رشته حقوق

ارتباطات میان‌فرهنگی

دانلود پایان نامه

نااطمینانی
موانع بالقوه برای ارتباطات میان‌فرهنگی
منبع: ناوینگر، 2001، ص 24
من
ناوینگر موانع بالقوه فرهنگی را در یک جدول خلاصه کرده است:
مهارت یا توانش ارتباطی با میزبان، به تمامیتِ قابلیت یک فرد برای تعامل ارتباطی با محیط میزبان در هماهنگی با رمزها، هنجارها و کردارهای فرهنگی میزبان اطلاق می‌شود. هر نوع ارتباطی، کنش و تلاشی برای تأثیرگذاری بر دیگران است. در مفهوم‌شناسی و تعریف ارتباط به این نکته اشاره کردیم که دست‌کم از نگاه اسلامی، بسیاری از ارتباطات که به‌صورت آگاهانه شکل می‌گیرند، همواره هدفی را دنبال می‌کنند. این هدف ‌در شکل مطلوب آن می‌تواند گسترش دینداری در جهان و دعوت به اسلام باشد. از این‌رو در صورت نداشتن مهارت‌های لازم ارتباطی قادر نخواهیم بود به اهداف مورد انتظار دست یافته و پاسخ‌های مورد انتظار از مخاطب خود دریافت کنیم. برخی از مهارت‌هایی که در یک ارتباط میان‌فرهنگی موفقیت‌آمیز نقش دارند به شرح ذیل است:
7-1-1-2-1- برخورداری از دانش‌های ضروری برای ارتباط میان‌فرهنگی
ارتباطات میان‌فرهنگی کارآمد در گرو برخورداری از دانش فرهنگی، مهارت، نگرش و تمرکز حواس است. برخورداری از دانش فرهنگی مناسب درباره خود و دیگران، نقش محوری در موفقیت‌آمیز بودن ارتباطات میان‌فرهنگی ایفا می‌کند. به‌طور قطع، هرچه دانش و آگاهی افراد از فرهنگ‌ها و اصول حاکم بر جوامع دیگر بیشتر باشد، شانس بیشتری برای موفقیت در ارتباط با آن‌ها خواهد داشت. علاوه بر این‌که افراد با داشتن چنین دانشی کمتر در معرض هراس و تشویش، سوء تفاهم، ندانم‌کاری و شوک فرهنگی خواهند بود. تجهیز شدن به معرفت و علم لازم، اولین شرط کسی است که پا در جای پای انبیای الهی می‌گذارد. علامه فضل‌الله ذیل آیه شریفه «وَلَقَدْ آتَیْنَا إِبْرَاهِیمَ رُشْدَهُ مِنْ قَبْلُ» به ‌این نکته اساسی اشاره می‌کند که حضرت ابراهیم قبل از دعوت‌گری، رشد شخصیتی خویش را یافت؛ هم در ابعاد فکری و هم در زوایای روحی. در ارتباطات و تردّدهای اجتماعی، با پرسش‌هایی که کرد و پاسخ‌هایی که یافت و با نگاه و تأمّل در احوال جامعه و مردم روزگار خویش، به‌درجه عالی بلوغ و رشد شخصیت نایل شد؛ شخصیت رشید که می‌توانست نقاط قوت خویش را بیابد، نقاط ضعف رقیبان را کشف کند، خطا را از صواب تفکیک کند و … فضل‌الله یادآور می‌شود که این نکته مخصوص جایگاه پیامبران نیست، بلکه هرکس در موقعیت دعوت قرار گیرد، باید از چونان رشد و بلوغ شخصیت برخوردار باشد؛ چه این‌که در غیر این‌صورت، نتایج منفی دعوت به دین، گریبان‌گیر اسلام و مسلمانان خواهد شد. بنابراین دعوت‌گر دینی در موضوع دعوت، بایستی از خبرویّت و اطّلاعات کافی بهره‌مند باشد. این اصل، نکته‌ای ساده ولی بسیار اساسی است.
فضل‌الله در ذیل آیه شریفه «فَلِمَ تُحَاجُّونَ فِیمَا لَیْسَ لَکُمْ به عِلْمٌ» می‌نویسد که این آیه، منطق گفت‌وگو را تعریف می‌کند، چه اینکه ناآگاهی به موضوع گفت و شنود، ره‌آوردی پاک و مناسب را به‌بار نمی‌آورد، بلکه فضای سخن را به‌سوی اتهام‌زنی، دشنام‌گویی و … می‌کشاند تا ضعف‌ها پنهان گردند و شاید سرّ این‌که امام صادق برخی از اصحاب خود را از گفت‌وگوی کلامی منع می‌کردند و عده‌ای را به ان فرامی‌خواندند، همین نکته بود که گروهی را ناتوان و جمعی را توانمند علمی می‌شناختند.
بدیهی است که این ویژگی بیشتر به افرادی مربوط می شود که در کسوت مبلغ دینی عمل می‌کند؛ چرا نمی‌توان از همه مسلمانان انتظار داشت همواره به چنین ویژگی متصف باشند.
7-1-1-2-2- آشنایی با زبان مخاطب
در همه انواع ارتباطات به‌ویژه در ارتباطات میان‌فرهنگی زبان اهمیت فراوانی دارد تا جایی که کمالی‌پور ادعا می‌کند انسان‌ها برخلاف آنچه که تصور می‌شود نه در دنیایی عینی به‌سر می‌برند و نه در دنیایی اجتماعی، بلکه تحت قلمرو زبانی به‌سر می‌برند که حکم واسطه برای ابراز اجتماعی‌بودن آنها را دارد. شاعر آمریکایی رالف والدو امرسون با جمله‌ای ساده یعنی «زبان آرشیو تاریخ است» به‌راحتی اهمیت زبان را در ارتباطات میان‌فرهنگی نشان می‌دهد. کندی و میلر در برای مفهوم‌پردازی درباره ارتباطات میان‌فرهنگی این مسأله را برجسته می‌کنند که آیا ارتباطات میان‌فرهنگی وابسته به یادگیری زبان است یا مستقل از آن؟
زبان از سویی، میانجی رفتار است و ظرفی است که اندیشه نسل‌های پیشین و فرهنگ نیاکانی در آن ذخیره می‌شود. و از سوی دیگر، زبان یک مولّفه چالشی در بحث از ارتباطات میان‌فرهنگی است. حتی ادعا می‌شود که زبان مهم‌ترین عنصر محدودیت‌ساز در ارتباطات است که تمامی متغیرها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد و چه بسا تفاهم و تفهم فرهنگی را غیرممکن می‌کند چون زبان‌هایی که در دنیا موجودند غیرقابل ترجمه‌اند و تمام فرهنگ‌ها هم بازی‌های زبان است که قابل ترجمه نیست.
به هر حال، آشنایی با زبان(کلامی و غیر کلامی) مخاطب و ظرافت‌های آن، شرط دیگر یک ارتباط میان‌فرهنگی موفق است. می‌گویند زبان ابزار اصلی مردم جهان برای ایجاد ارتباط با یکدیگر است اما برخی به‌طعنه از آن به‌عنوان رسانه اصلی ایجاد سوء تفاهم بین مردم یاد می‌کنند. یکی از انتقادات شیخ مفید به ابن بابویه قمی این است که چون ابن بابویه عرب زبان نبوده در مواردی معنای آیات و احادیث را به‌درستی نفهمیده است. هومبولت و پیروان او در مطالعه زبان دیدگاه قوم‌شناسی را مطرح کردند. براساس این دیدگاه زبان یک ملت در حکم روح آنان است و سخنگویان زبان‌های گوناگون در جهان‌هایی زندگی می‌کنند که از برخی جنبه‌ها با هم متفاوت‌اند.
فقدان یک زبان مشترک مانع ایجاد ارتباط بین طرفین ارتباط می‌شود و ارتباط‌گران آنگونه که باید به اهداف برون‌مرزی خود دست نمی‌یابند. در واقع تنوع زبانی یک مانع آشکار برای ارتباط میان‌فرهنگی است. حتی حرکات بدنی و برچسب‌های کالبدی ممکن است موجب سوء تفاهم در مخاطب گردیده و سبب ورود ابهام در میدان کنش گردد. علائم فیزیکی بسته به عواملی مانند ملیت، منزلت و موقعیت افراد معانی مختلفی می‌دهد.
بررسی‌های میدانی نشان داده است که ارتباطات غیرکلامی در مقایسه با ارتباطات کلامی غالبا اطلاعات بیشتری را انتقال می‌دهد. دو سوم تا سه‌چهارم ارتباط ما از طریق رفتارهای غیرکلامی صورت می‌گیرد. البته این درصد از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوت است. ‌مشاهده زبان بدن مخاطب یکی از کارآمدترین راه‌های درک احساسات دیگران است. «هال فرهنگ‌ها را از حیث غلبه ‌ارتباط در آن‌ها از هم متمایز می‌نماید: پیام پیچیده- بافت پیامی است که در آن بیشتر اطلاعات یا در قالب فیزیکی یا درون فرد پیام‌دهنده نهفته است، در حال که اطلاعات کمی در بخش رمز شده و آشکار پیام ارسال شده، وجود دارد».
لاری سماور توضیح می‌دهد که مجموعه موانع در ارتباط بین‌فرهنگی به‌دو عامل «فردگرایی» و «واقع‌بینی» برمی‌گردد و معتقد است فائق آمدن بر مانع دوم (واقع‌بینی) غیر ممکن است؛ چون منشاء مشکل خودمان هستیم که فرهنگ‌های دیگر را از دیدگاه خودمان مطالعه می‌کنیم. به‌عنوان مثال، چگونه می‌شود سکوت یک فرد را تفسیر کرد در حالی که متعلق به فرهنگی هستیم که برای سکوت ارزشی قایل نیست. ناکانه یک کتاب درباره اشکال، معانی و نقش‌های سکوت در ارتباطات میان‌فرهنگی تدوین کرده است. به‌نظر وی سکوت از سه دامنه اجتماعی روان‌شناختی، زبان‌شناختی و شناختی و در سه سطح فردی، موقعیتی و فرهنگی اجتماعی قابل تحلیل است.
«صرف‌نظر از این که پیام ارتباطی چقدر ساده باشد، ارتباط بشری مجموعه‌ای از فرآیندهای ظریف و مبتکرانه است که همواره مملو از هزاران عنصر، علائم، رمزها و مفاهیم است. اگر ابعاد فرهنگی را نیز اضافه کنیم، ارتباط حتی پیچیده‌تر نیز می‌شود. گرچه تمام فرهنگ‌ها برای مشارکت متقابل واقعیات خود، از نمادها استفاه می‌کنند ولی واقعیات خاص و نمادهای به‌کار گرفته شده اغلب کاملا متفاوت است.» به‌عبارت دیگر، «گرچه تمام فرهنگ‌ها از نماد استفاده می‌کنند ولی عموما معانی خاص خود را به ‌آنها نسبت می‌دهند و علاوه بر این‌که نمادها معانی مختلفی دارند فرهنگ‌ها نیز از این نمادها برای اهداف متفاوتی استفاده می‌کنند. در مقابل، پیام ساده-بافت پیامی است که در آن بیشتر اطلاعات در بخش آشکار پیام قراده داده شده است.» گودیکانست تصور می‌کند ارتباط پیچیده-بافت و ساده-بافت اشکال غالب ارتباطی در فرهنگ‌های جمع‌گرا و فردگرا باشد.
رایج‌ترین نتیجه سوء تفاهمات بین فرهنگی این است که اختلافات نه تنها واقعی، بلکه مهلک و مخرب می‌شوند. تاثیر مذاکرات سوء تفاهم‌زا بلافاصله ایجاد می‌شود و باعث از دست رفتن اعتماد و لطمه دیدن روابط گسترده‌تر می‌شود. و اگر اختلافات بین‌فرهنگی می‌تواند به ‌رابطه‌ای لطمه برساند، برعکس آن هم ممکن است صحیح باشد: این‌که هماهنگ‌کردن اختلافات بین‌فرهنگی براساس توجه دقیق به ‌الزامات روانی طرف مقابل می‌تواند بسیار مفید باشد اهمیت زبان یا ارتباط کلامی به این جهت برای انسان مهم است که طریقه‌ی دستیابی فرد در تماس با دیگران است و می‌توان گفت جدا کردن کاربرد زبان از فرهنگ مربوطه غیرممکن است.

مطلب مشابه :  ناخودآگاه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید