ارزیابی رابطه فناوری اطلاعات با عملکرد فردی و سازمانی سازمان های دولتی- قسمت ۶

این نظریه بر تواناییهای انسانها و سازمان در مهار فناوری اطلاعات تاکید دارد. بنابراین سازمان آن دسته از دانش را می پذیرد که متناسب با منافع و قدرت زیر مجموعه ها، بخش ها و مدیران می باشد. در واقع گرینش برقراری قدرت متمرکز یا غیرمتمرکز در دست سازمان است.
ج) نظریه فرا صنعتی ساختار دانش گرا:
طبق این نظریه، گذار به جامعه فراصنعتی با خود دگرگونی های بنیادیت در سازمان به وجود آورده است. اختیار بجای تکیه بر سمت سازمانی، بر مبنای دانش و میل به پیشرفت استوار میگردد. شکل سازمان مسطح تر می شود زیرا کارکنان فرهیخته بیشتر مختارند و در این صورت تصمیم گیری غیر متمرکز می گردد؛ زیرا این کار در سایه افزایش اطلاعات در سازمان شدنی است.
د) نظریه های فرهنگی، فناوری اطلاعات و فرضهای بنیادین:
پاره ای از دانشمندان به ویژه مردم شناسان معتقدند که فناوری اطلاعات الزاما باید با فرهنگ سازمانی همخوانی داشته باشد تا پذیرفته شود. طبق این نظریه فناوری اطلاعات می تواند به تهدید یا پشتیبانی از فرهنگ سازمانی منجر شود.
و) نظریه های سیاسی، فناوری اطلاعات منبعی سیاسی:
سازمانها به ریز مجموعه ها و گروه های فرعی همچون بازاریابی، حسابداری و تولید تقسیم می شوند. این گروهها منافع و خواسته های جداگانه ای دارند که بیشتر اوقات بایکدیگر برخورد نموده و به رقابت می پردازند. نظریه سیاسی، نظام اطلاعاتی را پیامد برخوردها و رقابت های میان گروهی می داند که خواهان اثرگذاری بر رویه ها، روش ها و بهره مندی از منابع سازمان هستند. بنابراین فناوری اطلاعات اسیر درگیریهای سازمانی می شود؛ زیرا یکی از مهمترین منابع یعنی اطلاعات را در اختیار دارد. ( داونپورت و پیرسون[۵] ، ۱۹۹۸)
۷-۱-۲ رویکردهای سازمان به فناوری اطلاعات:
از دیدگاه سازمانی، می توان چهار رویکرد متفاوت را در سازمان نسبت به فناوری اطلاعات مشاهده نمود. این چهار رویکرد عبارتند از: ” نادیده گرفتن” ، ” انزوا پذیری” ، ” یکپارچه سازی” و “پرستش”
نادیده گرفتن:
در حالت نخست، کارگزاران نسبت به فناوری اطلاعات بی تفاوتند و می کوشند از کنار آن بگذرند. دلایل این امر می تواند یکی از موارد عدم آگاهی یا مهارت نسبت به فناوری اطلاعات، کمبود منابع مالی، مخاطره پذیری کم، بدگمانی ناشی از تجربیات ناموفق موسسات مشابه یا ترس از تغییر و یا نبود زیر ساخت های مشابه باشد.
انزواپذیری:
در این حالت کارگزاران درک درستی از نقش اطلاعات و سواد مناسبی نسبت به فناوری اطلاعات ندارند ولی از توانایی های این فناوری آگاهی یافته اند. در این حالت اگرچه سرمایه گذاری مناسبی روی فناوری اطلاعات صورت می گیرد اما در عمل استفاده مفیدی از این فناوری نمی شود. مدیرانی که از رایانه بعنوان دکور دفتر کار استفاده می کنند و یا سازمانی که در آن سیستم دستی و مکانیزه به طور موازی و مستمر و بدون ارتباط مشخصی کار می کنند از این دو رویکرد استفاده می کنند.
پرستش:
در این حالت کارگزارات بیش از متعادل مجذوب فناوری اطلاعات شده اند و نسبت به توانایی های آن مبالغه می کنند و آن را حلال همه مشکلات سازمان می پندارند. چنین رویکردی نیز به خاطر جنبه افراطی آن معمولا به افزایش کارایی منجر نشده و به جای آنکه در خدمت اهداف سازمان قرار گیرد، خود هدف می گردد.
یکپارچه سازی:
در رویکرد یکپارچه سازی، کارگزاران سواد اطلاعاتی مناسبی دارند و اطلاعات را یک منبع کلیدی سازمانی تلقی کرده، فناوری اطلاعات را وسیله ارزشمندی برای دستیابی به اهداف می شناستد. در این رویکرد کوشش می شود بین اهداف سارمان، اطلاعات و فناوری اطلاعات، هماهنگی و یکپارچگی صورت گرفته و فناوری اطلاعات در خدمت اهداف سازمان قرار گیرد. (هیکز[۶]،۱۹۹۸(
۸-۱-۲ چارچوبهایی برای استفاده از اطلاعات:
در این مفهوم چارچوب عبارت است از «درگیر شدن با روشهایی که افراد به کار می بندند» چارچوب به ما کمک می کند تا بفهمیم چگونه فناوری اطلاعات به افراد در محیط کار کمک می کند.در واقع چارچوب عبارت است از یک مدل مفهومی که به ما کمک می کند تا فناوری اطلاعات و سیستم های اطلاعاتی را بفهمیم و در رابطه با آن بحث کنیم. چارچوب روشهایی را برای ما فراهم میکند تا بتوانیم افکار و دانسته هایمان را سازماندهی کنیم و مسائل را تجزیه و تحلیل نماییم .(لوکاس [۷]،۲۰۰۰)

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

  1. چارچوبهای تصمیم محور:

از نظر سایمون تصمیم گیری دارای سه مرحله شناخت، طراحی و انتخاب می باشد. ولی بر خلاف نظر سایمون که تاکیر بر روشها و تکنیک های تصمیم گیری داشت. آنتونی تاکید بر هدف فعالیتهای تصمیم گیری دارد. همچنین سایمون اعتقاد بر دو نوع تصمیم برنامه ریزی شده و تصمیم برنامه ریزی نشده داشته است. ولی بر خلاف این ایده بسیاری از مسائل بینابین هستند که باید به این نکته نیز توجه کنیم. تصمیمات برنامه ریزی شده به طور سنتی به وسیله عادت، تکرار و همچنین توسط قوانین و رویه های مشخص اتخاذ نمی شوند. از جمله فنون جدید برای حل این نوع مسائل می توان به پژوهش عملیاتی، تحلیل ریاضی، مدل سازی و شبیه سازی اشاره نمود. تصمیمات غیر برنامه ریزی شده میل به سوی قضاوتی شده و شهودی بودن دارند.

  1. چارچوب ترکیبی:

یکی از طبقه بندیهای مشهور مربوط به چارچوب گری و اسکات مورتن می باشد. در این مدل مورتون بیان می کند که استفاده از واژه های تصمیمات ساختاری و غیر ساختاری مناسب تر از واژه های برنامه ریزی شده و برنامه ریزی نشده می باشد. در تصمیمات ساختاری مازهای سه گانه ( تشخیص، طراحی و انتخاب) کاملا مشخص و ساخت یافته هستند ولی در تصمیم های غیر ساختاری، تمام سه مرحله غیر ساخت یافته هستند و هر تصمیمی بین این دو طیف باشد نیمه ساختاری نامیده می شود( گری و مورتن[۸]، ۱۹۷۱)
۲-۱ جدول چارچوب گری و اسکات مورتن

برنامه ریزی استراتژیک کنترل مدیریتی کنترل عملیاتی طبقه
مکان یابی صنعت، حمل و نقل بودجه بندی گزارشهای پرسنلی پردازش و فرآیند سفارش و حسابداری پرداختها ساخت یافته