رشته حقوق

احساس مسئولیت

دانلود پایان نامه

بــه نــام جـــهان آفـــــرین یـــک خــدای کـــه رستـــم نگـــــرداند از رخـــــــش پـای
(همان:136،ب268-267)
آزمونهای باورشناختی، از آن روی که قهرمان با پس پشت نهادن آن، به ماندگاری و بالش روانی و اجتماعی نزدیک میآید، از گونهی آیینهای پاگشایی شمرده میشود. آزمونهای باور شناختی، همهی آن آزمونهایی است که باور قهرمان را از باورهای دینی گرفته تا باورهای ملی و حماسی در برمیگیرد. آزمونهای باور شناختی در پهنهی حماسههای ملی، همهی آن نبردهای قهرمانان هر قومی است که به باور عشق به وطن و پاسداشت آن انجام میگیرد. نبرد یونانیان با ترواییان بر سر ناموس و آبروی خود(هلن)، از زمرهی این آزمونها است. آزمونی که در پس آن، شکوه و افتخار نشسته بود؛ و به زبانی اسطوره شناختی، بلوغ و بالشی روانی و اجتماعی برای تک‌تک یونانیان به ارمغان آورد(اَتونی97:1390). پس گُردانی چون رستم و… نیز که به پاسداشت نام، از کام(دیدار و زندگی با فرزند) گذشتند و در آوردگاههای بیشماری بزرگی آفریدند، آزمون‌هایی باور شناختی و آیینهای پاگشایی را از سر گذراندند.
تقدیر، قهرمان داستان را به دایرهی بستهای میراند و او را بر سر دوراهیهای متشکل از راهی بد و بدتر قرار میدهد که گزینش هر راهی، خسران و تباهی را برای قهرمان به ارمغان میآورد. درهم آمیخته شدن دو نژاد ایرانی و غیر ایرانی، زمینهساز بروز فاجعه در داستانهای تراژیک شاهنامه است، چرا که فرزندان حاصل از این ازدواجها روح و جسمشان آمیخته به دو نیروی اهورایی و اهریمنی است که با مرگ خود، ناپاکی تن و روح را میپالایند. فرزند کشی یکی از وقایع برجستهی شاهنامهی فردوسی و یکی از مهمترین بخشهای زندگی قهرمان حماسی ایران، رستم است. در این داستان رستم به دو راهی سرنوشت میرسد که پیمودن هر یک از این دو راه-کشتن یا نکشتن سهراب-، برای او پایان خوشی در پی نخواهد داشت. داستان رستم و سهراب که در زمرهی داستانهای پهلوانی و تراژیک شاهنامه است به نوعی تجلیگاه اندیشه و کردار رستم است.
در باور آدلر، آدمی اجتماعی به دنیا میآید و به اجتماعی بودن خود علاقهمند است. این علاقه در نوع آدمی فطری و ذاتی است. اما مانند بسیاری از غرایز فطری دیگر نیاز به تماس با عالم بیرون و راهنمایی دارد. مجموعهی این تماسها سبب پرورش حس اجتماعی و آموختن احساس مسئولیت و همکاری میشود. از سوی دیگر احساس برتریجویی او، که در آغاز فردی و شخصی بوده، کمکم جنبهی اجتماعی پیدا میکند. به این معنا که فرد در جریان زندگی به مصالح اجتماعی و به همنوع دوستی میاندیشد و کمال خود را در این زمینهها میبیند(کریمی،94:1373). رستم از همان کودکی حس برتری را در وجود خود میبیند و کمکم این حس به اجتماع نیز منتقل میشود و با انتقال به اجتماع، وی حس مسئولیت و دفاع از میهن و مردم را در خود پرورش میدهد و آن را سرلوحهی زندگی خود قرار میدهد به طوری که تمام زندگی خود را تنها صرف دفاع از نام و ننگ میهن و مردمان وطن میکند. تنها چیزی که برای او اهمیت دارد مصالح جامعه خود است.
در نظر آدلر برتریجویی کوششی در بهتر و کاملتر شدن شخص و به فعل درآوردن استعدادهای بالقوهی خود است(کریمی،93:1373). همین انگیزه است که زندگی رستم را در برگرفته و باعث تقویت جنبهی اجتماعی او میگردد. به گونه‌ای چشم امید همه در همهی مواقع به او است. از مجموعه تعاریفی که پیش‌تر گفته شد، قهرمان شخصیتی است که سرآمد و زبانزد همگان است و او را به خاطر توان و نیروی مضاعفش میستایند. زمانی که سهراب به دژ سپید حمله میبرد؛ گردآفرید ضمن مفاخرهای، به وجود پهلوانی همچون رستم در سپاه ایران، مینازد و میبالد و سهراب را از او میترساند:
شـــهنــشاه و رستــــم بجــــنبد ز جــای همــــــان بــــا تـهمتــــن نـــــــدارید پـــای
نــــــماند یکــــی زنـــــده از لشــــــکرت نـــدانم چــه آیـــــد ز بـــــد بـــــر ســرت
(فردوسی،179:1389،ب 265-264)
هجیر نیز رستم را اینگونه وصف میکند:
چـــنین داد پاســـخ هجـــیرش کــه شاه چـــــو سیــــــر آیــد از مــهر و ز تـــاج و گـاه
نبـــرد کســــی جــــوید انـــدر جـــهان کــه او ژنـــده پیــل انــــدر آرد بـــــه جــــان
کســـی را کـــه رستـــم بـــود هــمنبـــرد ســرش ز آسمــان انـــــدر آیــــد بـــــه گرد
(همان:189،ب615-613)
همچنین:
تـــــنش زور دارد بــــــه صــد زورمـــند ســـرش بـــرتـــر اســـت از درخـــــت بلنـــد
چــــنو خــــشم گـــیرد بـــه بــــروز نبرد چــه هــمرزم او ژنـــده پــیل و چـــــه مــــرد
هـــــماورد او بـــــــر زمــــین پـــیل نیست چـــو گــرد پــــی رخـــش او نــیـل نـیست
(همان،ب618-616)
همچنین وصف رستم از زبان هومان-دشمن- آنگاه که به سپاه توران حملهور شده بود:
بیــــــــــامد یکـــــی مــرد پــرخــاشجــو بــــر ایــــن لشـــکر گشـــــن بنــــــهاد روی
تـــو گفتـی ز مستــی کـــنون خــواستهست و گـــــر جــــنگ بــا یـــک تـــن آراستهست
(همان:193،ب755-754)
سهراب پس از خنجر خوردن نیز به پدر ناشناختهی خود میبالد:

مطلب مشابه :  تجربیات برتر سنجش و ارزشیابی | کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید