رشته حقوق

ارتباطات میان‌فرهنگی

دانلود پایان نامه

فرد
فرد
‌میان‌فرهنگی
فرهنگ الف
فرهنگ ب
مقام دولتی
مقام علمی
دیپلماسی عمومی
بین‌فرهنگی
فرد
فرد
‌میان‌فرهنگی
فرهنگ الف
فرهنگ ب
مقام دولتی
مقام علمی
دیپلماسی عمومی
Figure 1 نمودار ارتباط میان‌فرهنگی براساس تعاریف موجود
Figure 1 نمودار ارتباط میان‌فرهنگی براساس تعاریف موجود
در این پژوهش تلاش می‌شود به سه نکته در این خصوص تمرکز شود: نخست این‌که تفاوت‌های فرهنگی از چه چیزی ناشی می‌شود؛ چه عامل فرهنگی موجب می‌شود یک ارتباط‌گر، طرف ارتباط خود را «دیگری» یا به تعبیر زیمل، «بیگانه» تلقی کند؟ مرزهای جغرافیایی، زبان، نژاد، قومیت، مذهب یا جز این‌ها؟ آیا می‌توان گفت از نگاه اسلامی، «دین» مهم‌ترین عنصر تمایز فرهنگی است؟ دوم، آیا اسلام برای این سنخ از ارتباطات و برای تسهیل تفاهم میان ارتباط‌گران سازوکاری اندیشیده است؟ به‌تعبیر دیگر، الگوی ارتباطی اسلام در عرصه ارتباط میان‌فرهنگی چیست؟ و سوم، چگونه می‌توان به الگوی مورد نظر اسلام دست یافت؟
بیشتر آثار پژوهشی در حوزه ارتباطات میان‌فرهنگی، «زبان» را به‌عنوان مهم‌ترین عامل تفاوت‌ فرهنگی و مانعی برای ارتباط موثر قلمداد می‌کنند و تعداد پژوهش‌هایی که جغرافیای سیاسی را مبنای تحلیل خود قرار دادند، قابل‌توجه است. پژوهش‌هایی که مثلا ارتباطات میان‌فرهنگی آمریکایی‌ها و ژاپنی‌ها و یا چینی‌ها و آمریکایی‌ها را بررسی کرده‌اند، از این سنخ‌اند. برخی از عالمان اجتماعی نیز به تفاوت‌های طبیعی همچون «نژاد»، قومیت، میان‌منطقه‌ای و مانند اشاره می‌کنند. پاتل و همکارانش نگرش‌های شکل‌گرفته در خانواده را نیز مبنای تفاوت‌های میان‌فرهنگی تلقی کرده و معتقدند: «جهان‌بینی‌های متفاوت مبتنی بر باورها و ارزش‌های آموخته شده در خانواده، دین و تاریخ بر تفسیر از رویدادهای میان‌فرهنگی تاثیر گذاشته و از آن تاثیر می‌پذیرد». اما فیلپسن، به‌عنوان متخصص ارتباطات میان‌فرهنگی بر این عقیده است که «فرهنگ اساسا امری جغرافیایی، سیاسی و یا نژادی نیست. فرهنگ الگوهای نمادی، معنا، مفروضات و قواعد است که به‌لحاظ اجتماعی ساخته و پرداخته و به‌لحاظ تاریخی منتقل شده است. در حقیقت فرهنگ عبارت است از کد.
به‌طور مسلم یکی از عواملی که در واقعیت امروز سبب تفاوت‌ها گردیده، تکلم به زبان‌های گوناگون است. تا حدی که مردم‌شناسان مدعی شده‌اند مطالعه مردمان فرهنگ‌های مختلف بدون تسلط به زبان آن‌ها هدر دادن فرصت‌هاست. اما پذیرفتن زبان به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی در این پژوهش سبب می‌شود تا حتی ارتباط میان دو فرد شیعه در یک کشور اسلامی نیز ارتباط میان‌فرهنگی قلمداد گردد. این در حالی است که در میان این دو فرد، هیچگونه حس بیگانگی وجود ندارد و نه تنها هیچ‌کدام طرف مقابل را «دیگری» تلقی نمی‌کند، درک این‌که هر دو به یک مذهب تعلق دارند، آن دو را کاملا به هم نزدیک خواهد کرد. علاوه بر اینکه در این‌صورت آموختن زبان می‌تواند تمایز فرهنگی را از میان بردارد. به‌عبارت دیگر، اگر روزی همه مردم دنیا به یک زبان تکلم کنند، تمایز فرهنگی و احساس بیگانگی از بین خواهد رفت. اما آیا چنین چیزی ممکن است؟ آیا ممکن است این جمله معروف آگوستین را که گفته است: «فهم پاداش ایمان است لذا در پی آن مباش که بفهمی تا ایمان آوری بلکه ایمان بیاور تا بفهمی» با یادگیری زبان انجیل نقض کرد؟
جغرافیای سیاسی از این ظرفیت برخوردار است که به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی قلمداد گردد؛ اما دین اسلام جغرافیای فیزیکی میان جوامع اسلامی را به‌رسمیت نمی‌شناسد. در واقع دین اسلام به‌جای مرزهای جغرفیایی، مرزهای عقیدتی را برجسته می‌کند و لذا از نگاه اسلامی نمی‌توان زبان و جغرافیای سیاسی را به‌عنوان معیار تمایز فرهنگی قلمداد کرد. مسلمانان بیش از آنکه هویت خود را با ملیت و زبان پیوند بزنند با اسلام پیوند می‌زنند. به‌همین دلیل، برخی از دانشمندان اسلامی روابط بین‌الملل میان جوامع اسلامی را اساسا بی‌موضوع تلقی می‌کنند: «بحث درباره کیفیت رابطه جوامع اسلامى با یکدیگر ضرورتى ندارد؛ زیرا با توجه به این‌که مرز جامعه اسلامى عقیده است و همه مسلمان‌ها جامعه واحدى را تشکیل مى‌دهند، این بحث، در واقع، بى‌موضوع است. بنابراین، موضوع بحث، این است که مسلمان‌ها با غیرمسلمان‌ها چگونه باید رفتار کنند؟» اینجا سخن از تمایز هویتی است. هویت مسأله‌ای اساسی برای بیشتر افراد است. هویت درباره این است که ما «که» هستیم و دیگران درباره ما چگونه می‌اندیشند. چگونه می‌توانیم خودمان را بشناسانیم؟ و چگونه هویت خود را به دیگران پیوند می‌زنیم؟ مهمترین مولفه تشکیل‌دهنده هویت یک مسلمان چیست؟ پاسخ هرچه باشد، همان در تمایز فرهنگی نیز تعیین‌کننده خواهد بود.
در این میان دیدگاه کسانی که «دین» را به‌عنوان مهم‌ترین و موثرترین عنصر تفاوت‌های فرهنگی تلقی می‌کنند قابل‌توجه است. پاتل و همکارانش معتقدند تمایزات فرهنگی که از مسیر دین به چشم می‌خورد، جدی‌تر است. دین هم عامل صلح و عشق و هم زمینه‌ای برای چالش در ارتباطات میان‌فرهنگی است. بدیهی است که منظور از دین در این مطالعات «شریعت»هاست؛ چرا که جوهر دین که مطابق با فطرت انسانی است نه تنها عامل تفاوت‌ و تمایز نیست که راه تفاهم و اشتراک رأی را پیش پای معتقدان قرار می‌دهد و در این پژوهش بر آن تاکید فراوان شده است. اما از آنجا که در مصادیق و تعینات حقیقتِ دین و فطرت اختلاف‌نظر زیاد است، «شریعت» به‌مثابه تجلی جوهر دین و فطرت، تعیین‌کننده خواهد بود. به‌تعبیر علامه طباطبائی، «عقیده و عملی که اسلام به آن دعوت میکند همان عقیده و عمل منطبق بر فطرت انسانی اوست که دین حق میباشد.» طبق آیه 8 سوره حدید، ارجاع به فطرت، ایمان به خدا را به‌دنبال دارد: «چرا به خدا ایمان نیاورید در حالی که رسول (او) شما را می‌خواند که به پروردگارتان ایمان بیاورید، و از شما پیمان گرفته است (پیمانی از طریق فطرت و خِرد)، اگر آماده ایمان‌‌آوردن هستید.» همچنانکه خروج از تاریکی به روشنایی در پرتو قرآن کریم میسر خواهد بود. که قرآن خود نور است و با آن هدایت می‌کند.

مطلب مشابه :  توانمند سازی کارکنان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید