ابلیس این بار در چهره ی خوالیگری بر وی ظاهر می شود و با ساختن غذاهایی محبت خویش را در دل ضحّاک جای می دهد. ضحّاک جای می دهد. ضحّاک برای جبران محبت های آشپز از وی می خواهد تا از او تقاضایی کند واهریمن تنهاچیزی که می خواهد این است که بوسه بر شانه های وی زند.پس از بوسیدن مارهای عجیب از دوش ضحّاک بیرون می آید و خود ناپدید می شود.باردیگر ابلیس به صورت پزشکی برای شفای مارها بر ضحِّاک وارد می شود.
ابلیس برای درمان درد مارها، به وی توصیه می کند که هر روز مغز دو جوان را خورش سازد و به مارها بدهد.دراسطوره های کهن ما نیزاندیشه ی اهریمن، تباه کردن انسان است.چون انسان آفریده ی اهورامزدا است. پس اهریمن و یارانش همگی سعی در نابودی بشر دارند. بدین سان ابلیس کام خودرا برآورد می بیند و بار دیگر ناپدید می شود.
«از ابلیس، پس از داستان ضحّاک همیشه با نام اهریمن یاد می شود. امّا چون کاووس از بند هاماوران رهامی شود و به فارسی می آید ودیوان را درالبرزکوه به ساختن بناهای باشکوه وامی دارد، دیوان رنجور می شوند و روزی ابلیس پنهان ازکاووس دیوان رامی گوید تاراهی برای نابودی کاووس بیندیشندو آنان دیوی رابه نزدکاووس می فرستندو او رابه پرواز به آسمان ها برمی انگیزند».
درشعر فارسی معمولاً به جای اهریمن، ابلیس به کار رفته است. در این جا نباید فراموش کرد که اهریمن مخلوق اهورامزدا نیست. ولی ابلیس مخلوق خداوند به شمار می رود. ولی در ادبیات فارسی اغلب این دو واژه به جای هم به کار گرفته شده اند و همین طور به جای ابلیس یا اهریمن، شیطان نیز به کار رفته است.
«آتشی فقط یک بار از این واژه استفاده کرده است :
«در تاریکی می روند قایق ها
در تاریکی می آیند
و نور فسفری موج ها
مردان را خشمی خفه نمی بخشند.
ابلیس
به جامه ی قدسیان می گذرد
یا
قدیس به ردای ابلیسان». (آتشی، 1386، ص 927).

2-1-4-4- اژدها
«اژدها»یکی ازموجودات افسانه ای درفرهنگ جهان است ودراساطیرجهان جایگاه ویژه ای دارد. جانوری است اسطوره ای به شکل سوسماری عظیم،دارای دو پر وآتش از دهان می پراکنده و پاس گنج های زیرزمین می داشته است.
«در اوستا واژه ی azay به معنی اژدها بکار رفته است. در سانسکریت ahay به همین معنی است و در فارسی میانه az به معنی اژدها است و Azdahag در معنی اژدهاک، ضحاک مادر دوش به کار رفته است.» (صفاری، 1383، ص 287).
واژه ی «اژدهاکه» در فارسی، صورت هایی دیگرچون: «اژدر»، «اژدها» و«اژدهاک» دارد، به معنی ماری باشدبزرگ،با دهان فراخ و گشاده که عرب آن را«ثعبان»گوید وکنایه ازمردم شجاع و قهرآلود هم هست رایت وسرعلم را نیز گویند وپادشاه ظالم و ضحّاک ماران را هم گفته اند.
نام اژدها در اوستا، جزو «خرقستران» Xrafstaran ذکر شده است و از موجودات اهریمنی است. «اژی» در اوستا و «اهی» درسانسکریت به معنی«مار»است که گاهی با صفت «اودر تهراس» Udarro-thrasa آورده شده، یعنی «به روی شکم رونده» و گاهی با صفت «خشوئو» xsvaewa یعنی زود خزنده و تندرونده یا چیست و چابک.
درگزارش پهلوی اوستا (=زند) اژی، شباک شده ودرتوضیح آمده : مارشباک، همین واژه ی در فارسی«شیبا» شده است.
«اژی»دراوستا چندین بار باواژه ی«دهاک» مده است وترکیب «اژی دهاک» همان است که در اساطیر ایرانی «ضحّاک» شده است وبه معنی مار و اژدها نیز به کار رفته است ودرفارسی دری «اژدهاک» هم به معنی اژدها و هم به معنی ضحّاک آمده است. (فسایی،1379،ص 5-12).

                                                    .