نساء: 97
توبه: 20
بحارالانوار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1403، ج 19، ص 31
مطهری، آزادی معنوی، ص 159.
وَإِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَمَا یَعْبُدُونَ إِلا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْکَهْفِ یَنْشُرْ لَکُمْ رَبُّکُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَیُهَیِّئْ لَکُمْ مِنْ أَمْرِکُمْ مِرْفَقًا(کهف: 16)
میدان کنش ارتباطی تداعی کننده «صحنه» در نظریه گافمن است. صحنه محیطی است که ارتباط در آن رخ می‌دهد. اروینگ گافمن با عنوان «مدیریت تاثیرگذاری» معتقد است کنشگران برای ارتباط موفق اصولی را رعایت می‌کنند و همین امر سبب می‌شود کنش آنها در جلوی صحنه با پشت صحنه متفاوت باشد. (رتیزر، نظریه جامعه‌شناسی در دوران معاصر، 1383، ص 292).
Ideal Type
همانطور که حضرت ابراهیم، اسوه مسلمانان در ارتباط میان‌فرهنگی، به تنهایی یک امت بود: «إِنَّ إِبْرَاهِیمَ کَانَ أُمَّهً»(نحل: 120)
واسطی، 1388، ص 420.
. همان
. واسطی، 1388، 46
واسطی، 1388، 62
الَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام: کُونُوا دُعَاهً لِلنَّاسِ بِغَیْرِ أَلْسِنَتِکُمْ لِیَرَوْا مِنْکُمُ الْوَرَعَ وَ الِاجْتِهَادَ وَ الصَّلَاهَ وَ الْخَیْرَ فَإِنَّ ذَلِکَ دَاعِیَهٌ (الکافی، ج2، ص78؛ وسائل‏الشیعه، ج1، ص76؛ و ج15، ص246)
Habermas, 1982: 439
خان‌محمدی، تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبراکرم ص، 1388.
این نظریه بر مدلی آرمانی استار است که گاه به پیروی از اصطلاح چامسکی آن را نظریه توانش –دربرابر نظریه کنش یا نمایش- نامیده‌اند… در نظریه‌هایی مانند نظریه هابرماس، توانش یا صلاحیت یک کارگزار به‌معنای تسلط او بر قواعد یا هنجارهای عقلانی است که برای فعالیت خاصی به‌کار می‌روند و نظریه توانش سعی دارد قابلیت‌ها و مراحلی را که یک کارگزار ایده‌آل که کاملا عقلانی است، یا بر کلیه قواعد مربوط که انواع خاصی از کنش را متضمن است تسلط دارد، الگوسازی کند.( بستان، گامی به سوی علم دینی، ص 134).
ادبیات هابرماس درباره کنش ارتباطی و تلاش برای مصون نگه داشتن قلمرو کنش ارتباطی از «نظام» با تلاش علامه فضل‌الله برای مصون نگه داشتن اصل دعوت از این که مقهور دولت شود، بسیار به هم شباهت دارند. فضل‌الله معتقد است: «دولت» به طبیعت خود، اقتضائاتی دارد و خصوصیات اصلی «دعوت» نباید مقهور آن بشود. طبیعت «دعوت» اقتضای آن را دارد که منطقه خردورزی توسعه یابد و زمینه‌های مناسب روحی ـ روانی برای اندیشه، احساس و ایمان پدید آید. چه اینکه دعوت‌گر می‌کوشد که به کمک فرد بیاید تا او را با فکر و روانش به ایمان برساند. بنابراین منطق دولت نباید بر منطق دعوت حکومت کند، چه اینکه طبیعی است که منطق دولت، حفظ امنیت و کیان جمعی است و در نتیجه به تحصیل و حفظ قدرت می‌اندیشد و به‌طور طبیعی از اسلوب‌های خاص خود بهره می‌برد. با این برداشت، فضل‌الله تأکید می‌کند که بایستی بین دو اسلوب، تفاوت و مرزگذاری قاطع نهاد(صالحی، علامه فضل‌الله و منطق قرآن دعوت، مندرج در وبگاه بینات. دسترسی: 19 مرداد 93)
به‌عنوان مثال، یوکیو تیسودا در کتاب خود با عنوان «نابرابری زبانی و تحریف در ارتباطات میان‌فرهنگی» کنش ارتباطی هابرماس را چارچوب نظری قرار داده است(C: Yukio Tsuda; Language Inequality and Distortion in Intercultural Communication: A Critical Theory Approach; p 15 قابل‌دسترس در وبگاه گوگل). استفاده از کنش ارتباطی به‌عنوان چارچوب نظری، به‌خصوص درمیان آثاری که نگاه انتقادی به ارتباط میان‌فرهنگی دارند، فراوان است.
ر.ک: فصل سوم: روش‌شناسی، ذیل رویکرد ارتباطی
Intracultural communicatiom
Cf: Giddens, The constitution of society, 1984.

                                                    .