رشته حقوق

اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه

پیش آیکونوگرافی، آیکونوگرافی و آیکونولوژی تصاویر قابوسنامه
مقدمه:
همان گونه که در روش شناسی مطرح شد، در این فصل بر اساس سه مرحله توصیف پیش آیکونوگرافی، تحلیل آیکونوگرافی و تفسیر آیکونولوژی به بررسی همه جانبه تصاویر قابوسنامه پرداخته می شود بدین گونه که مرحله اول، به توصیف پیشا شمایل نگارانه اختصاص دارد. این مرحله که به عنوان سرآغاز راهیابی به معناهای مکنون در اثر هنری مطرح می باشد به بیان این مسأله می پردازد که هنگام مواجه با اثر هنری تنها می توان اثر را توصیف کرد، صرف نظر از این که علمی نسبت به آثار هنری داشته باشیم. اما مرحله دوم با تحلیل تصاویر ادامه می یابد که به درک معانی ثانوی و پنهان اثر می پردازد. در واقع در مرحله اول و دوم آیکونوگرافی، محقق از خود می پرسد که چه چیزی در اثر هنری ترسیم شده است، همچنین به دنبال مشخص ساختن منابع با واسطه و بی واسطه ( هم دبی و هم تجسمی) مورد استفاده هنرمند است. در نهایت به مبحث اصلی که همان تفسیر اثر هنری است، می پردازد که تمامی یافته ها در این بخش در مسیر راهیابی به هدف نهایی مورد استفاده قرار می گیرد. در این روند، نکاتی یادآوری می شود که با توجه به آن، چگونگی شکل گیری اثر را با در نظر گرفتن موقعیت اجتماعی و فرهنگی دوره زمانی مورد نظر و حتی درک ویژگی های روان شناختی پدید آورنده آن و جامعه شناختی زمانه مورد نظر، مورد تحلیل و ارزیابی قرار دهد. مراحل انجام کار بدین ترتیب خواهد بود:
در بخش اول، که توصیف پیش آیکونوگرافی را در بر می گیرد، اشکال نابی که در هیأت خط، رنگ یا احجام و موضوعات طبیعی و… را باز می نمایاند و به عنوان نقش مایه های هنری خوانده می شود و نیز روابط متقابل درون آن ها و کشف کیفیات مستتر در آن، مورد ارزیابی قرار می گیرد. بنابراین بررسی جزییات نقش مایه ها و رابطه آن با دیگر اجزا و کل اثر، اولین گام در روش آیکونولوژی محسوب می شود. در زمینه تصاویر کتاب قابوسنامه، این مرحله بدین ترتیب می باشد که در ابتدا به معرفی چند داستان و نمایش تصاویر آن پرداخته می شود و سپس با نگاه دقیق به بخش های مختلف این تصاویر و دیگر تصاویر موجود ویژگی های کلی تصاویر را از منظر فنون رایج در تصویر نگاری ایران مانند ترکیب بندی، فضاسازی، نوع و نحوه هماهنگی تصاویر با متن و نیز از نظر کاربرد نقش مایه های به کار رفته در آن مورد توصیف و ارزیابی قرار می دهد که از این طریق، مسیر را برای شناسایی جنبه های زیبایی شناسانه در مراحل بعد هموار می کند.
مرحله دوم، نه تنها مستلزم شناسایی صحیح نقش مایه هاست بلکه مستلزم شناسایی موضوع ثانویه مستتر در نقش مایه های هنری یا ترکیبات آن هاست که موضوع انتقال مفاهیم و مضامین اثر است یا به عبارتی سازنده تصاویر، داستان، تاریخ یا تمثیل هاست که پانوفسکی آن را دانش ریشه های ادبی می خواند. این فرایند نظارتی از طریق احاطه بر گونه های تاریخی میسر خواهد بود.بدین ترتیب این مرحله که تحلیل آیکونوگرافی می باشد، برابر است با مشخص کردن معانی ثانوی یا قرار دادی اثر مورد نظر که لازمه آن شناخت پس زمینه فرهنگی، سیاسی، مذهبی اجتماعی قوم مورد نظر است تا بدین طریق به نیت مؤلف نزدیک شویم. یکی از راه حل ها، آشنایی با ادبیات موضوع یا جنبه روایی اثر است که برای آیکونوگرافی تصاویر قابوسنامه با تحلیل ویژگی های کلی تصاویر از منظر دو واژه نگارگری و تصویرسازی آغاز و در ادامه با مقایسه شباهتها و ویژگی های تصاویر با خصوصیات نگارگری معمول ایرانی به تبیین جایگاه این اثر در هنر دوره اسلامی ایران می پردازیم.
مرحله سوم که مهم ترین قسمت تحقیق می باشد آیکونولوژی یا تفسیر داده ها و یافته های تحقیق است و همچنین به تأویل گفتمانی خلق اثر نیز تعبیر می شود. این مرحله معطوف به کشف معناهای ذاتی یا محتوایی است و به عنوان اصلی فراگیر در بردارنده دو مرحله پیشین یعنی توصیف و تحلیل آیکونوگرافیک است. در واقع، این مرحله در پی کشف درونی ترین معناهای یک اثر هنری است و به چگونگی انتخاب ارزش های نمادین در برابر تصاویر، داستان ها و تمثیل ها بستگی دارد. پانوفسکی در این زمینه ادعا می کند؛ از طریق تفسیری جامع و تمام عیار از معناهای ذاتی یا محتوایی قادر به شناسایی و تشخیص ویژگی های یک شیوه فنّی خاص در یک کشور یا دوره زمانی مشخص یا هنرمندی خاص خواهیم بود. این مرتبه از مطالعه آثار هنری را می توان شاخه ای از تاریخ فرهنگی دانست که در بردارنده پس زمینه تاریخی، اجتمااعی و فرهنگی موضوعات و بن مایه ها (موتیف های) هنرهای تجسمی است به خاطر این که اثر هنری به منزله یک سند یا گواهی بر زمانه خودش به شمار می رود. در این مورد با توجه به این که رویکرد ما ترکیبی است می بایست داده های مختلف را از اثر هنری جدا کنیم و این داده ها را در کنار یکدیگر قرار دهیم تا بتوانیم آن را تفسیر کنیم بنابراین در این مرحله، تصاویر قابوسنامه که در مرحله دوم مورد تحلیل قرار گرفتند تفسیر می شوند تا موقعیت آن را در بین آثار هم دوره اش مشخص کند و در نهایت، نیز ارتباطات عدیده آن با هنر دوره های قبل و بعدش و نیز تمدن های دیگر بررسی می شود.
بخش اول: توصیف پیش آیکونوگرافی
(4-1-1): ارائه چندتصویر با توجه به داستان های متن
الف- یکی از داستان های کتاب با عنوان “درزی در کوزه افتاد” از باب نهم، درباره پیری و جوانی است که در این حکایت نویسنده به حتمی بودن مرگ و این که هر لحظه ممکن است سر برسد اشاره دارد و حکایت چنین است:
«به شهر مرو درزی بود بر دروازه گورستان دکان داشت؛ و کوزه ای در میخی آویخته بود و هوس آنش داشتی که هر جنازه ای که از آن شهر بیرون بردندی وی سنگی اندر کوزه افکندی و هر ماه حساب آن سنگ ها کردی که چند کس را بردند و باز کوزه تهی کردی و سنگ همی در افکندی تا ماهی دیگر. تا روزگار برآمد و از قضا درزی بمرد مردی به طلب درزی آمد و خبر مرگ وی نداشت در دکانش بسته دید، همسایه را پرسید که این درزی کجاست که حاضر نیست همسایه گفت درزی نیز در کوزه افتاد.»
در تصویر4-1درزی ایستاده بر در دکان خود با سنگی در دست که قصد انداختن آن در کوزه ای که بر لب تاقچه دکانش قرار داده را دارد، دیده می شود. در تصویر 4-2، تابوتی توسط چهار نفر حمل می شود و صفی از همراهان عزادار بر سر و سینه زنان به سوی دکان درزی رهسپارند. اندوه و غم چهره اکثر حمل کنندگان تابوت و همراهان را پوشانده است در حالی که یکی از حمل کنندگان تابوت با دست و چهره اشاره به عمل انداختن سنگ در کوزه توسط درزی را دارد. در بین همراهان شخصی انگشت به دهان (داخل کادر دایره) به نشانه تأمل و اندیشه در مرگ که فراخواهد رسید، دیده می شود.

مطلب مشابه :  عوامل محیطی

تصویر 4-1:باب نهم، اندر پیری و جوانی تصویر 4-2:باب بیست و نهم، اندر اندیشه کردن از دشمن
مأخذ : کتاب قابوسنامه مأخذ : کتاب قابوسنامه
ب- داستان دیگر حکایت “خرید اسب پیر” باز هم از باب نهم می باشد که در این حکایت نویسنده به رنج پیری اشاره می کند و این که این رنج را پیران بهتر از هر کس دیگری متوجه اند، آن حکایت چنین است:
«از جمله حاجبان پدرم حاجبی بود، وی را حاجب کامل گفتندی، پیر بود و از هشتاد در گذشته. خواست که اسبی خرد؛ رایضی اسبی بیاورد فربه و نیکو رنگ و درست قوایم. اسب را به بها پسندید و به بها فرو داشت. چون دندانش بدید اسب پیر بود و نخرید. من او را گفتم؛ فلان آن اسب را بخرید تو چرا نخریدی، گفت: او مردی جوان است و از رنج پیری خبر ندارد، اگر به رنگ و منظر اسب غرّه شود معذورست، من از رنج پیری و ضعف و اُفتِ او خبر دارم اسب پیر خرم معذور نباشم.»
در تصویر 4-3 رایض و اسب و حاجب پیر را می بینیم. رایض به صورت شخص پیر خمیده قامتی که اسب فربه و درست قوایم را به قصد فروش به نزد حاجب می آورد، تصویر شده. حاجب نیز گرد پیری بر چهره و قامتش نشسته و دستان خود را به جلو آورده است.
تصویر 4-3: باب نهم، اندر پیری و جوانی، مأخذ: کتاب قابوسنامه
ج-داستان بعدی، حکایت “به بند کشیده شدن شمس المعالی” از باب بیستم، اندر کارزار کردن است. در این حکایت نویسنده گوشزد می کند که در ریختن خونی که صلاح خود را در آن می بینی اغماض و کوتاهی نکن. چرا که این تقصیر اسباب تباهی تو را فراهم خواهد کرد و حکایت چنین است:
«بدان که وی (شمس المعالی جدّ نویسنده) سخت قتال بود و گناه هیچ کس عفو نتوانستی کردن. مرد بد بود و از بدی او لشکر بر وی کینه ور گشته بود و با عمّ من فلک المعالی یکی شدند و بیامدند و پدر خویش شمس المعالی را بگرفت به ضرورت. از آن چه لشکر گفتند: اگر تو با ما یکی نباشی ما این ملک به بیگانه ای دهیم. چون دانست که ملک از خاندان او بیرون خواهد شدن به ضرورت ثبات ملک را این کار بکرد و مقصود من آن است چون وی را بگرفتند در بند کردندی و در مهدی3 بنشاندند و بر وی موکلان4 کردند و به قلعه چناشک فرستادند. در جمله موکلان وی مردی بود نام وی عبدالله جمازه بان، اندر راه همی رفتند، شمس المعالی این مرد را گفت: یا عبدالله هیچ دانی که این کار که کرد و این تدبیر چون بود که بدین بزرگی شغلی برفت و من نتوانستم دانست؟ عبدالله گفت: این کار فلان فلان سپاه سالار کردند و پنج کس را نام ببرد، لشکر را بفریبانیدند و در میان این شغل من بودم که عبدالله هستم و مردم را من سوگند دادم و این کار را من بدین جای رسانیدم و لکن تو این کار از من و از این پنج کس مبین، از خویشتن بین که تو را این شغل از بسیار مردم کشتن افتاد. امیر شمس المعالی گفت: تو غلطی مرا، خود این شغل از مردم ناکشتن افتاد که اگر من تو را با این پنج سپه سالار بکشتمی مرا این کار نفیتادی. شش خون دیگر همی باید کرد به سلامت همی بودن»
در تصویر4-4 شمس المعالی به بند کشیده شده با پاهای برهنه بر مهدی مهار شده و چهار نگهبان وی را همراهی می کنند. پایه های مهد و نگهبانان سمت چپ طوری ترسیم گردیده اند که القای حرکت رو به جلو داشته باشند و نگهبانان سمت راست که یکی از آن ها عبدالله جمازه بان است به یکی از پایه های مهد تکیه داده است، توقفی در آن ها نشان داده شده تا بیان گفتگوی شمس المعالی و عبدالله در طول راه منطقی تر به نظر آید. نگهبان ایستاده در کنار عبدالله با نگاهی از سر تعجب به سخنان شمس المعالی گوش می دهد. حالت چهره، موی پریشان و سر عریان شمس المعالی، نشانگر آشفتگی و پشیمانی از کاری که می باید می کرده ولی انجام نداده است، می باشد. حالت چهره عبدالله و یکی از نگهبانان سمت چپ بیان خشم و غضبی است که نسبت به شمس المعالی دارند و خود عامل به بند کشیده شدنش شد.
تصویر 4-4: باب بیستم، اندر کارزار کردن، مأخذ: کتاب قابوسنامه
(4-1-2): نحوه فضاسازی تصاویر در کتاب قابوسنامه
با توجه به این که این تصاویر در جرگه هنر تصویر سازی قرار می گیرند و نه نگارگری، بنابراین بر اساس فن تصویرسازی، هنرمند یا هنرمندان تصویرگر هیچ نیازی برای نمایش منظره اطراف انسان های نقش شده احساس نمی کردند تا به فضا عمق و بعد داده و نمایشی از منظره پرتجمل و تزیینی را ایجاد کنند و در حقیقت هدف اصلی هنرمند یا هنرمندان تصویرگر، بیان متن و یا هدف نویسنده برای مخاطب مورد نظرش بوده است لذا او به هیچ وجه خود را ملزم به ایجاد صحنه ای مملو از کوه و دشت و باغی از گل و بوته و حتی فضای کلی ساختمان و …(آن چنان که در اکثر نگاره های دوره اسلامی ایران مشاهده می کنیم) نکرده که این خود دلیلی خواهد بود بر دغدغه اصلی تصویرگر در بر آوردن خواسته و یا سفارش نویسنده؛ با این وجود علی رغم این که نمایش فضا بسیار محدود و هدف اصلی هنرمند نبوده است اما با توجه به این که در اکثر تصاویر، حسی از نمایش فضای پس زمینه به مخاطب القاء می شود، می توان تقسیم بندی هایی از انواع روش هنرمند برای نمایش آن را بیان کرد که در این موارد گنجانده می شوند:

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد دربارهسازمان ملل، سازمان ملل متحد، حقوق بشر، منشور ملل متحد

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید