رشته حقوق

از دیدگاه قرآن

دانلود پایان نامه

دین (دَئنا): دین در ا وستا به مفهوم وجدان است اما سپس به کیش و آیین معنی شدهاست. وجدان همان حس و نیرویی است که به انسان کمک میکند تا میان خوب و بد، خوب را برگزیند.
3- درک (بئوذ): بیشک مهمترین تفاوت انسان و سایر موجودات همین نیرو میباشد. البته درک برابر با هوش و مغز نیست که با مرگ پایان بگیرد بلکه جاودانه است.
روان: روح یا روان هویت شخصیتی مستقل انسانها میباشد. در دیدگاه اوستا، انسانها در اصل روان هستند با علاوه نیروهای دیگر و البته جسم. روان در آغاز زندگی انسان پاک و منزه است اما به مرور آلودگی و تیرگی را پذیرفته و در جهان پس از مرگ پاسخ نیکیها و بدیهایی که در این جهان کردهاست را پس میگیرد.
5- فروَهر (فره وشی): در اوستا فروهر ذره ای از پرتو اهورایی است که آفریننده جهان در وجود آدمیان قرار دادهاست و این ذره پس از مرگ به سوی آفریننده باز میگردد. (دکتر محمد جواد مشکور، 2537)
2-3 مرگ از دیدگاه قرآن
یکی از مسایلی که در قر،ن کتاب دینی مسلمانان به آن پرداخته شدهاست، مسئلهی مرگ است. میتوان ادعا کرد، در هیچ جا و در هیچ کتابی نیست که هم مانند قرآن بحث مرگ را به این زیبایی باز و به وضوح بیان کرده باشد. آیات متعددی در باب آن بیان شده است. در این کتاب به این نکته اشاره میکند که همه ی موجوداتی که روزی خلقت پیدا میکنند و هستی می یابند، روزی طعم مرگ را میچشند.
در سه موضع از قرآن مجید، اول آیه 57 از سوره عنکبوت،دوم در آیه 182 آل عمران سوم آیه 36 از انبیاء، این حقیقت بیان شده که کُلٌ نَفسٍ ذائقهُ الموت « هر نفسی چشنده مرگ است ».
چون این آیه دلالت بر مرگ تمام صاحبان نفوس دارد، معنی آن چنین ا ست که هیچ یک از اهل زمین و آسمان باقی نخواهند ماند حتّی ملک الموت و حاملان عرش و مقربان. می توان از این آیه استنباط کرد که هیچ موجودی در جهان هستی جاودانه نخواهد ماند و تنها کسی که جاودانه است، فقط خداوند متعال است.
در آخر زمان خداوند به اسرافیل ملک مقرب خود دستور می دهد که در صور خود بدمد و همهی موجودات با دمیدن اسرافیل در صور میمیرند. در آخر خداوند خود اسرافیل را قبض روح مینماید. در آیه ی 31 سوره ی زمر خطاب به حضرت ختمی مرتبت (ص) می فرماید «اِنَّکَ مَیَّتٌ و اِنَّهُم مَیِّتون» بدرستی که ای پیغمبر تو خواهی مرد و ایشان هم (مردم) میمیرند.
لذا گریز و فرار از مرگ امکان پذیر نیست و هیچ مأمن و ماوایی وجود ندارد که بتوان از این پدیده خدادادی به آن پناه برد.
خداوند در قرآن در آیهی 80 از سوره نساء می فرماید «اَینَ ما تکونوا یدرککُم الموت هر جا باشید در مییابد شما را مرگ اگرچه باشید در برجهای سخت و استوار. عبارت بسیار جالب و محکمی است که دیگر انسان فکر آن را هم نمیکند که به جایگاهی پناه برد که مرگ نتواند او را دریابد. »
آیاتی چند قریب به یک مضمون از نظر اهمّیت تکرار شده، در آیه ی 32 سوره ی اعراف و آیه 49 از یونس و آیه ی 63 از نحل میفرماید: «و لِکُلِّ اُمَّهٍ اَجَلً فَاِذا جاءَ اَجَلُهُم لا یَستَأخِرونَ ساعَهً و َ لا یَستَقدِمُون. و از برای هر امتی وقتی است، پس چون بیاید وقتشان باز پس نمیمانند ساعتی و نمی توانند پیشی گیرند » بلی مرگ سر رسید معینی دارد که لحظه ای از آن کم و زیاد نخواهد شد و حتی در جایی دیگر یعنی آخر سورهی مبارکهی منافقون این موضوع را به طور نفی ابد بیان نموده و می فرماید: «وَ لَن یُوَخِّرَ اللهُ نَفساً اِذا جاءَ اَجَلُها هرگز باز پس نیفکنید هیچ نفس را از مرگ چون برسد وقت رفتن او » چه حکمت الهی مقتضی آن است که چون عمر به آخر رسد، چیزی بر آن نیفزاید و از آن کم نکند.
مطلب دوم
آیا مخلوقات پس از مرگ معدوم خواهند شد ؟ یا عوالمی دارند که در آن حالت متلذّذ به لذّت یا معذّب به عذاب هستند. اوّل این که خدای متعال در آیه ی 26 از سوره ی الرحمن می فرماید: «کُلٌ مَن عَلَیها فانِ هر کس که بر آن است در معرض فناست » این فنا و نیستی چه صورتی دارد ؟ و یا به عبارت دیگر در آخر سوره ی قصص میفرماید: « کُلُ شَیئیِ هالِکٌ اِلّا وَجهَه یعنی همه چیز در هلاک و زوال است مگر وجه او » معنی حقیقی آن چیست ؟
آن چه را که در این باب اشاره به فنا و زوال شدهاست، منظور نابودی در دنیا و پیدایش در عالم دیگر است یا در واقع رهایی از این مرحله و ا نتقال به عالم دیگر است (فنای وضع مادی) چنان که در ابتدای خلقت هر موجودی بعد از انقضای مدّت معلوم از جایگاه اولیه خارج شده و آن محل را از خود خالی میگذارد یا در آن محل نابود میشود.
چون هر تحولی در سیر مراحل وجود اسمی خاص دارد که از معانی میفهمیم، مثلا زمانی که طفلی به دنیا آید گویند متولد شد ؛ مادام که از دنیا گذشته، میگویند مرد. این طور به نظر میرسد که در اول وجودی پدیدار شد و در دوم نابود شد، در صورتی که هر دو حالت امری وجودی هستند و تفاوت نام آنها از نظر اختلاف سیر یک حرکت موجود است.
خبری از زراره نقل کرده است که حضرت امام صادق (ع) فرمود: «اَلحیات و المُوت خَلقانِ مِن خَلقِ الله فَاِذا جاءَ المُوت فَدَخَلَ فی الانِسانِ لَم یَدخَل فی شَیئی اِلّا وَقَد خَرَجَت مِنهُ الحَیات. زندگی و مرگ دو آفریدهای هستند از خدای تعالی پس زمانی که مرگ فرا رسد پس داخل شود در انسان. داخل نمیشود در چیزی مگر به تحقیق خارج شود از او حیات »
«آیهی دوم از سورهی الملک که میفرماید: اَلَذّی خَلَقَ اَلمُوت و اَلحیوه مضمون این خبر را میرساند که موت و حیات هر دو امری وجودی هستند و در تفسیر این عبارت چنین بیان داشتهاند این که حق تعالی موت را در این جا مقدم داشته، مراد موت آدمیان است در دنیا و حیوه ایشان در عقبی » (زمردیان، صص 4-2)
در این جا به ذکر چند آیه از آیات متعددی که در قران دربارهی مرگ آمده است پرداخته میشود تا مسالهی مرگ را بتوان از دیدگاههای مختلف بررسی کرد.
«1-نَحنُ قَدَّرنا بَینَکُم و ما نَحنُ بِمَسبُوقین اَن نُبَدَّلُ اَمثالکم فی ما لا تعلَمُون وَ فلَقَد عَلَمتُم النَشأه اَلاولی فَلولا تَذَکَّروُن. »
ما مرگ را در میان شما مقدر کردیم و در این کار کسی از ما پیشی نمیگیرد تا امثال شما را به جای شما قرار دهیم و آفرینش دیگری برای شما (دوباره) در آن چه نمیدانید آغاز کنیم. شما خود آفرینش اول خود دانستید، پس چرا متذکر نمیگردید. (62- 60/56)
2- تبارک الذی بِیده المُلک وَ هُوَ عَلی کُل شَیئی قدیر اَلذی خَلَقَ الموت و الحیاهلِیبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلَا وَ هُوَ اَلعزیزُ الغَفُور. مبارک است آن خدایی که ملک به دست توانای اوست و او بر همه چیز تواناست. خدایی که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازماید که کدامین از شما نیکوکارترید و او بزرگوار و آمرزنده است. (2/67).
3- الله الذی یتوفی الّا نَفس حینَ مُوتَها و الّتِی لَم تَمُت فِی مَنامِها فَیُمسِکَ الَّتی قَضی عَلَیها المَوتَ وَ یُرسِلُ الاُخری إلی أجَلٍ مُسَمًّی إنَّ فِی ذلک لَآیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرُون. خدا جانها را به هنگام مردنشان می گیرد، و نیز جان کسانی را که در خواب خود نمرده اند. جانهایی را که حکم مرگ بر آنها رانده شده نگه میدارد و دیگران را تا زمانی که معین است باز میفرستد. در این عبرتهاست برای آنهایی که میاندیشند. (42/39)
در واقع مسائل روح هنوز هم چنان از فهم های ما به دور است. این آیه به روشنی به مرگ و طبیعت آن اشاره میکند، ما نمردهایم و کسی هم که مرده است نزد ما بازنگشته است تا ما را از واقعیت این امر خبر دهد، ولی ما میخوابیم و وقتی پروردگار به ما خبر میدهد که مرگ مثل خواب است میتوانیم از خلال آن بطور نسبی مرگ را بشناسیم.

مطلب مشابه :  سازمان همکاری شانگهای

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید