رشته حقوق

ارتباطات میان‌فرهنگی

دانلود پایان نامه

مک‌گوایر و مک درموت(1998) می‌گویند که واکنش میزبانان به ‌انحراف مهاجران از هنجارهای فرهنگیِ ارتباطات غفلت‌آمیز است. ارتباطات غفلت‌آمیز در برگیرنده پیام‌های منفی یا فقدان پیام است، هنگامی که مهاجران دچار انحراف نیستند یا وارد ارتباطات همسان‌ساز می‌شوند (برای مثال، تعامل با میزبانان، افزایش تسلط به زبان‌های میزبان)، اتباع کشورهای میزبان با ارتباطات همسان‌ساز به‌ پاسخگویی می‌پردازند(برای مثال، رفتار مهاجران را مورد ستایش قرار می‌دهند، آماده تعامل با مهاجران هستند).» در مقابل، «مهارتهای زبانی نامناسب و غیرکافی ممکن است منجر به ‌نتایج منفی یعنی کاهش تعامل‌های بین افراد گردد.
قرآن کریم تصریح می‌کند که هیچ پیامبری را جز به‌ زبان قومش به‌سوی آنان ارسال نکرده است: «و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم، تا [حقایق را] براى آنان بیان کند. پس خدا هر که را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‏کند، و اوست ارجمند حکیم».
فصاحت در گفتار یکی از مهارت‌های لازم برای هر ارتباط‌گر مومن به‌ویژه در ارتباطات میان‌فرهنگی است. حضرت موسی ع از خداوند درخواست می‌کند که برادرش هارون را به‌همراه او بفرستد چون حضرت موسی فکر می‌کرد که برادرش فصیح‌تر از او سخن می‌گوید: «و برادرم هارون از من زبان‏آورتر است، پس او را با من به ‌دستیارى گسیل‌دار تا مرا تصدیق کند، زیرا مى‏ترسم مرا تکذیب کنند: «برادرم هارون فصیح‏تر از من است، و زبانى گویاتر از من دارد، پس او را به ‌یاریم بفرست، تا صدق مرا در مدعایم تصدیق کند، و وقتى مردم با من مخاصمه مى‏کنند، قانعشان سازد، زیرا من مى‏ترسم تکذیبم کنند، آن‌وقت دیگر نتوانم صدق مدعایم را برایشان روشن سازم».
پیامبر اکرم که قرآن او را «الگو» می‌نامد، با درک درست این ضرورت فرهنگی و لزوم آگاهی به فرهنگ‌های جوامع مختلف، گروهی را در مدینه مامور آموختن زبان‌های کشورهای اطراف نمودند. بنابر برخی اسناد، ایشان هفده نفر از افراد مدینه را برای شناخت زبان‌های زنده آن روز به کشورهای دیگر اعزام نمودند. ابن سعد در طبقات به این امر اشاره دارد که هر یک از پیک‌ها و فرستادگان پیامبر که برای ابلاغ پیام اسلام به کشورهای اطراف رفته بودند با زبان محیط ماموریت خویش آشنا بودند و با آن تکلم می‌کردند. همانطور که پیامبر زیدبن ثابت را مامور نمودند زبان سریانی را فرابگیرد تا امکان ترجمه و خوانش برخی نامه‌ها و ارتباط با یهودیان فراهم آید. «زید گفت: پیامبر به من فرمود: آیا می توانی سریانی صحبت کنی؛ زیرا نامه‌هایی برای ما به این لغت می‌رسد؟ گفتم: نه. فرمود: آن را فرا بگیر، و من ظرف هفده روز آن را فرا گرفتم.
شیخ صدوق به‌نقل از اباصلت هروی می‌نویسد: «امام رضا علیه‌السلام با مردم به زبان خودشان سخن می‌گفت. به‌خدا سوگند که او فصیح‌ترین مردم و داناترین آنان به‌هر زبان و فرهنگی بود. اباصلت همچنین گفت: عرض کردم ای فرزند رسول خدا، من در شگفتم از همین اشراف و تسلط شما به ‌زبان‌های گوناگون! امام علیه السلام فرمود: من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه می‌شود، خداوند فردی را حجت بر مردم قرار دهد ولی او زبان آنان را درک نکند. مگر سخن امیرمؤمنان علی علیه‌السلام به‌تو نرسیده است که فرمود: به‌ما «فصل‌الخطاب» داده شده است و آن چیزی جز شناخت زبان‌ها نیست». شبیه همین حدیث با مضمون‌های متفاوت در خصوص امام هادی و امام عسکری علیهم‌السلام هم نقل شده است.
7-1-1-2-3- اطلاع از حساسیت‌های فرهنگی
هر فرهنگی الگوهای رفتاری منحصر به‌خود را دارد و برای مردمی که از زمینه‌های فرهنگی دیگری هستند، بیگانه می‌نماید. فرهنگ نظامی از دانش است که امکان می‌دهد بدانیم چگونه با دیگران ارتباط برقرار کنیم و چگونه رفتارشان را تفسیر کنیم. آگاهی از فرهنگ و اندیشه مخالفان، در کنار تسلط برگفتمان منطقی و استدلالات نیرومند، شرط لازم یک گفتگوی منطقی و سودمند است. حساسیت‌های فرهنگی هم که گودیکانست تحت‌عنوان وجوه تفاوت فرهنگ‌ها، دیمیک تحت‌عنوان ارتباطات غیرکلامی، لاری سماور نمونه‌ای از آن‌ها را تحت عنوان فضا و فاصله و شوتس ایشل به نقل از گریگوری بیستن آن را «فراارتباط» نام می‌برد، و بخشی از زبان در بعد غیرکلامی آن است، دارای اهمیت زیادی است. زبان غیرکلامی در حقیقت بخش جدایی‌ناپذیر از فرآیند ارتباط است. از ابعاد غیرکلامی زبان می‌توان به: زبان حالت و چهره، زبان تماس دیداری، زبان طرز ایستادن، زبان صدا، زبان تن‌پوش، زبان رنگ، زبان بو، زبان زمان و زبان مکان اشاره کرد. بررسی‌های میدانی در این زمینه به ‌ارتباط‌گران میان‌فرهنگی کمک می‌کنند. مثلا، طبق نظریه سماور، فرهنگ‌هایی که فردگرا هستند، به‌ فضای بیشتری نسبت به ‌فرهنگ‌های جمع‌گرا نیاز دارند. حریم خصوصی، حریم شخصی، حریم اجتماعی و حریم عمومی این دو طیف از هم متفاوت است. در حقیقت حریم خصوصی و شخصی برای آنها از اهمیت زیادی برخوردار است.
بررسی‌ها نشان می‌دهد که اشاره‌ها در فرهنگ‌های مختلف معانی مختلف دارند، لبخندزدن همیشه به شادی تعبیر نمی‌شود، باز کردن دهان در هنگام خمیازه کشیدن در بعضی فرهنگ‌ها بی‌ادبی تلقی می‌شود، تماس بدنی در هنگام ملاقات در همه جوامع قابل قبول نیست.
آمریکایی‌ها وقتی به‌صورت گروهی هستند با افراد روبر بیشتر از افراد کنار خود صحبت می‌کنند؛ چینی‌ها وقتی مستقیما روبروی کسی قرار گیرند اغلب احساس ناراحتی و بیگانگی می‌کنند؛ در کره ترتیب نشستن نشانگر مقام و منزلت افراد است، صندلی طرف راست مخصوص افراد محترم و بزرگ است؛ در ژاپن ترتیب نشستن در هر کار رسمی یا نیمه رسمی براساس سلسله مراتب است؛ گفتگوهای معمولی اعراب در فضایی نزدیک انجام می‌شود، نزدیکی و تماس غیرقابل اجتناب است؛ در فرهنگ‌های آسیایی، محصلین نزدیک معلمان نمی‌نشینند و فاصله زیاد نشان‌دهنده احترام و ارج نهادن است؛ در انگلستان و آمریکا یک فرد می‌تواند در یک قرار ملاقات تجاری 5 دقیقه دیر کند، در بریتانیا 5 تا 15 دقیقه دیرکردن برای یک دعوت شام صحیح است؛ یک ایتالیایی ممکن است دو ساعت دیر برسد، و یک جاوانی اصلا نیاید. در آمریکای لاتین، به‌عنوان علامت احترام شخص باید دیرتر از وقت ملاقات بیاید. همین تاخیر در آلمان بی‌ادبی به‌حساب می‌آید؛ در اکثر سُنن بودائی، نشستن به‌طریقی که کف پا به‌طرف تصویر یا مجسمه بودا باشد، بسیار نادرست و نامناسب است؛ هدیه دادن ساعت در ژاپن نامناسب است چون به دریافت‌کننده یادآوری می‌کند که زمان رو به پایان است. همین‌طور عدد 4 در ژاپن نحس است و برابر با عدد 13 در آمریکاست. روس‌ها کوتاه آمدن در معامله را نشانه‌ای از ضعف در نظر می‌گیرند که از نظر اخلاقی صحیح نیست.
از جمله چیزهایی که معمولا مورد غفلت قرار می‌گیرد، نقش «سکوت» در ارتباطات است. گرچه سکوت پدیده‌ای است که مردم اغلب آن را صرفا پس‌زمینه‌ای برای سخن می‌دانند، لکن عنصر پیچیده، چندوجهی و قدرتمند تعامل انسانی است که در سال‌های اخیر به‌دلیل نقشِ مهمش در جنبه‌های گوناگونی از ارتباطات به متن مطالعات اجتماعی و ارتباطی وارد شده است. پژوهشگران به این نتیجه رسیده‌اند که «سکوت» تنها «حرف‌نزدن» نیست بلکه بخشی از ارتباطات بوده و به اندازه سخن‌گفتن مهم است. علاوه‌بر این‌که سکوت در وضعیت ارتباطی با سکوت در وضعیت‌های غیر ارتباطی تفاوت دارد. در شرایط امروزی که مواجهه‌های میان‌فرهنگی بیشتر شده، ضرورت تحقیقات فراگیر درباره جایگاه سکوت در تعاملات انسانی بیشتر احساس می‌شود.
اما چنین حساسیت‌هایی در جوامع اسلامی از منظری دیگر نیز قابل بررسی است. بسیاری از حساسیت‌ها ریشه در باورهای دینی و الگوهای رفتاری برجای مانده از بزرگان دینی دارد. تعاملات اجتماعی مسلمانان (حداقل در شکل ایده‌آلی آن) مشحون از آموزه‌های اخلاقی است. اسلام به‌عنوان اجتماعی‌ترین دین توحیدی، همواره بر اتحاد، انسجام، صمیمیت در تعاملات اجتماعی و مانند آن تاکید داشته است؛ چرا که در جامعه اسلامی همه باهم برادرند. حساسیت بیش از حد به حریم‌های نیمه‌خصوصی در محافل عمومی با آموزه‌های اسلامی سازگار نیست. سوره عبس بارزترین نمونه آن است. آیات نخستین این سوره در تقبیح رفتار مردی است که از حضور فردی نابینا چهره درهم کشید و خودش را جمع و جور کرد. یا کلینی در اصول کافی روایت کرده است که در مجلس هنگامی که فرد فقیر در کنارش مردی ثروتمند نشست خود را جمع کرد و پیامبر اکرم(ص) به ‌این حرکت او واکنش نشان داده و او را سرزنش می‌کند. همان‌طور که در آموزه‌های اسلامی به نظم و وقت‌شناسی، وفای به عهد تاکید فراوان شده است؛ فشرده و صمیمی نشستن در صف‌های نماز جماعت یک سنت شرعی است و پشت به افراد نشتن، دراز کردن پا در حضور قرآن، بلند صحبت کردن در حضور یک شخصیت محترم و با منزلت بالا و مانند آن از حساسیت‌های فرهنگی مسلمانان است. نویسنده این سطور وقتی در مسجدالنبی قرآن را با یک دست به‌یک مسلمان مراکشی داد، با توبیخ او مواجه شد. در میان اهل تسنن رد شدن از جلوی نمازگزار بسیار بد تلقی می‌گردد تا حدی که برخی از آن‌ها درحال نماز، دست خود را دراز کرده و مانع از عبور فرد از جلوی نمازگزار(خود یا دیگری) می‌گردند. البته دین اسلام به میزانی که به صمیمیت و فشردگی در ارتباطات اجتماعی تاکید می‌کند، به‌همان اندازه به طهارت، بهداشت و نظافت ظاهری نیز تاکید می‌کند. توصیه‌های مکرر پیامبر اکرم (ص) به استفاده از عطر و مسواک‌زدن و نیز آراستگی و شیک‌پوشی در همین زمینه قابل فهم‌تر می‌گردد.
7-1-1-2-4- پاسخ گویی به‌ پرسش‌ها
اهل کتاب می‌توانند در چارچوب عقل و برهان در مورد عقاید مذهبی با مسلمین به‌گفتگو و بحث بپردازند و به‌طور آزاد و دور از تعصب از معتقدات خویش دفاع کنند و در مقام بحث و مباحثه نسبت به عقاید اسلامی برآیند. پیامبر اکرم (ص) به نمایندگان و علماء و روحانیون غیرمسلمان که به مدینه می‌آمدند احترام بسیار می‌نهاد و اجازه می‌داد آزادانه انتقادها و اشکالات خویش را بازگو کنند و خود با آنان از طریق برهان و استدلال به گفتگو می‌پرداخت و واقعیت و حقانیت رسالت آسمانی اسلام را بر آنان اثبات می‌نمود.
در قرآن آیات بسیاری سفارش به ‌تبلیغ بدون تعصب بر مبنای بحث آزاد و فضای بدون جدل دارد. علاوه بر این برخی مفسرین معنی اهل ذکر را در آیه‌ی «فاسئلوا اهل‌الذکر» دانشمندان اهل کتاب می‌دانند؛ چرا که قرآن کریم وحی و نبوت و کتاب‌های نازل بر انبیاء را ذکر نامیده و اهل ذکر به‌معنای گروندگان به این ادیان و متخصصان به تفاسیر این کتاب‌هاست.
بنا بر روایت دیگری از امام صادق علیه‌السلام یک‌روز مردی یهودی به ‌مسجد پیامبر آمد و از ایشان درباره‌ی آنچه بدان دعوت می‌فرمود و خدایی که مردم را به پرستش آن فرا می‌خواند و صفات او پرسش‌هایی را مطرح کرد. پیامبر به‌تمام پرسش‌های او پاسخ‌هایی دقیق و محترمانه داد و همین امر باعث شد وی مسلمان شود.
مطابق نقل علامه امینی پس از وفات پیامبر قیصر روم صد تن از مسیحیان را که در قلمرو حکومت او می‌زیستند گرد آورد و از آنان خواست که به‌نزد خلیفه‌ی پیامبر اسلام بروند و پرسش‌هایی را که معاصران پیامبران از ایشان می‌کردند از او بپرسند. ایشان ابتدا به بیت‌المقدس رفتند. در آن هنگام رییس یهودیان راس جالوت نیز صد تن از یهودیان را جمع کرد و همراه ایشان به‌همان ماموریتی که قیصر به‌ مسیحیان داده بود روان کرد. بدین‌ترتیب، دویست تن به مدینه رفتند و روز جمعه هنگامی که ابوبکر در مسجد نشسته بود و فتوا می‌داد به ‌مسجد رفتند. راس جالوت به‌نمایندگی از سوی همه‌ی یهودیان و مسیحیان سوالاتی مطرح کرد. ابوبکر نتوانست پاسخ درستی به ان‌ها بدهد. گروهی را در پی امام علی فرستاد؛ امام به‌شیوه‌ای حرمت‌آمیز به ‌پرسش‌های آنان پاسخ‌های درست و دقیق داد. شبیه همین جریانات در تاریخ صدر اسلام فراوان رخ داده است.
7-1-1-3- پشتیبانی گفتار با عمل
ارتباطات در خلأ صورت نمی‌گیرد بلکه معمولاً در یک فضا صورت می‌گیرد که اروین گافمن از آن با عنوان «صحنه» نام می‌برد. «صحنه» محیطی است که ارتباط در درون آن انجام می‌گیرد. فضا یا صحنه دارای دو بخش است: بخشی از آن طبیعی و خارج از کنترل کنشگر است و بخشی از آن قابل کنترل بوده و برای بهبود فرآیند ارتباط بازسازی می‌شود. «پشت صحنه» جایی است که پیام فرست خود را برای ارتباط موفق آماده می‌کند. برای ارتباط موفق، کنشگر باید تجهیزاتی همانند لباس فرم مناسب را به همراه داشته و منش رفتاری ویژه‌ای ـ همانند قیافه، نوع نگاه و پردازش چهره ـ را به نمایش بگذارد.
طبق پاره‌ای بررسی‌ها، بیش از نیمی از مکالمات رودرروی ما، غیر کلامی هستند و «زبان تن» پیش از آن‌که سخن بگوییم، احساسات و نگرش‌های ما را مخابره می‌کند. به‌تعبیر مهرابیان، پیام‌های خاموش ما می‌تواند سخن ما را تقویت و یا آن را نفی نماید. حالت چهره، تماس چشمی، طرز صدا و ژست بدنی، هر کدام پیامی را تداعی می‌کنند و در این میان، حالات چهره، از سایر شاخص‌ها مؤثرتر است. قرآن کریم، در مواردی چند، به ‌این نکته اشاره فرموده، از جمله، در مورد تهیدستان خویشتن‌دار می‌فرماید: «تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ» و درباره منافقان: «وَ لَتَعْرِفَنَّهُمْ فِی لَحْنِ الْقَوْلِ». همچنین امیر مؤمنان (ع)، حالات چهره را راهی برای درون‌کاوی افراد می‌شمارند: «هیچ‌کس چیزی را در دل نهان نکرد، جز آن‌که در سخنان بی‌اندیشه‌اش آشکار گشت و در صفحه رخسارش پدیدار»

مطلب مشابه :  مصادیق جبران خسارت معنوی به روش مالی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید