رشته حقوق

استراتژی نظامی آمریکا

دانلود پایان نامه

اجرای عملیات روانی و نیاز به در اختیار گرفتن رسانه های جمعی
عملیات روانی در عرصه ادبیات سیاسی، فرهنگی و… مفاهیم و معانی گسترده ای دارد. از مجموع تعاریف ارائه شده در حوزه عملیات روانی می توان این جمع بندی را داشت که آنچه در فرهنگ استراتژی، ” عملیات روانی” نامیده می شود، استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و ابزارهای مربوط به آن است که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر این عقاید، احساسات، تمایلات، رفتار دشمن و گروه بی طرف یا گروه های دوست است تا موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملی شود.
واژه جنگ روانی پس از بلوک بندی دو قطب و برخورد سیاسی و تبلیغاتی آمریکا و شوروی در اوج و شدت آن در دوران جنگ سرد به صورت رسمی در دستور کار نیروی هوایی ایالات متحده قرار گرفت. اگرچه قبل از آن آلمان نازی در طی جنگ جهانی دوم با ابزارهای فریب و اغواگری توانسته بود برتری نظامی و روانی پیدا کند، اما برخورد با این مفهوم به شیوه کلاسیک و نوین آن مربوط به دوران جنگ سرد می باشد، که با وارد شدن آن به حوزه سیاست، مفاهیمی از قبیل جنگ فیزیکی را از اعتبار گذشته ساقط کرد.
دایره المعارف بریتانیکا جنگ روانی را اینگونه تعریف می کند: «فرآیند بهره برداری صحیح و طراحی شده از تبلیغات و اقداماتی با اتکا به ابزارهای نظامی، اقتصادی یا سیاسی که هدف اصلی آن نفوذ در عقاید، احساسات، عواطف، تمایلات و رفتار مخاطبان (افراد دشمن، بی طرف، هم پیمان و دوست) و تاثیرگذاری بر آنان، به منظور پیروزی در جنگ و تسلیم کامل نیروهای دشمن و تضعیف روحیه آنان است» (Britanica، 13/8/1389)
ارتش آمریکا نیز اینگونه تعریف می کند: جنگ روانی استفاده دقیق از تبلیغات و دیگر اعمالی است که هدف اصلی آن تاثیرگذاری بر عقاید، احساسات، انگیزه ها و رفتار دشمن، افراد بی طرف یا دوست است به نحوی که عامل پشتیبانی برای برآوردن مقاصد و اهداف ملی باشد (Britanica، 13/8/1389). برخی معنای جنگ روانی را به فعالیت هایی که به طور مشخص در قلمرو صلاحیت نیروهای مسلح قرار دارد، محدود می کنند و بنابراین آنرا تلاشی می دانند که بر تبلیغ برای مخاطبان خاص و پشتیبانی از ماموریت های نظامی معین متمرکز است. آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا در سخنرانی خود در اکتبر ۱۹۵۲ علاوه بر روشن کردن خطوط استراتژی نظامی آمریکا در خصوص اهمیت جنگ روانی گفت:
«جنگ روانی در حقیقت، نبردی است برای دستیابی و تأثیرگذاری بر افکار و اندیشه های مردم». بدین ترتیب استراتژی دوران جنگ سرد ایالات متحده با محوریت جنگ روانی و ابزار قوی تبلیغات علیه بلوک شرق دنبال می شد» (Geocity ، 13/8/1389).
اگر بخواهیم تعریفی جامع از جنگ روانی ارائه دهیم، می توانیم آنرا اینگونه تعریف کنیم: «جنگ روانی بخشی از جنگ همه جانبه علیه دولت رقیب یا دشمنان است، و عبارت است از مجموع اقدامات یک دولت در جهت نفوذ و تاثیرگذاری بر عقاید و رفتار دولت ها و ملت ها و تحریک و ترغیب آنان در جهت مطلوب؛ که با استفاده از ابزارهایی غیر از ابزار نظامی و با تاکید بر ابزارهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی امکان پذیر است». با این تعریف جنگ روانی یکی از وجوه جنگ و در واقع سیاسی ترین چهره آن است، و می تواند قبل از جنگ فیزیکی هم ظاهر شود. جنگ روانی بدون عوامل سیاسی و تبلیغاتی قابل فهم نیست. در این معنا جنگ روانی منطق مشترک میان سیاست و جنگ محسوب می شود. چنانکه کلازویتس در عبارت معروف خود می گوید: «جنگ ادامه سیاست با ابزار دیگری است» (جهانبگلو، ۱۳۷۸: ۵).
اما عملیات روانی در تعریفی عبارت است از جنگ روانی به انضمام اقدامات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی که به منظور نفوذ در عواطف، عقاید، نظرات و اراده گروه های اجتماعی مختلف طرح ریزی شده است (CIA، 13/8/1389). در واقع جنگ روانی، هدف های ملی را در زمان جنگ پشتیبانی می کند. اما عملیات روانی به منظور ایجاد زمینه مساعد در احساسات، حالات و رفتار گروه های هدف در جهت نیل به اهداف ملی طرح ریزی و اجرا می گردد. بنابراین عملیات روانی وسیع تر و اعم از جنگ روانی است، اما در واقع این دو در بسیاری موارد به جای یکدیگر بکار می روند، در این مقاله نگارنده آنها را در یک معنای عام بکار می برد.
سناریوهای کلان سیاسی، نظامی و فرهنگی، با الهام از سبک ها و شگردهای جنگ روانی، در متن ساختار پیام های زبانی انحرافی و ایذایی، اجتناب ناپذیر هستند؛ برای مثال زمانی که تروریست ها، خود را مبارزان آزادی می نامند و عملیات بمب گذاری را چاقوی تیز جراحی تعبیر می کنند که برای معالجه بیمار، باید قسمتی از بدن او را شکافت و از غیر نظامیانی که در این عملیات کشته می شوند هم به عنوان خسارت جانبی، دیر یاد می شود.(Hilgarther, 1982: 112).
بنابراین، هر گونه القای زبانی، حاوی داده هایی است که مستقیم یا غیر مستقیم، برجهان بینی، نگرش ها و نتیجه گیری انسان ها اثرگذار است. (kreuz,2004) می توان نتیجه گرفت، در فضا سازی ذهنی می شود اطلاعاتی را محرز و اثبات شده نشان داد که یا واقعیت دارند یا اثبات شده اند یا کاملا نادرست و تحریف شده هستند(افتخاری، 1383: 27).
فصل سوم: روش تحقیق
روش تحقیق در این رساله ترکیبی است از مفاهیم کیفی و کمی. تحلیل های کیفی چند روشی و ترکیبی اند. به کارگیری روش های چندگانه تلاش اطمینان بخشی برای شکل گیری فهمی عمیق از پدیده های مورد مطالعه است و راهبردی برای افزایش دقت، وسعت دید، پیچیدگی، غنا و عمق مطالعه (Densine,1998: 480). نگاه کلی به روش های مطالعات تصاویر نشان می دهد نشانه شناسی، غالب ترین الگوی روش شناختی مطالعات تصویر بوده است. یکی از الگوهای ما تحلیلی مناسب در بررسی تصاویر متحرک توسط جان فیسک و در مقاله “فرهنگ تلویزیون” ارائه شده که ابزار مفیدی برای بررسی های متون تصویری فراهم می کند (فیسک، 1380). وی برنامه های تلویزیون را در سه سطح، رمزگذاری شده می داند. ابتدا رمزهای اجتماعی، رویدادی را که قرار است از تلویزیون نشان داده شود، در سطح واقعیت برای بیننده رمزگذاری می کنند. این رموز از زندگی آمیخته با فرهنگ ما سرچشمه می گیرند و در الگوی رفتاری نشانه شناخته شده ای نظیر نحوه لباس پوشیدن، سخن گفتن، آداب معاشرت شخصیت ها، گزینش و تزیین محیط و فضای برنامه نمود می یابند. در سطح دوم (بازنمایی)، رمزهای فنی (مانند نورپردازی، تدوین، موسیقی، صدا و…) به مدد دستگاه های الکترونیکی بر رمزهای اجتماعی اعمال می شوند تا رویداد مورد نظر به بیننده انتقال یابد. در سطح سوم (ایدئولوژی) رمزهای ایدئولوژیک (مانند فردگرایی، مردسالاری، طبقه اجتماعی، نژاد وقوم و…) به متن-رویدادی که از تلویزیون پخش می شود- اضافه می شوند تا آن برنامه واحد انسجام شده و مقبولیت اجتماعی یابد. این جریان غالب نشانه شناسی در این رساله در مورد انیمیشن ها بررسی خواهد شد(فیسک، 1380: 117-126).
همچنین در ادامه جهت داشتن ارزیابی از انطباق فهم مخاطبان با نشانه های یافت شده بایستی از روش کمی آزمایشگاهی استفاده نمود. با استفاده از روش آزمایشگاهی، مخاطبان را در فضای کنترل شده در معرض پیام های مشخصی قرار داده و با روش مصاحبه فهم آن ها را در مخاطبان می سنجیم.
تحلیل نشانه شناختی:
نشانه شناسی رسانه های جمعی:
متون رسانه ای سرشار از نشانه ها هستند و یکی از راه های مناسب تحلیل این نشانه ها، دانش نشانه شناسی است. منظور از یک متن رسانه ای، پیام رسانه ای ضبط شده بر یک بستر معین است. از این رو، یک تبلیغ دیواری، عکس روی جلد، مجله مردم پسند، یک سریال دنباله دار تلویزیونی و انیمیشن ها یک متن رسانه ای به شمار می آیند. به ندرت متن رسانه ای می توان یافت که تنها از یک نظام نشانه ای (برای مثال کلمات، تصاویر، صوت، ژست) به تنهایی استفاده کرده باشد. حتی اگر رسانه ای هم تنها از یکی از این نظام های نشانه ای استفاده کند، باز هم نظام های فرعی نشانه ای را باید در آنها دید. از این رو متون رسانه ای از نظر نظام نشانه ها لایه لایه اند و تحلیل آنها ممکن نمی گردد، مگر آنکه هنگام تحلیل این لایه ها از یکدیگر تفکیک شوند. (کوثری، 1387 :32)
«نقش نشانه این است که چیز دیگری را بازنمایی کند و جایگزین آن شود؛ مثلا دود بر آتش. نشانه ها مشخه های اصلی ارتباط در هر سطح و در هر معنا و در هر ترکیبی از معما هستند. (مکاریک،1383 :318) هر نشانه در چها چوب یک نظام نشانه ای معنا دارد. مشخصه های چنین نظامی عبارتند از:
1. شیوه عملکرد آن (چگونه آن نشانه ادراک می شود.)
2. بافتی که این نظام در چارچوب آن اعتبار دارد.
3. سرشت و شمار نشانه های آن.
4. نحوه ارتباط نشانه ها در چارچوب یک نظام معین.» (مکاریک،1383 :319)
«بر اساس دیدگاه چالز سندرس پیرس نشانه ها را می توان به سه دسته تقسیم کرد: شمایل، نمایه، نماد.» (مکاریک،1383 :319)
در سالهای اخیر علاقه فراوانی به نشانه شناسی سینما، به این مسئله که آیا امکان دارد نقد سینما و زیبایی شناسی سینما را در حوزه خاصی از علم عام نشانه ها مستحیل کنیم پدیدار شده است. به نحو افزون شونده ای آشکار گشته که نظریه های سنتی زبان سینما و دستور زبان سینما، که خود به خود در طول سال ها پرورش یافته اند، نیازمند بررسی مجدد و ربط دادن با اصول پاگرفته زبانشناسی اند. (وولن، 1389: 121)
نشانه شناسی چیست؟

مطلب مشابه :  عام و خاص

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید