لیلا محتشم (1391) در رساله کارشناسی ارشد خو در صدد بررسی رابطه بین ابعاد مختلف فرد گرایی و حوزه های گوناگون سبک زندگی است . این پژوهش که باروش پیمایشی و ابزار پرسش نامه انجام گرفته است با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت که فردگرایی عمودی در سطح رفتار در زنان مورد مطالعه بیشتر از فردگرایی افقی می باشد. اما در سطح ارزش ها ارزش های افقی نزد زنان بالاتر بوده است. در سطح باورها یعنی خود مستقل و خود وابسته، زنان مورد مطالعه خود مستقل را بالاتر ارزیابی کرده اند. در کل زنان مورد مطاله فردگرایی را در سطح متوسطی ارزیابی کرده اند. سبک زندگی زنان از مؤلفه های مختلفی تشکیل شده است که هر یک می تواند در سطح گسترده تری مورد بررسی و کنکاش قرار گیرد. اما در این تحقیق به بررسی 54 مؤلفه پرداخته شد که این نتایج به دست آمد: زنان مورد مطالعه رفتار مصرف سنتی تری دارند. در بحث اوقات فراغت، آنها دارای اوقات فراغت برون خانگی بیشتری هستند و سطح مدیریت بدن متوسط رو به بالایی دارند. باور آنها به کلیشه های خانوادگی و شغلی به یک اندازه و در سطح میانه می باشد.آنها خرید انگیزشی و هیجانی بیشتری را تجربه می کنند و الگوی غذای کیفیت طلبی دارند. از دکوراسیون مدرن پیروی کرده و مایل به داشتن فرزندان بیشتری نیستند. همچنین در بخش روابط، در مجموع فردگرایی افقی با رفتار های مصرفی سنتی، اوقات فراغت برون خانگی، روابط اجتماعی، و الگوی خرید ارتباط دارد. فردگرایی عمودی با رفتارهای مصرفی مدرن، اوقات فراغت برون خانگی، مدیریت بدن، کلیشه های خانوادگی، و خرید غیرانگیزشی ارتباط دارد. ارزش های فردگرایانه افقی با مدیریت بدن، و روابط اجتماعی ارتباط دارد. ارزش های فردگرایانه عمودی با اوقات فراغت درون خانگی، مدیریت بدن، کلیشه های خانوادگی، کلیشه های شغلی و خرید انگیزشی ارتباط دارد. خود مستقل با رفتار مصرفی سنتی، مدیریت بدن، روابط اجتماعی، کلیشه های خانوادگی، دکوراسیون سنتی، و خرید غیرانگیزشی ارتباط دارد. و در نهایت خود وابسته با فراغت برون خانگی، مدیریت بدن، کلیشه های خانوادگی،کلیشه های شغلی، و خرید انگیزشی ارتباط دارد. نکته لازم به ذکر این است که برای بررسی جهت گیری های فرهنگی مانند فردگرایی باید دقت نظر صورت گیرد و آن را در بافت و زمینه فرهنگی مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. در کشور ما خانواده کوچکترین واحد هویتی در نزد فرد می باشد و فرد خود را درون خانواده تعریف می کند که این نکته در مورد زنان که نقش پررنگ تری درخانواده دارند و خود را وقف فرزندان و خانواده می کنند، بیشتر نمود پیدا می کند.
2-8-2-2 پژوهش های انجام گرفته در زمینه سبک زندگی
از آن جا فردیت بارزترین نمود خود را در رشد فردیت افراد نشان می دهند به بررسی پژوهش هایی پرداخیم که نشانگر تغییر در سبک زندگی افراد بود .
امیر ملکی و ملاکه رفیعی (1390) در پژوهشی تحت عنوان از همولوژی تا فردی شدن ره یافت های عمده در ارزیابی جامعه شناختی مصرف فرهنگی در صدد پاسخ به این سوال بوده اند که چگونه عاملان اجتماعی نوع خاصی از تولیدات فرهنگی را بر دیگری ترجیح می دهند و اصولا الگو های متمایز مصرف فرهنگی چگونه به نحوی اجتماعی شکل می گیرند . ایشان بیان داشته اند که بازخوانی مباحث نظری مرتبط با مفهوم مصرف فرهنگی به عنوان یکی از اصلی ترین مولفه های سبک زندگی حاکی از وجود سه دیدگاه عمده و رقیب در خصوص آن است . این سه دیگاه تحت عنوان کلی همولوژی ، همه چیز خوار – تک خوار و فردی شدن شناسایی و از یک دیگر تفکیک شده اند . محققان با بررسی این سه دیگاه به این نتیجه رسیدند که بوردیو معتقد به دیدگاه هومولوژی است یعنی سلسله مراتب ترجیهات و رفتارهای کنشگران با سلسله مراتب جایگاه اشغال شده توسط آن ها در فضای اجتماعی رابطه دارد . منتقدان بوردیو مناسبات میان میدان طبقات و میدان فرهنگ را بسیار پیچیده تر از الگوی مورد نظر بوردیو ارزیابی کرده و با تردید در فورمول هومولوژی ساختاری ، از تنوع و تکثر یافتگی سلیقه فرهنگی اقشار بالای جامعه سخن گفتند و رهیافت سوم به عنوان آنتی تز دیدگاه بوردیو است طرفداران این مبحث با نفی مشی بوردیو تفاوت در انتخاب های زیبایی شناختی افراد را ناشی از عوامل پیشینه ای نظیر سن ، جنسیت ، قومیت و نژاد و امسال آن دانسته اند و یا آن که مدعی شده اند در جوامع تکثر یافته امروزین مصرف فرهنگی به طور فزاینده ای فردی شده است و بیش از هر چیز بازتاب انتخاب های آزادانه افراد است .
رسول ربانی و یاسر رستگار(1387 ) در پژوهشی تحت عنوان جوان ، سبک زندگی و فرهنگ مصرفی در صدد پاسخ به این سوال بوده اند که آیا می توان از ظهور نوعی سبک زندگی مصرف گرایانه در میان جوانان جامعه مورد مطالعه سخن گفت و دوم این که این مساله بر اساس چه متغیر های اجتماعی و فرهنگی قابل تبیین است . این پژوهش به صورت پیمایش در بین جوانان 15-29 ساله ساکن شهر شیراز انجام گرفت نتایج به دست آمده پیچیدگی ها و ابهامات تحلیل جهان فرهنگی جوانان را در جامعه ایران نشان می دهد جوانانی که از یک سو تحت تاثیر روند های فرهنگی غرب و از سوی دیگر متغیر های سنتی و ساختاری در جامعه خود هستند و همین شرایط است که به خلق تجربه های جدید از سوی جوانان منجر می شود .
رسول ربانی و حامد شیری(1388 ) در مقاله ای تحت عنوان فراغت و هویت اجتماعی در صدد پاسخ به این سوال بوده اند که الگوی گذران اوقات فراغت تا چه حد می توانند بازنمای هویت اجتماعی باشند . آیا این الگو ها در تداوم هویت طبقاتی قرار می گیرند یا در متن فرهنگ مصرف محور معاصر و تغییرات فرهنگی پست مدرن ، هویت های متمایز اجتماعی دیگری را بر اساس الگو های مصرف بیان می کنند . این مطالعه به دو شیوه پژوهش کیفی با استفاده از تکنیک های مصاحبه عمیق و روش پیمایش در بین جوانان شهر تهران به اجرا درآمده است .. به طور کلی تحلیل نتایج مربوط به الگو ها هنجارهای گذران اوقات فراغت نشان می دهد طبقه اجتماعی مهم ترین عامل در تبیین تمایز این الگو هاست ، شبکه روابط دوستی ، فضاهای فراغتی ، الگوی مصرف فرهنگی در این اوقات کاملا متاثر از موقعیت طبقاتی افراد است . بنابراین حوزه فراغت در تهران به عنوان عرصه انتخاب فردی هنوز در دایره محدود طبقه اجتماعی است . کنشگران اگر چه آزادی انتخاب دارند اما این انتخاب توسط متغیر های ساختاری محدود شده است . از این رو می توانیم بگوییم هویت اجتماعی ، همبسته طبقه اجتماعی و جنسیت است و نمی توان فراتر از این دو سطح حداقل در حوزه فراغت هویت اجتماعی را متکثر و متنوع دانست .
تقی آزاد ارمکی و حسن چاووشیان(1381) در مقاله ای تحت عنوان( بدن به مثابه رسانه هویت )در صدد پاسخ گویی به این سوال بوده اند که در تهران به منزله مدرن ترین منطقه کشور بدن و ظاهر جسمانی به مثابه مقوله مرتبط با هویت فردی و جمعی تا چه حد مبنایی برای ترسیم خطوط تمایز اجتماعی است وآیا این تمایزات و تفاوت ها به موازات خطوط پایگاه اقتصادی – اجتماعی و سرمایه اقتصادی است یا این که استفاده از بدن به مثابه رسانه هویت مستقل از تمایزات و تعیین های ساختاری صورت می پذیرد .. یافته های این پژوهش نشان داد دستکاری و نظارت بر ظواهر جسمانی فرایندی است که به عوامل فرهنگی بیش از عوامل ساختاری مربوط می شود . متغیر هایی مثل جنسیت ، سن ، تحصیلات ، سرمایه فرهنگی و ایدئولوژی خانواده سنتی و پایبندی دینی جملگی پیامد های آشکار فرهنگی دارند ،با سطوح مختلف مدیریت بدن ارتباط معنادار و قابل قبولی دارند . از این رو می توان نتیجه گرفت که نقش انتخاب ها و تفاسیر کنشگران در شکل دادن به هویت فردی وجمعی مهم تر از موقعیت های ساختاری است . و این به معنای لزوم بازاندیشی در مفاهیم و رویکرد های ساختارگرایانه در تحیل و پژوهش های اجتماعی و هم چنین تلاش برای فورمول بندی مفاهیم است که اهمیت بیشتری به عاملیت می دهند . در این راستا شکل گیری هویت فردی کنشگران در تهران بیشتر از طریق با اهمیت شدن حوزه مصرف اهمیت بدن و کنترل آن شکل می گیرد .
محمد سعید ذکایی و حمیده فرزانه(1387 ) درمقاله ای تحت عنوان زنان و فرهنگ بدن زمینه های انتخاب جراحی های زیبایی در زنان تهرانی محققان در صدد این امر بودند که ارزیابی و تفسیری که زنان از تجربه جراحی زیبایی دارند را بر اساس روایت خود آن ها تشریح کرده و تصویر ذهنی آن ها از بدن خود و انگیزه هاو دلایل فردی و اجتماعی که برای انجام جراحی زیبایی در نظر داشته اند را مورد شناسایی قرار دهند . این مطالعه با توجه به ماهیت خاص تحقیق و شرایط ویژه آن از دو روش کمی و کیفی استفاده شده است و از تکنیک ها و شیوه های این روش ها نیز به طور مجزا بهره جسته است . یافته های این تحقیق حاکی از آن است که باید جراحی های زیبایی را دارای پارادوکسی دانست که در چرخه میان فردیت و رضایت فردی و فشار ساختار اجتماعی و نیز سیطره صاحبان سرمایه و مصرف گرایی قرار گرفته است ..
نفیسه حمیدی و مهدی فرجی( 1387 )در مقاله ای تحت عنوان سبک زندگی و پوشش زنان در تهران در صدد پاسخ گویی به این سوال بوده اند که آیا منطق تمایز در سبک پوشش زنان نقش اصلی را بازی می کند یا زنان با سبک پوشش خود بیشتر نمایش هویت خود را دارند . یا پوشش هنوز هم کارکرد محافظت ، پوشش و عفت را دارست . این پژوهش به شیوه مصاحبه با چهل نفر از زنان انجام گرفت . محققان به این یافته رسیدند که در جوامع امروزی کارکرد های ساده و اولیه لباس کم رنگ شده و در عوض کارکرد های پیچیده تری مانند خلق هویت و ایجاد تمایز و سبک زندگی برای آن ها متصور است . ایشان دو نوع سبک زندگی را مشخص کردند سبک زندگی مبتنی بر خلق هویت و سبک زندگی مبتنی بر تمایز .
شهرام پرستش و عباس بهنویی گدنه (1387 )در پژوهشی تحت عنوان بررسی جامعه شناختی مدیریت ظاهر و هویت فردی در بین جوانان در صدد پاسخ گویی به این سوال بودند که آیا هویت بخشی از کارکرد های مدیریت ظاهر در زندگی روزمره محسوب می شود . به عبارت دیگر این سوال اساسی مطرح است که آیا الگوی مدیریت ظاهر بدن جوانان با هویت فردی آنان رابطه دارد . این تحقیق به صورت پیمایش و با ابزار پرسش نامه در بین جوانان 15- 25 سال انجام شد . نتایج تحقیق حاکی ازآن است که امروزه در دنیای مصرفی تلاش های زیادی از سوی دختران و پسران جوان در باب داشتن ظاهر و بدنی زیبا انجام می گیرد تا از این طریق هویت متمایزی را که جوانان می خواهند از خود در اجتماع نشان دهند حاصل شود . بدین سان جست و جو برای داشتن چهره و ظاهری زیبا و اندامی کامل بیش از آن که با طرد هویت آن ها مرتبط باشد با پذیرش هویت از سوی ان ها مرتبط است . نتایج پژوهش موید این مطلب است که با افزایش نقش عاملیت و استقلال بیشتر جوانان میل به ابراز هویت از طریق مکانیسم هایی همچون مدیریت ظاهر ،هویت خویش را ابراز داشته و بدین ترتیب ذائقه و سلیقه های مورد تایید فضای اجتماعی و فرهنگی خود را بیان می کنند.
یوسف اباذری و حسن چاووشیان (1381 )در مقاله ای تحت عنوان از طبقه اجتماعی تا سبک زندگی رویکرد های نوین در تحلیل جامعه شناختی هویت اجتماعی در صدد تحلیل چگونگی تغییر شالوده اجتماعی هویت در جوامع امروزی برآمدند . ایشان بیان داشته اند که کلی ترین پاسخ که در جامعه شناسی به این پرسش داده شده است براساس تمایز میان جامعه سنتی و مدرن استوار است . درباره جوامع سنتی همین اشاره کافی است که مبنای هویت اجتماعی افراد ، ویژگی های انتسابی آن هاست اما درباره جوامع مدرن عمدتا دو پاسخ متفاوت که هریک بر رویکرد های نظری متفاوت مبتنی هستند داده می شود . این دو رویکرد به لحاظ زمانی نسبت به هم تقدم و تاخر دارند در رویکرد اول و قدیمی تر فعالیت مولد و جایگاه فرد در نظام تولید شالوده هویت اجتماعی او محسوب می شود که رویکرد اول در مفهوم طبقه صورتبندی می شود و در رویکرد دوم جدیدتر رفتارهای مصرفی فرد مبنای شکل گیری هویت اجتماعی او محسوب می شود که در مفهوم سبک زندگی فورموله می شود . در سبک های زندگی باید به دنبال تنوع و گونه گونی بود و دوم آن که اگر چه سبک های زندگی بر مبنای ذائقه ها و ارزش های شخصی شکل می گیرند امامی توان انتطار داشت که الگو های قابل تشخیصی داشته باشد که با ویژگی های اجتماعی – فرهنگی دیگر همخوان باشد .
وحید شالچی و تقی آزاد ارمکی در مقاله ای تحت عنوان دو جهان ایرانی مسجد و کافی شاپ در صدد بودند به بررسی تطبیقی دو شیوه زندگی متخالف در میان جوانان منطقه 3 تهران یعنی میان آن ها که بسیج مساجد کانون تجمع شان است با آنان که پاتوق هایشان در کافی شاپ ها قرار دارد بپردازند . در این پژوهش از دو روش پیمایش و مشاهده استفاده شده است . محققان به این یافته دست پیدا کردند که تحولات فرهنگی جهانی در تعامل با تحولات اجتماعی ایران سبک های زندگی ایرانی را نخست متنوع و دوم دگرگون ناپذیر و ناپایدار ساخته است . جامعه ایرانی عرصه رقابت سبک های زندگی گوناگون تحمیل تعریف مشروع و معیار از زندگی است . دو شیوه زندگی پسامدرن و اصول گرای انقلابی دو سر پیوستار این تنازع و رقابت اند . این سبک های زندگی غیر های یک دیگرند . این هر دو هویت به گونه هم زمان هویت مقاومت و هم هویت مشروعیت بخش هستند . هویت اصول گرا در سطح ملی همچون هویت مشروعیت بخش و در سطح فراملی همچون هویت مقاومت عمل می کند برعکس فرهنگ کافی شاپ ادامه هویت مشروعیت بخش جهانی است که در مقابل فرهنگ رسمی همچون هویت مقاومت عمل می کند از جمله عرصه های شکل گیری و بروز سبک زندگی پسامدرن کافی شاپ ها هستند .
حمید عبدالهیان ، نفیسه حمیدی و مهدی فرجی(1385) در مقاله ای تحت عنوان روایت شناسی موارد خاص از بازاندیشی خویشتن زنانه در ایران در صددند تا با تحلیل گروه های خاص از زنان ایرانی ، بازاندیشانه بودن زندگی مدرن و بازاندیش بودن کنشگران آن را به تصویربکشند . در این پژوهش برای ترسیم بازاندیشی و تغییرات در خویشتن زنانه از متون زن نوشته این گروه های خاص همچون خاطرات و زندگی نامه های زنان و رمان های زن نوشته در باب زنان استفاده شده تا روایت در باب این گروه های خاص زنان با توجه به آموزه های والت به زبان خود زنان باشد نه به زبان دیگری آن ها ..ایشان چهار تیپولوژی از بازاندیشی زنان ارائه کرده اند که عبارتند از فقدان بازاندیشی ، بازاندیشی در مناسک ، بازاندیشی در حوزه خصوصی و در نهایت بازاندیشی در حوزه عمومی . فرایند بازاندیشی و شکل دهی به هویت زنانه در این جا به مثابه پروژه انباشتی است . هر نسل از گروه های زنان می تواند از پاسخ هایی که نسل قبل برای پرسش های خود بهره گرفته و دوباره آن ها مطرح می کنند . البته الزامی در این امر وجود ندارد چرا که زنان می توانند به نفی را ه حل های نسل قبل یا سرباززدن از پذیرش آن ها اقدام کنند . هم چنین فرایند بازاندیشی لزوما تک خطی نیست و ممکن است با توجه به شرایط اجتماعی و فرهنگی هر جامعه خطوط متفاوتی در آن دیده شود . درباره بازاندیشی هویتی نمی توان داوری ارزشی داشت و آن را مطلقا مثبت یا منفی در نظر آوریم . بلکه بازاندیشی را می توانیم پروژه بی پایان تصور کنیم که در عصر مدرن به کنشگر این قابلیت را می دهد تا درباره ابعاد وجودی خویشتن پرسش هایی بنیادین مطرح کند و به تغییر جنبه هایی از شرایط اجتماعی و خود بپردازد که در مورد دوستی با آن ها دچار تردید شده است .
آزاد ارمکی و غیاثوند(1381 ) در مقاله ای تحت عنوان تحلیل جامعه شناختی وضعیت دینداری جوانان با رویکرد بی شکلی دین ورزی به شکل پیمایش و بین دانشجویان دانشگاه تهران مورد بررسی قرار دادند .. با توجه به تغییرات و تحولاتی که در جامعه ماشکل گرفته نسل جدید هم اکنون نوعی از دینداری را برونی می کند که بی شکل و تنوع گرا می باشد . یعنی همان وضعیت پلورالیستی که برگر می گوید .. بی شکلی دین ورزی انگیزه دینی را تضعیف نمی کند . انگیزه دین یعنی جست و جوی معنا که فضای محدود وجود تجربی در این جهان را متعالی می کند و ویژگی جاودانه انسان است . برای از بین بردن این انگیزه ابتدا انسان باید دگرگون شود . همین وضعیت کنونی بی شکلی دین ورزی در جامعه ما خود فرصت های دینی تازه ای را پیش می کشد که در دوران تحولات دینی تنها امید آینده دین در جامعه است . این وضعیت مسائل دینی جدیدی را در پی می آورد و از این طریق به فطرت خدا جو و جست و جو گر انسان به مقتضیات زمان و مکان پاسخ های در خورد می دهد .
محمد عبدالهی و سجاد مرادی(1390 ) در مقاله ای تحت عنوان تحلیل جامعه شناختی الگو های مصرف در بین ساکنان شهر تهران در صدد پاسخ گویی به این سوال بوده اند که تنوع کالاها و گسترش دامنه انتخاب چه پیامد هایی را به دنبال داشته است و آیا این امر به کمرنگ شدن عوامل ساختاری مانند درآمد ، تحصیلات و …. در شکل گیری الگو های مصرف و انتخاب های مصرفی منجر شده است . یا این که الگو های مصرف همچنان توسط عوامل ساختاری تعیین می شوند ؟ یافته های این تحقیق بیانگر این امر است که در شرایط کنونی جامعه ایران عواملی مثل جنسیت سن و قومیت که سابقا نقش ساختار بخش و منزلت بخش مهمی را ایفا می کردند در حال از دست دادن اهمیت خود بوده اند و میتوان بارقه های فرایند رشد فردیت و رواج انتخاب های فردی بر مبنای علایق و منافع فردی را رویت نمود .. در تحقیق حاضر رابطه انواع سرمایه اقتصادی و فرهنگی بیش تر از سایر متغیر ها با الگو های مصرف معنی دار بوده است و می توان از توزیع الگوی مصرف در اطراف حجم و ترکیب انواع سرمایه ها سخن گفت . مالکیت انواع سرمایه و نیز جایگاه افراد را در فضای سلسله مراتب اجتماعی تعیین می کنند . از این رو می توان مدعی شد الگوی مصرف افراد تابعی است از جایگاه آن ها در فضای اجتماعی . بنابراین نمی توان تحلیل مبتنی بر سبک زندگی و مصرف را جایگزین تحلیل طبقاتی نمود چرا که مصرف خود تابع و نمودی از طبقه و جایگاه طبقاتی افراد است .
سمیه شالچی (1384) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود در صدد مطالعه و بررسی شرایط شکل گیری هویت بازاندیشانه ، ویژگی ها و ابعاد آن می پردازد . در بخش تجربی تحقیق به روش پیمایش تلاش شده است سازه هایی از هویت بازاندیشانه را تشکیل و در جامعه ایرانی مورد مطالعه قراردهد . که حدود 60 درصد پاسخگویان با آیتم های هویت بازاندیشانه تطابق داشته اند . این در صورتی است که بازاندیشی با اختلافات زیادی نسبت به دیگر عناصر هویت بازاندیشانه یعنی اعتماد و تجربه جدایی زمان و مکان نمره بالاتری را کسب کرده است . همچنان که گیدنز به رسانه ها در شکل دهی این هویت اهمیت می دهد هر چه میزان استفاده از رسانه ها در نزد پاسخگویان بیشتر بوده است ، تطابق بیشتری با هویت بازاندیشانه داشته اند او میان هویت بازاندیشانه با برخی از عوامل پایگاه اجتماعی مانند پیشینه تحصیلات خانوادگی و منطقه سکونت افراد نیز ارتباط مستقیم وجود داشته است . نتایج یافته ها نشان می دهد هرچه تحصیلات والدین افراد بیشتر باشد نمره هویت بازاندیشانه بیشتری را کسب می کنند . هم چنین هویت بازاندیشانه با منطقه سکونت افراد ارتباط دارد . هرچه افراد در مناطق شمالی تر شهر زندگی می کنند هویت بازاندیشانه بیشتری دارند . هویت بازاندیشانه با میزان اجرای مناسک مذهبی رابطه معکوس دارد . یعنی هرچه افراد مناسک مذهبی بیشتری انجام می دهند نمره بازاندیشی بیشتری کسب کرده اند و هم چنین هرچه افراد میزان تجربه جدایی زمان و مکان بیشتری داشته باشند میزان بازاندیشی آن ها هم بالاتر است .
بیژن خواجه نوری ، علی روحانی و سمیه هاشمی ( 1391 )در مقاله ای تحت عنوان گرایش به حجاب و سبک های متفاوت زندگی مطالعه موردی زنان شیراز در صدد بودند گرایش به حجاب و عوامل تاثیر گذار بر آن را مورد بررسی قرار دهند با استفاده از روش پیمایش و پرسش نامه محقق ساخته با 508 نفر از زنان و دختران بین سنین 15 تا 64 در نواحی هشت گانه شهر شیراز با استفاده از نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند . به طورکلی نتایج تحقیق حاضر بیانگر آن است که سبک های زندگی که به نوعی برگرفته از غرب بوده و یا بر اثر بازاندیشی در مفاهیم سنتی و مذهبی شکل گرفته اند موجب شده اند تا هویت مذهبی افراد دستخوش دگرگونی شود . نتیجه این دگرگونی ها شکل گیری هویت های دو گانه است که بخش های مختلفی از عنصر آن از طریق بازاندیشی در سازه های هویتی تحت تاثیر فرایند جهانی شدن شکل گرفته اند اما سبک های زندگی که محتوای آن ها برگرفته از ارزش های مذهبی ، ایرانی بوده به دلیل آن که متاثر از مفاهیم مذهبی – عرفانی و می بوده اند توانسته اند در مقابل امواج ایده های نوینی که در رابطه با بدن و مدیریت آن وارد ایران شده اند مقاومت کنند . این نوع سبک ها برای بازنمود هویت خود از بدنشان به عنوان ابزاراستفاده نمی کنند بلکه حجاب خود به نوعی ابزار بیان هویت آن ها شده است ، از طریق آن ها مشاهده گران می توانند با رمز گشایی ، حداقل تا حدودی به سایر ابعاد هویتی شان پی ببرند .
الهام رحمت آبادی و حبیب آقا بخشی(1385 ) در پژوهشی در باب سبک زندگی و هویت اجتماعی جوانان در صدد ارائه معیارهایی دال بر گروه بندی های اجتماعی جدید برمبنای سبک زندگی دردهه اخیر هستند که مرز های هویت را ترسیم می کند . این مطالعه به روش دلفی بر جوانان 15 تا 29 ساله طبقه متوسط شهری متمرکز بوده و همکاران پژوهش از بین اساتید دانشگاه انتخاب شدند . با مروری بر یافته ها درمی یابیم که در دهه اخیر سبک زندگی و هویت اجتماعی به سمت گسستن از شالوده های ساختاری و تبدیل شدن به فرایند های انعکاسی می روند . یافته های این پژوهش حاکی از آن است که تولیدات فرهنگی کاربردی ترین مصارف جوانان مورد بررسی بودند و بسیاری از تولیدات فرهنگی در زمان فراغت مورد استفاده قرار می گیرند اما تمام مصارف فراغتی آن ها را تشکیل نمی دهد و الزاما آن چه در زمان فراغت مورد استفاده قرار می گیرد ، تولیدات فرهنگی نیستند ،. در شرایط حاضر جوانان به جای این که صرفا دنباله روی سبک های زندگی از پیش تعیین شده در نظام اجتماعی باشند ، تا حدودی انتخاب ها و موقعیت ها را خود تعیین می کنند ، البته خاستگاه اجتماعی و خانواده به عنوان بستری مهم که جوانان در آن بزرگ می شوند همچنان اهمیت خود را حفظ کرده است . اما سبک زندگی عرصه خاصی از تجربه افراد است که امتیاز آن در اعطای انتخاب ، خلاقیت ، رضامندی و لذتی است که خود لذت و شادی بیشتری را به دنبال دارد. اولویت های حاصل از شاخص های پژوهش نشان می دهد که اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی در دهه اخیر ، سبک های زندگی جوانان را به شیوه های جدید زندگی دیجیتال پیوند زده است و فرهنگ های ویژه جوانان را جهانی کرده است .
علی اصغر سعیدی( 1383 )در پژوهشی تحت عنوان فرهنگ مصرفی : هواهای نفسانی جوانان و زنان در جامعه مصرفی در صدد بررسی نقش زنان و جوانان در جامعه ای است که ما آن را مصرفی می خوانیم . هدف اصلی این مقاله نقش و تاثیر هواهای نفسانی و لذت جویانه جوانان و زنان در فرهنگ مصرفی به عنوان مصرف کننده اثر گذار و فعال دنبال می شود . نتیجه این پژوهش نشان داد یکی از مهم ترین پیامد های جامعه مصرفی ، دموکراتیزه کردن ابعاد مختلف زندگی است . در این جامعه درجه انتخاب افراد به شدت افزایش یافته است . کالایی که تولید و عرضه می شود ، بدون شک درجه انتخاب بیشتری را برای مصرف کننده قائل است . مسئله دیگر ، رشد فرد گرایی است که به تبع افزایش حق مصرف کننده پدید می آید . کالاهای جامعه مصرفی ، چه کالاهای فرهنگی و چه غیر فرهنگی ، بر رشد فرد گرایی افزوده اند . در این میان جوانان و زنان مصرف کنندگان فعال جامعه مدرن ، به نحو بازتابی و خلاقانه ای ، هم فضا ها ، سبک و مد های جدیدی در این جامعه می آفرینند و هم از فضا های به وجود آمده استفاده کرده و تحت تاثیر پیامد های آن هستند . در این میان زنان جوان نیز با تعویض لذت و محدودیت اجتماعی محلی که در آن با محدودیت هایی رو به رو هستند ، از فضاهای عمومی ایجاد شده استفاده می کنند و جاذبه جدیدی می آفرینند . جامعه مصرفی نشانه آشکار رهایی زنان در شهر های مدرن و ایجاد فرصت های جدید برای زنان طبقه متوسط شهری است . دموکراتیزه شدن لوکس گرایی نیز از دیگر پیامد های جامعه مصرفی است .. در جامعه مصرفی ،دیگر نمی توان ساخت های اجتماعی را تنها بر حسب مقولاتی چون طبقات اجتماعی ، جنسیت قومیت و سن درک کرد ، بلکه همچنین بر اساس هویتی که آنان از سبک های مختلف زندگی یعنی طرز تلقی ها ،ارزش ها ، شیوه های رفتار ، حالات و سلیقه ها نسبت به هرچیز و کالایی چون موسیقی ، هنر ، لباس و… کسب می کنند ، باید فهم کرد . در این میان ، جوانان معنای خود را از زندگی بر چنین جامعه ای حک می کنند و شرایط عمل خود را می سازند ، اگر چه در معرض خطرات و پیامد های ناخواسته ی رشد چنین جامعه ای نیز قرار دارند .
2-8-3 پژوهش های انجام گرفته در خارج از کشور
2-8-3-1 سنجش فردی شدن در 25 کشور صنعتی

                                                    .