هایی که امکان درگیر شدن با طبیعت را دارند ، از تفکر انتزاعی بسیار بالایی در بزرگسالانی برخوردارند ، زیرا می توانند در محیط وسیع و در عین حال عینی و واقعی ، تجاربی را به دست بیاورند و عناصر لازمه را برای رشد یک تفکر انتزاعی و خلاق بیابند . نمونه بارز آن در جوامع امروزی و پیشرفته ، بازی در پارک ها و فضاهای سبز است ، ولی تفاوت آن با دامن طبیعت در این است که در پارک ها ، محدودیت هایی وجود دارد که محیط را مصنوعی می کند .

Share