رشته حقوق

استراتژیک

دانلود پایان نامه

شاهنامه نه تنها کتابی ضد زن نیست؛ بلکه از تمامی زنان در این اثر – به جز سودابه- به نیکی و خوبی یاد میشود. زنان شاهنامه زیبایی، رنگارنگی، دلاویزی و خردمندی را یک جا دارند و از این ویژگیها به نحو احسن نیز بهره میجویند. به عبارتی دیگر اکثر زنان شاهنامه نمونهی بارز زن تمام عیار هستند(اسلامی ندوشن،113:1391). گردآفرید نیز از جملهی این زنان نامدار است که از جنگاوری، دلیری، سلحشوری و حتی زیبایی ویژهای برخورداراست، به گونهای که خود حکیم توس در وصف زیبایی او میگوید:
یکــی بـــوستان بُــــد در انـــدر بهــشت بـــه بــــــالای او ســـــرو دهــقان نکشت
دو چشــمش گـــوزن و دو ابـــرو کـــمان تــــو گفتــــی همـــی بــشکفد هــر زمـان
(فردوسی،179:1389،ب245-244).
گردآفرید یکی از شخصیت های شاهنامه است که نبرد او با سهراب زبانزد همگان است. وی به همراه پدر و برادرش گستهم در دژ مرزی زندگی میکند:
دژی بـــــود کـــــش خواندندی سپیــــد بــــه آن دژ بــــــــد ایـــــــرانیان را امـید
نگهــــــبان دژ رزم دیــــــده هـــــــجیر کـــه بــــــا زور و دل بـــــود و بـا دار و گیر
هنـــــــوز آن زمـــــــان گستهم خرد بود بخـــــردی گـــــــراینده وگـــــــرد بـــود
یکــی خـــــــواهرش بـــــود گـرد و سوار بـــــــــداندیش و گــــــــردن ـش و نامدار
(همان:177،ب176-173)
«زن شبحی گذرا نیست، بلکه چرخ داستان را به گردش در میآورد و گاه نیز خود زمینه ساز حماسه است و عامل اصلی رویدادها…»(کیا،3-2 :1371). گردآفرید نیز یکی از آن زنان نامدار و دلاور شاهنامه است که به تندتر شدن چرخ داستان رستم و سهراب کمک میکند. چرا که او با نشان دادن دلاوری و جنگاوری خود به سهراب و همچنین فریب دادن او؛ سهراب را به جنگیدن و انتقام گرفتن ترغیب میکند(فردوسی،179:1389،ب271-269).
در این قسمت ما برآنیم تاشخصیت گردآفرید را تحت عنوان کهنالگوهای “قهرمان” و “آنیموس” در داستان رستم و سهراب مورد بررسی قرار دهیم.
4-6-1. تحلیل کهن الگوی قهرمان در شخصیت گردآفرید:
صورت مثالی قهرمان در بیشتر اسطورهها وجود دارد و به صورت فردی است که دست به رشادتهایی میزند تا وسیلهی نجات یک قوم از ستم پادشاه جبار یا نجات دختری زیبا از چنگال اژدها یا نامادری بدجنس، فراهم سازد؛ اما این فرد برای آنکه بتواند در جایگاه یک قهرمان در میان دیگران ممتاز گردد، نیاز به ویژگیها و مختصاتی دارد. او از نژاد مرد عامه و پست نیست؛ او همیشه یا از تبار شاهان است و یا از نیای پهلوانان(یاحقی،165:1369).
گردآفرید پس از گرفتار شدن قهرمان دژ، هجیر نقش قهرمانی را به عهده میگیرد و میخواهد مردمان دژ و در مرحلهی دوم ایرانیان را از گزند تورانیان و یاغی جوان- سهراب- نجات دهد. گردآفرید شرایط یک قهرمان ناجی را دارد. همانگونه که خود فردوسی او را اینگونه توصیف میکند:
یکـــی خـــــــواهرش بــــود گـرد و سوار بـــداندیش و گــــــردنکـــش و نـــــامدار
(فردوسی،177:1389،ب176).
و یا در معرفی او میگوید:
زنــــی بود بــــــــرسان گــــــردی سوار هـــــــمیشه بــــه جنـــگ انــدرون نــامدار
(همان،ب198).
او نه تنها از نژاد مردم عادی و عامه نیست، بلکه دختر فرماندهی دژی است، که موقعیتی استراتژیک و حساس برای ایرانیان دارد. «قهرمان، مفهومی روانشناختی دارد که میکوشد عناصر درونی شخصیت خود را کشف و به اثبات رساند»( هندرسن،26:1386) کهنالگوی قهرمانِ گردآفرید زمانی از ناخوداگاه جمعی او به بیرون افکنده میشود؛ که خبر شکست هجیر به گوش او میرسد. و در همین زمان است که سعی در شناخت عناصر نهفتهی درونی خود دارد:
بپـــــوشید درع ســــــواران جــــــــنگ نبــــود انــــــــدر آن کـــار جــای درنگ…
بــــه پیشــــش سپـــاه انـدر آمد چو گرد چــــو رعـــد خــروشان یــکی ویـــله کـرد
کـــه گـــــردان کــــدامند و جنگــاوران؟ دلیـــــران و کـــــــارآزمــوده ســــــران؟

مطلب مشابه :  آموزه‌های اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید