از دیدگاه قرآن

حال اگر سوال شود بحث از تقابل عقل و جهل و تقابل علم و جهل چه ثمره ای دارد ؟ پاسخ روشن است ، زیرا با اثبات تقابل اصلی بین عقل و جهل ، رابطه معنایی مستقیمی بین آن دو ایجاد خواهد شد ، یعنی همان گونه که در کلمه « عقل » مفهوم بازداری و کنترل سازنده نهفته است ، واژه « جهل » نیز حاکی از عمل نامضبوط و نسنجیده است که منجر به نتایج زیان بار و منفی می شود.
بنابراین اگر هر عمل نسنجیده ای را که از انسان و عبد ، در مقابل خداوند صادر می شود ، گناه ندانیم اساس و منشأ صدور این عمل نسنجیده و گناه جهل و جهالت است و این که راه مبارزه با این عمل نسنجیده و گناه عقل است.
و از همه مهم تر این که اسلام جهل در مقابل عقل را خطرناک تر از جهل در مقابل علم می داند و تا این جهل ریشه کن نشود ، ریشه کن شدن جهل در مقابل علم ، برای جامعه سود اساسی در برنخواهد داشت ، و این نکته ای است بسیار ظریف و مهم.
حال اگر وارد حوزه علوم عقلی شویم یعنی جایی که اصطلاح جهل تقریباً در همان معنای لغوی به کار برده می شود ؛ یعنی این که « جهل » در علومی مانند فلسفه و منطق اصطلاحی است که در مقابل مفهوم « علم » به کار رفته و به معنای ندانستن یا نا آگاهی است.
حال اگر فرض کنیم در محدوده این علوم فلسفی و منطقی هستیم که جهل را در مقابل علم قرار داده اند ، می خواهیم به یک سوال جواب دهیم و آن این که تقابل میان جهل و علم چه نوع تقابلی است ؟
آیا تقابل آن ها تضاد است ؟ یا تقابل آن ها تناقض است یا این که تقابل آن عدم و ملکه است ؟
قبل از این که به این سوال جواب داد. بشود ، باید توجه داشت که در این حوزه ها [ فلسفه ، منطق ] « جهل » زمانی اتفاق می افتد که توانایی به دست آوردن علم وجود داشته باشد ؛ یعنی در علوم عقلی به هر « نداستن » جهل گفته نمی شود ، بلکه « ندانستن » زمانی تبدیل به جهل می شود که در کنارش امکان داشتن وجود داشته باشد.
جواب سوال : تقابل علم و جهل از نوع تقابل عدم و ملکه است ، زیرا نبود علم (جهل ) در جایی است که امکان اتصاف به آن ( علم ) وجود داشته باشد ولی الان ندارد. بنابراین تقابل ملکه و عدم عبارتند از تقابل دو امر وجودی و عدمی که اجتماعشان ناممکن است ولی ارتفاعشان ممکن می باشد و آن در جایی است که صلاحیت دارا شدن ملکه را ندارد ، از این جا معلوم می شود که تقابل بین علم و جهل از نوع تقابل نقیصان نمی باشد زیرا هر چند که تناقض میان دو امر وجودی و عدمی است اما شرط شأنیت اتصاف در آن وجود ندارد مثل انسان و لاانسان ، زیرا لاانسان مثل سنگ امکان اتصاف به شأنیت انسان شدن را ندارد در صورتی که جهل در جایی است که شخص امکان اتصاف به صفت علم را دارا می باشد ، بنابراین نمی توان گفت که تقابل علم و جهل از نوع تقابل تناقض می باشد.
هم چنین تقابل علم و جهل از نوع تقابل ضدان نمی باشد چرا که تقابل علم و جهل میان دو امر وجودی و عدمی است اما تقابل ضدان میان دو امر وجودی است که پیاپی به یک موضوع وارد می شوند تقابل ضدان مثل سفیدی و سیاهی که اجتماعشان ناممکن است و تصور یکی بستگی به دیگری ندارد.
2 – 2 – بخش دوم
بررسی واژه جهل و جاهل از دیدگاه قرآن و روایات
1 – 2 – 2 – گفتار اول – واژه جهل و جاهل در قرآن و روایات
« واژه جهل در قرآن »
کلمه جهل ریشه در قرآن دارد و برای اولین بار در آیات مدنی مطرح گردید ، به طور مثال در سوره یوسف « آیه 33 » جهل به این شکل معنا شده است که « جهل تنها بی سوادی نیست ، بلکه انتخاب لذت آنی و چشم پوشی از رضای خداوند ، نیز جهل محض است. »
باز در همان سوره « آیه 89 » بیان شده است که « جهل تنها به معنای ندانستن نیست بلکه غلبه هوس ها و نوعی بی توجهی است. »
انسان گناه کار هر چند عالم باشد ، جاهل است ، چون توجه ندارد و آتش دوزخ را برای خودش می خرد.
« واژه جهل در روایات »
هم چنین این که در زمینه جهل در حوزه سنت و روایات احادیث زیادی وجود دارد که جهل را به این تعابیر معنا کرده اند تا آن جایی که امام رضا ( ع ) در این زمینه می فرماید :
« صدیق کل ! مریء عقله و عدوه جهله »
« دوست هر مردی عقل اوست و جهل دشمن او »
در این روایات عقل را به این شکل معنا کرده است که به وسیله عقل و دانش و شعور و معرفت است که در بهای خیرات و نیکی ها به روی بشریت باز می شود و راه های موفقیت و عدم موفقیت خود را می یابد و راه رشد و تعالی خود را بدست می آورد و می تواند حق را از باطل جدا کرده ، به فلاح و رستگاری نائل شود . در مقابل در ظلمتکده جهل است. که در بهای شرور و بدی ها گشوده می شود و در مسیر ظلالت قدم می گذارد و در نهایت جز به تیره بختی و شقاوت او واسیر دام های شیطانی شدن نمی انجامد.
لذا به همین خاطر است که امام رضا ( ع ) در این روایت عقل را همانند دوست تعبیر کرده است و جهل را همانند دشمن بیان کرده است ، در نتیجه می توان گفت : اطلاق دوست بر عقل چقدر پسندیده است. و اطلاق دشمن بر جهل چقدر مناسب و به جا و هم چنین در روایتی از امیر مومنان علی ( ع ) باز هم جهل به عنوان بدترین دشمن معنا شده است.
« لا عده انفع من العقل و لا عدو اضر من الجهل »
« هیچ دوستی نفعش از عقل بیش تر نیست و هیچ دشمنی به اندازه جهل مضر نیست. »
هم چنان که گفته شد ، در این حدیث گهربار نیز از جهل به عنوان مضرترین و بدترین دشمن انسان نام برده شده است که می تواند ضربات جان فرسایی به انسان وارد کند و دنیا و آخرت او را برباید و تمام سرمایه عمر و هستی فرد را از او به غارت ببرد و در پایان عمر جز کوله باری از گناه ، پشیمانی و خسران چیزی برای او باقی نگذارد.
و در جای دیگر حضرت علی ( ع ) از جهل به عنوان یک فقر تعبیر کرده است :

                                                    .