(همان،ب200).
به همین دلیل با آماده شدن برای نبرد، اینبار آنیموس خود را بر سهراب فرافکنی میکند. کهنالگوی گردآفرید با چنین فرافکنیای درست و همسان، به اوج نیرومندی و توان میرسد و شخصیت دختری مردنما را در اختیار میگیرد. همانگونه که پیشتر در شرح آنیموس تهمینه گفته شد؛ آنیموس دارای ویژگیهای مثبت و منفی است. از مهمترین ویژگیهای منفی این عنصر، لجبازی و سردی و دسترسناپذیری است که ما به گونهای آن را در شخصیت گردآفرید میبینیم.
همهی ویژگیهای لجبازی، سردی و دسترسناپذیری در زنان، از سوی نرینه روان آنها، ساخته و به وجود میآیند(یونگ،285:1390).
آنگاه که گردآفرید در چنگ سهراب قرار میگیرد:
ز فتــــــراک بگــــــشاد پیــچان کمــند بینـــــداخت و آمـــــد میانــــش ببنـــــد
(فردوسی،178:1389،ب231).
سهراب ضمن ابراز عشق و علاقه به گردآفرید، او را به آشتی فرا میخواند:
بـــــدو گــــــفت کــــز ن رهایی مجوی چــرا جنـــگ جـــــویی تــــو ای ماـــروی
(همان،ب233).
اما گردآفرید اسیر خواستهی او نمیشود و با بکار بردن حیلهای از دست او رها میگردد(همان،ب243-235). البته شاید نتوان این ویژگی گردآفرید- سردی و دسترس ناپذیری- را جز جنبههای منفی کهنالگوی آنیموس وی دانست؛ زیرا گردآفرید با رد عشق و علاقهی سهراب؛ از تسخیر دژ سپید و به طور کلی تسخیر خاک ایران توسط تورانیان جلوگیری میکند. «عنصر نرینه میتواند یک همراه درونی گرانقدر شود و زن را به صفات مردانهای چون خلاقیت، شجاعت، عینیت و خرد روحی آراسته کند»(یونگ،1390: 293-292). یکی از ویژگیهای مثبت آنیموس، که از برجستهترین جنبه و خصوصیت ارزشمند این کهنالگو به شمار میرود، و ما آن را نیز به روشنی در شخصیت گردآفرید مشاهده میکنیم؛ جنگاوری و شجاعت است. بدین معنی که هرگاه زنی رزم میآزماید و بی باکانه جنگاوری میکند؛ تحت فرمانروایی کهنالگوی آنیموس خود قرار گرفته است. گردآفرید نمونهی بارز آن دسته از زنانی است که بیباکانه و مصصم؛ به جنگ دشمن میرود.
آن زمان که سهراب به همراه سپاه توران به دژ استراتژیک ایران هجوم میآورد؛ این گردآفرید است که چشم امید ایرانیان- پس از شکست هجیر- به او دوخته میشود:
خــــروش آمــــــد و نالــهی مـــرد و زن کــــه کـــــم شـــد هجیـــر اندر آن انجمن
(فردوسی،177:1389،ب196).
گردآفرید با شنیدن خبر شکست هجیر با روحیه و رفتار جنگاوری خود که نشأت گرفته از آنیموس درونیاش است؛ خود را برای نبرد با سپاه توران آماده میکند:(همان:178،ب205-202).
نیروی این کهنالگو به اندازهای است که به سرعت گردآفرید را وادار به جنگیدن میکند:
کمــــان را بـــــه زه کــرد و بگشـاد پـــر نبــــد مـــــرغ را پیـــش تیــــرش گــــذر
به سهــــراب بــــر تیــــر بــــاران گرفت چـــپ و راســــــت جنـــگ ســـواران گرفت
(همان،ب211-210).
کمـــــان بــــــه زه را بـــــه بـازو فـکند سمنــــــدش بـــــرآمــــــد بـــه ابــر بلند
سـر نیــــزه را ســــــوی سهـــراب کــرد عــــــنان و سنـــــــان را پــــر از تاب کـرد
(همان،ب216-215).
و آنقدر تند و سریع عمل میکند که سهراب از او به شگفت میآید:
شگـــــــفت آمـــدش گـفت از ایران سپاه چنــــــین دختــــــر آمـــــد بـــه آوردگاه
(همان،ب229).

                                                    .