رشته حقوق

اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه

تحلیل متن وگفتمان اصالتاً کیفی و نوعاً اکتشافی است. یکی از راههای انجام یک تحقیق کیفی، در نظر گرفتن نظریه یا چارچوبی با اصولی پذیرفته شده، در داخل پارادایمی خاص میباشد؛ تا دادههای مورد بررسی با عنایت به این اصول تحلیل شوند و صحت و سقم نتایج تحلیل هم با توجه به همین اصول، محک زده شود (یارمحمدی،76:1385).
به کارگیری چشم اندازها و چهارچوب های چندگانه، مؤثرترین روش برای رسیدن به نتایج مورد نظر میباشد؛ زیرا هر چهارچوبی نقاط ضعف و قوت خاص خود را دارد هر کدام نیازمند نگاه مکمل دیگر چهارچوب ها است. سینما رسانه ای چند حسی و تلفیقی است که متون بسیار متنوعی را تولید کرده، و نیازمند چهارچوب های ادارکی متنوعی است. بسیاری از جریان های نظری – فمنیسم، روان کاوی، پساساختارگرایی، نظریه پسا استعماری- به شکل پیچیده ای در هم تنیده و موازی اند و هرگونه قرار دادن آن ها در یک خط و پشت سرهم، شبهه نوعی توالی را ایجاد می کند.
کریستین تامپسن (1391) در مورد رویکرد معتقد است: بدون رویکرد ، چیزی به نام تحلیل فیلم وجود ندارد. منتقدان به تماشای فیلم نمی روند تا صرفاً اطلاعاتی جمع کنند و آن ها را به شکلی بکر به دیگران منتقل کنند. این که در فیلم به چه چیزهای «اطلاعات » می گوییم تا حدی مربوط است به این که بنا به فرض ما فیلم ها از چه عناصری تشکیل شده اند، مردم چگونه فیلم تماشا می کنند، فیلم ها با کل جهان چگونه مرتبط می شوند، و برای تحلیل فیلم چه اهدافی در نظر گرفته ایم. اگر بر فرض های مان تأمل نکرده باشیم، رویکردمان ممکن است تصادفی و از درون متناقض از کار دربیاید. رویکرد به تحلیل گر کمک می کند که در مواجهه با آثار هنری گوناگون ثابت قدم باشد: اما روش در نظر من مفهوم مشخص تری دارد: یعنی مجموعه اعمالی است که هنگام تحلیل عملاً به کار می رود.
رویکردی که منتقد بر می گزیند یا طرح ریزی می کند اغلب به این امر مربوط است که اصلا چرا او خیال دارد فیلم را تحلیل کند؟ به نظر می رسد برای تحلیل گر عموما دو راه کلی وجود دارد: یکی بر رویکرد متمرکز است، دیگری بر خود فیلم. … گاهی ممکن است کسی صرفاً برای اثبات یک رویکرد و روش ناشی از آن (زیرا در بیش تر رویکردها فقط یک روش وجود دارد) فیلمی را بررسی کند.
3-2-1 رویکرد نشانه شناسی بارت
رولان بارت (1980-1915) نشانه شناس فرانسوی، به سال 1975 کتابی نوشت به نام رولان بارت، که مجموعه ای از قطعههای کوتاهی دربارۀ آثار، نظریات و زندگی خود اوست… کتاب بارت در حکم نشانه شناسی یک زندگی است. زندگی خصوصی و اجتماعی نویسندهای که همواره کوشید تا کارآیی نشانهشناسی را بررسی هر پدیدۀ اجتماعی گوشزد کند.
بررسی های بارت طیف وسیعی را در بر می گیرد: ادبیات، موسیقی، عکاسی، نقاشی، مُد، گرافیک، سینما و سیاست. اندیشه های او ترکیبی از اگزیستانسیالیسم، مارکسیسم، فرویدیسم وساختارگرایی بود و او تمام کارهایش را به جای کشف حقیقت برای شناخت زبان انجام می داد. او در پی کشف معانی نبود بلکه برای یافتن قاعده های معنایی تلاش می کرد.
سوسور، زبان شناسی را یکی از عناصر علم نهایی نشانهها یا نشانه شناسی می دانست و معتقد بود که با یافتن بنیان نشانه شناسی می توان روش درستتری برای زبان شناسی یافت. بارت در رسالۀ مشهورش با عنوان درآمدی به نشانه شناسی نظری یکسر خلاف نظر سوسور می دهد… با در اختیار داشتن محصول کار بارت، می توان حکم کرد تنها به یاری روش های زبانشناسیک می توان ساختارهای اصلی و مناسبات درونی پدیده های فرهنگی را درک کرد. این نکته استوار به دو رکن اصلی است:
1) پدیدارهای اجتماعی و فرهنگی موضوع ها یا موارد با معنا هستند و از این رو در حکم نشانه اند. 2) آنها دارای گوهری در خود نیستند، بل صرفاً در زمینۀ مناسباتی که با یکدیگر مییابند قابل شناخت می شوند؛ و از این رو الگوی آنها نشانه های زبانی است (احمدی،218:1380).
بارت در رویکردی ساختارشکنانه و همراه با نویسندگانی چون دریدا، لاکان، فوکو و دیگران، نهضتی پساساختارگرایانه بنیان گذاشت، حرکتی که از نیمۀ اول دهه 60 میلادی آغاز شد و با جنبش مدرنیسم پایان یافت.
رولان بارت در مقاله ای با عنوان «سومین معنا»، معنا را به سه قسمت تقسیم کرده است. نخستین بخش معنا ارائه اطلاعات است به صورتی که در چارچوب پیام، معانی و اطلاعات گنجانده شده است. بخش دوم معنا سویه نمادین آن است که به زمینه دلالت گری آن باز می گردد که با دانستن حدودی از نشانه شناسی قابل درک است. بخش سومی که بارت از معنا می شناسد که تا حد زیادی به بحث این بخش نزدیک است، معنای”بی حس یا کند” نام دارد. او معتقد است، ما در این بخش با فزونی معنا روبه رو هستیم. بارت در این مورد تعریف و توضیح چندانی ارائه نمی دهد. چنانچه خود نیز اذعان داشته است که ارائه تعریف از بخش سوم معنا کار دشواری است و تنها به شمارش چندی از خصوصیات آن بسنده می کند. وی معتقد است:« اطمینان ندارم که خواندن معنای سوم دقیق و قابل گسترش هست یا نه. راهی نیست تا درک کنم تماشاگران برداشت مرا از این تصاویر تایید می کنند یا نه، حتی نمیدانم که برداشت خود را درست توصیف کردهام یا نه.» (احمدی،61:1371)
روش کار بارت گسترهای وسیع تر از نقد و نظریۀ ادبی را در بر می گیرد و در مورد تمامی سویههای زندگی اجتماعی-فرهنگی کار آمد است.
بارت در کتاب S/Zداستان کوتاه سارازین اثر نویسنده رئالیست فرانسوی یعنی بالزاک را بررسی کرده و از شیوهای ساختگرایانه استفاده کرده است. او واحدهای خوانش را با عنوان لکسیا1 بررسی نموده است. واحد خوانش در تحلیل بارت، یک قلمرو تحقق معناست که گاهی یک جمله و گاهی یک کلمه است. این استراتژیهای تفسیری سبب ایجاد انعطاف در نحوه بـررسی بـارت ‌شده اسـت. هـدف بارت، نـشان دادن مــاهـیت دلالـتکـننـده داسـتـان بـالـزاک بـوده اسـت (Hawkes, 2003: 94).
بارت در پژوهش خود دربارۀ سارازین بالزاک تمایزی بین متون خواندنی و نوشتنی را به کار میگیرد. این تمایز برجستگی مشخصتری در مقایسه با تقابل «اثر» و «متن» مییابد… متن خواندنی خواننده را به سوی یک معنا رهنمون میشود… خواندنی نامیدن چنین متنی به منظور برجستهسازی استقرار خواننده در موضع یک دریافتکنندۀ نسبتاً منفعل است (آلن،117:1389) متن نوشتنی بر این نکته تأکید میگذارد که متن نوشتنی مستلزم نوشتن خلاقانۀ متن از سوی خواننده است.
«از نظر بارت، معنا به شـکـل نـاخودآگاه شـکل مـیگیرد. بر این اساس، بارت از حضور مؤلفههای متفاوت در تحلیل یک متن خبر میدهد.
بیست و پنج سال پیش رولان بارت دریافت که در نقد فیلم چه اتفاقی می افتد (بارت(166: 1997) با حسرت می گفت، الگوی نشانه شناسانه ای که خود تثبیت کرده بود «از برخی جهات اسطوره ای شده است.» بارت چهار سال بعد نوشت: « مسئله این است که از حالا به بعد باید کجا برویم؟» طی دهه بعد مهمترین مباحث در نگره فیلم به وابستگی مطلق به خط سیر گرایش یافت (هیل و چرج گیبسن،153:1388).
3-2-2 رویکرد تحلیل گفتمان فوکو
دربارۀ فوکو (1984-1926) به طنز گفته اند که او چندان شجاع بود که انسان و علم را از گسترۀ علوم انسانی بیرون کرد.
میشل فوکو نقشی اساسی در تکوین تحلیل گفتمان، چه در حوزۀ نظری و چه در حوزۀ مطالعات تجربی داشت. فوکو شخصیتی است که تقریبا در تمامی رویکردهای موجود در تحلیل گفتمان از او نقل قول میآورند، نظراتش را شرح میدهند و دربارۀ آنها بحث میکنند و به جرح و تعدیل آراء او می پردازند… حتی آن جا که مخالف بخشهایی از نظرات او هستند (یورگنسن و فیلیپس،34:1391)
گسترۀ کار فوکو مرز نداشت. با بررسی پیدایش مفهوم «علم انسانی» آغاز کرد… در میانه دهه 1950 به این نتیجه رسید که انسان پدیده یا مفهوم تازه در علوم انسانی و تاریخ است… با این کشف نکتۀ دیگری را هم شناخت: با پیدایش انسان در صحنۀ علم، گونه ای تازه ( و مفهوم تازه) از اقتدار سر برآورده است. پس کوشید تا تبار نهادهای مقتدر را بازشناسد (احمدی،193:1380).
به طور کلی اندیشه و آرای فوکو را می توان به دو دوره بایگانی شناسی یا دیرینه شناسی (پیش از 1970) و تبارشناسی (پس از 1970) تقسیم نمود.
نظریه گفتمان فوکو در مطالعات بایگانی شناسانهاش شکل گرفت. وی به بررسی قواعدی می پردازد که تعیین می کنند در یک دوره تاریخی خاص چه احکامی به عنوان احکام درست و معنادار پذیرفته می شوند.

مطلب مشابه :  فناوری اطلاعات و ارتباطات

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید