وکلاغی بر چنار
تحریرش را پزواک می دهد.» (همان ص 1492)
«می پرسم: وطن؟
می گویدفراموش کرده ای آن روستای بیابانی را
و نخلی که زیر آن
به آواز فاخته ها و خواندن عندلیبیان گوش می دادیم
و کلاغی سبز
رطب در دهان ما می انداخت؟» (همان، ص 1632)
دیگر ادبیاتی که آتشی از این واژه استفاده کرده است:
صفحه 1743، صفحه 1781، صفحه 1910 ، صفحه 1925، صفحه 1938 .
11-3-4-4- گاو
یکی از چهار پایان و موجودات بسیار مهم و آیینی در اعتقاد ایرانیان باستان«گاو» است. در متون اساطیری ایرانی آمده است که:«اورمزد» از روشنی و سبزی آسمان نطفه ی مردمان و گاوان را آفرید، زیرا این دو نطفه را که آتش تخمه اند نه آب تخمه، در تن گاو و کیومرث بداد تا آفرینش یافتن مردمان و گوسفندان از آن باشد. سپس گیاهان و جانوران را از پیکر گاوی آفرید. افسانه ی دیگر کشتن گاو نخستین را به ایزد مهر نسبت می دهد.بنا بر اساطیر دیگری هرمز گاو را از دست راست خویش و احتمالا کیو مرث را از دست چپ خویش آفرید.به همین دلیل در هنگام حمله ی اهریمن گاو بر دست راست افتاد و مرد. طبق بند هشن گاو شانزده سرده است: سپید، خشین، سرخ، زرد، سیاه، پیسه، گوزن، گاو میش، شتر گاو پلنگ، گاو ماهی، خوشان گاو،پر گاو، غژ گاو و دیگر انواع گاو. از گاوان، نخست گاو سپید موی زرد زانو آفریده شد، او سرور گاوان است. درمینوی خرد آمده است: گاو فرهمند برز گوش (بلند گوش) رمه مندی (دارای رمه) بر گاوان رد و سروراست.
شایدبخاطر تقدّس بسیار این حیوان است که کتاب اوستا و زند با آب زر بر روی پوست های آراسته ی گاو نوشته ودراستخرپاکان در دژ نپشت نهاد شده بود. طبق ارداویرافنامه در دوزخ برای کسانی که گاو و ستوران سود مند را بیازارندکیفری سخت تدارک دیده شده است. دراوستا آمده که جم به قربانی کردن گاو می پرداخته است یکی از گناهان نا بخشودنی جمشید نیز آموختن خوردن گوشت گاو به مرمان بود وبه واسطه ی همین گناه فرح از او جدا شد وبه دست ضحّاک به خواری کشته شد.
همچنین مهر دارنده ی چراگاه های فراخ بوده است و جمشید دارای رمه ی خوب، که ارتباط هردو آنها را با گاو و گله داری می سازند. در ایران باستان نوروز، جشنی بود که نشان از تغییر فصل میداد. نماد این نبرد فصل ها را شاید بتوان در بعضی از نقوش برجسته که شیر (خورشید) را درحال کشتن گاو (باران ) نشان میدهد،مشاهده کرد. بنابراین نقوش برجسته ی تخت جمشید این نظر راپیش آورد که جشن سالانه ای درایران وجود داشته که باستیز فصل ها و نیرو های حیات مربوط بوده است.(قلی زاده ،1388، صص 338-340).
«در متن های پهلوی آمده است که در فرمانروایی کیکاووس، گاوی بود که نیروی معجزه آمیزی از ایزدان به او رسیده بود. هر بار که ایرانیان در مورد مرز دو کشور با هم اختلاف نظری پیدا می کردند، آن گاو را می آورند و او مرز میان ایران و توران را نشان می داد. چون تورانیان با مرز نمایی این گاو محکوم می شدند، برکاووس رشک بردند و او را وادار کردند که آن گاو را بکشد واین کار را جنگ جویی به نام «سریت» به رغم میل خود و به فرمان کاووس انجام داد. یکی از ده کالبد ایزد بهرام نیز گاو نری با سر و گوش زرین است.» (همان،ص341).
گاو درمیان سایر حیوانات از وجه ی اساطیری قوی تری برخوردار است. دربندهشن گاو یکتا آفریده ی پنجمین اورمزد است. در مصر باستان گاو نر بیش از سایر خدایان (از میان حیوانات) منزلت دارد. در اساطیر چین نیز ورزا و یا ورزه گاو به سبب ارتکاب خطا توسط فرمان روای آسمان به زمین تبعید شده، مجبور به شخم زدن می شود. تقدس گاو در اساطیر چین از فرهنگ هند مایه می گیرد.
تقدس گاو در اساطیر ایرانی از نشانه های توتم پرستی است، چنان چه اجداد فریدون همه از نام گاو برخور دارند. همچنین در شاه نامه ی دایگی و حضانت فریدون به گاو واگذار شد . از نشانه های دیگر تقدس گاو توتم درشاهنامه، گرزه ی گاو نر است که کاربرد آن توسط پهلوانان و نیمه خدایان گویای همسانی با توتم قومی است. چرا که اعضای بزرگ قبیله با کاربرد مظاهر توتم و اشیاء مقدس تلید از آن بر آنند تا توتم خود یکی شوند.
از این رو فریدون که در کودکی تحت پرورش و حضانت گاو قرار داشته فرمان ساختن گرزی که مانند سر گاو میش است را می دهد و این نمودار تقدس گاو و نشانه های پرستش آن به عنوان توتم است. مطابق آیین توتم، حیات مقدس در موجود توتمی وجود دارد و خوردن آن حیات جدیدی را موجب می گردد. (زمردی،1382 صص203-205)
در آیین میترا، ایزد مهر به کشتن گاو اولیه مبادرت ورزیده است و زردشتیان از آنجا که میترا را از ایزدان خود به شمار می آورند کشتن گاو اولیه را از او قبیح شمرده، این کار زشت را به اهریمن منسوب داشته اند. زیرا تقدّس گاو نزد مزدیسنان تا بدان جاست که کشتن گاو را ممنوع می شمارند.
اعتقادبه گاو زمین یاگاو ودریا که برروی شکم ماهی زمین ایستاده استدرشماررمزگرایی های کیهانی قرار می گیرد. مطابق برخی روایات این گاو با گوهر شب چراغی که در دماغ دارد از آب بیرون آمده، در روشنی آن چرا می کند و پس از چرا گوهر را فرو برده و به دریا می رود. در اساطیر ژاپن نیز کنار معبد کاشیما خر سنگی است که در زمین فرو رفته و نماد مرکز جهان تلقی می شود. به اعتقاد ژاپنی ها این سنگ بر پشت ماهی عظیم الجثّه ای که حرکات تند او موجب زلزله است، قرار دارد و سنگ از حرکات شدید ماهی ممانعت به عمل می آورد. در روایات ایرانی و در ادبیات ما به جای سنگ، گاو بر پشت ماهی ایستاده است.
بنا به روایات میترایی، ایزدمهرگاو را بردوش گرفته وبه غار می بردتا با قربانی کردن گاو،حیاتی تازه ازمرگش بروید.این روایت تاحدودی از لحاظ ساختاری با گاو و کنیزک در هفت پیکر مطابقت دارد. چنان که درهفت پیکر،کنیزک هر روزصبح گوساله را بر دوش گرفته و به بام می برد و این کار تا شش سال که گاو بالیده شود انجام می گیرد و ادامه می یابد. اگر چه نتیجه و هدف، در این دو روایت به جز در بالیدن و نمو یکسان نیست اما تشابه ساختاری در طرح هر دو حکایت نمایان است.(همان، صص 206-208 )
منوچهر آتشی از واژه ی گاو، فقط در دو مورد استفاده کرده است:

                                                    .