رشته حقوق

اختلال شخصیت خود شیفته

دانلود پایان نامه

توافق‌پذیری، درجه یا میزانی از همکاری و تعاون، خوش طبعی، سنگدلی یا بی رحمی و انعطاف پذیری را شامل می‌شود. (احمدی، 1386: 72)
همانند برون‌گرایی، شاخص توافق بر گرایشهای ارتباط بین فردی تاکید دارد. فرد موافق اساسا نوعدوست است، با دیگران احساس همدردی می‌کند و مشتاق به کمک آنان است و اعتقاد دارد که دیگران نیز با او همین رابطه را دارند. در مقایسه، شخص ناموافق یا مخالف خود محور، به قصد و نیت دیگران مظنون است و بیشتر اهل رقابت است تا همکاری. افراد موافق محبوب تر از افراد مخالف هستند (البته در جوامع متوازن). هیچیک از دو قطب این شاخص دارای منزلت اجتماعی برتری نیستند. همچنین نمی‌توانیم بگوییم کدام گروه از کسانی که در قطب‌های این شاخص قرار می گیرند، بهداشت روانی بهتری دارند. نمره پایین در توافق‌پذیری معمولا با ویژگیهای اختلال شخصیت خود شیفته، ضد اجتماعی، و پارانویید همراه است؛ در حالی که نمره بالا در توافق‌پذیری معمولا با اختلال شخصیت وابسته همراهی دارد. (حق‌شناس، 1385: 21و22به نقل از کاستا و مک‌ری، 1990)
وظیفه شناسی یا وجدان کاری : این بعد به قابل اعتماد بودن فرد دلالت دارد. افراد با وجدان مسئولیت پذیر، پایدار، ساختار یافته و قابل اطمینانند. افراد کم وجدان یعنی کسانی که در این بعد نمره پایینی می گیرند غیر ساختارمند، غیر قابل اعتماد و پریشان احوالند. (قلی‌پور، 1386: 208)
وجدان کاری، درجه یا میزانی از دقت، مسئولیت پذیری، خود نظم پذیری، سازماندهی و خودکنترلی را شامل می‌شود. (احمدی، 1386: 72)
فرد وجدانی دارای هدف و خواست‌های قوی و از پیش تعیین شده است. باید توجه کرد که افراد انگشت شماری در جهان می‌توانند موسیقیدان برجسته یا قهرمان ورزشی شوند، بدون اینکه چنین ویژگی را داشته باشند. دیگمن و تیک‌موتوچوک (1981) این شاخص را تمایل به موفقیت نامیده‌اند. در جنبه‌های مثبت این شاخص، افراد دارای نمره‌های بالا در زمینه‌های حرفه‌ای و دانشگاهی، افراد موفقی هستند و در جنبه‌های منفی، نمره بالا همراه با ویژگی ایرادگیری‌های کسل کننده، وسواس اجباری به پاکیزگی و یا فشار فوق العاده به خود در امور کاری و حرفه‌ای دیده می‌شود. افراد دارای نمره‌ی بالا در وظیفه شناسیافرادی دقیق و وسواسی، وقت شناس و قابل اعتماد هستند. افراد دارای نمره پایین را نباید افرادی فاقد پایبندی به اصول اخلاقی دانست، بلکه این افراد معمولا دقت کافی را برای انجام کارها از خود نشان نمی دهند، همچنین در جهت رسیدن به اهداف خود نیز چندان مصر و پیگیر نیستند. (حق‌شناس، 1385: 22و23)
ثبات هیجانی- روان رنجوری :ثبات هیجانی، درجه یا میزانی از تحریک پذیری، عصبانیت، ایمنی، تعادل و شور و اشتیاق را در بر می گیرد. (احمدی، 1386: 72)
این بعد به توانائی فرد در تحمل محرک‌های فشار روانی و عوامل تنش‌زا اشاره دارد. افراد دارای ثبات هیجانی ایمن، دارای اعتماد به نفس، استوار و آرامند. آن طرف طیف ثبات هیجانی، عصبی بودن و روان رنجوری است و افرادی که در این طرف طیف قرار دارند، عصبانی، نامطمئن، ناامن، افسرده و مضطربند. (قلی‌پور، 1386: 208)
داشتن احساسات منفی همچون ترس، غم، برانگیختگی، خشم، احساس گناه، احساس کلافگی دائمی و فراگیر مبنای مقیاس عصبیت (ثبات هیجانی) را تشکیل می‌دهند. از آنجا که هیجان مخرب در سازگاری فرد و محیط تاثیر دارند، در زن و مردی که دارای نمره های بالا در ثبات هیجانی باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که دارای باورهای غیر منطقی باشند، قدرت کمتری در کنترل تکانه‌ها داشته باشند و درجه‌های انطباق ضعیف‌تری با دیگران و شرایط فشار روانی را نشان دهند. (حق‌شناس، 1385: 17و18)
گشودگی و استقبال از تجربه (عقل/ استقلال) :درجه یا میزانی از احساس، تخیل، چهار چوب ذهنی و ظرافت را در بر می‌گیرد. (احمدی، 1386: 72)
این بعد به علاقه و شیفتگی فرد به پدیده‌ها وتجربیات جدید دلالت دارد. چنین افرادی، خلاق، کنجکاو و حساسند. افرادی که در آن طرف طیف قرار می‌گیرند پیرو سنت بوده، در شرایط آشنا راحت‌ترند. (قلی‌پور، 1386: 208)
افراد باز انسانهایی هستند که در باورهای تجربه‌های درونی و دنیای پیرامون کنجکاو بوده و زندگی آنها سرشار از تجربه است. این افراد طالب لذت بردن از نظریه های جدید و ارزش‌های غیر متعارف هستند و در مقایسه با افراد بسته احساسات مثبت و منفی فراوانی دارند. معمولا شاخص گشودگی یا باز بودن ارتباط مثبتی با هوش دارد و افراد دارای تحصیلات بالاتر نمره بیشتری در این مقیاس می‌آورند. باز بودن بیشتر با آن جنبه‌هایی از هوش سر و کار دارد که کمتر در معرض سنجش در آزمون‌های هوش است که از آن جمله می‌توان از تفکر واگرا نام برد که با خلاقیت ارتباط نزدیکی دارد. (مک‌ری، 1987: 23). اما باید در نظر گرفت که باز بودن، معادل و همسنگ هوش نیست. مردان و زنان دارای نمره‌ی پایین در این شاخص کسانی هستند که در رفتار متعارف و در ظاهر محافظه‌کار بنظر می‌رسند. برای قطب باز بودن باید یک وجه تمایز را در نظر گرفت. افراد باز، افرادی غیر متعارف، تمایل به زیر سوال بردن منبع قدرت و علاقمند به آزادی در اخلاقیات، امور اجتماعی و دیدگاه‌های سیاسی دارند. در هر صورت، چنین تمایلاتی نباید به «مبنای غیر اصولی بودن» تفسیر شود. یک فرد باز ممکن است سیستم ارزش‌گذاری متحرک و متحول خود را همراه با وجدان قوی در حد یک سنت‌گرا به‌کار گیرد. در نظر بسیاری از روانشناسان باز بودن ممکن است معادل سالم‌تر بودن به نظر آید، اما ارزش باز بودن یا بسته بودن، وابسته به ضرورت‌ها در موقعیت‌هاست و هم افراد باز و هم افراد بسته عملکردهای مفیدی در جامعه دارند. (حق‌شناس، 1385: 20و21)
نگاره 2-4: شاخصهای ابعاد مدل پنج عاملی شخصیت (قلی پور، 1386: 210)
برونگرایی سازگاری وظیفه‌شناسی روان‌رنجوری گشودگی
خونگرمی اعتماد شایستگی اضطراب خیال‌پردازی
اجتماعی بودن صراحت نظم خصومت زیبایی‌گرایی
اطمینان و قاطعیت نوع‌دوستی مسئولیت‌پذیری افسردگی برخورد احساسی
انرژی زیاد موافقت و همنوایی کوشش و موفقیت هوشیاری و خودآگاهی عمل‌گرایی
پرشوری فروتنی و میانه‌روی خویشتن‌داری بی اختیاری ایده‌پردازی
پر حرفی ملاحظه و مراعات رفتار سنجیده و با تأمل آسیب‌پذیری در برابر فشار روانی ارزشهای جدید
2-1-4-6-1- رابطه ابعاد شخصیت و عملکرد:
تحقیقات زیادی بر اساس مدل پنج عاملی روی گروه‌های شغلی مختلفی همچون مدیران، فروشندگان، وکلا، پلیس، کارگران ماهر و نیمه ماهر، حسابدران، ممعاران و مهندسان انجام شده که بیانگر ارتباط مهم بین این ابعاد شخصیتی و عملکرد شغلی است. برای مثال بریک و مونت (1992)، تت (1992)، بهلینگ (1998)، هودونووان (2000)، جاج و بونو (2001) و هوگان و هالند (2003). به ویژه بعد وجدان که در همه گروه‌های شغلی پیش‌بینی کننده خوبی برای عملکرد شغلی است. (قلی‌پور، 1386: 208)
یافته‌های تحقیقاتی نشان می‌دهد که مرتبط کردن ابعاد شخصیتی با رفتار سازمانی پیچیده است و ارتباط دادن آنها باید با احتیاط بیشتر همراه باشد. در هر حال تئوری پنج خصوصیت مهم، ابزار بسیار مفیدی برای مدیران در ارزیابی تفاوت‌های فردی کارکنان برای انجام کار می‌باشد. مطالعات مربوط به ابعاد شخصیتی در رفتار سازمانی نشان می دهد که توافق‌پذیری، پیش‌بینی‌کننده قابل اطمینان عملکرد بر انواع مشاغل می‌باشد. بیشتر کارمندان با وجدان، در تناسب با افراد دارای وجدان کم، بهره‌وری بیشتری دارند. این افراد در مناصب مدیریتی و فروش با درجه‌ای از برون‌گرایی بالا در شغل خود موفق هستند. با وجدان بودن و برون‌گرایی بالا با عملکرد، رابطه‌ای مثبت دارد. همچنین ثبات عاطفی و توافق‌پذیری با عملکرد در شغل مرتبط نمی باشد. اگر چه از نظر شهودی می‌توان گفت افرادی که دارای ثبات هیجانی و توافق‌پذیری بیشتر هستند عملکردشان بهتر است. (احمدی، 1386: 73)

مطلب مشابه :  برنامه ریزی توسعه

نمودار 2-2: رابطه بین وظیفه شناسی و عملکرد (قلی پور، 1386: 210)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید