رشته حقوق

اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه

ابودلف مسعر بن المهلهل الخزرجی، شاعر و جهانگرد عرب نیز در دهه 330 تا اوایل 340 قمری سفر‌هایی در بخش‌های گوناگون ایران تا چین و هند دارد، و مدتی را در خدمت امیر نصر بن احمد سامانی (امارت: 301ـ331 ق / 914ـ943 م)، به سر برد. ابودلف، جغرافی‌دان، سیاح، شاعر، معدن‌شناس و سفیر سیاسی نیمه نخست سدۀ چهارم بود و از این‌رو آنچه در سفرنامۀ خویش نوشته است، دربارۀ شهر‌ها (ویژگی‌ها، ساختار کالبدی، بنای شهر و…)، راه‌ها، اوضاع اجتماعی و فرهنگی، جغرافیای طبیعی و… از مهم‌ترین منابع آن دوره به شمار می‌رود.
ناصرخسرو قبادیانی مروزی (394ـ481 ق)، زاده و پرورش‌یافته بخش‌های شرقی ایران (خراسان)، ادیب، مبلغ مذهبی و معروف به حجت خراسان از سال 437 قمری و به روزگار قدرت یافتن و گسترش قلمرو سلجویان در ایران، سفر‌های خود را آغاز کرد که سفرنامه او در واقع مهم‌ترین ره‌آورد وی به شمار می رود. اگرچه ناصرخسرو به شهر‌هایی چون سمرقند، بخارا و شیراز که دو سه دهه پیش از او در اوج شهرت و اعتبار بودند سفر نکرد اما از بخش‌های شمالی تخارستان و گوزگانان تا مرو که مبدأ سفر‌های او به شمار می‌آید و از آن پس درست بر مسیری که کمتر از دو سده پیش به نام جاده ابریشم شهرت یافت، سفرهای خود را به سوی مغرب جهان اسلامی تا مصر و بخش‌هایی از شمال و شرق آفریقا، شبه‌جزیره و بخش‌های غربی ایران از خوزستان تا اصفهان و ری ادامه داد و در این مسیر به توصیف شهر‌ها، راه‌ها جوامع، فرهنگ‌ها، ساختار‌های اجتماعی و… پرداخت. سفرنامه ناصرخسرو یک متن جغرافیایی به شمار نمی‌رود، همچنین او با هدف علمی این سفرنامه را تنظیم نکرده است بلکه بیشتر گزارشی ساده و بی‌تصنع، اما مورد تأمل تهیه کرده است و از نظر ادبی بسیار حائز اهمیت است، با این همه آنچه وی دربارۀ شهر‌ها نوشته است توصیفی است که بیشتر گزارش‌گونه‌ای از وضعیت زمان او بوده است.
سفرنامۀ دیگر که در دوره‌های متأخرتر و با رویکرد سفر از غرب به شرق تدوین شده و در این پژوهش مورد استفاده قرار نگرفته، سفرنامه ابن‌بطوطه است که با نام «رحله» شهرت دارد. ابن‌بطوطه از طنجه مراکش سفر خود را آغاز کرد و طی سال‌های 725 تا 753 قمری ، سفرش را تا هند و بخش‌های شرقی ایران (خراسان) ادامه داد. ره‌آورد سفر او «رحله‌ای» درباره اوضاع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی سدۀ هشتم است اما با این همه در برخی از موارد آگاهی‌های قابل تأملی دربارۀ وضعیت شهر‌ها ارائه می‌کند که تطبیق آنها با وضعیت این شهر‌ها در منابع سده‌های گذشته به بازشناسی بهتر شهر‌ها و زندگی شهری در سرزمین‌هایی که او پیموده، کمک می‌کند. گذشته از سفرنامه کلاویخو، سفیر سیاسی اسپانیا در روزگار امیرتیمور، که ایران را پیموده و مدتی را در خراسان و ماوراءالنهر سپری کرده است، در میان سفرنامه‌های گوناگونی که در آنها آگاهی‌هایی دربارۀ بخش‌های شرقی ایران وجود دارد، سفرنامه مفصل الکساندر برنر (1805-1841 م) که در سال 1834 تدوین شده است اهمیت فراوان دارد. این شخصیت نظامی سفر خود را از بخش‌های شمال غربی هند آغاز کرد و در سفر‌های گوناگون، سند و پنجاب، بلخ، بخارا و سمرقند، سرخس، بجنورد، و دیگر شهر‌های خراسان را پیمود و پس از ساری و تهران به شیراز و بوشهر رفته و از مسیر خلیج فارس به سوی هند بازگشت. سفرنامه وی اگرچه نسبت به بررسی وضعیت شهر‌ها در سدۀ چهارم قمری متأخر و گاه بی‌فایده به نظر می‌رسد، اما آنچه وی به ویژه در وضعیت شهر‌هایی چون بلخ و بخارا ارائه کرده است بسیار مهم می‌نماید، از آن‌رو که این شهر‌ها دست کم تا چند دهه پیش سیمای کهن خود را بیش و کم حفظ کرده بودند و تصویری که وی از این شهر‌ها به رغم ویرانی‌های پی در پی آنها، به ویژه شهر بخارا، ارائه می‌کند برای مستندسازی کالبد این شهر‌ها اهمیت فراوان دارد. گذشته از آن وی به زندگی اجتماعی، فرهنگی و تأثیر ازبکان در بخش‌های گوناگون خراسان از جمله بخارا پرداخته است که جای تأمل اساسی دارد.
تاریخ‌های محلی:
در بررسی پیشینۀ تاریخی شهر‌ها و آگاهی از ساخت فضایی شهر‌، ساختار‌های اجتماعی ساکنان شهر و زندگی شهری، اوضاع فرهنگی شهر‌ها، اقتصاد شهری و نظام اداری، حکومتی و سیاسی شهر و دیگر موضوع‌هایی که به شهر مربوط می‌شود، از یک نگاه، تک‌نگاشته‌های جغرافیایی پیرامون تاریخ شهر‌ها و یا بخش‌ها و قلمرو‌های جغرافیایی در قالب تاریخ‌های محلی جزو مهم‌ترین دسته از منابع قرار می‌گیرند. در اینجا تلاش می‌شود بررسی اجمالی از مهم‌ترین تاریخ‌های محلی که مورد استفاده قرار گرفته‌اند ارائه شود.
تاریخ بخارا: درباره امیرنشین سامانیان، بخارا، گذشته از آن که در بیشتر منابع تاریخ‌نگاری، جغرافیا‌نگاری، سفرنامه‌ها و… می‌توان آگاهی‌های ارزشمندی به دست آورد، تک‌نگاشت‌های گوناگونی دربارۀ این شهر تألیف شده است که از آن میان تاریخ بخارا نوشتۀ ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی (286ـ348 ق) اهمیت بسیار دارد. این کتاب در اصل به زبان عربی و در حدود 332 قمری تألیف و چنان‌که در دو جای کتاب اشاره شده است به امیرحمید ابومحمد نوح بن نصر بن احمد بن اسماعیل سامانی تقدیم شد. این اثر را در سال 522 قمری ابونصر احمد بن محمد بن نصر قباوی با تلخیص برخی بخش‌ها و افزودن اطلاعاتی از کتاب خزائن العلوم ابوالحسن عبدالرحمن بن محمد نیشابوری، به فارسی ترجمه کرد. همچنین در 574 قمری محمد بن زُفَر بن عمر آن را به نام یکی از رجال آل برهان تلخیص کرد و شخص ثالثی در سال 616 قمری رویداد‌هایی از دوران حملۀ مغولان را بر آن افزود. تاریخ بخارا مهم‌ترین آگاهی‌ها را درباره این شهر در دوره سامانیان، ضمن ارائه پیشینه تاریخی آن، بیان می‌کند و کالبد شهر، تحولات و رویداد‌های سیاسی، ویژگی‌‌های اجتماعی و اوضاع اقتصادی بخارا، در بخش‌های گوناگون آن ارائه شده‌اند.
چنان‌که مدرس رضوی در مقدمه تاریخ بخارا بیان کرده است، غیر از این کتاب آثار دیگری نیز درباره تاریخ این شهر توسط افرادی مانند ابوعبدالله محمد بن اسماعیل جعفی(!) الحافظ (194ـ 256 ق)، مسلمه بن قاسم، سعد بن جناح، ابوعبدالله محمد بن ابی‌بکر غنجار بخاری (337ـ411 ق)، ابوبکر منصور برسخی و نجم‌الدین ابوحفص عمر بن محمد بن احمد نسفی (461ـ537 ق) نیز تألیف شده بود.
تاریخ مزارات بخارا مشهور به تاریخ ملازاده، در ذکر مزارات این شهر، تألیف احمد بن محمود المدعو به معین‌الفقراء از دیگر کتاب‌هایی است که دربارۀ این شهر به ویژه رجال آن اطلاعاتی ارائه می‌کند. تألیف کتاب در دو دهۀ نخست سدۀ نهم قمری و همزمان با حکومت شاهرخ تیموری به انجام رسیده و دو بخش اصلی دارد: «قسم اول در ذکر اکابری که در نفس شهر و در فناء [گرداگرد] شهر مدفونند» و «قسم دوم در ذکر عزیزانی که در حوالی و نواحی شهرند وراء حد مذکور در قسم اول».
مهمان‌نامه بخارا تألیف فضل‌الله بن روزبهان خنجی که در واقع به بیان دوران حکومت ازبکان، از آن میان محمدخان شیبانی ازبک، می‌پردازد در سال 915 قمری تألیف شده است و از آن جا که دربارۀ اوضاع جغرافیایی شهر بخارا و شهر‌ها و روستا‌های پیرامون آن آگاهی‌های شایان توجهی ارائه می‌کند، در بررسی تاریخ شهر و شهرنشینی آن دیار اهمیت فراوان دارد. این کتاب که به قول مؤلف آن «سفرنامه بخارا» نیز نامیده شده است، ضمن بیان رویدادهای سیاسی دوران محمدخان شیبانی، توصیف‌هایی از بخارا و نواحی پیرامون آن همراه با حکایت‌هایی دربردارد که قابل تأمل هستند.
علاوه بر این آثار تاکنون پژوهش‌هایی چند دربارۀ شهر بخارا انجام گرفته است که در بررسی تاریخ محلی این شهر اهمیت فراوان دارند که از آن میان است توصیف شهر در ترکستان‌نامه بارتولد، تحقیق مفصل ریچارد فرای تحت عنوان بخارا دستاورد قرون وسطی و برخی دیگر از کتاب‌ها و مقالات.
تاریخ قم تألیف حسن بن محمد بن حسن بن سائب بن مالک اشعری قمی در سال 378 قمری به زبان عربی تالیف و در سال‌های 805 تا 806 قمری توسط تاج‌الدین حسن بن بهاءالدین قمی به فارسی ترجمه شده است. از آن جا که این کتاب در واپسین سال‌های امارت سامانیان و در زمانی که قم تحت قلمرو آل بویه بود، تدوین شد، از نظر زمان تألیف بسیار اهمیت دارد. اما بیش از آن به دلیل تفصیل بحث درباره شهر قم و پیرامون آن در میان تاریخ‌های محلی سده‌های نخستین اسلامی جزو مهم‌ترین منابع به شمار می‌رود. تاریخ شهر و شهرنشینی در قم، بررسی ساختار مذهبی این شهر، قبایل و تیره‌ها، فرقه‌ها و اقوام، رجال علمی و ادبی، روستاها، دیه‌ها، صحرا‌ها، قنوات، کوشک‌ها، مزارع، تسوج‌های قم، اوضاع طبیعی کرانه کویر، پل‌ها، باغ‌ها، سراها‌، محلات، کوچه‌ها و گذر‌ها، خیابان‌ها، راه‌ها، میدان‌ها، آسیا‌ها، اماکن متبرکه، اصناف و گروه‌های شغلی، نقیبان، داعیان، خاندان‌های قمی، اصطلاحات دیوانی و عمرانی، لهجه و زبان اهل قم و خصلت‌های فرهنگی و اجتماعی و… از جمله مواردی هستند که به تفصیل در این اثر بیان شده‌اند.
تاریخ نیشابور نوشته ابوعبدالله حاکم نیشابوری (321ـ405 ق) به زبان عربی بوده است که محمد بن حسین بن احمد معروف به خلیفه نیشابوری در نیمه نخست سدۀ هشتم قمری آن را به فارسی ترجمه کرده و برخی از رویداد‌های اتفاق‌افتاده در نیشابور از زمان حاکم تا این زمان را در این کتاب گنجانده است. تاریخ نیشابور بنا به دلایلی جزو مهم‌ترین تاریخ‌های محلی به شمار می‌رود. از آن جا که این شهر در سدۀ چهارم قمری مهم‌ترین دورۀ بالندگی خود را تجربه کرد و اصل این کتاب در آن دوره تألیف شد و از آن جا که مؤلف سفر‌هایی به بخش‌های پیرامونی نیشابور در خراسان و همچنین به عراق و حجاز داشته است، آگاهی‌هایی که ارائه می‌دهد حائز اهمیت است. از دیگر سو حاکم نیشابوری به جزئیات شهر مانند نرشخی در تاریخ بخارا و حسن بن محمد قمی در تاریخ قم پرداخته‌ و از این نظر بسیاری از تنگناهای پژوهشی پیرامون تاریخ این شهر در آن دوره را برطرف کرده است. آگاهی‌هایی که حاکم نیشابوری دربارۀ شکل‌گیری شهر، بنای کهندژ، شهر قدیم، خندق و بارو، روستا‌ها و قنوات، محلات شهر و رَبْع‌های نیشابور، مشاهیر و مفاخر آن، اوضاع کشاورزی، مساجد، زلزله‌های نیشابور و… ارائه می‌دهد، به گونه‌ای منحصر به فرد است. وی فهرستی نیز از سادات کبار، صحابه، مشایخ طبقات علماء بزرگ، مشاهد متبرکه و دیگر شخصیت‌های این شهر ارائه کرده که بر ارزش کار او در برابر دیگر آثار می‌افزاید.
تاریخ سمرقند: اگرچه دربارۀ سمرقند کتاب‌های مهمی تألیف شده است اما دربارۀ دورۀ سامانیان جز از طریق منابع دوره‌های دیگر نمی‌توان آگاه‌هایی به دست آورد. ابوسعد عبدالرحمن ‌بن‌ محمد ‌بن محمد ادریسی که گویا کتابی با نام الکمال فی معرفه الرجال سمرقند دربارۀ علماء این شهر نوشته بوده است در برخی از منابع، معرفی شده است. گویا وی این کتاب را در دورۀ سامانیان تألیف کرده و مدتی در شهر سمرقند ساکن بوده است. دورۀ حیات وی را بین 325 تا 405 و تاریخ تألیف آن کتاب را حدود 385 قمری تخمین زده‌اند. گذشته از دیگر آثاری که تنها نام و نشان آنها در کتاب‌های رجال و برخی تاریخ‌های محلی این شهر بیان شده است، در بررسی تاریخ گذشتۀ این شهر، کتاب سمریه در این پژوهش مورد تأمل قرار گرفته است. اگرچه تاریخ تألیف آن مربوط به حدود 1251 قمری است، اما آگاهی‌های ارزشمندی از پیشینۀ تاریخی شهر ارائه می‌دهد. سمریه کتابی است به زبان فارسی در بیان مزارات و احوال طبیعی سمرقند، نوشتۀ ابوطاهر خواجه سمرقندی در 9 باب. اگرچه مؤلف قصد داشته آن را در 11 باب تألیف کند اما چنان که ایرج افشار در مقدمۀ آن توضیح داده، نتوانسته است دو باب پایانی آن را تألیف کند. آنچه ابوطاهر سمرقندی در «بیان سبب نام این شهر به سمرقند»، پیشینۀ بنای شهر، طبیعت و اقلیم آن، «وضع زمینی و طرح اطراف شهر»، کوه‌ها، نهرها، چشمه‌ها، غارها و مغاک‌ها، مسجدها، مدرسه‌ها و نشانه‌های مزارات و برج و باروی شهر نوشته است، در بررسی سیر تاریخی شهر سمرقند اهمیت فراوان دارد. از بررسی این کتاب مشخص می‌شود که سمرقندی در طرح کتاب سمریه، شکل‌شناسی شهر سمرقند را مورد توجه اساسی قرار داده است و آگاهی‌هایی که ارائه می‌دهد اگرچه مربوط به میانۀ سدۀ سیزدهم قمری است، اما در بررسی وضعیت شهر در قرون نخستین اسلامی نیز بایستی مورد تأمل قرار گیرد.
تاریخ بیهق: ابوالحسن علی‌بن زید بیهقی معروف به ابن‌فندق (حدود 490- 565 ق) کتاب تاریخ بیهق را به زبان فارسی در بیان اوضاع جغرافیای طبیعی، ویژگی‌های شهر، روستاها و دیه‌ها و در معنایی که او به کار برده است در بیان رَبْع‌‌ها، رجال، اوضاع اجتماعی و اقتصادی بیهق تألیف کرده است. اگرچه این کتاب در دورۀ سلجوقیان تألیف شده است، اما آگاهی‌های ارزشمند آن دربارۀ شهر بیهق، خاندان‌های آن، مالیه و شیوه‌های معیشت، ساخت کالبدی شهر و… دوره‌های پیش از آن را نیز دربرمی‌گیرد. در این اثر آنچه دربارۀ رویدادهای سیاسی آمده است در برابر مسائل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی بسیار اندک اما سودمند است. از دیگر سو زید بیهقی توضیحاتی دربارۀ برخی از دودمان‌ها ارائه می‌دهد که در دیگر آثار حتی نام آنها نیز به میان نیامده است. در میان کتاب‌هایی که دربارۀ تاریخ‌ شهرهای خراسان نوشته شده‌اند، این اثر از تفصیل بیش‌تری برخوردار است.
فارسنامه: کتاب فارسنامه تألیف ابن‌بلخی در سدۀ ششم قمری از مهم‌ترین آثاری است که اوضاع فارس را در سده‌های نخستین اسلامی بررسی کرده است. در واقع این کتاب دو بخش اصلی دارد، بخش نخست در «ذکر ملوک فرس و انساب و تواریخ ایشان» به بیان تاریخ اسطوره‌ای ایران و با تأکید بر فارس می‌پردازد که پیشدادیان، کیانیان، اشقانیان (اشکانیان) و ساسانیان تا «شرح گشادن مسلمانان پارس را» توضیح داده است. بخش دوم «فصلی در ذکر پارس» و «صفت کورت‌های پارس» را دربرمی‌گیرد که این بخش در بررسی سیر تاریخی فارس، شهرها و بخش‌های گوناگون آن مهم‌ترین منبع تاریخی تا روزگار مؤلف به شمار می‌آید. گذشته از آن که زبان فارسی و واژه‌هایی که مؤلف به کار می‌برد شایان توجه است، در پژوهش حاضر برای بررسی پیشینۀ برخی از اصطلاحات و اعلام جغرافیایی مورد توجه قرار گرفته است.
دربارۀ جغرافیای فارس تألیفات متعددی انجام شده است: میرزا جعفرخان حقایق‌نگار خور‌موجی، نُزهت ‌الاخبار را در فاصله سال‌های 1296-1298 قمری در واپسین سال‌های حکمرانی زندیه در شیراز تألیف کرد که در بررسی پیشینۀ تاریخی فارس و شهرهای گوناگون آن همچنین سیر تاریخی این دیار تا زمان مؤلف اهمیت بسیار دارد.
گذشته از این آثار، فارسنامه تألیف حاج میرزا حسن فسایی، از مهم‌ترین آثاری است که اگرچه در دوره‌ای بس متأخر نسبت به سده‌های نخستین اسلامی انتشار یافته است (در دورۀ قاجاریه)، اما آگاهی‌های ارزشمندی از سیر تاریخی شیراز و شهرها و روستاهای دیگر فارس همچنین دربارۀ کوچ‌روهای فارس و در پیرامون «زموم» ارائه کرده که قابل تأمل است. شیرازنامه ابوالعباس معین‌الدین زرکوب شیرازی نیز از دیگر آثاری است که دربارۀ این دیار آگاهی‌های ارزشمندی ارائه می‌کند.
اگرچه گمان می‌رود، تاریخ‌های محلی فارس در ارتباط با قلمرو سامانیان نیستند اما از آن جا که دربارۀ وضعیت شهرهای این منطقه در دورۀ آل‌بویه و نیز بخش‌های غربی ایران توضیحات مفصلی ارائه کرده‌اند در تطبیق میان وضعیت شهرها در قلمرو این دودمان‌ها بایستی مورد توجه قرار گیرند.
((((
گذشته از آنچه بیان شد برخی دیگر از تاریخ‌های محلی نیز دربردارنده آگاهی‌هایی دربارۀ وضعیت شهرها و شهرنشینی در دورۀ سامانیان هستند. تاریخ سیستان، اگرچه اختصاصاً دربارۀ سیستان نوشته شده است اما از آن جا که به زبان فارسی نوشته شده است در بررسی برخی اصطلاحات و اعلام در پیرامون شهر، عناصر کالبدی و مفاهیم در پیوند با آن در این منطقۀ جغرافیایی شایان توجه است. از دیگر سو آنچه دربارۀ تاریخ سیاسی سیستان در این اثر آمده است و در ارتباط با سده‌های نخستین اسلامی است در بررسی تاریخ دورۀ سامانیان اهمیت فراوان دارد. در تاریخ‌های محلی که دربارۀ کرمان نوشته شده است، اوضع اجتماعی، اقتصادی، وضعیت شهرها و روستاهای این دیار در دورۀ سامانیان به ویژه در زمان حکمرانی دودمان آل ‌الیاس مورد توجه بوده است. دربارۀ هرات، بلخ و مرو نیز تألیفاتی چند در دوره‌های گوناگون انجام گرفته که البته به رغم اینکه برخی از آنها مربوط به دوره سامانیان بوده‌اند، اما برجای نمانده‌اند. دو اثر معروف دربارۀ هرات اگرچه چند سده پس از سامانیان نوشته شدند، اما شایان توجه‌اند. روضات ‌الجنات فی اوصاف مدینه هرات و تاریخ نامه هرات، همچنین نسخه‌ای از تاریخ هرات که به تازگی از سوی دفتر نشر میراث مکتوب در دست انتشار قرار گرفته است. نیز در برخی از منابع تاریخی به نام مورخانی اشاره شده است که در دورۀ سامانیان کتاب‌هایی دربارۀ شهر هرات تألیف کرده بودند. مانند ابواسحاق احمد بن محمد بن یاسین حداد هروی درگذشته به سال 334 قمری و ابوعبید احمد بن محمد باشانی هروی درگذشته در سال 401 قمری که گویا کتابی با نام وُلا( هرات تألیف کرده بود. در سده‌های نخستین اسلامی کتاب‌هایی چند دربارۀ شهرهای بلخ و مرو تألیف شده که از آنها جز نام و توضیحاتی مختصر در برخی از منابع به ویژه کتاب‌های جغرافیایی و رجال (مانند معجم‌ الادباء یاقوت حموی، الأنساب سمعانی) و برخی از منابع تاریخ‌نگاری مانند تاریخ‌‌های عمومی و دیگر آثار از این دست، آگاهی بیشتری برجای نمانده است.

مطلب مشابه :  نظریه رفتار برنامه ریزی شده

بخش یکم
شهر و شهرنشینی در ایران

فصل یکم
پیشینۀ ساخت و تکوین شهر در ایران
شهرنشینی در ایران پیشینه‌ای کهن و به تعبیری همزاد یا قدیم‌تر از تکوین تمدن دارد. نشانه‌های شهرنشینی در ایران فراتر از هزاره سوم پیش از میلاد به دست آمده که از آن زمان روندی رو به تکامل و کسترش داشته است. شهر در ایران برآمده از دِه یا در پیوند با آن بوده و همواره این مشخصه را حفظ کرده است. شهرهای ایران گذشته از آنکه بستر تحولات گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بوده‌اند، همواره در عرصه ساخت فضایی و شکل شهر سیر پیوسته‌ای را طی کرده‌اند که گسست‌های پیش‌آمده بر اثر رویدادهای سیاسی مانند (جنگ‌های ویرانگر) یا طبیعی (مانند زمین‌لرزه) و… چندان که باید نتوانسته در این سیر رکود یا بازگشت ایجاد کند. برای بررسی سیر تاریخی ساخت شهر و شهرنشینی در هر دوره‌ای از تاریخ ایران، لازم است که با نگاهی به گذشته پیشینه این موضوع بررسی و اثرات آن در دوره‌های بعد بازشناسی شوند.از این رو در اینجا تلاش می‌شود تا به اختصار برخی از ویژگی‌های شهرسازی و زندگی شهری در ایران از . سپیده‌دم شهرنشینی در ایران تا دوره سامانیان مورد بررسی قرار گیرد.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید