رشته حقوق

ارزشهای اجتماعی

دانلود پایان نامه

در واقع مکتب واسوخت، تلاشی است برای نجات مکتب وقوع از ادامهی ابتذال و تکرار که در آن عاشق، سوز و گداز عاشقانهی خود را به معشوق باز میگوید و بر خلاف سنّت شعر فارسی، عاشق نسبت به معشوق بی اعتناست و از او روی گردانی میکند. وحشی بافقی را مبدع این شیوه دانستهاند. «وحشی با نهایت سادگی و بی پیرایگی و روانی شعر میساخت و آثار نظم او شور و حالت مخصوصی دارد و پیداست که این شاعر در فکر تنظیم الفاظ نبوده بلکه از روی تأثّر شعر میساخته است» (همایی، 1375: 302).
در ترکیببند معروف وحشی بافقی، به وضوح میتوان به مضامین واسوختی پی برد:
مدّتی در ره عشق تو دویدیم بس است راه صد بادیــه درد بریدیــــم بس است
قدم از راه طلب باز کشیدیم بس است اوّل و آخر این مرحلــه دیدیم بس است
بعد از این ما و سر کـوی دل آرای دگـر با غزالی به غزل خــوانی و غوغـای دگر
تو مپندار که مهر از دل محــــزون نرود آتش عشق به جان افتد و بیــــرون نرود
وین محبّت به صد افسانه و افسون نرود چه گمان غلط است این برود، چون نرود
(وحشی بافقی، 1390: 254)
ما چون ز دری پای کشیـدیم کشیدیـــم امید ز هر کس که بریدیــم، بریدیم
دل نیست کبوتــر که چو برخاست نشیند از گوشه بامی که پریـــدیم، پریدیم
رم دادن صیـد خود از آغـــــاز غلط بود حالا که رمانــدی و رمیدیم، رمیدیم
کوی تو که باغ ارم روضهی خلـــد است انگار که دیدیم ندیدیـــم، ندیدیــم
صد باغ بهار است و صدای گل و گلشن گر میــوه یک باغ نچیدیم، نچیدیــم
سر تا به قدم تیغ دعاییـــم و تو غافـــل هان واقف دم باش رسیدیم، رسیدیم
وحشی سبب دوری و این قسم سخنها آن نیست که ما هم نشنیدیم، شنیدیم
(همان: 103)
3-6 شعر مشروطه و عشق
انقلاب مشروطه به عنوان مهمترین عامل ایجاد تغییرات سیاسی، اجتماعی و فرهتگی در ایران شناخته میشود. «در دوران معاصر تحّول اجتماعی مهمی که توانست تفکر و در نتیجه سبک شعری را تغییر دهد، انقلاب مشروطه بود … انقلاب مشروطه ادبیات را- عمدتاً به لحاظ فکری- به دو بخش کهن و نو تقسیم کرد. بهگونهای که هیچگاه بین سبکهای ادبی تا اینحد اختلاف نبوده است» (شمیسا،1382:339). تا پیش از وقوع نهضت مشروطه ادبیات فارسی در همهی سبکها یک سیاق کلی را طی میکرد. شعر در اختیار گروه خاصی قرار داشت که با مراکز قدرت در ارتباط بودند. این انقلاب در وهلهی اول، شعر را از محیط دربار خارج کرده و در اختیار مردم قرار داد. «مردم به پارهای از آزادیها دست یافته بودند، سواد و دانش اجتماعی عمومیّت یافته بود و مردم توانسته بودند شیوهی حکومتی خود را انتخاب کنند. این اصل هم برای اکثریت جامعه و هم تا حدودی برای حاکمّیت سیاسی پذیرفته شده بود که مردم لازم است بر سرنوشت خود مسلّط باشند. ازاین پس، همه چیز به نوعی با جامعه و مردم ارتباط پیدا میکرد. بنابراین ادبیات هم مثل دیگر مظاهر اندیشه و فرهنگ به مردم رو آورد و انعکاس ارزشهای اجتماعی را وجهه همّت خود قرار داد. به همین دلیل به شعر ازین دوره، دیگر نه به عنوان پدیده ای تجّملی و منحصر به گروه های محدود حاکم یا برگزیدگان فکری، بلکه همچون امری عمومی و متعلق به گروههای وسیع جامعه باید سخن گفت که به جای ارتباط مستقیم با دربار و گروههای بالای اجتماع از طریق مطبوعات متعّدد و رنگارنگ و با محتوای سیاسی و انقلابی مورد علاقهی همگان، مخاطبان خود را در گوشهوکنار شهرستانها و حتی روستاهای کشور سراغ میگرفت » (یاحقی،1387:14).
عوامل گوناگونی در ایجاد این شرایط دخیل بودهاند؛ «پدیدههای فرهنگی چون اعزام دانشجو به فرنگ، تاسیس روزنامه و نشر کتاب، ترجمهی آثار علمی و ادبی و فرهنگی، تاسیس دارالفنون و مدارس جدید، سوادآموزی بانوان، آشنایی با افکار نوین غربی و غیره … همچنین پدیدههای اجتماعی، اقتصادی همچون گسترش شهرنشینی، رشد هرچند اندک طبقهی متوسط و شکاف برداشتن جامعه دوقطبی کهن که عمدتاً از دو طبقهی فرادست و فرودست تشکیل میشد، پیرایش نمونههایی از کارگاههای فنی و صنعتی و کارخانهها … این پدیدهها جامعهی زخوتزدهی ایران را به حرکت و تلاطم درآورد»(جعفری،20:1388).
درون مایه و محتوای سروده ها تا پبش از مشروطه عموماً مدح، توصیف طبیعت، وصف حالات، احساسات و عواطف عشّاق و بیان اندیشههای عرفا بود. «به دلیل فضای پر جنب و جوش اجتماعی، شعر به گونهای مستقیم وارد مسائل اجتماعی شد. محتوای آن تغییر کرد و سخنان تکراری دورهی قبل جای خود را به مسائل گوناگون اجتماعی بخشید»(همان: 65). از شاخصترین مضامین شعری دوره مشروطه میتوان به مفاهیمی چون؛ وطن، آزادی و قانون اشاره کرد.
در چنین شرایطی که در حقیقت شعربه وسیلهای برای مبارزه و آگاهسازی مردم مورد استفاده قرار میگیرد، شاعر مجال چندانی برای پرداختن به احساسات فردی و تجربههای خاص فردی خود ندارد. در واقع دغدغههای اجتماعی و انگیزههای غیرفردی گوی سبقت را از عواطف و احساسات شاعر ربوده و عشق در مرتبهای پایینتر از آن فرار گرفته است.
در شعر مشروطه «وطن» جایگزین معشوق دورههای قبل شعر فارسی میگردد:
معشوق عشقی، ای وطن، ای عشق پاک ای آنکه ذکر نام تو شام و سحر کنم
(عشقی،226:1357)

مطلب مشابه :  مجمع عمومی فوق العاده

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید