ائمه اطهار علیهم‌السلام حتی در مورد دوستان غیرمسلمان سفارش به ‌عدم تفتیش عقاید کرده‌اند. امام صادق(ع) می‌فرمایند:‌ از دین افراد تفتیش نکن، اگر چنین کنی تو را دوستی نخواهد ماند.
7-5-2-۴-۳- عفو و گذشت درباره اهل کتاب
قرآن درباره عده‌ای از یهودیان و مسیحیان که آرزوی گمراه نمودن مسلمین را به‌دل داشتند و به پیشرفت اسلام حسد می‌ورزیدند چنین توصیه می‌کند:‌
بسیاری از اهل کتاب از روی حسد آرزو می‌کردند شما را بعد از ایمان آوردن به‌حال کفر بازگردانند، با این‌که حق برای آنان کاملا روشن شده است. شما آنان را عفو کنید و گذشت نمایید تا خداوند فرمان خودش را بفرستد؛ زیرا خداوند بر هر چیزی تواناست.
7-5-2۴-۴- دوستی و محبت غیرمسلمانان
در آیه‌ای دیگر خداوند می‌فرماید:‌ امید است خداوند میان شما و کسانی از مشرکین که با شما دشمنی کردند پیوند مودت برقرار کند؛ خداوند توانا و آمرزنده و مهربان است. شاید بتوان این امیدواری در لحن قرآن را نیز مبنایی برای مودت و مسامحه‌ی بیشتر با غیرمسلمانان قلمداد کرد.
در آیه‌ی 82 سوره‌ی مائده همان‌طور که گروهی از اهل کتاب دشمن‌ترین افراد نسبت به ‌مردم معرفی شدند؛ گروهی از آنان نیز نزدیک‌ترین دوستان ایشان قلمداد شده‌اند و این مقایسه بیانگر این است که صرف قرارگرفتن در جرگه‌ی غیرمسلمانی دلیلی بر دشمنی نیست و عملکرد افراد جایگاه ایشان را تعیین می‌کند.

۴-۵-3- تسامح در پذیرش اسلام: حجیت ظواهر
در سیره‌ی پیامبر اکرم(ص) اعتراف ظاهری به اسلام حتی از روی ترس و مصلحت کافی و دارای حجیت است. در آیاتی از قرآن نیز به‌ این امر تصریح شده است که ظاهر اسلام آورندگان در حجیت اسلام ایشان کافی است. مثلا، پیامبر پیشنهاد کشتن عبدالله ابن ابی را که از منافقین معروف بود به‌جهت اقرار زبانی به ‌اسلام رد کرد و حتی به‌هنگام بیماری به‌عیادت او رفت و او را مورد تفقد قرار داد. ایشان همچنین اسامه را به‌جهت کشتن فردی که صرفا لااله‌الا‌الله گفته بود سرزنش کرد و صحابه ‌را از آزاررسانی به ‌اقرارکنندگان زبانی اسلام تحذیر نمود.
اهتمام یاران پیامبر به ‌قتل منافقان در پی سوء قصد به جان پیامبر و اصرار پیامبر بر اتکاء به ‌ظواهر مسلمانی ایشان از دیگر نمونه‌های عملی رفتار پیامبر در این مورد است. در آیاتی از قرآن نیز خطاب به پیامبر آمده است که در حق مسلمانان سست ایمان دعا کند چرا که ایمان مایه‌ی آرامش دل ایشان است و این خود نمایان‌گر پذیرش اسلام زبانی ایشان است. پیامبر به ‌زیدبن حارثه در مورد سخت‌گیری او در اسلام آوردن یکی از افراد تذکر داد. حجیت اقرار زبانی در سیره‌ی پیامبر در ماجرای اصیرم نیز به‌چشم می‌خورد. اصیرم فردی بود که تا صبح روز احد مسلمان نبود و ناگاه مسلمان شد و بدون این که حتی یک نماز بخواند شهید شد و پیامبر در مورد او فرمود اهل بهشت است.
تسامح در انجام اعمال دین در مورد تازه مسلمانان و افرادی که صرفا اقرار زبانی کرده بودند نیز به‌چشم می‌خورد. عثمان‌بن ابی‌العاص می‌گوید: هنگامی که رسول خدا می‌خواست مرا به‌سوی قبیله‌ی ثقیف بفرستد آخرین وصیتش این بود که نماز را زود بخوان و آن را سریع انجام بده و مراعات حال ناتوان‌ترین افراد را بکن زیرا در میان ایشان پیرمرد و خردسال و ناتوان و اشخاصی که گرفتاری دارند وجود دارد.
7-6- طبقه‌بندی‌های مختلف غیرمسلمانان و ضرورت موضع‌گیری‌های مختلف درباره ایشان
همچنان‌که در جغرافیای ارتباطی مومنان توضیح داده شد، مخاطبان مومنان در ارتباطات میان‌فرهنگی هم از نظر اعتقادی و مذهبی و هم از نظر پایبندی به‌ آموزه‌های اعتقادی خودشان بسیار متنوع‌اند و نمی‌توان همه آن‌ها را به‌یک چِشم نگریست. چنانچه با مسامحه، اهل تسنن را در قلمرو ارتباطات میان‌فرهنگی به‌شمار آوریم، بخش‌قابل توجهی از مخاطبان را شامل می‌شوند که دارای اشتراکات زیادی با شیعیان دارند. نحوه تعامل با این افراد به‌طور حتم با کسانی که مسلمان نیستند، متفاوت خواهد بود. رابطه شیعیان با اهل تسنن رابطه دو برادری است که دارای اختلافات مذهبی و عقیدتی پیدا کرده‌اند. بنظر می‌رسد در خصوص تعامل با این گونه افراد، هیچ حد و مرزی وجود ندارد و دست‌کم این است قاعده نفی سبیل در مورد این طیف اجرا نمی‌شود. اهل کتاب هم تنها از این‌نظر که مسلمان نیستند در یک قلمرو قرار می‌گیرند. اما همه آنها یکدست نیستند. این امر در قرآن کریم با تعبیر «لَیْسُواْ سَوَاء مِّنْ أَهْلِ‌الْکِتَابِ» آمده است. قرآن کریم در آیات ۷۵، ۱۱۳ و ۱۱۴، آل‌عمران با صراحت تمام به‌ این مهم اشاره می‌کند. آیاتی از این نمونه را که حاوی نکاتی ارزشمند در معرفی انسان‌های مومن اهل کتاب می‌باشند، می‌توان بیانگر مبانی ارتباطی با ایشان دانست. از جمله این که: الف) باید کمال را از هر طایفه و گروهی پذیرفت و در کنار انتقادها، از بیان کمالات آنها غافل نشد؛ ب) باید به ‌انسان‌های باورمند به ادیان توحیدی به ‌دید احترام نگریست و با بیان ویژگی‌های مثبت آن‌ها، مقدمات هدایت کامل را فراهم آورد و ج) باید با اعتراف نمودن به کمالات بزرگان هر قوم، مقدمات جذب آن‌ها را به‌سوی حقیقت فراهم ساخت. و در آیه ۱۹۹ از اهل کتابی که حاضر نمی‌شوند آیات خداوند به ‌هر قیمتی بفروشند تجلیل و قدرشناسی می‌کند. البته به‌‌عقیده برخی این آیه در مورد نجاشی زمامدار رعیت‌پرور حبشه نازل گردیده است؛ و به‌طور کلی مفهوم آن وسیع و قابل تعمیم است. در ماه رجب سال نهم هجری که خبر درگذشت نجاشی به ‌پیامبر رسید پیامبر به‌ مسلمانان فرمود: نجاشی یکی از برادران شما در خارج از سرزمین حجاز از دنیا رفته است؛ حاضر شوید تا به‌پاس خدماتی که در حق مسلمانان کرده است بر او نماز گذاریم. ایشان به ‌اتفاق مسلمانان به ‌قبرستان بقیع رفتند و از دور بر وی نماز گذاشتند و برای او طلب آمرزش کردند و به ‌یاران خود دستور دادند آنها نیز چنین کنند. منافقان گفتند: محمد بر مرد کافری که هرگز ندیده است نماز می‌گذارد و حال آن‌که آیین او را نپذیرفته است و آیه فوق در جواب منافقان نازل شد.
از سایر ویژگی‌های برخی از اهل کتاب می‌توان به سبقت در خیر، امر به‌معروف و نهی از منکر،، خشوع در برابر خدا، میانه‌روی، دوستی و محبت نسبت به مسلمانان، اشاره کرد.
تجویز ازدواج با اهل کتاب، حلال شمردن طعام اهل کتاب و جواز روابط اقتصادی با غیر اهل حرب در سطح فردی، سه شاخص مهم تفاوت اهل کتاب با سایر غیرمسلمانان است. قرآن کریم از سویی در خصوص ازدواج مرد مسلمان با زنان پاکدامن اهل کتاب تصریح دارد. و از سوی دیگر با پیوند طعام اهل کتاب به حلال بودن همه طیبات در آیه ۵ مائده، حلال بودن طعام آنها را گوشزد می‌کند. «پیوند جمله «أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ» به جمله «وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ» از باب پیوند چیز منطقی به امر مشکوک است تا اضطراب و تردد شنوده برطرف شود… گویا در ابتدا مومنین پس از سخت‌گیری کاملی که در معاشرت و ارتباط با اهل کتاب از شرع دیده بودند درباره حلال بودن غذای اهل کتاب دچار اضطراب و تردد شده بودند. برای رفع این جریان، «حلال بودن» به‌طور کلی به ‌«طعام» ضمیمه شد تا مسلمین بفهمند غذای آنان هم از نوع سایر طیبات است و بدین وسیله آرامش یابند. این حکم هنگامی صادر گردیده است که پایه‌ها و ارکان نظام اسلامی استوار بود و مسلمانان در روابط اجتماعی خویش با اهل کتاب روابط اجتماعی گسترده‌ای داشتند. طبیعی است که پذیرفتن اصل ارتباط و تعامل با اعتقاد به‌ نجاست طرف مقابل، از ابتدا محکوم به‌شکست بوده و پذیرفتنی نیست».
7-6-1- اهل کتاب و کفار غیرحربی
7-6-1-1- طهارت اهل کتاب و آثار مترتب بر آن
گروهی از فقها معتقدند که اهل کتاب در ذات طاهرند و اگر در مواردی از نجاست ایشان بحث می‌شود منظور نجاست عرضی ایشان است که در اثر مجاورت با نجاساتی چون شراب و سگ و خوک حادث می‌شود. استناد این گروه از فقها بیشتر به آیه ۵ سوره مائده است که طعام اهل کتاب را برای مسلمانان حلال کرده است. گروه دیگر اهل کتاب را دارای نجاست ذاتی می‌دانند و معتقدند نجاست آنها با شستشو و رفع عین نجس برطرف نمی‌گردد. استناد این گروه نیز آیه‌ای است که مشرکین را نجس قلمداد کرده و آنان را از ورود به مسجد منع نموده است.
روایات بسیاری از هر دو گروه در اثبات دیدگاه‌شان ارائه شده است؛ لکن دیدگاه قائلین به طهارت ذاتی شایع‌تر و منطقی‌تر به‌نظر می‌رسد.
در حدیثی امام کاظم علیه‌السلام در پاسخ به این سوال که، «اگر یهودی یا نصرانی دستش را در ظرف آب کر فرو برد آیا می‌توان از آن آب برای نماز وضو گرفت؟ فرمودند: خیر، مگر در موارد اضطراری»! از این حدیث استنباط می‌شود که امام چنان آبی را نجس نمی‌دانستند زیرا در موارد اضطراری نیز نمی‌توان با آب نجس وضو گرفت و باید تیمم کرد و این حکم بیانگر احتیاط در مورد نجاست‌های احتمالی و عرضی اهل کتاب است. در حدیث دیگری از امام کاظم پرسیدند: اگر مسیحی و یهودی از ظرفی آب بخورند آیا می‌توان از آن آب خورد؟ فرمودند: اشکالی ندارد. بیشتر فقها نماز خواندن در معابد یهودیان و مسیحیان را جایز می‌دانند و معتقدند اگر یقین به نجاست معبد حاصل نشده باشد تطهیر معبد جهت انجام فریضه واجب نیست.
آخوند خراسانی در اللمعات النیره می‌نویسد: حتی اگر بپذیریم که نهی از هم‌غذایی و مصافحه با اهل کتاب در روایات دال بر پاک نبودن آن‌هاست، ولی از روایات مزبور نمی‌توان فهمید که این ناپاکی برای آن‌ها ذاتی و عینی است یا عرضی؛ و به‌همین جهت در احادیثی که در برابر این روایات وجود دارد آمده است که اگر آنان گوشت خوک نخورند هم‌غذایی با آنها اشکالی ندارد. در روایت است که فردی به امام رضا ع گفت: خدمتکار خانه‎ی شما یک مسیحی است. امام پاسخ داد: اشکالی ندارد، دست‌هایش را می‌شوید.
آخوند خراسانی همچنین در اثبات دیدگاه کسانی که قائل به طهارت اهل کتابند دلایل زیر را ارائه می‌دهد.
تغذیه کودکان مسلمان از شیر دایگان غیرمسلمان جایز است.
مواردی که غیر مسلمان باید میت مسلمان را غسل دهد.
استفاده از غذاهایی که در جنگ با غیرمسلمانان محارب به غنیمت گرفته می‌شود جایز است.
ازدواج با زنان اهل کتاب جایز است.

                                                    .