رشته حقوق

از دیدگاه قرآن

دانلود پایان نامه

«وَ قالَ نُوحُ رَبّ لَا تَذَر عَلی الأَرضِ مِنَ اَلکاَفِرینَ دَیّاراً * اِنَکَ إن تَذَرْ هُمْ یُضلُّوا عُبادَکَ ولَایَلِدُو إلَّا قاجِراً کفّاراً
نوح گفت : پروردگارا ! هیچ یک از کافران را بر روی زمین باقی مگذار . چرا که اگر آن ها را باقی بگذاری،بندگانت را گمراه می کنند و جز نسلی فاجر و کافر به جود نمی آورند.(سوره ی النوح،آیه های 26و27)»
«نوح اسمی است اعجمی ، ولکن برخی نوح و عزیز ولوط را هم اعلام عزمی می دانند . نام نوح ، شکربن لملک بود . وی آن را از نوح نام نهادند که بر قوم خود بسیار نوحه می کرد و ایشان را به خدای – تعالی – می خواند» (پاک نیا ، 1388 ، ص 54)
«سورآبادی» می نویسد: نام او «سمک بن الملک» بود و گفته اند : سامک بن ملک بود و از همه ی پیغامبران عمر او دراز تر بود . نوح پنجاه ساله بود که به وی وحی آمد و «نهصدو پنجاه» سال میان قوم خویش بود و آنان را به حق می خواند . در آن مدّت هشتاد تن به او گرویدند . قوم وی با وی جفای بسیاری کردند به گونه ای که روزی هفتاد بار او را چنان می زند که بیهوش می شد . قومش آن چنان وی را مورد آزار و اذیت قرار دادند که طاقتش تمام شد و نالان به خداوند فرمود: «إنی مغْلوُبٌ فَانْتَصِرْ ، خدایا طاقتم برسید 1» . جبرئیل برای تخم درخت چنار آورد حضرت نوح (ع) آن را کاشت تا چهل سال که در آن درخت بزرگ شد ، جفای آن قوم را کشید . آن گاه جبرئیل (ع) آمد و به حضرت نوح (ع) کشتی ساختن ، آموخت .پس نوح نجاری را آموخت و تخته ها تراشید در تخته ای اوّل نام آدم پدید آمد . دوم ، شیث ، سوم ، ادریس .تا صدو بیست و چهار هزار تخته برید و بر روی هر تخته نام پیغمبری پدید آمد . بر تخته ی آخرین نام حضرت محمد(ص) پدید آمد . جبرئیل گفت : ای نوح کشتی تو تمام شد که نام محمد پدید گشت . جبرئیل مهندسی می کرد ، نوح چوب ها را می برید و بر روی هم گذاشت تا تمام شد . اندازه ی هزار گز بلندی وی ، چهارصد گز ، پهنای وی و هفت طبقه بود . چون نوح کشتی را درست می کرد ، مردم می دیدند و می گفتند : برای چه این کشتی را درست می کنی؟ و هر که بر وی می گذشت بر او می خندیدند که این پیر ، خرف شده ، چندان آب نمی یابیم که بخوریم ، نوح می گوید : چندان آب خواهید بود که از کوه های عالم برگذرد. بنابراین پس از ساخت کشتی ، فرمان خداوند آمد و نخست آب از تنور پیرزنی برآمد که برای حضرت نوح (ع) و فرزندانش نان می پخت. از میان آتش و دره ی تنور آب گشاده شد.
حضرت علی (ع) می گوید: تنور ، همه ی روی زمین است ، همه ی روی زمین ، آب برآمد و از آسمان گشاده شد و آب زمین و آسمان به هم رسید .
نوح را امر آمد که از هر حیوان ، جفتی نر و ماده را در کشتی بگذارد و اهل خود که به او گرویده بودند و هشتادتن بیشتر نبودند را در کشتی بنشاند . طبق روایات ، ابلیس ، از عذاب بترسید ، قصد کرد که در کشتی رود . آخرین حیوانی که وارد کشتی شد ، خر بود .
ابلیس به دنبال او وارد کشتی شد و در گوشه ای بنشست . اهل کشتی فریاد زدند و گفت : ای پیامبر ! آن ملعون خلق ، روی زمین را از راه ببرد ، اکنون در این جا باقی را از راه می برد . جبرئیل آمد و گفت : یا نوح ، تابوت آدم را بیار میان ابلیس و آدمیان نپردازد . تابوت آدم (ع) که از چوب شمشاد بود، در میان نهاد و از وسوسه ی ابلیس رها شدند . نوح (ع) آن کشتی را به قیر استوار کرده بود . چنان که هیچ سوراخ نمانده بود .
روز دهم رجب بود که نوح(ع) در کشتی نشست و روز عاشورا بود که از کشتی بیرون آمد . یعنی به مدت شش ماه در کشتی بود . طبق روایات ، نوح در کشتی رفت از چهار پسر وی سه پسر وی سام ، حام و یافث ، در کشتی رفتندامّا کنعان که بزرگ ترین آنان بود ، در کشتی نیامد و گفت : اگر همه ی جهان طوفان خواهد گرفت من بر سر بلندترین کوه می روم تا آب به زمین نرسد امّا خداوند او را غرق کرد.
طبق روایات ، وقتی که نوح از کشتی می خواست بیرون بیاید ، کوه های روی زمین سر بر آوردند تا مگر کشتی نوح بر آن فرود آید تا آن شرف و بزرگی برای آنان تا قیامت باشد . اما کوه جودی سر فرود آورد ، بدان تواضع که جودی کرد ، خداوند به حضرت نوح (ع) فرمان داد تا کشتی نوح بر وی فرود آمد .
پس نوح چهل شبانه روز بر سر آن کوه بماند تا زمین آبی را که از آن جوشانده بود ، فرو برد و آب و آسمان بماند و آن تلخ و شور بود آن را زمین نتوانست فرو خورد آن آب به دریا قرار گرفت و زمین خشک شد . نوح از کشتی به زیر آمد . با قوم در پایین کوه دهی بنا کرد . و ایشان هشتاد کس بودند : چهل مرد و چهل و زن – امروز آن ده آبادان است و آن را «سوقّ التّمانین» خوانند و حق تعالی ، چند هزار تن از آن هشتاد نفر بیرون آورد و بیشتر از فرزندان نوح هستند : «سام» ، «حام» ، و «یافث» . از سام ، عرب و عجم بوجود آمدند ، سفید رویان و پیغمبران و نیکمردان و علما و حکما . و از حام همه سیاه گون آمدند و زنگیان و هندویان و ظالمان و از یافث ، ترک و سقلابی و یأجوج و مأجوج به عمل آمد و کسی که هیچ خبری در آن ها نباشد .
در وقت وفات از نوح پرسیدند دنیا را چگونه دیدی ؟ گفت : همچون سرایی که دور در داشته باشد. از این در آمدی ، از درد دیگر بیرون روی . (اردلان جوان ، 1385، صص286-272)
نوح یکی از مهم ترین پیامبران قرآن بوده و یکی از پیامبران اولوالعزم است . در قرآن چهل و سه بار نام نوح ذکر شده است که نشان دهنده ی اهمّیّت داستان او از دیدگاه قرآن است . همچنین سوره ای در قرآن به نام او (سوره ی نوح) وجود دارد . داستان قرآن همانند داستان تورات از تلاش نوح برای هدایت قوم خود و نافرمانی آنان است. امّا در قرآن نامی از سه پسر نوح(سام ، حام و یافث) برده نشده است و تنها به داستان یکی دیگ از پسران نوح بدون ذکر نام که از فرمان پدر سرپیچی کرده بود به هلاکت می رسد ، یاد شده است . نوح دارای القاب مختلفی در قرآن،از جمله «رسول امین» (پیامبر امین) و« عیداً شکوراً » (بنده ی شکرگزار ) است . همچنین در سوره ی آل عمران ذکر شده است.(سوره ی آل عمران ،آیه 10)
همچنین در قرآن ذکر شده که همسران نوح و لوط با اینکه همسر پیامبرانی درستکار بودند. به آن ها خیانت کرده و از اصحاب جهنّم گردیدند .
نمونه ی اشعاری که آتشی از این واژه استفاده کرده است :
«با این شکسته پاره ی میراث نوح
و خست مداوم انبار آب
می رفتم و می خواندم :
چه آسمان پاکی ! » (آتشی ،1386، ص214)
«ای نوح ناامید
پندار رستگاری نیکان
شاید کتیبه ای به زبانی معدوم است

مطلب مشابه :  نسبیت خاص

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید