رشته حقوق

ارتباطات میان‌فرهنگی

دانلود پایان نامه

اهمیت توجه به‌ «زبان تن» تا بدانجاست که هرگاه بین حالات چهره و گفتار شخص، ناسازی وجود داشته باشد، حالات چهره و رفتار غیر کلامی او، به‌مراتب مهم‌تر و معتبرتر از سخنانش می‌باشد، به‌ویژه این‌که کنترل گفتار، بسی آسان‌تر از کنترل چهره است. از این‌رو، علی (ع) می‌فرماید: «زبان حال، راستگوتر از زبان گفتار است».
مؤثرترین روش امامان در عرصه تبلیغ، تبلیغ عملی بود. یعنی خود تجسم عالی ارزش‌های انسانی که همان ارزش‌های قرآنی است بودند. قرآن کریم آنان را که از خوبی‌ها می‌گویند اما خود عامل به ان نیستند مورد نکوهش قرار می‌دهد.
از نگاه اهل بیت(ع) عالِم واقعی کسی است که علمش همراه با عمل باشد، امام صادق(ع) فرمود: «عالِم» کسی است که رفتار او گفتارش را تصدیق کند و هر کس که کردار او سخن وی را تصدیق نکند و عمل او بر خلاف گفته‌اش باشد عالم نخواهد بود. بیشترین سفارش امامان «در عرصه تبلیغ دین» دعوت به‌ تبلیغ عملی بوده است. حضرت علی(ع) فرمود: «هر کس خویش را پیشوای دیگران قرار دهد اصلاح خویش را بر اصلاح دیگران مقدم بدارد و پیش از آنکه مردم را با زبان خود تبلیغ کند با سیرت و رفتار خود دعوت کند و کسی که معلم و ادب‌کننده خویشتن است به ‌احترام سزاوارتر است از کسی که معلم و مربی مردم است.» در روایتی از حضرت امام صادق (ع) رسیده است: «مردم را با عمل خود به‌ نیکی‌ها دعوت کنید نه با زبان خود». تأثیر عمیق «دعوت عملی» از این‌جا سرچشمه می‌گیرد که هرگاه شنونده بداند گوینده از صمیم جان سخن می‌گوید و به‌گفته خودش صددرصد ایمان دارد گوش جان خود را بروی سخنانش می‌گشاید و سخن کز دل برآید لاجرم بر دل نشیند. «خُلق عظیم نبوی» تأثیری اساسی در جذب دل‌های آماده به‌سوی مکتب داشت: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ»؛ آری آن کس بعثت‌اش برای آن است که فضائل اخلاقی را تکمیل کند خود باید در قلّه اخلاق نشسته باشد و این چنین بود که دلها را کانون محبت خود ساخت و میلیون‌ها دل را از این رهگذر با خدا آشتی داد.
امام صادق علیه‌السلام فرمودند: «شما را به ‌تقوای الهی و اطاعت خداوند و پرهیز از معاصی و ادای امانت به‌کسانی که به‌شما اعتماد می‌کنند، سفارش می‌کنم و این که با هر کس همنشین می‌شوید خوش‌رفتار باشید و بدون سخن گفتن برایمان تبلیغ کنید» به حضرت عرض کردند: چگونه بدون سخن گفتن تبلیغ کنیم؟! فرمودند: به انچه از طاعت خدا به‌شما سفارش کرده‌ایم عمل کنید و از آنچه از محرمات که نهی کرده‌ایم بپرهیزید و با مردم با راستی و منصفانه رفتار کنید و امانت را به صاحبش بازگردانید و امر به‌معروف و نهی از منکر کنید و کاری کنید که مردم جز خوبی از شما نبینند که در این‌صورت خواهند گفت اینها پیروان واقعی (شیعیان جعفری) هستند خدا فلانی را رحمت کند که چه خوب پیروانش را تربیت کرده است و بدین‌گونه از فضایل ما آگاه می‌شوند و به‌سویش می‌شتابند»
در زمان برخی از امامان علیهم‌السلام شیعیان چنان با اهل سنت مدارا و خوشرفتاری داشتند که مردم آنان را به‌عنوان امام جماعت و امانتدار خود بر می‌گزیدند و این رفتار آنان مورد تاکید ویژه امامان بوده است زیرا موجب خوشبینی و علاقه مردم نسبت به‌ اهل بیت و پیروانشان بود.
7-1-1-4- اتباع احسن
وادی گفت‌و گو آداب خاص خود را دارد. شناخت و کاربرد این آداب، آن‏قدر حیاتی و حساس است که هابرماس معتقد است کشف این آداب و رسوم به‌منزله کشف و دسترسی به ‌اوصاف جامعه انسانی ایده‏‌آل است. چه این‌که گوهر وجودی انسان، داشته‏‌های خود را در عرصه گفت‌وگو باز یافته و بارور می‌سازد و نتایج زیبای تعقیب و گریز اندیشه را به‌نمایش می‏گذارد.
قرآن کریم به‌عنوان مهم‏ترین متن تفکر اسلامی، تصویر روشن و زیبایی از ضرورت گفت‌و گو و نیز آداب آن ارائه می‏دهد. خداوند می‏فرماید: «فَبَشِّرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُوْلَئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُوْلَئِکَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ؛ بشارت بر کسانی که اندیشه‌ها و دیدگاه‏ها را می‌شنوند و در پرتو آزادی کامل، بهترین‏‌ها را بر می‌گزینند».
در فرایند ارتباطات میان‌فرهنگی(مثل همه انواع ارتباطات میان‌فردی) هر دو طرفِ ارتباط درگیرند. همان‌طور که دین مبین اسلام به مسلمانان توصیه می‌کند که با موقعیت‌شناسی و بیان صحیح معارف اهل‌بیت از هر فرصتی برای جذب مخاطبان خود به دین استفاده کنند، به ان‌ها گوشزد می‌کند که دگم‌اندیش نباشند، بلکه گوش و دل خود را برای پذیرش حقایق و واقعیت‌ها گشوده نگه دارند. اما از آنجا که در برخی موقعیت‌ها تشخیص حقایق چندان ساده نبوده و انسان‌ را در معرض لغزش و خطا قرار می‌دهد، قانونی را در اختیار او گذاشته که با تمسک به آن هرگز گمراه نگشته و فریب نخورد. این قانون عبارت است از «اتباع احسن». «کسانى که سخنان را مى‏شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى‏کنند؛ آنها کسانى هستند که خدا هدایت‌شان کرده، و آن‌ها خردمندانند». آیت‌الله معرفت در تفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
«گاهی انسان در پی دانش و فرآورده‌های علمی می‌رود که دانشمندان بزرگ در پهنه گیتی به‌دست آورده‌اند؛ و به‌طور کامل آن را می‌پذیرد. این، تقلید است. گاهی قدرت انتخاب دارد و می‌داند «بهترین» کدام است و آن را می‌پذیرد. اسلام، همین را می‌خواهد. مسلمان کاملی که خدا خواسته، کسی است که در پی علم و دانش است و به‌ آن‌چه در پهنای زمین است، گوش فرا می‌دهد، آن‌گاه، شایسته‌ترین و بهترین آن را برمی‌گزیند در اصل، علم، گمشده انسان است و هرجا آن را بیابد، می‌گیرد: «الحکمه ضاله المومن یاخذها حیث وجدها». آیه یاد شده نیز صراحت دارد که بندگان خدا به ان‌چه به‌عنوان عمل و اندیشه مطرح است، گوش فرامی‌دهند و سپس انتخاب می‌کنند. اگر این آیه را چنین معنا کنیم که اینان به‌فرامین قرآن گوش می‌دهند و بهترین را انتخاب می‌کنند، نادرست است. قرآن همه‌اش احسن است. …آیه صراحت دارد در این‌که علم «گمشده مومن» است، هرجا که آن را یافت، می‌گیرد. اما کورکورانه نمی‌پذیرد، بلکه می‌سنجد و ارزیابی می‌کند. صرف این‌که یک آدم کافر، سخنی را گفته، پس بد است یا چون یک مسلمان گفته، پس خوب است، قضاوت نادرستی است. اگر دلیل خوبی و بدی سخن را گوینده آن بدانیم، این تقلید است، اما اگر «انظر الی ما قال و لاتنظر الی من قال» ملاک باشد، درست است. در واقع، این ملاک می‌گوید به گوینده کار نداشته باش که کیست و چه مذهب و عقیده‌ای دارد، خود سخن را بررسی کن و بسنج».
قرآن، پیوسته مردم را به‌پیروی از خرد، رهنمون می‌سازد و به ‌اندیشیدن، ترغیب می‌کند. جمله‌هایی چون: «چرا نمی‌اندیشند؟» و «باشد که بیندیشند» و… که مکرّر در قرآن آمده است، نشان از توجّه جایگاه ‌عقلانیت و تفکّر نزد خدای متعال دارد: «چرا در پهنای زمین به‌حرکت در نمی‌آیند تا دارای عقل و اندیشه گردند؟».
قرآن کریم، در تشخیص حق از باطل و شناخت راه درست از راه‌های انحرافی در زندگی انسان‌ها، عقل آنها را مبنای کارشان قرار می‌دهد و از آنها می‌خواهد تا با پیروی از عقل و کسب علم و دانش، راه درست را برای زندگی بهتر برگزینند. به‌همین دلیل است که خداوند در قرآن، در آیات فراوانی مثال می‌زند که بسیاری از پندهای قرآن را تنها دانایان درک می‌کنند: « مثل‌های پندآموزی که برای مردم می‌آوریم، جز دانایان، درک نمی‌کنند. دانشمندان‌اند که به‌حقیقت و هدف آنها پی می‌برند و صرفاً به‌ظاهر هر مثال، بسنده نمی‌کنند».
7-1-1-5- صبر و شکیبایی در دعوت به اسلام
یکی از ویژگی‌های اصلی پیامبر در برخورد با غیرمسلمانان، برخورد با صبر و شکیبایی در دعوت به اسلام بود که این رفتار هم در عرصه تبلیغ و هم در عرصه برخوردهای روزمره و عادی به‌چشم می‌خورد.
در کتاب‌های سیره‌نگاری، گزارش‌های مبسوطی درباره آزار و اذیت مشرکان نسبت به‌ آن حضرت نقل شده است. ریختن شکنبه‌ گوسفند بر سر و روی آن حضرت؛ نجس کردن لباس ایشان و تحقیر و توهین از سوی سران قریش، تنها چند نمونه از آن‌هاست که گاه از شدت فشار روحی سبب می‌شد پیامبر (ص) به بستر پناه ببرند. صبر و بردباری پیامبر به‌حدی بود که بسیاری این حد از صبوری و گذشت را دلیل نبوت ایشان می‌دانستند.
امام سجاد علیه‌السلام در صحیفه سجادیه بخشی از رنج‌هایی را که پیامبر اکرم ص متحمل شده‌اند یادآوری می‌کند:
«خدایا، بر محمد که امانتدار وحی تو و برگزیده‌ی آفریدگان تو و مخلص در میان بندگان توست، درود فرست؛ او که پیشوای رحمت و قافله سالار نیکی و کلید گنجینه‌های برکت است؛ زیرا او در انجام دادنِ فرمان تو خود را به رنج افکند، و جسمش را در راه تو هدف تیرهای بلا گردانید، و در فرخواندن مردمان به دین تو، آشکارا با خویشانش درافتاد، و برای خشنودی تو با خاندان خود به پیکار برخواست، و از بستگانش برید تا دینِ تو را زنده بدارد، و نزدیکان را به‌دلیل انکار کردنشان از خود براند، و دوران را بر اثر پذیرفتن‌شان، به‌خود نزدیک ساخت، و در راه تو با بیگانگان دوستی ورزید، و با خویشان دشمنی، و خویشتن را در رساندن پیغام تو خسته کرد، و برای این‌که مردم را به آیین تو دعوت کند، رنج‌ها برد، و خود را به اندرز دادنِ دعوت‌شدگان به‌کار گماشت، و راهیِ دیار غربت شد و زادگاه و خانواده و سرزمینی را که به آن انس گرفته بود، یکجا رها کرد تا دین تو را پیروزی و سربلندی بخشد، و از تو خواست که در برابر کافران او را یاری کنی».
جهانبینی اسلامی
نظام هنجاری

مطلب مشابه :  مسئولین پرداخت دیه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید